|

گزارش میدانی از شهرهای جنوب کشور / خلیج فارس گورستان سربازان ترامپ می‌شود / مرزداری مقتدرانه در سیستان و بلوچستان برقرار است

فعالان رسانه‌ای که این روز‌ها در خط مقدم ساحلی حضور دارند، می‌گویند زندگی در جریان است، اما جریان دفاع از وطن، شورانگیزتر پیش می‌رود و از کوچک تا بزرگ، برای اجنبی رجز می‌خوانند.

گزارش میدانی از شهرهای جنوب کشور / خلیج فارس گورستان سربازان ترامپ می‌شود / مرزداری مقتدرانه در سیستان و بلوچستان برقرار است

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

از هشت سال دفاع مقدس، قصه‌ها و تصاویر بسیاری ثبت و ضبط شده است؛ اما یکی از تکان‌دهنده‌ترین و ماندگارترین آنها، تصویر سه جوان خرمشهری روی پل قدیم، درست قبل از سقوط شهر است. این روز‌ها انگار تاریخ دوباره تکرار شده و دفاع از ایران وارد فاز جدیدی شده است. دشمن برای فشار بر مردم و مسئولان، حملات سنگین و ناجوانمردانه‌ای را به خط ساحلی جنوب تدارک دیده است؛ از سیستان و بلوچستان گرفته تا هرمزگان و خوزستان. شب‌ها حملات هوایی آغاز می‌شود و روز‌ها که عکس مناطق آسیب‌دیده در فضای مجازی می‌پیچد، بعضی‌ها ژست خود حق پنداری می‌گیرند و می‌نویسند: «جانفدا‌ها را برای دفاع به جنوب اعزام کنید!»؛ غافل از اینکه جانفدا‌ها در همان جنوب متولد شده‌اند و زندگی می‌کنند. علی‌رغم اینکه خاک کشور مستقیم مورد حمله است، هم‌وطنان جنوبی در کنار کار و زندگی عادی، سراپا مشغول دفاع هستند.

فعالان رسانه‌ای که این روز‌ها در خط مقدم ساحلی حضور دارند، می‌گویند زندگی در جریان است، اما جریان دفاع از وطن، شورانگیزتر پیش می‌رود و از کوچک تا بزرگ، برای اجنبی رجز می‌خوانند. رئیسعلی دلواری، محمد جهان‌آرا، علی هاشمی و شهدای گمنام بسیاری، از همین جانفدا‌های جنوبی ایران بودند که خونشان هنوز در رگ‌های مردم این خطه جریان دارد؛ مردمی که انگار همگی پای همان سوگندنامه معروف رئیسعلی دلواری ایستاده‌اند که گفت: «ای کلام‌الله گفتار مرا شاهد باش من به تو سوگند یاد می‌کنم که اگر انگلیسی‌ها بخواهند بوشهر را تصرف کنند و به خاک وطن من تجاوز کنند، در مقام مدافعه برآیم و تا آخرین قطره خون من بر زمین نریخته است، دست از جنگ و ستیز با آنان نکشم و اگر غیر از این رفتار کنم، در شمار منکرین و کافرین به تو باشم و خدا و رسول از من بیزار شوند.»

در جنوب کشور کسی جنگ‌زده نیست

صدای ممتد پهپاد، ترکش موشک و غرش انفجار، چند وقتی است که به متن زندگی مردم در بندرعباس و جزایر اطراف سنجاق شده است. این را علی توسلی، خبرنگار خبرگزاری دانشجو، در روایت میدانی‌اش از جنوب کشور می‌گوید. جغرافیا همان جغرافیای داغ و شرجی همیشگی است، اما به گفته این خبرنگار، اتمسفر بوی باروت می‌دهد و شهر حالت جنگی به خود گرفته است. بااین‌حال، او تأکید می‌کند اگر کسی با تصویر «آوارگی» و «فرار» پا به این خاک بگذارد، محاسباتش در همان دقایق اول به‌هم می‌ریزد؛ اینجا کسی جنگ‌زده نیست. مردم صبح به صبح کرکره مغازه‌ها را بالا می‌کشند و به دنبال روزی‌شان می‌روند، هرچند که سایه سنگین این شرایط، نبض اقتصادشان را ضعیف کرده است. توسلی در گفت‌وگوی خود اشاره می‌کند که بازار‌ها از رونق افتاده و تور صیادان خالی‌تر از قبل است. کسبه محلی به او گفته‌اند این روز‌ها زمان طلایی ورود توریست‌های خارجی بود که به‌خاطر اوضاع فعلی، همگی سفرشان لغو شده است. سفر مسافران ایرانی هم که معمولاً از مهرماه جان می‌گیرد، هنوز شروع نشده و فشار اقتصادی روی شانه جنوب سنگینی می‌کند؛ اما این تمام واقعیت این روز‌ها نیست. روی دیگر سکه، پیوند غریبی است که میان مردم و خاک اینجا برقرار شده است.

این خبرنگار در سفر به جزایر هرمز، هنگام، لارک و قشم، با مردمی هم‌کلام شده که تا دیروز دغدغه‌شان دخل مغازه و مسافر بود، اما امروز مسلح، لب ساحل و زیر آفتاب سوزان پست می‌دهند. علی توسلی مشاهداتش را این‌گونه روایت می‌کند که آنها در قالب نیرو‌های مردمی و بسیج محلی، سازماندهی و آموزش‌دیده‌اند؛ شیفتی کار می‌کنند و خط اول دیده‌بانی و مقابله با هرگونه نفوذ احتمالی - از راپل گرفته تا پهپاد و نیروی زمینی - شده‌اند تا در صورت لزوم، هم سد راه شوند و هم به نیرو‌های پشتیبانی عقب‌تر اطلاع دهند. این دفاع، یک دفاع کاملاً بومی است. این‌طور نیست که بگوییم نیرو از استان‌های دیگر گسیل شده؛ خود مردم هرمز، لارک و قشم آستین بالا زده‌اند. در فضای مجازی، شایعات عجیبی دست‌به‌دست می‌شود؛ از ثبت‌نام‌های سراسیمه ارتش برای اعزام به مرز تا پیام‌های دلسوزانه‌ای که به جنوبی‌ها تعارف اسکان در شهر‌های دیگر را می‌زنند. اما توسلی می‌گوید پاسخ محلی‌ها به این موج‌ها، محکم و توأم باتعصب است. برای یک جنوبی، خاک مرز با ناموس برابر است؛ همان‌طور که سال‌ها پیش بر سربرداشتن چند مشت از خاک قرمز هرمز توسط توریست‌ها رگ غیرتشان بالا می‌زد، امروز هم از پیرزنی که ناتوان از راه‌رفتن است تا جوانی که اسلحه به دست دارد، حرفشان یکی است: «حاضریم خونمان روی این زمین بریزد، اما خاک را رها نمی‌کنیم.»

باوجوداین شرایط، روحیه سرزنده و خون‌گرم بندری‌ها سر جایش است. خبرنگار خبرگزاری دانشجو روایت می‌کند که شب‌ها لب ساحل بندرعباس، هنوز بوی نون محلی می‌آید و دست‌فروش‌ها بساطشان پهن است. حتی وقتی صدایی در آسمان می‌پیچد یا ردی از شلیک دیده می‌شود، مردم فرار نمی‌کنند؛ می‌ایستند، نگاه می‌کنند و به زندگی‌شان ادامه می‌دهند. بزرگ‌تر‌های این خطه، هشت سال جنگ تحمیلی و روز‌های به‌مراتب سخت‌تر را دیده‌اند و تجربیاتشان را به نسل جوان منتقل کرده‌اند؛ به همین خاطر، پایداری برایشان معنای عمیقی دارد. اگرچه به گفته مقامات محلی، تا زمان این گفت‌و‌گو اصابت و برخورد مؤثری در این پهنه طولانی ۱۶۷۰ کیلومتری از شرق تا غرب جنوب رخ نداده است، اما علی توسلی در پایان روایتش هشدار می‌دهد که نباید دچار این خطای محاسباتی شد که، چون در پایتخت خبری نیست، پس جنگی وجود ندارد. جنوب ایران، امروز خط مقدم یک نبرد تمام‌عیار است؛ جایی که مردمش تصمیم گرفته‌اند تمام‌قد پای تمامیت ارضی و امنیت کشورشان بایستند و ثابت کنند که نبض ایران، امروز در جزایر خلیج‌فارس می‌تپد.

مقاومت و دفاع از وطن بدیهیات مردم جنوب است

ضلع دیگر این روایت میدانی از جنوب را امین سلیمی، فعال رسانه‌ای و مجری برنامه تلویزیونی «زمانه»، بازگو می‌کند؛ روایتی که از مسیر سیرجان و فولاد شهید میرزایی آغاز می‌شود و به بندرعباس و بندر خمیر می‌رسد. سلیمی معتقد است برای درک درست از وضعیت جنوب، باید لنز دوربین را کمی عقب‌تر برد تا هم چالش‌های قدیمی و هم حماسه‌های جدید این روز‌ها دیده شوند. اینجا حتی پیش از آغاز این شرایط جنگی نیز، مردم با چالش‌هایی در تأمین سوخت و قطعی برق دست‌وپنجه نرم می‌کردند؛ هرچند که حالا مسئولان وعده داده‌اند تمام تلاش خود را برای پایدار ماندن برق هرمزگان به کار بندند. مسئله سوخت البته این روز‌ها به شکل دیگری خودش را نشان داده است؛ بنزین در جایگاه‌ها موجود است، اما به دلیل گرمای شدید هوا و کولر‌های یک‌سره روشن، سهمیه‌های عادی و آزاد کفاف مصرف ماشین‌ها را نمی‌دهد و همین تکرار مداوم سوخت‌گیری، صف‌های پمپ‌بنزین را شلوغ کرده است؛ گره‌ای که مردم چشم‌انتظار تدبیر مسئولان برای افزایش سهمیه‌ها هستند تا این بار اضافی از دوششان برداشته شود. بااین‌حال، شهر زنده و شلوغ است، مردم شب‌ها بیرون می‌آیند و زندگی عادی در جریان است. نکته مرکزی در مشاهدات این فعال رسانه‌ای، یک کلیدواژه مشترک میان تمام قشرهاست؛ از ماهیگیر خسته روی اسکله و کسبه بازار گرفته تا نیرو‌های مسلح و بچه‌های جهادی و راهداری. سلیمی می‌گوید: «میان تمام آنها یک باور مشترک وجود دارد؛ اینکه کار عجیب‌وغریبی نمی‌کنند. آنها می‌گویند ما دفاع‌کردن و جنگیدن را بلدیم و امروز مسئولیت حفاظت از این جغرافیا با ماست؛ همان‌طور که اگر کردستان یا خوزستان هم بود، مردمش پای خاکشان می‌ایستادند. مقاومت برای این مردم یک مسئله کاملاً حل‌شده و بدیهی است.»

در این روایت، زندگی و مقاومت در هم تنیده‌اند. لنج‌ها روز‌ها برای تأمین کالای اساسی و ماهیگیری به دریا می‌زنند و شب‌ها همان صیادان به‌صورت هماهنگ شب‌زنده‌دار کشیک‌ها و گشت‌های محلی می‌شوند. بر خلاف برخی تصورات که گمان می‌کنند جنوب رها شده، سلیمی از یک شبکه همدلی وسیع خبر می‌دهد؛ جایی که لشکر‌های مختلف از استان‌های دیگر و گروه‌های جهادی پابه‌پای محلی‌ها مشغول کارند و در پشت‌جبهه نیز، بانوان قشمی آستین بالا زده و برای نیرو‌های امنیتی و مرزداران خوراکی و تدارکات آماده می‌کنند. حس «تنهایی» در اینجا معنا ندارد؛ همه پای‌کار مقابله با اجنبی ایستاده‌اند. این همدلی و تحرک بالا، دقیقاً در جایی معنا پیدا می‌کند که حجم آسیب‌ها به زیرساخت‌ها آشکار می‌شود. در بندر خمیر، اسکله و محل کسب‌وکار مردم مورد هدف قرار گرفته و در بندرعباس نیز تمرکز بیشتر بر روی تأسیسات نظامی و دکل‌های ارتباطی بوده است.

اما بزرگ‌ترین آزمون این روزها، حفظ شریان‌های حیاتی و راه‌های مواصلاتی استان است که شرق و غرب را متصل نگه می‌دارد. مجری برنامه زمانه از تلاش شبانه‌روزی و فوق‌العاده بچه‌های راهداری و همراهی بخش خصوصی روایت می‌کند؛ نیرو‌هایی که اجازه ندادند ارتباط زمین‌گیر شود. مسیر راهبردی سیرجان به بندرعباس که بر اثر اصابت به یکی از تونل‌ها مسدود شده بود، در کمتر از ۲۴ ساعت بازگشایی شد. محور مهم بندرعباس به سمت لارستان، بندر خمیر و شیراز نیز که به دلیل تخریب پل اصلی بسته شده بود، با همت راهداران و کمک شرکت‌های خصوصی و مردم، سریعاً با احداث یک جاده خاکی و موقت هفت تا هشت‌کیلومتری باز شد و اکنون جریان تردد در مواصلات شرق و غرب استان برقرار است تا نبض حرکت در جنوب، حتی برای یک روز هم متوقف نشود.

مینابی‌ها باوجود داغ فرزندانشان همچنان پای‌کار ایران هستند

برای درک دقیق‌تر از آنچه در نقاط دورتر از مرکز استان می‌گذرد باید پای روایت علی ذاکری، فعال رسانه‌ای در میناب نشست. او وضعیت مناطقی مثل سیریک، جاسک و میناب را باوجود همه حواشی و خطرات، امن و پایدار توصیف می‌کند. ذاکری در پاسخ به این پرسش که با توجه به تهدیدها، اوضاع عمومی و روحیه مردم چطور است؟ با نگاهی واقع‌بینانه و به‌دور از بزرگ‌نمایی می‌گوید: «اینجا زندگی در جریانه... نه اینکه بگیم همه‌چیز عادی عادیه، ولی مردم دارن زندگی‌شون رو می‌کنن؛ منتها حالا دیگر درگیر جنگند.» عمق این درگیری با جنگ، خود را در آمار‌های ملموس نشان می‌دهد. در حمله دوم یا سوم، اسکله «بندر کوهستک» در مرز میان میناب و سیریک مورد هدف قرار گرفت که به شهادت دو تن از اهالی منجر شد؛ یکی بومی منطقه و صیاد و دیگری از نیرو‌های دریابانی انتظامی که در آنجا خدمت می‌کرد. تشییع این دو شهید، اما باز هم پرشور توسط مردم میناب برگزار شد.

گلایه اصلی مردم در این مناطق، نه از موشک و تهدید، بلکه از زیرساخت‌های رفاهی در این هوای طاقت‌فرساست. ذاکری به مطالبات مردم که در جلسات رسمی با حضور استاندار و نماینده خبرگان نیز مطرح شده، اشاره کرده و می‌گوید: «مردم یه مقدار از بابت خاموشی‌های برق در اذیتند؛ چون هر روز یک تا دو ساعت برق قطع میشه. انتظار دارند این کمبود جبران بشه. حرف مردم اینه که ما وسط جنگ و زیر موشک هستیم، یه مقدار باید از این بابت دیگه در آزار و اذیت نباشیم.»

بخش دیگری از واقعیت این روزها، هراس از شایعه حمله زمینی است؛ موضوعی که حتی فعالان اجتماعی تهران را هم که برای ارزیابی مسئولیت‌های اجتماعی به منطقه آمده بودند، نگران کرده بود. پاسخ مردم میناب، اما به این فضا، جلوه دیگری از همراهی آنها با کشور را نشان می‌دهد. ذاکری از زبان مردم محلی نقل می‌کند:

«مردم این مناطق خیلی با حاکمیت همراه هستند. پریروز پیش گروهی از دوستان بودیم، صحبت می‌کردند و می‌گفتند کاش به همه خانواده‌ها یه دونه اسلحه بدن مسلح بشن که اگر اتفاقی افتاد، همه بتونن وارد عرصه کارزار بشن.»

این آمادگی ذهنی در شرایطی است که دشمن باهدف قرار دادن شریان‌های ترانزیتی - از پل خمیر به بندرعباس گرفته تا مسیر سه‌راهی رودان به سمت میناب و کرمان و حتی بخش‌هایی از راه‌آهن - تلاش دارد ارتباط جنوب را قطع کند. با اینکه تخریب این مسیر‌ها زندگی روزمره و تردد مردم را با سختی زیادی روبه‌رو کرده، اما علی ذاکری در نهایت تأکید می‌کند چاره‌ای جز صبوری نیست و مردم محلی با روحیه‌ای محکم، پای خاک خود ایستاده‌اند.

مرزداری مقتدرانه در سیستان و بلوچستان برقرار است

پازل ایستادگی در مرز‌های ساحلی جنوب، با روایت رامین بختیاری، فعال جهادی استان سیستان و بلوچستان کامل‌تر می‌شود. جغرافیای سیستان و بلوچستان متشکل از اقوام، گویش‌ها و مذاهب مختلف است؛ جایی که شاید در تحلیل‌های بیرونی بستر مستعدی برای ناآرامی پنداشته شود، اما بختیاری معتقد است بحران اخیر، خون تازه‌ای به رگ‌های اتحاد منطقه تزریق کرده و همه را پای‌کار آورده است. او به‌عنوان نمونه به تشییع باشکوه اخیر اشاره کرده و می‌گوید: «حدود ۱۰ هزار نفر به‌صورت تشکیلاتی و نزدیک به ۱۵۰ هزار نفر از مردم عادی برای تشییع آمدند؛ شیعه و سنی، طلاب اهل‌سنت، بزرگان طوایف، تشیع، سیستانی و بلوچ همه بودند. این اتفاق واقعاً سند افتخاری برای استان ما شد.»

پس از آن و با شروع درگیری‌ها، اگرچه حملات بیشتر جنبه جنگ روانی داشته، اما خسارات ملموسی هم بر جای گذاشته است؛ از جمله تخریب یک برج بسیار زیبا در چابهار که نماد زیبایی شهر و یک زیرساخت غیرنظامی بود. در شمال استان و منطقه‌ای مثل ایرانشهر نیز وضعیت درگیرتر بوده و حمله به یک استراحتگاه، منجر به شهادت ۷ تن از دلاورمردان ارتش شد. بااین‌حال، بختیاری تأکید می‌کند این خون‌ها و خسارت‌ها ذره‌ای دل مردم را نلرزانده است: «زندگی در جریانه و روحیه همه الحمدلله خوبه. مشکلات، گرانی و این داستان‌ها هست و مردم از این اتفاقات روزمره ناراحتند، ولی اینکه بگویید جنگ فضای خاصی از ترس ایجاد کرده، نه اصلاً این‌طور نیست. همین‌الان کمیته بازسازی و جریانات مردمی دور هم جمع شدند تا خانه‌هایی که شیشه یا درشان شکسته را با پشتیبانی دولت و همراهی بقیه سریع بسازند.» این فعال جهادی معتقد است ۷۰ درصد جمعیت روستایی استان کماکان پای‌کار و آماده مبارزه هستند و مرزداران لب مرز در آمادگی کامل به سر می‌برند. او اتمسفر شب‌های استان را این‌گونه تصویر می‌کند: «مردم هر شب در همان چابهار و ایرانشهر، زیر باران موشک و بمب می‌آیند پای‌کار، دور هم جمع می‌شوند و پیام اقتدار می‌فرستند، حتی ناامنی‌هایی که در حالت معمولی وجود داشت، الان نیست و همه آماده‌اند. شاید بعضی‌ها بگویند خدا کند حمله زمینی نشود، ولی مردم استان ما می‌گویند خدا کند زودتر زمینی بیایند تا تکلیفمان را معلوم کنیم و قدرتی را که این مردم در حفظ کشور دارند، نشان دهیم.»

واقعیت جغرافیایی چابهار نشان می‌دهد ناو‌های جنگی آمریکا تنها ۲۰۰ کیلومتر - یعنی به فاصله دو ساعت راه - با ساحل فاصله دارند، اما به گفته بختیاری، مردم مقتدر جنوب شب‌ها کنار همین ساحل و در گرمای طاقت‌فرسا دور هم می‌نشینند، چای می‌خورند و دورهمی‌های خانوادگی‌شان برقرار است. در سیستان و بلوچستان مثل سایر نقاط جنوب، گلایه‌ها از جنس جنگ نیست؛ مردم از قطعی برق، خاموشی‌ها و گرانی ناراحتند، نه از ترس جنگ. رامین بختیاری در پایان با اشاره به ظرفیت‌های اقتصادی استان، از مسئولان درخواست دارد در این برهه حساس، ظرفیت‌های مرز پاکستان و منطقه بلوچستان را احصا و فعال کنند تا این استان بیش‌ازپیش بتواند کمک‌حال اقتصاد کشور در روز‌های بحران باشد.

منبع: فرهیختگان

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.