شرایط کنشگران محیط زیست پس از جنگ بدتر شد + گفتگو با سه فعال درباره امید به ادامه دادن
او به خاطر میآورد که یکبار از فرط ناامیدی به گریه افتاد، «هوشنگ ضیایی»، پیشکسوت محیطزیست که او را در این حال دید، شروع به دلداریاش کرد و از تجربهاش گفت. «آقای ضیایی به من گفت که میدانی من چه چیزهایی را پشت سر گذاشتهام و با چه سختیهایی مواجه بودهام، اما هنوز امیدوارم؟»
به گزارش گروه رسانهای شرق،
فاطمه باباخانی-«امید، یقین به خوشفرجام بودنِ امور نیست؛ امید، اطمینان به معنادار بودنِ آن چیزی است که انجام میدهیم، بیاعتنا به اینکه نتیجهاش چه باشد.» این جمله «واسلاو هاول» شرححال امروز حفاظتگران و کنشگران محیطزیست است. در زمانهای که جامعه که سیاست، سایه خود را بر کوچکترین وجوه زندگی افراد گسترانیده، گروهی دغدغه و مشغولیت زندگیشان را حفاظت از تنوع زیستی ایران گذاشتهاند. آنها در گرداب ناامیدی جمعی که جامعه ایران در آن گرفتار آمده همچنان در تقلا برای بقای کنشگری در این حوزه هستند.
«اگر بخواهم حرف آخر را اول بزنم، باید بگویم بله، امیدوارم. البته مواقعی هم هست که ناامید میشوم؛ شرایط گاهی آنقدر دشوار میشود که ادامه مسیر سخت به نظر میرسد. اما همیشه تلنگرهایی وجود دارد که من را از آن فضای ناامیدی بیرون میآورد.» این گفته «المیرا رضی» حفاظتگر است.
او به خاطر میآورد که یکبار از فرط ناامیدی به گریه افتاد، «هوشنگ ضیایی»، پیشکسوت محیطزیست که او را در این حال دید، شروع به دلداریاش کرد و از تجربهاش گفت. «آقای ضیایی به من گفت که میدانی من چه چیزهایی را پشت سر گذاشتهام و با چه سختیهایی مواجه بودهام، اما هنوز امیدوارم؟»
همین یک جمله باعث شد المیرا رضی، در چشم برهمزدنی، دههها تلاش هوشنگ ضیایی و ممنوعیت و بیانصافیهایی که در حق این پیشکسوت کردند، مقابل چشمش بیاید. به این فکر کند که کسانی بودند و هستند که با وجود تمام سختیها ایستادند و ادامه دادند. «بعد از شنیدن آن حرف، هر وقت ناامیدی به سراغم میآید، به یاد آن لحظه میافتم. گاهی به خودم حق میدهم که خسته یا دلزده باشم، اما در نهایت صدایی در درونم میگوید که نباید در این حال بمانم و باید به مسیر ادامه بدهم.»
جنگ تنها مانع پیش روی حفاظت نیست، پیش از آن هم شرایط در این حوزه چندان خوب نبود و حالا شرایط بدتر هم شده است. بااینحال رضی تصمیم دارد همچنان در این حوزه بماند. «همیشه احساس میکنم فعالیت در این حوزه برایم فقط یک شغل یا یک فعالیت حرفهای نیست، بلکه تلاشی برای پاسخدادن به یکی از بنیادیترین پرسشهای زندگی است؛ اینکه نقش من در این دنیا چیست و چرا به وجود آمدهام.»
برای رضی کار در حوزه حفاظت از طبیعت و حیاتوحش، مسیری برای جستوجوی معناست. «مسیری که در آن هم یاد میگیرم، هم رشد میکنم و هم تلاش میکنم سهمی هرچند کوچک در بهترشدن شرایط داشته باشم. به همین دلیل فکر میکنم کمتر چیزی میتواند بهاندازه این مسیر برایم ارزشمند و رضایتبخش باشد.»
جستجوی معنا تنها به محیطزیست محدود نمیشود، میتوان در حوزههای دیگر نیز آن را جستجو کرد، بااینحال رضی اگر به گذشته برگردد، در میان تمام فعالیتهایی که در نهایت به خیر عمومی منجر میشود، باز حفاظت را انتخاب میکند. «با وجود همه سختیها، ناامیدیها، محدودیتها و چالشهایی که تجربه کردهام، اگر به گذشته برگردم باز هم همین مسیر را انتخاب میکنم. چون معتقدم این حوزه بخش مهمی از هویت، دغدغهها و ارزشهای زندگی من را شکل داده است.»
از او پرسیدم که آیا انتظاری که از تغییر مدیریت سازمان داشتی برآورده شده است؟ به گفته این حفاظتگر موفقیت هر مدیریتی زمانی قابلارزیابی است که بتواند تغییرات پایدار و ملموسی در سطح سیاستگذاری، اجرا و حمایت از نیروهای میدانی ایجاد کند. «انتظار من از تغییر مدیریت این بود که فضای بیشتری برای فعالیت، مشارکت و اثرگذاری حفاظتگران و کنشگران این حوزه فراهم شود و شاهد رشد و تقویت فعالیتهای حفاظتی باشیم. اما تا امروز، بیش از هر چیز محدودیتها را دیدهام. به همین دلیل میتوانم بگویم که دستکم از منظر انتظاراتی که در این زمینه داشتم، هنوز آن تغییرات موردانتظار را به شکل ملموس مشاهده نکردهام.»
فرسایش حفاظت دولتی
«غلامرضا قادری»، حفاظتگر امیدی به اینکه قرار است در آینده اتفاقی بیفتد و به یکباره شاهد بهبود امور باشیم، ندارد. «فکر نمیکنم تلاش فعلی من در حوزه حفاظت قرار است به تغییری بزرگ منجر شود و از این بابت ناامیدم. اما درعینحال از تلاش برای حفاظت و محیطزیست دست برنمیدارم.»
چطور یک حفاظتگر وقتی میداند قرار نیست در آینده بهبودی را شاهد باشد، باز تلاش میکند؟ پاسخ قادری به دو کارکرد حفاظت برای او برمیگردد. «در دو بعد شخصی و غیرعمومی حفاظت برایم اهمیت دارد. محیطزیست و ارتباط با طبیعت معنای زندگی من است. از جنبه عمومی نیز فعالیتهای حفاظت میتواند باعث کاهش لطمه به این سرزمین شود و اندکی رنج جمعی را کاهش دهد.»
تغییر مدیریتی نهتنها در این دوره بلکه در دورههای قبل هم به گفته قادری تنها یک مسئله کوتاهمدت است. «مدتهاست که سازمان حفاظت محیطزیست دچار شرایط فرسایشی شده، جابهجایی مدیریتی بیشتر به شکل تاکتیکی اتفاق میافتد و به شکل نقطهای در اوضاع بهبودی ایجاد میکند. من از تغییروتحول در سازمان ناامیدم و میدانم قرار نیست در این حوزه اتفاقی بیفتد.»
با پررویی ادامه میدهیم
«آریا گازر»، کنشگر محیطزیست که در حوزه کودک و طبیعت فعالیت میکند، به گفته او لازمه رسیدن به وضعیت مطلوب در این حوزه همراهی دولت و حاکمیت است، مقولهای که فعلاً وجود ندارد. «در حوزه کودک، محتوای درستی نداریم که برای بچهها جذاب باشد. همین موضوع باعث شده حتی اگر تفاهمنامهای هم با وزارت آموزشوپرورش وجود داشته باشد، در عمل به تغییر منجر نشود.»
به گفته این کنشگر محیطزیست در شرایط کنونی محیطزیست حتی در آخرین اولویتهای دولت و حاکمیت نیست، در این وضعیت کار میدانی را با چالشهای جدی مواجه کرده و باعث شده جمعی از حفاظتگران از این حوزه خارج شوند، اما گازر قصد خروج از این حوزه را ندارد. «حتماً در حوزه محیطزیست میمانم. وضعیت دشوار کنونی دلیل بر کنار کشیدن نیست. من در ابتدای راهم و میخواهم همچنان به آینده امیدوار بمانم.»
امیدواری که گازر را همچنان در این حوزه نگه داشته، به گفته او از عشق به میهن نشئت میگیرد، اینکه کاری برای بهبود محیطزیست انجام دهد. «دوستی یک زمان میگفت کنشگری در حوزه محیطزیست در ایران یک فرمول دارد، نه میشود انجام داد و نه میتوان انجام نداد. ما پرروتر از این حرفها هستیم و ادامه میدهیم.»
او بار دیگر بر ضرورت همراهی دولت و حاکمیت با جامعه مدنی تأکید میکند. «در شرایطی که حاکمیت همراه نباشد تلاشهای رئیس سازمان حفاظت محیطزیست به نتیجه نمیرسد. در این وضعیت اگر همه ایران یکصدا بر حفاظت از یوز تأکید کنند، نه کار اساسی در حوزه یوز انجام میشود و نه این گونه نجات پیدا میکند.»