باستانگرایی پهلوی در برابر هویت ایرانی؛ تحلیل تاریخی از ریشههای مهاجرستیزی در نشست انجمن راحل
سیاُمین نشست از سلسله نشستهای «وضعیتشناسی مهاجرین افغانستانی در ایران» با عنوان «از نیروی نیابتی تا جانفدای ایران» روز دوشنبه، هفتم اردیبهشت ۱۴۰۵ با سخنرانی دکتر محمدرضا زهرایی، حسین کاظمی و دکتر علیرضا بلیغ و با دبیری رضا عطایی، توسط انجمن راحل در خانه اندیشهورزان تهران برگزار شد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
سیاُمین نشست از سلسله نشستهای «وضعیتشناسی مهاجرین افغانستانی در ایران» با عنوان «از نیروی نیابتی تا جانفدای ایران» روز دوشنبه، هفتم اردیبهشت ۱۴۰۵ با سخنرانی دکتر محمدرضا زهرایی، حسین کاظمی و دکتر علیرضا بلیغ و با دبیری رضا عطایی، توسط انجمن راحل در خانه اندیشهورزان تهران برگزار شد.
در این نشست، ضمن بررسی نقش تاریخی مهاجرین افغانستانی در انقلاب و دفاع مقدس، ریشههای ژئوپلیتیک جدایی افغانستان از ایران و تناقض گفتمان سلطنتطلب در قبال مهاجرین مورد واکاوی قرار گرفت.
دکتر محمدرضا زهرایی با مرور حضور مهاجرین افغانستانی از تأسیس انقلاب تا دفاع مقدس، گفت: «مهاجرین در تاسیس انقلاب نقش محوری داشتند و در دفاع مقدس ۳۰۰۰ تا ۵۰۰۰ شهید تقدیم کردند، اما پس از جنگ، سیاست «بازگشت» و «رسوب» طراحی شد تا آنان را ناخواسته و موقت جلوه دهند.» وی با اشاره به موج مهاجرت حدود دو میلیون و خوردهای پس از سال ۱۴۰۰ و پذیرش بیتنش آن توسط بازار کار ایران، تأکید کرد که جریان مهاجرستیزی اخیر «سازماندهی شده و با منابع مالی پشتصحنه» است. زهرایی تناقض گفتمان سلطنتطلب را برجسته ساخت: از یک سو ادعای باستانگرایی و ایران بزرگ، و از سوی دیگر تخریب چهره فارسیزبانان افغانستان. او با اشاره به شهادت حدود ۴۰ نفر از مهاجرین در جنگ رمضان، بر ضرورت تجدیدنظر در سیاستهای اقامتی و تابعیتی تأکید کرد.
دکتر محمدرضا زهرایی با مرور حضور مهاجرین افغانستانی از تأسیس انقلاب تا دفاع مقدس، گفت: «مهاجرین در تاسیس انقلاب نقش محوری داشتند و در دفاع مقدس ۳۰۰۰ تا ۵۰۰۰ شهید تقدیم کردند، اما پس از جنگ، سیاست «بازگشت» و «رسوب» طراحی شد تا آنان را ناخواسته و موقت جلوه دهند.» وی با اشاره به موج مهاجرت حدود دو میلیون و خوردهای پس از سال ۱۴۰۰ و پذیرش بیتنش آن توسط بازار کار ایران، تأکید کرد که جریان مهاجرستیزی اخیر «سازماندهی شده و با منابع مالی پشتصحنه» است. زهرایی تناقض گفتمان سلطنتطلب را برجسته ساخت: از یک سو ادعای باستانگرایی و ایران بزرگ، و از سوی دیگر تخریب چهره فارسیزبانان افغانستان. او با اشاره به شهادت حدود ۴۰ نفر از مهاجرین در جنگ رمضان، بر ضرورت تجدیدنظر در سیاستهای اقامتی و تابعیتی تأکید کرد.
دکتر علیرضا بلیغ، سومین سخنران نشست، با نگاهی ژئوپلیتیک و تاریخی به ریشههای جدایی افغانستان از ایران پرداخت. او گفت: «از افول صفویه و اشتباه استراتژیک نادرشاه در حمله به هند، استعمار بریتانیا فرصت یافت تا افغانستان را از ایران جدا کند و دیوار روسیه بسازد.» بلیغ گفتمان باستانگرایانه پهلوی (از اول تا دوم و ادامهدهندگان کنونی) را اساساً «غربزده» و بینسبت با ایرانیت راستین دانست و افزود: «هدف غرب از ایجاد تنشهای قومی و مذهبی در منطقه، جلوگیری از احیای قدرت آسیا و اقتصاد منطقه است.» (سخنرانی ایشان ناتمام ماند).
حسین کاظمی، دیگر سخنران نشست، با روایتی میدانی از سه جبهه افغانستان، ایران و اروپا، تصویری از همدلی بیسابقه مهاجرین ارائه داد. او از سوگواری مردم افغانستان پس از شهادت رهبر معظم انقلاب، برگزاری مجالس روضه و سرایش اشعار عمیق در رثای ایشان گفت. در ایران نیز مهاجرین با حضور در موکبها و کاروانهای خودرویی همدلی خود را به نمایش گذاشتند. کاظمی از تجمعات چندینهزارنفری حامی جمهوری اسلامی توسط مهاجرین افغانستانی در برلین و فرانکفورت خبر داد و مهاجرین را «عمق استراتژیک جدید جمهوری اسلامی» خواند.
حسین کاظمی، دیگر سخنران نشست، با روایتی میدانی از سه جبهه افغانستان، ایران و اروپا، تصویری از همدلی بیسابقه مهاجرین ارائه داد. او از سوگواری مردم افغانستان پس از شهادت رهبر معظم انقلاب، برگزاری مجالس روضه و سرایش اشعار عمیق در رثای ایشان گفت. در ایران نیز مهاجرین با حضور در موکبها و کاروانهای خودرویی همدلی خود را به نمایش گذاشتند. کاظمی از تجمعات چندینهزارنفری حامی جمهوری اسلامی توسط مهاجرین افغانستانی در برلین و فرانکفورت خبر داد و مهاجرین را «عمق استراتژیک جدید جمهوری اسلامی» خواند.
در جمعبندی نشست، بر لزوم تشخیص درست میان «واقعیت میدانی» (همدلی مهاجرین) و «برساخت رسانهای» (پروژه نیروی نیابتی) تأکید شد و نسبت به بازنمایی نادرست در آثاری چون فیلم «نیمهشب» هشدار داده شد.