کسبوکارهای خصوصی اینترنتی؛ میدان مشارکت اجتماعی زنان
فشار بر کسبوکارهای دیجیتال فقط یک مسئله اقتصادی نیست؛ فرصتی از زنان هم گرفته میشود
برای بسیاری از زنان جوان ایرانی، اینترنت فقط ابزار ارتباط یا سرگرمی نیست؛ محل کار، مسیر استقلال مالی، میدان یادگیری و راهی برای حضور اجتماعی است. در سالهایی که بازار کار ایران برای زنان هنوز محدود، نابرابر و کمانعطاف مانده کسبوکارهای خصوصی وابسته به اینترنت یکی از معدود فضاهایی بودهاند که درهای بیشتری به روی زنان باز کردهاند؛ از فناوری، طراحی، محصول، بازاریابی و منابع انسانی گرفته تا فروش آنلاین، آموزش، تولید محتوا، خدمات دیجیتال و کارآفرینی فردی.
برای بسیاری از زنان جوان ایرانی، اینترنت فقط ابزار ارتباط یا سرگرمی نیست؛ محل کار، مسیر استقلال مالی، میدان یادگیری و راهی برای حضور اجتماعی است. در سالهایی که بازار کار ایران برای زنان هنوز محدود، نابرابر و کمانعطاف مانده کسبوکارهای خصوصی وابسته به اینترنت یکی از معدود فضاهایی بودهاند که درهای بیشتری به روی زنان باز کردهاند؛ از فناوری، طراحی، محصول، بازاریابی و منابع انسانی گرفته تا فروش آنلاین، آموزش، تولید محتوا، خدمات دیجیتال و کارآفرینی فردی.
کمتر درباره این بخش از ماجرا صحبت شده است. معمولاً وقتی از فشار بر کسبوکارهای اینترنتی حرف میزنیم، بحث به زیان شرکتها، اختلال خدمات، کاهش سرمایهگذاری یا مهاجرت نیروی انسانی میرسد. اما یک پیامد اجتماعی مهم هم در میان است: هر بار که اقتصاد دیجیتال تضعیف میشود، یکی از مهمترین مسیرهای مشارکت اجتماعی و اقتصادی زنان هم کوچکتر میشود.
اقتصاد دیجیتال در ایران، با همه محدودیتها و فشارهایی که تحمل کرده، برای بسیاری از زنان فضایی متفاوت از بازار کار سنتی ساخته است. در این فضا، مهارت و یادگیری اهمیت بیشتری دارد؛ امکان کار منعطفتر است؛ مسیرهای ورود به بازار کار متنوعترند؛ و زنان میتوانند در موقعیتهایی حضور پیدا کنند که در ساختارهای سنتیتر کمتر به آنها سپرده میشود. همین ویژگیها باعث شده بخشی از زنان جوان، تحصیلکرده و متخصص، اقتصاد دیجیتال را نه فقط بهعنوان محل درآمد، بلکه بهعنوان میدان رشد و هویت حرفهای خود ببینند.
آمار برخی شرکتهای بزرگ اینترنتی هم همین تصویر را تأیید میکند. در نوبیتکس، طبق گزارشهای منتشرشده از منابع انسانی این شرکت، ۴۵ درصد کارکنان زن بودهاند؛ عددی قابل توجه در مقایسه با وضعیت کلی بازار کار ایران. در گزارش دیگری نیز آمده که ۴۰ درصد کارکنان نوبیتکس را زنان تشکیل میدهند.
در گروه اسنپ نیز، بر اساس گزارش عملکرد سال ۱۴۰۳، نسبت زنان و مردان در میان کارکنان بسیار نزدیک به هم بوده است؛ گزارشهای منتشرشده از دادههای اسنپ نشان میدهد حدود ۴۹.۸ درصد کارکنان زن بودهاند و تعداد همکاران زن نسبت به سال قبل ۶.۱ درصد افزایش داشته است.
دیجیکالا هم در گزارش سال ۱۴۰۲ خود از افزایش تعداد همکاران زن نسبت به سال قبل خبر داده و در بخش اشتغالزایی، تصویری از حضور نیروهای جوان در این شرکت ارائه کرده است.
این اعداد فقط آمار منابع انسانی چند شرکت نیستند؛ نشانه یک تغییر اجتماعیاند. آنها نشان میدهند بخشی از اقتصاد خصوصی اینترنتی توانسته فضایی بسازد که در آن حضور زنان نه استثنا، بلکه بخشی از واقعیت روزمره کار است. این حضور فقط محدود به شرکتهای بزرگ نیست. هزاران زن در شهرهای مختلف، از مسیر فروش آنلاین، تولید محتوا، آموزش مجازی، طراحی، ترجمه، برنامهنویسی، مدیریت شبکههای اجتماعی، مشاوره، خدمات خانگی آنلاین و کسبوکارهای کوچک دیجیتال وارد اقتصاد شدهاند.
برای زنی که در خانه محصولی تولید میکند و از طریق پلتفرمها میفروشد، اینترنت فقط ابزار فروش نیست؛ راه ارتباط با مشتری، امکان درآمد مستقل و راهی برای دیدهشدن است. برای زن جوانی که در یک شرکت فناوری کار میکند، اقتصاد دیجیتال فقط محل اشتغال نیست؛ فضایی برای یادگیری، شبکهسازی، ارتقا و تجربه حرفهای است. برای فریلنسری که درآمدش به ارتباط آنلاین و ابزارهای جهانی وابسته است، اینترنت بخشی از امنیت اقتصادی روزمره محسوب میشود.
به همین دلیل، اختلال اینترنت، محدودیت دسترسی به ابزارهای جهانی، نااطمینانی رگولاتوری، فشارهای نهادی و تخریب اجتماعی کسبوکارهای خصوصی، فقط مسئله مدیران شرکتها یا فعالان استارتاپی نیست. این فشارها در نهایت به زندگی روزمره کسانی میرسد که فرصتهای کاریشان به همین فضاها گره خورده است؛ و در میان آنها، زنان سهم قابل توجهی دارند.
وقتی یک پلتفرم فروش آنلاین آسیب میبیند، فقط یک کسبوکار بزرگ متضرر نمیشود؛ زنانی هم آسیب میبینند که از طریق آن محصول میفروشند. وقتی به شرکتهای خصوصی اینترنتی برچسب زده میشود و سرمایه اجتماعی آنها تخریب میشود، بخشی از اعتماد به فضایی از بین میرود که برای زنان امکان حضور بیشتری ساخته بود.
این گزارش دفاع بیقیدوشرط از هیچ شرکت یا پلتفرمی نیست. مسئله این نیست که کسبوکارهای اینترنتی بینقصاند یا نباید نقد شوند. مسئله این است که در نقد و مواجهه با این بخش از اقتصاد، نباید پیامدهای اجتماعی آن نادیده گرفته شود. اقتصاد دیجیتال، با همه ضعفها و ریسکهایش، یکی از معدود میدانهایی بوده که زنان توانستهاند در آن سهم بیشتری از کار، مهارت، درآمد و حضور اجتماعی پیدا کنند.
در جامعهای که هنوز مشارکت اقتصادی زنان با موانع جدی روبهروست، هر فضایی که امکان کار و استقلال زنان را بیشتر کند، باید جدی گرفته شود. اگر کسبوکارهای خصوصی اینترنتی تضعیف شوند، پرسش مهم این است: جایگزین آنها برای زنان چیست؟ بازار کار سنتی؟ بخش دولتی؟ مشاغل غیررسمی؟ یا خروج تدریجی از میدان کار و مشارکت؟
اقتصاد دیجیتال برای بسیاری از زنان ایرانی، فقط یک فرصت شغلی نیست؛ یکی از مسیرهای ممکن برای ماندن در جامعه، ساختن آینده، داشتن درآمد و تجربه استقلال است. تضعیف این فضاها، در نهایت فقط به زیان چند شرکت تمام نمیشود؛ به معنای کوچکتر شدن میدان مشارکت زنان در ایران است.