|

هزینه‌ای که در بودجه دیده نمی‌شود

چرا نگهداری زیرساخت‌ها باید پیش از افتتاح پروژه‌های تازه دیده شود؟

صبحی را تصور کنید که خانواده‌ای برای بردن کودک به مدرسه از خیابانی می‌گذرد که آسفالت آن بارها وصله شده است. چند کوچه آن‌طرف‌تر، مدیر یک کارگاه برای خرابی شبکه آب یا قطع مکرر یک خدمت عمومی برنامه جایگزین می‌چیند.

صبحی را تصور کنید که خانواده‌ای برای بردن کودک به مدرسه از خیابانی می‌گذرد که آسفالت آن بارها وصله شده است. چند کوچه آن‌طرف‌تر، مدیر یک کارگاه برای خرابی شبکه آب یا قطع مکرر یک خدمت عمومی برنامه جایگزین می‌چیند.

در بیمارستانی، دستگاهی که به تعمیر به‌موقع نیاز دارد، روزهای بیشتری از خدمت خارج می‌ماند. هیچ‌یک از این صحنه‌ها لزوما خبر بزرگی نیست، اما هر کدام یک سؤال مشترک دارند: چرا ساختن دارایی عمومی در تصمیم‌گیری‌ها دیده می‌شود، ولی نگهداری آن اغلب تا زمان خرابی به حاشیه می‌رود؟ بحث فقط فرسودگی خیابان و ساختمان نیست؛ هر دارایی عمومی از لحظه افتتاح وارد دوره‌ای طولانی از هزینه و مسئولیت می‌شود. مدرسه به ایمنی و تعمیر نیاز دارد، شبکه آب به پایش نشتی، راه به نگهداری پیشگیرانه و سامانه دیجیتال به امنیت و به‌روزرسانی. اگر بودجه فقط هزینه ساخت را برجسته کند، تصویری ناقص از تعهدی به دست می‌دهد که سال‌ها ادامه خواهد داشت. در این تصویر، بریدن روبان آسان‌تر از تأمین اعتبار نگهداری است؛ زیرا هزینه امروز آشکار است و منفعت پیشگیری از خرابی‌ کمتر قابل نمایش است. این مسئله در روزهایی مطرح می‌شود که صندوق بین‌المللی پول در گزارش «پایش مالی» اکتبر ۲۰۲۶ نسبت به فشار فزاینده بدهی، هزینه بهره و تعهدات بودجه‌ای هشدار داده است. پیام آن گزارش صرفا افزایش بدهی نیست؛ دولت‌ها در برابر انتخاب‌های سخت‌تری قرار می‌گیرند. وقتی منابع محدود می‌شود، نخستین قربانی گاه هزینه‌ای است که حذفش امروز اعتراض فوری ایجاد نمی‌کند: بازرسی، تعمیر، نوسازی تدریجی و نگهداری. اما همین صرفه‌جویی ظاهری ممکن است فردا به بازسازی اضطراری و هزینه‌ای سنگین‌تر تبدیل شود. این رابطه، برای هر کشوری باید با داده‌های خود آن کشور سنجیده شود. در اقتصاد بخش عمومی، تفاوت مهمی میان «هزینه ساخت» و «هزینه چرخه عمر» وجود دارد. تصمیم درست درباره یک پروژه فقط به رقم قرارداد اولیه وابسته نیست؛ باید مجموع هزینه‌های بهره‌برداری، تعمیر، جایگزینی و حتی جمع‌آوری یا تغییر کاربری آن در طول عمر دارایی نیز بررسی شود. ممکن است گزینه‌ای که هنگام ساخت ارزان‌تر است، به دلیل مصرف انرژی، کیفیت پایین مصالح یا دشواری تعمیر، در مجموع گران‌تر تمام شود. برعکس، خرجی محدود برای نگهداری پیشگیرانه می‌تواند از توقف طولانی خدمت جلوگیری کند. بدون محاسبه چرخه عمر، مقایسه پروژه‌ها از اساس ناقص می‌ماند. سازمان همکاری و توسعه اقتصادی در گزارش «دولت در یک نگاه» بر مدیریت عملکرد دارایی‌های عمومی در سراسر چرخه عمر تأکید می‌کند. این نگاه، مسئله را از حسابداری یک‌ساله فراتر می‌برد: دولت باید بداند چه دارایی‌هایی دارد، هر‌کدام در چه وضعیتی است، چه خدمتی تولید می‌کند و در چه زمانی به مداخله نیاز خواهد داشت. اگر فهرست دارایی‌ها ناقص باشد، مدیر حتی نمی‌تواند برآورد معتبری از تعهدات آینده ارائه کند. نتیجه، انباشت «بدهی نگهداری» است؛ بدهی‌ای که شاید در دفاتر مالی عنوان مستقلی نداشته باشد، اما در کیفیت خدمات ظاهر می‌شود. این بدهی در زندگی مردم به یک اندازه توزیع نمی‌شود.

خانواده‌ای که خودروی شخصی دارد، ممکن است از خرابی یک مسیر جایگزین استفاده کند؛ کارگر یا دانش‌آموزی که به حمل‌ونقل عمومی وابسته است، چنین امکانی ندارد. بنگاه بزرگ برای قطعی خدمت، ژنراتور و ذخیره احتیاطی تهیه می‌کند؛ واحد تولیدی کوچک ممکن است سفارش خود را از دست بدهد. هنگامی که کیفیت دارایی عمومی افت می‌کند، بخشی از هزینه به کسانی منتقل می‌شود که کمترین توان خرید راه‌حل خصوصی را دارند. بنابراین نگهداری زیرساخت فقط موضوع مهندسی نیست؛ موضوع عدالت و رقابت اقتصادی هم هست. در منطق بودجه‌ریزی معمول، پروژه تازه چند امتیاز سیاسی دارد: نام مشخص، محل افتتاح، زمان‌بندی قابل اعلام و امکان نمایش پیشرفت فیزیکی. در مقابل، تعمیر به‌موقع یک پل یا شبکه آب اغلب به رویدادی نمایشی منجر نمی‌شود؛ موفقیت آن دقیقا در اتفاقی است که رخ نمی‌دهد. همین عدم تقارن می‌تواند انگیزه تصمیم‌گیران را به سمت توسعه ظرفیت جدید و دور‌شدن از حفظ ظرفیت موجود ببرد. این گزاره یک فرضیه نهادی است، نه حکم قطعی درباره همه مدیران؛ برای اثبات آن باید ساختار بودجه و عملکرد واقعی دستگاه‌ها بررسی شود.

مسئله زمانی پیچیده‌تر می‌شود که مسئول ساخت، مسئول بهره‌برداری و مسئول پرداخت هزینه نگهداری، یک نهاد نباشند. یک دستگاه پروژه را افتتاح می‌کند، نهادی دیگر آن را تحویل می‌گیرد و بودجه تعمیر در جای سومی تصویب می‌شود. در این زنجیره، پاسخ‌گویی می‌تواند میان سازمان‌ها گم شود. هر‌کس بخشی از کار خود را انجام داده، اما هیچ‌کس مالک کامل کیفیت خدمت در 10 سال بعد نیست. اصلاح نهادی از همین‌جا آغاز می‌شود؛ باید در کنار مسئول ساخت، متولی چرخه عمر دارایی و منبع تأمین هزینه‌های نگهداری نیز از ابتدا معلوم باشد. راه‌حل نخست، تهیه «دفتر دارایی عمومی» است؛ فهرستی قابل حسابرسی از مدرسه‌ها، بیمارستان‌ها، جاده‌ها، تأسیسات آب و سامانه‌های حیاتی، همراه با سن، وضعیت فنی، میزان استفاده و برآورد هزینه تعمیر. لازم نیست در آغاز همه اطلاعات کامل باشد؛ می‌توان از چند گروه دارایی پرخطر و پرمراجعه شروع کرد، کیفیت داده‌ها را سنجید و دامنه را گسترش داد. انتشار عمومی شاخص‌های تجمیعی، بدون افشای اطلاعات حساس امنیتی، امکان مقایسه شهرها و دستگاه‌ها را فراهم کرده و بحث بودجه را از وعده‌های کلی به مسئله‌ای قابل اندازه‌گیری تبدیل می‌‌‌کند. گام دوم، پیوند‌دادن بودجه سالانه به برنامه نگهداری چند‌ساله است. هر پروژه جدید باید پیش از تصویب، برآورد مستقل هزینه بهره‌برداری و نگهداری، مسئول تأمین مالی و سناریوی خرابی یا کاهش درآمد را ارائه کند. دستگاه‌ها نیز لازم است گزارش دهند چه سهمی از دارایی‌هایشان بازرسی دوره‌ای شده و چه میزان تعمیر ضروری به تعویق افتاده است. در این مدل، حذف یک ردیف تعمیر نباید فقط «صرفه‌جویی» ثبت شود؛ باید پیامد احتمالی آن بر خطر خرابی، توقف خدمت و هزینه آینده نیز روشن باشد. گام سوم، تغییر معیار ارزیابی مدیران است. اگر تنها تعداد پروژه‌های افتتاح‌شده یا اعتبار جذب‌شده سنجیده شود، رفتار سازمانی نیز به همان سمت می‌رود. در کنار آن باید دسترس‌پذیری واقعی خدمت، تعداد توقف‌های ناخواسته، زمان بازگشت به وضعیت عادی، هزینه چرخه عمر و رضایت استفاده‌کنندگان سنجیده شود. برای جلوگیری از دستکاری شاخص‌ها، داده‌های عملکردی باید با بازرسی مستقل و نمونه‌گیری از تجربه شهروندان تطبیق داده شود. معیار خوب، مدیری را که از خرابی پیشگیری کرده، به اندازه مدیری که پروژه تازه‌ای ساخته است، قابل مشاهده می‌کند. آینده‌نگری در اینجا به معنای پیش‌بینی دقیق روز خرابی نیست. تغییر اقلیم، رشد شهرها، سالمندی جمعیت، جابه‌جایی الگوی مصرف و گسترش فناوری‌های دیجیتال، تقاضا و خطرات دارایی‌های عمومی را دگرگون می‌کنند. یک شبکه آب باید در برابر سناریوهای خشک‌سالی، افزایش تقاضا و اختلال برق آزموده شود؛ یک بیمارستان در برابر موج مراجعه و اختلال زنجیره تأمین. بودجه نگهداری وقتی هوشمند است که برای چند آینده محتمل طراحی شود، نه‌فقط برای تکرار بی‌دردسر سال گذشته. فناوری می‌تواند در این مسیر کمک کند: حسگرها، داده‌های تعمیرات و الگوریتم‌های پیش‌بینی خرابی امکان اولویت‌بندی بازرسی‌ها را افزایش می‌دهند. اما خرید نرم‌افزار بدون ثبت داده، نیروی متخصص و اختیار اقدام، مسئله را حل نمی‌کند. اگر سامانه هشدار دهد و بودجه یا مسئول پاسخ‌گو وجود نداشته باشد، هشدار فقط به فهرست گزارش‌های بی‌اثر افزوده می‌شود. استفاده از هوش مصنوعی باید با امکان توضیح تصمیم، ارزیابی خطا و کنترل انسانی همراه باشد؛ مخصوصا وقتی اولویت تعمیر بر ایمنی یا دسترسی گروه‌های آسیب‌پذیر اثر می‌گذارد. پیشنهاد عملی، آغاز یک برنامه آزمایشی 12ماهه در چند شهر و برای چند خدمت مشخص است: ابتدا موجودی و وضعیت دارایی‌ها ثبت شود، سپس هزینه تعمیرهای عقب‌افتاده و ریسک توقف خدمت برآورد شود، پس از آن بودجه نگهداری با شاخص‌های شفاف تخصیص یابد و نتیجه هر فصل منتشر شود. معیار موفقیت، رقم هزینه‌شده نیست؛ بلکه کاهش توقف خدمت، کاهش خرابی قابل پیشگیری و افزایش اطمینان مردم است. اگر آزمایش نتیجه نداد، باید طراحی آن اصلاح شود، نه اینکه با تبلیغ گسترده‌تر موفق جلوه داده شود. ۲۴ اکتبر، روز سازمان ملل متحد است؛ مناسبتی که می‌تواند یادآور تعهد عمومی به توسعه پایدار باشد. پایداری فقط در ساختن بیشتر خلاصه نمی‌شود؛ در حفظ چیزی هم هست که با منابع عمومی ساخته شده است. هر پل، مدرسه و درمانگاه، وعده‌ای بلندمدت به شهروندان است. بودجه‌ای که فقط روز افتتاح را می‌بیند، از آینده این وعده غافل می‌ماند. پرسش نهایی ساده است: آیا می‌خواهیم هر سال ساختمان تازه‌ای به فهرست دارایی‌ها اضافه کنیم‌، یا می‌خواهیم دارایی‌های موجود سال‌های بیشتری واقعا به مردم خدمت کنند؟

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.