|

هشدار کافی نیست

تاب‌آوری باید از خانه آغاز شود

نیمه‌شب، پیام هشدار بارندگی شدید روی تلفن همراه یک خانواده ظاهر می‌شود؛ اما پرسش‌های اصلی بی‌پاسخ می‌ماند: آیا باید خودرو را از زیرزمین خارج کرد؟

نیمه‌شب، پیام هشدار بارندگی شدید روی تلفن همراه یک خانواده ظاهر می‌شود؛ اما پرسش‌های اصلی بی‌پاسخ می‌ماند: آیا باید خودرو را از زیرزمین خارج کرد؟

جریان برق یا گاز را بست؟ سالمند خانواده را به جای دیگری برد؟ مسیر امن کدام است و چه زمانی پیام بعدی منتشر خواهد شد؟ اگر هشدار فقط نام مخاطره را اعلام کند و به تصمیم قابل اجرا نرسد، بیش از آنکه امنیت ایجاد کند، اضطراب تولید می‌کند. ۱۳ اکتبر برابر با ۲۱ مهر، «روز جهانی کاهش خطر بلایا» است. سازمان ملل شعار سال ۲۰۲۶ را «تاب‌آوری از خانه آغاز می‌شود» انتخاب کرده است؛ شعاری که خانه را نه‌فقط محل وقوع خسارت، بلکه نخستین حلقه پیشگیری، آمادگی و اقدام معرفی می‌کند. سند مفهومی امسال تصریح می‌کند هشدار زمانی شکست می‌خورد که به خانوار نرسد، فهمیده نشود یا به اقدام نینجامد. این تأکید برای ایران معنایی فراتر از یک مناسبت تقویمی دارد. ایران هم‌زمان با زمین‌لرزه، سیل، خشک‌سالی، فرونشست زمین، گردوغبار و مخاطرات اقلیمی روبه‌رو است. در چنین محیطی، مسئله فقط توان پیش‌بینی نیست؛ مسئله اصلی فاصله میان «دانستن خطر» و «تغییر رفتار پیش از وقوع خسارت» است. هشدار هواشناسی، گزارش لرزه‌خیزی یا نقشه فرونشست زمانی ارزش عمومی پیدا می‌کند که به تصمیمی درباره ساخت‌وساز، تخلیه، بودجه، بیمه، تداوم خدمات و رفتار خانوار متصل شود.در جهان پیشرفت‌هایی رخ داده است. گزارش ۲۰۲۵ سازمان جهانی هواشناسی می‌گوید  ۱۱۹ کشور، معادل ۶۰ درصد کشورها، وجود سامانه هشدار زودهنگام چندمخاطره‌ای را گزارش کرده‌اند؛ رقمی که طی یک دهه بیش از دو برابر شده است. با این‌ حال، داشتن سامانه با برخورداری از زنجیره کامل هشدار یکسان نیست. پیش‌بینی دقیق اگر به آخرین خانه، مدرسه، بیمارستان یا کارگاه نرسد، یا مخاطب نداند چه کند، هنوز یک ظرفیت فنی ناقص است.

حکمرانی پیش‌نگر دقیقا از همین نقطه آغاز می‌شود. در این رویکرد، هشدار یک «اطلاعیه» نیست؛ قراردادی نهادی میان تولیدکننده داده، مقام تصمیم‌گیر، دستگاه اجرائی و شهروند است. هر هشدار معتبر باید دست‌کم به چهار پرسش پاسخ دهد: چه خطری، در کجا و در چه بازه‌ای محتمل است؟ با عبور کدام شاخص از چه آستانه‌ای اقدام آغاز می‌شود؟ مسئول صدور فرمان و اجرای آن کیست؟ منابع مالی و امکانات لازم از کجا تأمین می‌شود؟ الگوی «اقدام پیش‌نگر» سازمان ملل نیز بر همین اتصال تأکید دارد: محرک‌های از پیش توافق‌شده، فعالیت‌های از پیش طراحی‌شده و منابع مالی‌ای که پیش از وقوع بحران آماده آزادشدن باشند. تفاوت این الگو با مدیریت سنتی بحران آن است که بودجه و اختیار را پس از آشکارشدن خسارت جست‌وجو نمی‌کند.

برای ایران می‌توان این منطق را با یک برنامه محدود اما عملی آغاز کرد: تدوین «پروتکل هشدار تا اقدام خانوار» برای سه مخاطره پرتکرار در هر استان. مثلا در برابر سیلاب شهری، جدول عمومی و ساده‌ای منتشر شود که برای هر سطح هشدار، محدوده جغرافیایی، اقدام خانوار، اقدام شهرداری و زمان به‌روزرسانی بعدی را نشان دهد. در برابر گرمای شدید نیز آستانه تعطیلی فعالیت‌های پرخطر، ساعات کار مراکز خنک‌کننده، وضعیت برق مراکز درمانی و حمایت از سالمندان باید از پیش مشخص باشد، نه آنکه در میانه بحران، هر دستگاه تفسیری متفاوت ارائه دهد. این پروتکل بدون «تأمین مالی پیشینی» ناقص خواهد ماند. عبور شاخص از آستانه تعریف‌شده باید به‌طور خودکار امکان استفاده محدود و قابل حسابرسی از اعتبار اضطراری را فعال کند. در غیر این صورت، هشدار صادر می‌شود اما دستگاه مسئول برای جابه‌جایی تجهیزات، حفاظت از زیرساخت یا حمایت از خانوارهای آسیب‌پذیر منتظر مکاتبه و تخصیص اعتبار می‌ماند. زمان از‌دست‌رفته در این فاصله، گاه از خود کمبود اطلاعات خطرناک‌تر است.

هوش مصنوعی می‌تواند این زنجیره را تقویت کند: تلفیق داده‌های ماهواره‌ای، پیش‌بینی‌های جوی، حسگرهای شهری و گزارش‌های مردمی، شناسایی محله‌های آسیب‌پذیر و تولید پیام‌های متناسب با مکان و مخاطب. اما واگذاری خودکار تصمیم‌های پرخطر به الگوریتمی غیرشفاف، خود منشأ ریسک تازه‌ای است. تخلیه محله، قطع خدمت یا اولویت‌بندی امداد باید همچنان زیر نظر مرجعی پاسخ‌گو انجام شود. مدل باید منبع داده، سطح اطمینان و احتمال خطا را آشکار کند و امکان تصمیم جایگزین برای قطع ارتباطات یا خطای سامانه وجود داشته باشد. همچنین شعار «تاب‌آوری از خانه آغاز می‌شود» نباید به انتقال مسئولیت از دولت به خانوار تفسیر شود. خانواده درباره مقاوم‌سازی ساختمانی که توان مالی تعمیر آن را ندارد، یا درباره سکونت در محدوده‌ای که سیاست زمین و مسکن او را به آن رانده است، اختیار کامل ندارد. تاب‌آوری خانگی حاصل تقسیم مسئولیت است: مقررات ساختمانی و کاربری زمین برای حکومت، طراحی و کنترل کیفیت برای سازنده، بیمه و تأمین مالی برای نهادهای اقتصادی و آمادگی و اقدام آگاهانه برای خانوار.

تجربه بازسازی پس از زمین‌لرزه‌های دوقلوی سال ۱۴۰۱ در هرمزگان نیز نشان داد که بازگشت به وضعیت پیشین کافی نیست. پروژه مشترک اسکان بشر سازمان ملل و نهادهای ایرانی، علاوه بر بازسازی شبکه آب، بر ظرفیت محلی، آگاهی اقلیمی و معیشت پایدار تأکید کرد. مرحله بعدی باید انتقال همین نگاه از «بازسازی پس از حادثه» به «کاهش ریسک پیش از حادثه» باشد. پس از هر هشدار نیز باید یک گزارش کوتاه عمومی منتشر شود: پیش‌بینی چه بود، چه اقدامی انجام شد، پیام به چه تعداد از مخاطبان رسید، کدام گروه‌ها جا ماندند و چه چیزی باید اصلاح شود. بدون این حلقه یادگیری، سامانه هشدار به تکرار اطلاعیه‌ها عادت می‌کند و جامعه نیز به ‌تدریج حساسیت خود را از دست می‌دهد.

درس ۱۳ اکتبر برای ایران ساده اما دشوار است: فناوری پیش‌بینی لازم است، اما کافی نیست. جامعه تاب‌آور جامعه‌ای نیست که فقط خطر را زودتر می‌بیند؛ جامعه‌ای است که پیشاپیش توافق کرده باشد با دیدن آن چه کسی، با چه اختیار و بودجه‌ای، چه کاری انجام دهد. تاب‌آوری از خانه آغاز می‌شود، اما تنها هنگامی به خانه می‌رسد که نهادهای عمومی هشدار را به تصمیم تبدیل کرده باشند.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.