|

جمهوری اسلامی ایران‌ در جنگ 40روزه و شرایط لازم برای تداوم آن

‌تاب‌آوری سیاسی به توانایی حکومت برای تحمل شوک‌ها، سازگاری با شرایط بحرانی و حفظ کارکردهای حیاتی خود گفته می‌شود. این مفهوم با مشروعیت، کارآمدی و ثبات سیاسی ارتباط دارد، اما با آنها یکسان نیست. ممکن است حکومتی با نارضایتی گسترده اجتماعی روبه‌رو باشد، اما همچنان ظرفیت نهادی و سازمانی لازم برای ادامه حیات را حفظ کند.

محمود صادقی دبیر کل انجمن اسلامی مدرسین

‌تاب‌آوری سیاسی به توانایی حکومت برای تحمل شوک‌ها، سازگاری با شرایط بحرانی و حفظ کارکردهای حیاتی خود گفته می‌شود. این مفهوم با مشروعیت، کارآمدی و ثبات سیاسی ارتباط دارد، اما با آنها یکسان نیست. ممکن است حکومتی با نارضایتی گسترده اجتماعی روبه‌رو باشد، اما همچنان ظرفیت نهادی و سازمانی لازم برای ادامه حیات را حفظ کند. متقابلا، بقای ساختار سیاسی لزوما به معنای رضایت عمومی، کارآمدی یا موفقیت راهبردی نیست. تاب‌آوری نیز وضعیتی ثابت و تضمین‌شده نیست. این توانایی از یک سو به ظرفیت جذب شوک و جلوگیری از اختلال در کارکردهای حیاتی و از سوی دیگر به امکان سازگاری، اصلاح رویه‌ها و بازسازی ظرفیت‌های آسیب‌دیده بستگی دارد. بنابراین، بقای یک نظام در مرحله‌ای از جنگ، به‌تنهایی نشان نمی‌دهد در برابر فشارهای طولانی‌مدت نیز مقاوم خواهد ماند.

در تحلیل عوامل مؤثر بر تاب‌آوری ایران می‌توان شش عامل را بازشناسی کرد:

‌۱. ظرفیت نهادی و اداری دولت‌

استمرار زنجیره تصمیم‌گیری، امکان جانشینی مسئولان، هماهنگی میان نهادهای نظامی و غیرنظامی و حفظ خدمات عمومی‌، از عناصر مهم مقاومت در برابر شوک‌های جنگی‌ بوده‌اند. با این‌ حال، ادامه فعالیت ظاهری نهادها الزاما به معنای سلامت عملکرد آنها نیست. تمرکز بیش از حد قدرت، ابهام در تصمیم‌گیری و تداخل مسئولیت‌ها ممکن است در کوتاه‌مدت از بروز آشفتگی جلوگیری کند، اما در بلندمدت هزینه هماهنگی و حل مسائل را افزایش دهد.

‌۲. انسجام سازمانی نیروهای نظامی و امنیتی‌

توان حفظ فرماندهی، ارتباطات، جانشینی مسئولان و هماهنگی عملیاتی توانست مانع تبدیل خسارات نظامی به اختلال فراگیر در ساختار قدرت شود. البته انسجام را نباید با فقدان اختلاف‌نظر یکی دانست. مسئله اصلی این است که آیا اختلافات درون‌ساختاری در چارچوب سازمانی مدیریت می‌شوند یا به شکاف‌هایی تبدیل می‌شوند که توان تصمیم‌گیری و اقدام را مختل می‌کنند. افزون بر این، تقویت نهادهای امنیتی ممکن است استمرار کوتاه‌مدت نظام را افزایش دهد، اما اگر به تضعیف نهادهای مدنی و کاهش انعطاف سیاسی بینجامد، هزینه‌های بلندمدت خود را خواهد داشت.

‌۳. واکنش اجتماعی و هویت ملی‌

تجربه زیسته در دو جنگ اخیر نشان داد رابطه جامعه با حکومت در زمان جنگ را نمی‌توان به دوگانه «حمایت» یا «مخالفت» فروکاست. شهروندی ممکن است از سیاست‌های داخلی یا عملکرد اقتصادی حکومت ناراضی باشد، اما با حمله خارجی مخالفت کند؛ همان‌طور که دفاع از کشور و استقلال آن لزوما به معنای تأیید نظام سیاسی نیست. از‌این‌رو، نگرش به کشور، نگرش به حکومت و ارزیابی از ادامه جنگ باید از یکدیگر تفکیک شوند. البته هویت ملی می‌تواند در برابر تهدید خارجی همبستگی اجتماعی ایجاد کند، اما این اثر نه قطعی است و نه دائمی. تداوم تلفات، خسارت‌ها، کمبودها و فشار اقتصادی، به‌ویژه اگر با احساس تبعیض یا بی‌پاسخی همراه شود، می‌تواند این همبستگی را فرسوده کند. میزان تاب‌آوری اجتماعی، در نتیجه، فقط به واکنش اولیه مردم به حمله خارجی وابسته نیست؛ ‌به نحوه مواجهه حکومت با نیازها، نگرانی‌ها و مطالبات جامعه نیز بستگی دارد.

‌۴. ظرفیت اقتصادی و سازگاری با تحریم‌ها‌

تجربه طولانی ایران در مواجهه با تحریم‌ها نوعی دینامیسم سازگاری با تحریم‌ها و انطباق‌پذیری با شرایط بحرانی را در نهادهای حکومتی و حتی مردم به وجود آورده است. با این حال، این سازگاری به معنای مصونیت نیست. اقتصادی که در کوتاه‌مدت با کاهش مصرف، اولویت‌بندی واردات و استفاده از ذخایر دوام می‌آورد، ممکن است در بلندمدت با کاهش سرمایه‌گذاری، فرسایش تولید، تورم و افزایش فشار بر خانوارها مواجه شود. ازاین‌رو، باید میان توان سازگاری با تحریم‌ها و ادامه حیات در شرایط اضطراری و توان توسعه پایدار تمایز گذاشت.

‌۵. موقعیت ژئوپلیتیکی و فضای مانور در روابط خارجی ایران‌

گستره سرزمینی، موقعیت ایران در پیوندگاه خلیج فارس، تنگه هرمز و دریای عمان، منابع طبیعی و ظرفیت‌های علمی، صنعتی و انسانی، مجموعه‌ای از مزیت‌های ساختاری را ایجاد کرده که تا‌کنون نقش تعیین‌کننده‌ای در تاب‌آوری ایران در جنگ داشته است. اهمیت تنگه هرمز نمونه روشنی از پیوند جغرافیا و راهبرد است؛ اختلال در کشتیرانی می‌تواند فشار اقتصادی را از میدان جنگ به بازارهای جهانی منتقل کند و هزینه‌های طرف مقابل را افزایش دهد. با این‌ حال، این اهرم دوطرفه است. اختلال در تردد دریایی می‌تواند به اقتصاد جهانی فشار وارد کند، اما هم‌زمان صادرات، اقتصاد داخلی و روابط منطقه‌ای ایران را نیز تحت تأثیر قرار دهد. همچنین، روابط با قدرت‌هایی مانند چین و روسیه و بعضی از کشورهای منطقه توانسته فضای مانور دیپلماتیک و اقتصادی ایران را گسترش دهد، اما نباید آن را تضمینی برای حمایت نظامی یا اقتصادی تلقی کرد. منافع شرکای خارجی لزوما با منافع ایران یکسان نیست و میزان همکاری آنها به محاسبات و اولویت‌های خودشان بستگی دارد. مهم‌تر آنکه موقعیت جغرافیایی و منابع طبیعی به‌خودی‌خود قدرت مؤثر تولید نمی‌کنند. تبدیل ظرفیت‌های بالقوه به توان اقتصادی، دفاعی و دیپلماتیک، به حکمرانی کارآمد، سرمایه‌گذاری، بهره‌وری و امکان بازسازی نیاز دارد. جنگ طولانی می‌تواند با تخریب زیرساخت‌ها، خروج نیروی متخصص، کاهش سرمایه‌گذاری و تضعیف همکاری اجتماعی، همین بنیان‌های قدرت را نیز فرسوده کند.

‌۶. ضعف سازمان‌یافتگی اپوزیسیون‌

ضعف سازمان‌یافتگی اپوزیسیون و ناتوانی آن در ایجاد یک بدیل سیاسی یکی دیگر از عوامل تاب‌آوری نظام جمهوری اسلامی ایران است. تجربه زیسته اپوزیسیون در چهار‌و‌نیم دهه گذشته و به‌ویژه در حوادث سال گذشته نشان داد تنوع و گستردگی نیروهای مخالف و حتی نارضایتی گسترده اجتماعی به‌تنهایی برای تغییر سیاسی کافی نیست. با این حال، باید توجه داشت این عامل نیز به معنای تضمین ثبات بلندمدت نیست. اگر فرسایش اقتصادی، شکاف در میان نخبگان و تشتت در انسجام ملی و کاهش توان ارائه خدمات عمومی هم‌زمان شوند، معادلات سیاسی می‌توانند تغییر کنند.

‌تعامل عوامل؛ تاب‌آوری تا کجا ادامه می‌یابد؟‌

شش عامل بالا مستقل از یکدیگر عمل نمی‌کنند. ظرفیت نهادی می‌تواند منابع اقتصادی را به خدمات عمومی و توان دفاعی تبدیل کند؛ انسجام سازمانی از آشفتگی فرماندهی جلوگیری می‌کند؛ هویت ملی می‌تواند همکاری اجتماعی را در مقطع بحران تقویت کند؛ و موقعیت ژئوپلیتیکی می‌تواند امکان‌هایی برای کاهش فشار خارجی فراهم آورد. در مقابل، فرسایش اقتصادی ممکن است ظرفیت اداری را تضعیف کند؛ تمرکز قدرت می‌تواند انعطاف لازم برای سازش سیاسی را کاهش دهد‌ و به اعتماد عمومی برای همراهی و همکاری جامعه آسیب بزند.

‌در نهایت، تاب‌آوری نظام سیاسی حاصل‌ جمع ساده چند مزیت نیست، بلکه نتیجه تعامل میان آنهاست. یک نظام ممکن است در مقطعی خسارت‌های سنگینی را تحمل کند، اما اگر فشار ادامه یابد و منابع لازم برای سازگاری و بازسازی کاهش پیدا کند‌ و اعتماد عمومی آسیب ببینید، .

این نکته، اهمیت سیاست‌گذاری داخلی برای تداوم پایداری را برجسته می‌کند. تاب‌آوری ملی صرفا با افزایش ظرفیت نظامی و امنیتی تأمین نمی‌شود؛ حفظ خدمات پایه، توزیع شفاف منابع کمیاب، حمایت از اقشار آسیب‌پذیر، به‌ رسمیت‌ شناختن تکثر دیدگاه‌های سیاسی و ایجاد کانال‌های معتبر اطلاع‌رسانی می‌توانند به حفظ اعتماد عمومی و تقویت همکاری اجتماعی کمک کنند. در شرایط جنگی، جامعه تنها موضوعی برای بسیج یا تحمل هزینه‌ها نیست؛‌ خود یکی از منابع اصلی تاب‌آوری کشور است.

‌جمع‌بندی: از بقای سیاسی تا تاب‌آوری ملی‌

در نهایت، باید میان تاب‌آوری حکومت و تاب‌آوری ملی تمایز گذاشت؛ اولی ناظر بر توان ساختار سیاسی برای حفظ بقا و کارکردهای خود است و دومی به توان جامعه و نهادهای عمومی برای حفاظت از جان و معیشت مردم، حفظ سرمایه انسانی و زیرساخت‌ها و فراهم‌کردن امکان بازسازی و توسعه پایدار کشور مربوط می‌شود.


 

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.