تجربه طرح اخیر ایران
سابقه پنجره دیپلماتیکی که اخیرا برای نزدیک به یک هفته بین ایران و آمریکا گشوده شد، به اظهارات سردار دکتر محسن رضایی در 28 شهریور در یک مصاحبه و توییت برمیگردد. او در آن تاریخ اعلام کرد: «هفت شرط ایران برای آغاز هر مذاکرهای به دولت آمریکا اعلام شده است».
سابقه پنجره دیپلماتیکی که اخیرا برای نزدیک به یک هفته بین ایران و آمریکا گشوده شد، به اظهارات سردار دکتر محسن رضایی در 28 شهریور در یک مصاحبه و توییت برمیگردد. او در آن تاریخ اعلام کرد: «هفت شرط ایران برای آغاز هر مذاکرهای به دولت آمریکا اعلام شده است».
او گفت: ایران پس از خروج آمریکا از تفاهمنامه، به لزوم تغییر راهبرد خود در قبال واشینگتن متقاعد شده است. به نظر میرسد که با اعلام ترامپ در شنبه گذشته مبنی بر اینکه «آنها پیشنهادی دادند، اما من آن را رد کردم»، فعلا این پنجره بسته شده باشد. البته آقای عراقچی گفت که ایران همچنان منتظر پاسخ از کانال میانجیگران است. محتوای طرح ایران رسما اعلام نشده، اما از سخنان برخی مقامات چنین برمیآید که محتوای طرح چیزی متفاوت با محتوای یادداشت تفاهم اسلامآباد نبوده است.
تغییر در استراتژی که دکتر رضایی مطرح کرده بود، ظاهرا خود را در دو حوزه نشان داد: نخست اینکه ایران مذاکره درباره طرح را غیرلازم دانست و تنها از مذاکره در مورد برنامه هستهای در صورت اجرای شرایط ایران گفت. تعدادی از شروطی که مقامات ایران اعلام کردند، عبارت بودند از: خاتمه جنگ در همه جبههها ازجمله در لبنان، خاتمه محاصره دریایی، لغو تحریم نفتی و آزادی سپردههای ایران. بر اساس طرح قرار بود که در صورت اجرای این شروط توسط آمریکا، ایران طی هفت روز تنگه هرمز را باز کند. البته این نیز مهم بود که آیا منظور از بازگشایی تنگه، بازگشت تنگه به وضعیت قبل از جنگ بود یا چیزی دیگر. این شروط تازگی نداشت و قبلا در یادداشت تفاهم اسلامآباد مبنای کار بود. دکتر رضایی در مصاحبه اعلام کرده بود که نظر به بدعهدی همیشگی آمریکا، این بار ابتدا باید شروط ایران محقق شود و بعد ایران اقدام به بازگشایی تنگه هرمز کند.
تفاوت دوم طرح جدید با تفاهم اسلامآباد در زمانبندی آن بود. طرح دوره زمانبندی 60روزه یادداشت تفاهم را در یک دوره یکی، دو هفتهای فشرده کرده بود. چند عامل ظاهرا موجب شد ترامپ نپذیرد صرفا برای بازگشایی تنگه هرمز بخش عمدهای از اهرمهای مذاکراتی خود را مصرف کند: اولا شرایط زمانی امروز با شرایط زمانی اواخر خرداد بسیار تفاوت کرده است. اکنون به نظر میرسد ترامپ این تصور را دارد که آمریکا به شکلی میتواند تنگه را حداقل نیمهباز کند. طی چند روز اخیر آکسیوس و کپلر مدعی شدهاند به ترتیب 10 و 13.5 میلیون بشکه نفت در روز از «مسیر تاریک» از تنگه خارج میشود. مقامات آمریکایی مدعی خارجکردن نفت بیشتری از تنگه هستند. ترامپ امیدوار است از این طریق مانع خارجشدن بازار نفت از کنترل شود. او احتمالا معتقد است بهای نفت حول و حوش صد دلار در شرایطی که جنگهایی در منطقه در جریان است و دو تنگه مهم تحت فشار قرار دارند، بهای غیرقابل قبولی نیست و میتواند برای مدتی با آن زندگی کند. ثانیا بعد از امضای یادداشت تفاهم، نهتنها دموکراتها، بلکه برخی جمهوریخواهان نزدیک به ترامپ مانند تام کاتن و تد کروز نیز از آن انتقاد کردند. ثالثا از اظهارات ترامپ چنین برمیآید که روی محاصره دریایی و فشار اقتصادی بر ایران حساب کرده و تصور میکند این قبیل فشارها بر ایران اثر خواهد داشت. رابعا ترامپ ظاهرا این روزها دو گزینه دیگر را تحت بررسی دارد: یکی اقدامات نظامی محدود و مقطعی به عنوان مکملی برای بازکردن تنگه هرمز و نیز ادامه فشار اقتصادی بر ایران و دیگری امکان محدود یا ممنوعکردن صدور فراوردههای نفتی از آمریکا برای کاهش بهای سوخت در آن کشور.
خامسا ترامپ در آستانه انتخابات قرار دارد. اگرچه بالابودن قیمت سوخت در آمریکا به موقعیت جمهوریخواهان لطمه زده اما احتمالا تصور ترامپ این است که در صورت پذیرش طرح ایران، اگرچه بهای سوخت حتما کاهش مییافت، اما همزمان حربه قدرتمندی به دست دموکراتها و رسانهها برای بازنده اعلامکردن او میافتاد. اینکه او اهرمهای عمده خود را برای بازگشایی تنگه هرمز که قبل از تجاوز او به ایران اساسا مسئله نبود، مصرف میکرد، قطعا در نظر مخالفان او چیزی جز شکست کامل نمیتوانست باشد. با اتفاقی که در مورد طرح ایران افتاد، اکنون بعید نیست که تمرکز ترامپ عمدتا بر پیگیری محاصره دریایی و فشار اقتصادی بیشتر بر ایران باشد. ترامپ یک بار تحت تأثیر القائات نتانیاهو و موساد جنگ تمامعیار را آزمود و در رسیدن به اهداف خود از این طریق شکست خورد. دستزدن به یک جنگ تمامعیار دیگر در آینده قبل یا بعد از انتخابات نیز قطعا نتیجهای متفاوت نخواهد داشت و به این دلیل بعید است ترامپ به طور جدی در اندیشه آن باشد؛ هرچند این احتمال همچنان وجود دارد که او دوباره اما عمدتا به صورت محدود و مقطعی به جنگ متوسل شود. نکته مهم دیگر، درسآموزی مقامات ایران از این تجربه است. این تجربه باید بار دیگر به آنها یادآوری کرده باشد که دیپلماسی عرصه بدهبستان است و نمیتوان با اصرار بر امتیاز تقریبا صفر برای طرف مقابل انتظار پیشرفتی در این مسیر را داشت.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.