خرابکاری در اروپا و اکثریت ۳۵۵ کرسی حزب تحت فرمان پوتین، دو چهره تازه جنگ روسیه را نشان میدهند
دو جبهه کرملین
روسیه همزمان با تشدید اتهامها درباره خرابکاری، نفوذ پهپادی و عملیات هیبریدی در اروپا، نخستین انتخابات دومای دوران جنگ اوکراین را نیز پشت سر گذاشته و حزب روسیه متحد با ۳۵۵ کرسی بر دوما مسلط شده است. دو روندی که فشار بر غرب و تشدید کنترل سیاسی در داخل روسیه را به دو وجه اصلی سیاست کرملین تبدیل کردهاند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
شرق: روسیه همزمان با تشدید اتهامها درباره خرابکاری، نفوذ پهپادی و عملیات هیبریدی در اروپا، نخستین انتخابات دومای دوران جنگ اوکراین را نیز پشت سر گذاشته و حزب روسیه متحد با ۳۵۵ کرسی بر دوما مسلط شده است. دو روندی که فشار بر غرب و تشدید کنترل سیاسی در داخل روسیه را به دو وجه اصلی سیاست کرملین تبدیل کردهاند.
در ماههای اخیر، مجموعهای از حوادث امنیتی، نگرانی دولتهای اروپایی از گسترش عملیات هیبریدی روسیه را افزایش داده است؛ از حملات پهپادی و خرابکاری در خطوط راهآهن و شبکه برق تا انفجار و آتشسوزی در تأسیسات دفاعی و صنعتی. در شماری از این حوادث، انتساب مستقیم به دولت روسیه همچنان محل بحث یا نیازمند اثبات مستقل است، اما مقامهای غربی آنها را نه رخدادهایی منفرد، بلکه بخشی از الگویی گستردهتر میبینند. مرکز تحلیل سیاست اروپا (CEPA) این الگو را نوعی «جنگ سایه» توصیف میکند؛ مجموعهای از عملیات کمهزینه، انکارشدنی و اغلب برونسپاریشده که میتواند با استفاده از شبکههای مجرمانه محلی، عوامل اجیرشده، پهپادها، حملات سایبری و عملیات اطلاعاتی اجرا شود. هدف در این برداشت، ایجاد اختلال و فشار مستمر بدون عبور آشکار از آستانهای است که واکنش مستقیم نظامی ناتو را الزامی کند. همین ویژگی، پاسخ به چنین عملیاتهایی را دشوار میکند. اثبات نقش یک دولت در انفجار، آتشسوزی یا خرابکاری زیرساختی معمولا زمانبر است و مسکو نیز در موارد مختلف، امکان انکار مستقیم را حفظ کرده است. دولتهای اروپایی در نتیجه با تهدیدی روبهرو هستند که میتواند خسارت واقعی ایجاد کند، اما از نظر حقوقی و سیاسی در منطقه خاکستری میان جرم، خرابکاری و اقدام نظامی باقی بماند. نگرانی غرب فقط متوجه حمله نظامی نیست. در این الگو، خرابکاری در کابلهای زیردریایی، شبکههای انرژی و زیرساختهای حملونقل میتواند با کارزارهای اطلاعاتی و محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی همراه شود؛ کارزارهایی که هدف آنها فرسایش حمایت عمومی از اوکراین، افزایش اختلاف سیاسی و دشوارترکردن تصمیمگیری مشترک میان متحدان است. تحولات هفتههای اخیر نیز بخشی از این نگرانی را تقویت کرده است. رویترز اخیرا گزارش داده بود که اورزولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا، از تدوین سازوکاری مشترک برای مقابله با خرابکاری و دیگر تهدیدهای هیبریدی حمایت کرده است. کشورهای ناتو نیز مراقبت از زیرساختهای انرژی و ارتباطی، بهویژه در دریای بالتیک و شمال اروپا را افزایش دادهاند.
پاسخ به حملات خاکستری
اروپا در سالهای گذشته بیشتر حوادث امنیتی را از دریچه پلیس، دادگاه و تحقیقات جنایی بررسی کرده است. با این حال، اگر مجموعهای از آتشسوزیها، خرابکاریها یا حملات سایبری بخشی از یک عملیات دولتی هماهنگ باشد، رسیدگی جداگانه به هر پرونده میتواند تصویر کلی را پنهان کند. یکی از پیشنهادهای مطرحشده این است که اعضای ناتو به جای واکنش جداگانه به هر حادثه، اطلاعات و امکانات خود برای انتساب حملات را تجمیع کنند و در صورت مشاهده یک الگوی مشخص، مجموعهای از اقدامات دیپلماتیک و اقتصادی مشترک را فعال کنند. چنین سازوکاری قرار است هزینه عملیات زیر آستانه جنگ را افزایش دهد، بدون اینکه هر حادثه لزوما به واکنش نظامی منجر شود. در این چارچوب، روشنکردن خطوط قرمز نیز اهمیت پیدا میکند. گزینههای مورد بحث از اقدامات سایبری تا توقیف داراییهای مرتبط با ناوگان سایه یا محدودیتهای مالی گستردهتر را شامل میشود. با این حال، چنین پیشنهادهایی خود حامل خطر تشدید تنش هستند و موفقیت آنها به توان غرب برای اثبات نقش عاملان و حفظ اجماع سیاسی میان متحدان وابسته است. کرملین اتهام تلاش برای بیثباتکردن اروپا را رد کرده است. دیمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، در واکنش به اتهامهای مشابه در فرانسه گفت روسیه تهدیدی برای فرانسه یا دیگر کشورهای اروپایی نیست و مسکو اتهام تهدید، ارعاب و دخالت را نمیپذیرد.
دومای جنگ
همزمان با افزایش این نگرانیها در اروپا، انتخابات هفته گذشته دومای دولتی تصویری از وضعیت سیاسی داخل روسیه ارائه کرد. این نخستین انتخابات پارلمانی روسیه از آغاز حمله تمامعیار به اوکراین در فوریه ۲۰۲۲ بود و در شرایطی برگزار شد که حملات دوربرد اوکراین بیش از گذشته جنگ را به داخل خاک روسیه کشانده، اقتصاد تحت فشار قرار گرفته و نگرانی عمومی درباره آینده جنگ افزایش یافته است. نتیجه رسمی، غافلگیرکننده نبود. کمیسیون مرکزی انتخابات روسیه اعلام کرد حزب روسیه متحد، حامی ولادیمیر پوتین رئیسجمهور روسیه، ۵۷.۸۳ درصد آرای فهرستی را به دست آورده و در مجموع صاحب ۳۵۵ کرسی از ۴۵۰ کرسی دوما شده است. رویترز گزارش داد این بالاترین تعداد کرسی حزب در تاریخ آن است و اکثریت قانون اساسی را برای روسیه متحد حفظ میکند. چهار حزب دیگر نیز وارد دوما شدهاند، اما تفاوت آنها با حزب حاکم در مسائل اصلی محدود است. کمونیستها زبان اعتراض اجتماعی را حفظ میکنند، حزب لیبرالدموکرات مواضع ملیگرایانهتری دارد، روسیه عادلانه بیشتر بر سیاستهای رفاهی تأکید میکند و حزب مردم جدید تصویری شهری و نزدیکتر به کسبوکار ارائه میدهد. با این حال، هیچکدام مخالفت پارلمانی مؤثری با جنگ، اقتدار پوتین یا ساختار امنیتی کشور ندارند. یابلوکو، تنها حزب ثبتشدهای که آشکارا با جنگ مخالفت میکرد، از فهرست فدرال کنار گذاشته شد. ۳۵۵ کرسی فقط تصویب آسانتر قوانین را برای کرملین تضمین نمیکند. روسیه متحد برای بودجه دفاعی، مقررات مربوط به صنایع نظامی، استخدام نیرو، افزایش مالیات یا محدودیتهای داخلی دیگر نیازی به تشکیل ائتلاف موقت ندارد. اکثریت بزرگ در عین حال به دولت امکان میدهد تصویری از اجماع نهادی ارائه کند و به فرمانداران، مدیران شرکتهای دولتی و نخبگان محلی نشان دهد که نظام سیاسی همچنان قادر به تولید نتیجه مورد انتظار است. سرگئی کیریینکو، معاون اول دفتر ریاستجمهوری و از چهرههای اصلی مدیریت سیاست داخلی کرملین، در این میان نقش مهمی دارد. برگزاری انتخاباتی بدون شگفتی جدی در میانه جنگ، حملات اوکراین و فشار اقتصادی، توان دستگاه سیاسی برای مدیریت رقابتهای درون نخبگان را نشان داده و جایگاه کیریینکو را در ساختار قدرت برجستهتر کرده است. اما انتخابات در روسیه تنها برای انتخاب نمایندگان عمل نمیکند؛ حتی یک رقابت کنترلشده میتواند میزان نارضایتی را اندازه بگیرد، نخبگان را منضبط کند و پیام توانایی حکومت در مدیریت تهدیدها را به جامعه بفرستد. ورود ۴۹ نظامی و کهنهسرباز به دوما نیز امکان میدهد دولت نیروهای جنگ را در ساختار سیاسی جذب کند، بدون آنکه لزوما اجازه دهد آنها قواعد سیستم را تغییر دهند.
صندوق رأی در سرزمینهای اشغالی
بخش بحثبرانگیزتر انتخابات، رأیگیری در مناطق اشغالی اوکراین بود. روسیه حوزههای انتخابیهای را در چهار منطقه اوکراینی که مدعی الحاق آنهاست، ایجاد کرده و برای کریمه نیز چهار کرسی در نظر گرفته است. حتی شهرهایی مانند کراماتورسک و اسلوویانسک که تحت کنترل روسیه نیستند نیز در محدوده حوزه انتخابیه روسی قرار گرفتهاند. این اقدام فقط مسئله شمارش آرا نیست؛ مسکو با واردکردن این مناطق به ساختار انتخاباتی خود، ادعای حاکمیت بر آنها را در ساختار حقوقی و سیاسی داخلی تثبیت میکند. به همین دلیل، کییف و کشورهای غربی چنین رأیگیریهایی را فاقد مشروعیت میدانند. پیروزی بزرگ روسیه متحد در ظاهر تصویری از ثبات سیاسی ارائه میکند، اما توان حکومت برای مدیریت انتخابات الزاما به معنای نبود نارضایتی نیست. فشار جنگ، حملات اوکراین در عمق خاک روسیه و مشکلات اقتصادی همچنان ادامه دارند. پرسش اصلی این است که ساختار سیاسی تا چه مدت میتواند این فشارها را بدون تبدیلشدن آنها به بحران آشکار داخلی مهار کند؟ به این ترتیب، تحولات بیرون و داخل روسیه به یک نقطه مشترک میرسند. در اروپا، کشورهای غربی تلاش میکنند با عملیات کمهزینه و مبهمی مقابله کنند که به گفته آنها برای آزمودن انسجام و خطوط قرمز ناتو طراحی شدهاند. در داخل روسیه نیز کرملین نظام سیاسی را طوری مدیریت کرده که جنگ، رقابت نخبگان و نارضایتی عمومی به چالش مستقیم برای ساختار قدرت تبدیل نشوند. نتیجه آن نیز روسیهای است که فشار جنگ را همزمان در دو جهت مدیریت میکند؛ در بیرون از طریق رقابتی که بیش از گذشته وارد فضای سایبری، زیرساختی و اطلاعاتی شده و در داخل از مسیر نظام سیاسیای که توانسته اکثریت پارلمانی گستردهای برای حزب حاکم حفظ کند. هنوز روشن نیست این دو مسیر تا چه اندازه پایدار خواهند ماند، اما جنگ اوکراین دیگر فقط در خط مقدم جریان ندارد؛ بخشی از آن در زیرساختهای اروپا و بخشی دیگر در ساختار سیاسی خود روسیه دیده میشود.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.