چیستی خوانش منظر شهری
خوانش منظر شهری، مفهومی تخصصی در حوزه معماری منظر است که به فرایند شناخت و فهم شهر از مواجهه میان کالبد شهر و ادراک ناظر (مخاطب) پدید میآید. بر این اساس، منظر شهری را نمیتوان صرفا مجموعهای از عناصر فیزیکی، بناها، فضاهای باز، خیابانها و نشانههای بصری دانست، بلکه منظر شهری پدیدهای چندبعدی است که از ترکیب همزمان «آنچه در شهر وجود دارد» و «آنچه شهروند از آن ادراک میکند» شکل میگیرد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
مهدی حسینزاده-دکترای معماری منظر دانشگاه تهران: خوانش منظر شهری، مفهومی تخصصی در حوزه معماری منظر است که به فرایند شناخت و فهم شهر از مواجهه میان کالبد شهر و ادراک ناظر (مخاطب) پدید میآید. بر این اساس، منظر شهری را نمیتوان صرفا مجموعهای از عناصر فیزیکی، بناها، فضاهای باز، خیابانها و نشانههای بصری دانست، بلکه منظر شهری پدیدهای چندبعدی است که از ترکیب همزمان «آنچه در شهر وجود دارد» و «آنچه شهروند از آن ادراک میکند» شکل میگیرد. به تعبیر دیگر، منظر شهری حاصل سطح تماس و تعامل متقابل انسان و شهر است؛ تعاملی که در آن انسان با فعالیت و حضور خود بر ساختار و سیمای شهر اثر میگذارد و در مقابل، از محیط شهری تأثیرات رفتاری و ذهنی میپذیرد.
از این منظر، خوانش منظر شهری با مشاهده صرف یا توصیف ویژگیهای کالبدی شهر یکسان نیست. خوانش، فرایندی شناختی و تحلیلی است که در آن «قرائتکننده منظر» یا متخصص منظر، شهر را در کلیت آن و همزمان ادراک شهروندان از شهر را مورد مطالعه قرار میدهد. بنابراین، موضوع خوانش نهفقط خودِ شهر، بلکه رابطه میان شهر، انسان و ادراک حاصل از این رابطه است. در این فرایند، عناصر عینی شهر هنگامی اهمیت کامل خود را آشکار میکنند که در پیوند با نحوه دیدهشدن، تجربهشدن، تفسیرشدن و معنایافتن آنها نزد شهروندان بررسی شوند.
چیستی خوانش منظر شهری را میتوان با توجه به طیف رویکردهای جزءنگر، جامعنگر و کلنگر نیز تبیین کرد. در رویکردهای جزءنگر، مطالعه بر یک یا چند مؤلفه مشخص از محیط شهری متمرکز میشود و ویژگیهای عینی یا ذهنی اجزای تشکیلدهنده شهر مورد بررسی قرار میگیرد. این رویکردها امکان شناخت دقیق مؤلفهها را فراهم میکنند، اما بهتنهایی الزاما قادر به توضیح کلیت منظر شهری نیستند. در رویکردهای جامعنگر، تلاش میشود ابعاد مختلف و بهویژه وجوه عینی و ذهنی به صورت ترکیبی مورد مطالعه قرار گیرد تا تصویری یکپارچهتر از محیط حاصل شود. در مرتبه کلنگر، منظر شهری نه به عنوان مجموعهای از اجزا، بلکه به مثابه حیثیتی واحد و برآمده از ادراک انسان از فضا فهم میشود. در این سطح، اهمیت روابط میان اجزا و نحوه ظهور کلیت منظر در ذهن مخاطب، بیش از مطالعه منفرد عناصر مورد توجه قرار میگیرد.
ازاینرو، خوانش منظر شهری ماهیتی چندلایه، چندبعدی و سیستمی دارد. هیچیک از ابعاد شهر بهتنهایی نمیتواند تمامی واقعیت منظر را توضیح دهد و ارتباط متقابل میان اجزای کالبدی، فعالیتهای انسانی و ادراک شهروندان بخش جداییناپذیر این مفهوم است. تکامل رویکردهای خوانش نیز همزمان با تحول دانش منظر از تأکید صرف بر وجوه عینی به سوی درک پیچیدهتر و ترکیبی از شهر و تجربه انسانی شکل گرفته است.
در نتیجه، خوانش منظر شهری را میتوان فرایند علمی شناخت و تفسیر کلیت منظر شهر از طریق مطالعه نظاممند رابطه میان ساختار عینی شهر و ادراک شهروندان از آن تعریف کرد. این خوانش، با بهرهگیری از روشها و ابزارهای متنوع و تلفیق آنها در چارچوبی کلنگر، زمینه دستیابی به شناختی منسجم از هویت، معنا و ساختار ادراکی شهر را فراهم میکند. از همین رو، خوانش منظر نه صرفا یک مرحله توصیفی، بلکه بنیانی معرفتی برای برنامهریزی، طراحی، مدیریت و هرگونه مداخله مکانمند در شهر به شمار میآید.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.