مسئله ایران، بحران تصمیم است
انباشت همزمان ناترازیها، کسری بودجه، کاهش سرمایهگذاری داخلی و خارجی، بحران اعتماد، گسترش عمق نفوذ، فساد فراگیر و سیستماتیک، جنگ، تحریم و انبوهی از گزارههای پرتکرار، میراثی ناخواسته و عادتی روزمره شده است که هرازگاهی ذائقه جامعه را تلخ و افکار عمومی را ملتهب میکند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
محمدمهدی اشرفیان رهقی: انباشت همزمان ناترازیها، کسری بودجه، کاهش سرمایهگذاری داخلی و خارجی، بحران اعتماد، گسترش عمق نفوذ، فساد فراگیر و سیستماتیک، جنگ، تحریم و انبوهی از گزارههای پرتکرار، میراثی ناخواسته و عادتی روزمره شده است که هرازگاهی ذائقه جامعه را تلخ و افکار عمومی را ملتهب میکند. تکرار و استمرار این گزارهها به ما میگوید مسئله امروز ایران دیگر صرفا وجود مشکل نیست، بلکه مسئله، کیفیت تصمیمگیری و ظرفیت حکمرانی برای مواجهه با مسائل پیچیده است. ناترازی، کسری بودجه، کاهش سرمایهگذاری، تورم، بحران اعتماد، فساد، تحریم و جنگ هرکدام بهتنهایی میتوانند یک مسئله بزرگ برای هر کشوری باشند، اما مسئله ایران فقط جمع این بحرانها نیست. آنچه وضعیت امروز را پیچیدهتر کرده، همزمانی و درهمتنیدگی آنهاست؛ بهگونهای که تصمیم درباره یکی، ناگزیر بر دیگری اثر میگذارد.
این یعنی مسئله ایران کمبود منابع نیست؛ کمبود تصمیمهای درست است. مسئله این است که با منابع محدود، مسائل پیچیده و عدم قطعیت فزاینده، چگونه تصمیم میگیریم. مسئله، قبول و درک این موضوع است که در عصر ناترازیها، دیگر با مدیریت روزمره نمیتوان کشور را اداره کرد. وقتی مسئلهها پیچیده میشوند، حل آنها نیز پیچیده میشود و اگر نتوان این بههمگامسازی را انجام داد، لاجرم در ورطه ناترازی تصمیمگیری گرفتار میشویم. اگر میان پیچیدگی مسئله و ظرفیت تصمیمگیری تناسبی وجود نداشته باشد، تصمیمگیری به یک ناترازی تبدیل میشود. مشکل، درهمتنیدگی مسائل است. ناترازی انرژی بر تولید و اقتصاد اثر میگذارد؛ اقتصاد بر بودجه و بودجه بر تورم؛ تورم معیشت را تحت فشار قرار میدهد و فشار معیشتی اعتماد و مشارکت را تضعیف میکند. بنابراین دیگر نمیتوان هر مسئله را با یک تصمیم بخشی، کوتاهمدت و دستگاهمحور حل کرد.
ما در ایران تقریبا برای هر بحران، یک مسئول، یک ستاد، یک کارگروه و مجموعهای از تصمیمهای مقطعی داریم؛ اما بسیاری از مسائل نهتنها حل نمیشوند، بلکه به مسئلهای بزرگتر تبدیل میشوند. چرا؟ زیرا مسئله فقط این نیست که چه تصمیمی گرفتهایم، بلکه مسئله اصلی، کیفیت تصمیم است. کیفیت تصمیم یعنی اینکه تصمیم بر چه تشخیصی بنا شده است، چه پیامدهای مستقیم و غیرمستقیمی دارد، چه کسانی هزینه آن را میپردازند و اگر شرایط تغییر کند، چه گزینهای داریم. در شرایط پیچیده، یک تصمیم میتواند همزمان چند پیامد داشته باشد و اثر آن با تأخیر ظاهر شود. از همین رو یکی از آفتهای حکمرانی در ایران، تصمیمگرایی بدون مسئلهشناسی است؛ یعنی قبل از اینکه مسئله بهدرستی تشخیص داده شود، راهحل انتخاب میشود. بهجای اینکه بپرسیم چرا ناترازی ایجاد شده، سریع میپرسیم چه کاری برای جبران آن انجام دهیم؟ این یعنی تصمیم بدون کیفیت و یعنی تصمیمی که هزینه آن را مردم دیر یا زود خواهند پرداخت. کیفیت تصمیم یعنی وقتی هزینه تصمیم را مردم میپردازند، مردم نمیتوانند در فرایند تصمیمگیری نامحرم تلقی شوند و هرچه هزینه اجتماعی یک تصمیم بیشتر باشد، ضرورت توضیح منطق تصمیم، سنجش پیامدهای آن و مشارکت ذینفعان نیز بیشتر میشود. لذا تصمیم خوب، تصمیمی نیست که فقط در لحظه درست به نظر برسد، بلکه تصمیم خوب باید در برابر پیامدهایش نیز قابل دفاع باشد.
تا امروز بخشی از پرسش این بود که چه چیزی در حکمرانی ایران درست کار نمیکند، اما از اینجا به بعد بهتر است بپرسیم چرا تصمیمهای ما در مواجهه با مسائل پیچیده به نتیجه نمیرسند.
همانطور که اشاره شد، موضوع اصلی کیفیت تصمیمگیری در حکمرانی ایران در شرایط پیچیده است. تحلیل دقیق مسئله میتواند به تقویت تصمیمهای راهبردی منجر شود و با تسری راهبردهای مؤثر، پیامدهای تصمیم قابل تشخیص و ظرفیتسازی برای اجرای تصمیمهای مؤثر و قابلیتآفرین فراهم میشود.
نتیجه گفتمان شکلگرفته در این است که ناترازیهای ایران فقط حاصل کمبود منابع یا خطای سیاستی نیستند، بلکه بخشی از آنها محصول ضعف در تشخیص مسئله، طراحی تصمیم، سنجش پیامدها و ظرفیت اجرای تصمیماند. بنابراین در شرایط پیچیده، مسئله اصلی حکمرانی، کیفیت تصمیم است. بهبود کیفیت تصمیم یعنی باید از راهحلگرایی به مسئلهشناسی حرکت کنیم و قبل از پرسیدنِ چه کنیم، باید بپرسیم مسئله دقیقا چیست و چرا ایجاد شده است. بهبود کیفیت تصمیم یعنی از تصمیم بخشی نیز به تصمیم سیستمی معطوف شویم و هر تصمیم را با آثار مستقیم، غیرمستقیم و متقابل آن بر سایر حوزهها در نظر بگیریم. بهبود کیفیت تصمیم همچنین یعنی شکلگیری فرهنگی که ما را از تصمیم قطعی به تصمیم تطبیقپذیر سوق دهد. در نهایت نیز ما را وادار کند تا از پاسخگویی پس از شکست به مسئولیتپذیری در منطق تصمیم، گزینههای بررسیشده، هزینهها، منافع و پیامدهای مورد انتظار، هدایت کند. ایران امروز بیش از آنکه به تصمیمهای بیشتر نیاز داشته باشد، به تصمیمهای بهتر نیاز دارد؛ تصمیمهایی که مسئله را درست تشخیص دهند، پیامدهای خود را ببینند، قابلیت اجرا داشته باشند و در برابر تغییر شرایط، امکان اصلاح داشته باشند. اگر قرار است از چرخه ناترازیها خارج شویم، باید درباره ظرفیت تصمیمگیری خود تجدیدنظر کنیم.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.