|

سنت به‌مثابه میدان قدرت

«نقد سنت از نگاه اندیشمندان عرب» اثری از عبدالاله بلقزیز، متفکر و فیلسوف معاصر مراکشی، است که به تحلیل تاریخ مناقشات فکری جهان عرب درباره «سنت» می‌پردازد. این کتاب در واقع جلد سوم از پروژه بزرگ‌تر او با عنوان «عرب و مدرنیته» است. این کتاب را می‌توان نقدِ نقدِ سنت دانست. عبدالاله بلقزیز در این اثر خوانشی انتقادی و جسورانه از چگونگی نگرش اندیشه عربی به گذشته‌‌اش ارائه می‌دهد و مخاطب را به نوعی بازنگری عقلانی فراتر از ستایش سنت یا گسست از آن دعوت می‌کند.

سنت به‌مثابه میدان قدرت

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

شرق: «نقد سنت از نگاه اندیشمندان عرب» اثری از عبدالاله بلقزیز، متفکر و فیلسوف معاصر مراکشی، است که به تحلیل تاریخ مناقشات فکری جهان عرب درباره «سنت» می‌پردازد. این کتاب در واقع جلد سوم از پروژه بزرگ‌تر او با عنوان «عرب و مدرنیته» است. این کتاب را می‌توان نقدِ نقدِ سنت دانست. عبدالاله بلقزیز در این اثر خوانشی انتقادی و جسورانه از چگونگی نگرش اندیشه عربی به گذشته‌‌اش ارائه می‌دهد و مخاطب را به نوعی بازنگری عقلانی فراتر از ستایش سنت یا گسست از آن دعوت می‌کند.

بلقزیز در این پروژه چندجلدی، تاریخ مواجهه اندیشه عربی با مدرنیته را بررسی می‌کند. جلد اول به گفتمان نوزایی، جلد دوم به گفتمان مدرنیته و جلد سوم به مسئله «سنت» اختصاص دارد. این کتاب در سال ۲۰۱۴ منتشر شد و به دلیل رویکرد تحلیلی‌اش، جایزه سلطان قابوس برای فرهنگ را دریافت کرد.

در توضیحات خود کتاب درباره این اثر آمده: «واقعیت این است که مانند ترک و فارس و هندی و مالائی، عرب نیز متراکم از گذشته است؛ در فضای سنت نفس می‌کشد و چون اکنونش را تهی و گذشته‌اش را تابناک می‌انگارد به جای نقد آن میل دارد به گذشته پناه ببرد تا خلأهای اکنونش را با آن پر کند. البته عرب نیز گهگاه پرسش‌هایی در مورد سنت مطرح کرده است، پرسش‌هایی که اغلب فراموش ‌شده‌اند زیرا فضایی برای استمرارشان وجود نداشت. به مرور زمان و تحت تأثیر عوامل گوناگون چون حمله ناپلئون به مصر، تصرف الجزایر، اعزام هیئت‌هایی جهت تحصیل در خارج، آغاز اضمحلال امپراتوری عثمانی، با پایان سده نوزدهم و آغاز سده بیستم همراه با رواج علم‌گرایی در میان دانشجویان، تأسیس کارگاه‌های بزرگ برای پژوهش در آثار مهم متفکران گذشته، چون ابن‌هشام و طبری و ابن‌رشد و ابن‌خلدون، نقدهای جدی آغاز شد. از دهه چهارم سده بیستم، نقد سنت سرلوحه کارهای بسیاری از متفکرین عرب شد. هر یک از آنان سنت را به شیوه خاص خود نقد می‌کرد. طه حسین با سلاح دکارتیسم به رویارویی با دگم‌اندیشی حنبلی‌ها رفت؛ فریادهای اگزیستانسیالیستی عبدالرحمن بدوی و پوزیتیویستی فواد زکریا و دیالکتیکی حسین مروه، طیب تیزینی، مهدی عامل‌ و صادق جلال‌العظم در میان سنت‌گرایان ولوله به پا کرد. همچنان که نقد‌های ساختارگرایانه جابری و نقدهای تاریخ‌گرایانه عُروی و حنفی و نقد تأویل‌گرایانه نصر حامد ابوزید و نشانه‌شناسی ارکون، همه، سنت را نشانه رفتند».

مهم‌ترین نوآوری بلقزیز در این کتاب، تغییر زاویه دید به مسئله سنت است. او معتقد است نزاع بر سر سنت، صرفا یک اختلاف معرفتی یا فلسفی بر سر «حقیقت» نیست، بلکه نزاعی بر سر قدرت و استیلاست‌. از نگاه او، هر دو طرف مناقشه می‌کوشند انحصار تأویل و تفسیر سنت را در دست بگیرند، زیرا تسلط بر سنت، کوتاه‌ترین راه برای سلطه بر «اکنون» است. به بیان دیگر، پرسش اصلی نه خود سنت، بلکه «خوانش سنتی از سنت» و قرائت‌های ایدئولوژیک از آن است. بلقزیز در این کتاب تصویری منسجم و غیرایدئولوژیک از تحول نقد سنت در اندیشه عربی ارائه می‌دهد. او نه مدافع مدرنیته است و نه ستایشگر سنت؛ بلکه می‌کوشد منطق درونی هر دو طرف را بفهمد. نکته مهم دیگر، پیوند‌دادن مسئله سنت با سیاست، قدرت و ایدئولوژی است‌ که به تحلیل او عمق جامعه‌شناختی و سیاسی می‌بخشد.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.