|

حافظه بدن

گاهی فرد در شرایطی که ظاهرا اتفاق نگران‌کننده‌ای رخ نداده، واکنشی را تجربه می‌کند که برای خودش هم قابل‌ توضیح نیست. شنیدن صدایی خاص او را مضطرب می‌کند؛ نزدیک‌شدن به سالگرد یک فقدان، خوابش را به‌هم می‌ریزد؛ یا پس از یک گفت‌وگوی پرتنش، سردرد، دل‌درد یا گرفتگی عضلات سراغش می‌آید.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

فاطمه عیسی‌زاده*: گاهی فرد در شرایطی که ظاهرا اتفاق نگران‌کننده‌ای رخ نداده، واکنشی را تجربه می‌کند که برای خودش هم قابل‌ توضیح نیست. شنیدن صدایی خاص او را مضطرب می‌کند؛ نزدیک‌شدن به سالگرد یک فقدان، خوابش را به‌هم می‌ریزد؛ یا پس از یک گفت‌وگوی پرتنش، سردرد، دل‌درد یا گرفتگی عضلات سراغش می‌آید. گاهی فرد برای این نشانه‌ها به پزشک مراجعه می‌کند، اما در بررسی‌ها علت جسمی مشخصی پیدا نمی‌شود. در این موقعیت‌ها، توجه به نقش فشارهای روانی و تجربه‌های گذشته می‌تواند به درک بهتر این واکنش‌ها کمک کند. «حافظه بدن» یعنی تجربه‌های دشوار گذشته می‌توانند دستگاه عصبی را حساس‌تر کنند و واکنش بدن را در موقعیت‌های مشابه تغییر دهند. مغز در زمان ترس، فقدان، ناامنی یا فشار طولانی‌مدت، برای محافظت از فرد، بدن را در حالت آماده‌باش نگه می‌دارد. حتی پس از پایان آن شرایط، یک بو، صدا، مکان، تاریخ یا موقعیتی شبیه به تجربه پیشین می‌تواند همان زنگ خطر را دوباره به صدا درآورد؛ گویی خطر هنوز ادامه دارد. نتیجه می‌تواند تپش قلب، گرفتگی عضلات، اختلال خواب، خستگی یا آشفتگی گوارشی باشد. برای مثال، فردی که در کودکی بارها شاهد مشاجره‌های شدید بوده، ممکن است در بزرگسالی با بالارفتن صدای دیگران، بی‌آنکه علتش را بداند، دچار تپش قلب یا گرفتگی شانه‌ها شود. یا کسی که دوره‌ای نگران بیماری یکی از نزدیکانش بوده، ممکن است پس از بهبود او نیز با شنیدن زنگ تلفن در ساعتی دیرهنگام، ناگهان احساس اضطراب کند. در این لحظه‌ها، بدن گاهی نشانه‌ای را که به تجربه‌ای قدیمی شبیه است، به ‌اشتباه علامت خطر می‌داند و واکنشی مشابه گذشته نشان می‌دهد. بدن دشمن فرد نیست؛ گاهی با نشانه‌هایش می‌کوشد فشاری را نشان دهد که مدت‌ها فرصت دیده‌شدن نداشته است. به‌جای ترسیدن از این واکنش‌ها یا وارسی مداوم بدن، بهتر است فرد به زمان و موقعیت بروز آنها توجه کند: آیا پس از بی‌خوابی، تنش، دریافت خبرهای ناخوشایند یا مواجهه با موقعیتی آشنا شدت می‌گیرند؟ همین توجه آرام و بدون قضاوت، می‌تواند به شناخت محرک‌ها کمک کند.

تنظیم خواب، غذاخوردن منظم، کم‌کردن مواجهه مداوم با خبرها و شبکه‌های اجتماعی و بازگشت تدریجی به فعالیت‌های لذت‌بخش، به آرام‌شدن دستگاه هشدار بدن کمک می‌کند. پیاده‌روی، حرکات کششی ملایم، چند دقیقه تنفس آرام با بازدم طولانی و مراقبه کوتاه نیز می‌توانند از شدت تنش بکاهند. گفت‌وگو با فردی امن یا نوشتن درباره تجربه‌ای که همچنان ذهن را درگیر کرده، راهی برای پردازش فشارهای گذشته است. اگر دردها، اضطراب یا خاطرات مزاحم شدید و ماندگار شوند و زندگی روزمره را مختل کنند، مراجعه به روان‌شناس می‌تواند کمک‌کننده باشد.

* متخصص روان‌شناسی سلامت و پژوهشگر حوزه سایکونوروایمونولوژی


 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.