|

سه خانه پرهزینه، سه کارنامه مبهم؛ از ورشو تا بلدیه و خانه روزنامه‌نگاران شهر

خانه‌های بی‌کارنامه

شهرداری تهران برای پس‌گرفتن ساختمان خانه اندیشمندان علوم انسانی در بوستان ورشو کوتاه نیامد. اعتراض اعضای این مجموعه، مخالفت بخشی از شورای شهر و حتی پیشنهاد اداره خانه با هیئت امنا هم مسیر را تغییر نداد. ساختمان سرانجام از خانه اندیشمندان گرفته شد؛

خانه‌های بی‌کارنامه
نورا حسینی خبرنگار گروه جامعه روزنامه شرق

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

 شهرداری تهران برای پس‌گرفتن ساختمان خانه اندیشمندان علوم انسانی در بوستان ورشو کوتاه نیامد. اعتراض اعضای این مجموعه، مخالفت بخشی از شورای شهر و حتی پیشنهاد اداره خانه با هیئت امنا هم مسیر را تغییر نداد. ساختمان سرانجام از خانه اندیشمندان گرفته شد؛ با این استدلال که یک ملک عمومی نباید در اختیار یک مجموعه باشد و باید فضای آن در اختیار طیف‌های بیشتری قرار گیرد. حالا ساختمان بازسازی شده و چراغ‌هایش روشن است، اما حتی دو عضو شورای شهر نیز اطلاع روشنی از برنامه‌هایی که در آن برگزار می‌شود ندارند. این ابهام فقط به ورشو محدود نیست. خانه بلدیه با وعده تبدیل‌شدن به خانه شهر، موزه شهرداری، محل نمایش تاریخ تهران و میزبان دیدارهای بین‌المللی بازسازی شد. خانه روزنامه‌نگاران شهر هم قرار بود خانه همه روزنامه‌نگاران باشد؛ مکانی برای آموزش، گفت‌وگو، نشست‌های حرفه‌ای و استفاده طیف‌های مختلف رسانه‌ای. مهدی اقراریان و ناصر امانی، دو عضو شورای شهر تهران، حالا درباره هر سه مجموعه از فاصله میان وعده‌های اولیه و عملکرد فعلی حرف می‌زنند.

ورشو؛ دو سال اصرار برای پس‌گرفتن، بعد چه شد؟

اختلاف شهرداری تهران و خانه اندیشمندان علوم انسانی از سال ۱۴۰۲ علنی شد. ماجرا نزدیک به دو سال ادامه داشت و سرانجام در سال ۱۴۰۴ ساختمان بوستان ورشو در اختیار شهرداری قرار گرفت. خانه اندیشمندان نیز اعلام کرد سوم شهریور ۱۴۰۴ ساختمان را به طور کامل تخلیه کرده و هر فعالیتی که پس از آن در این محل انجام شود، ارتباطی با این مجموعه ندارد. در میانه این اختلاف، راه دیگری هم پیشنهاد شده بود. اداره خانه با هیئت امنایی متشکل از نمایندگان شهرداری و خانه اندیشمندان یکی از پیشنهادهای مطرح‌شده بود. خانه اندیشمندان پیش‌تر اعلام کرده بود شمار قابل توجهی از اعضای شورای شهر با این مسیر موافق بوده‌اند، اما این پیشنهاد به نتیجه نرسید و ساختمان در نهایت به شهرداری تحویل داده شد. مهدی اقراریان این اتفاق را یکی از حوادث تلخ دوره ششم شورای شهر توصیف می‌کند و معتقد است با وجود تلاش جمع زیادی از اعضای شورا، مسیر دیگری برای حل اختلاف انتخاب نشد. به گفته او، بازپس‌گیری ساختمان با این استدلال انجام شد که قرار است تنوع و تکثر بیشتری در آن شکل بگیرد، در حالی که پیش از آن نیز چهره‌ها و گروه‌هایی با سلایق مختلف در خانه اندیشمندان حضور داشتند. اقراریان برخورد با این مجموعه را ناشی از کج‌سلیقگی می‌داند و معتقد است مسیری که برای مواجهه با یک مجموعه فعال در حوزه اندیشه انتخاب شد، مسیر درستی نبود. او اکنون نیز اطلاع مشخصی از فعالیت‌هایی که در ساختمان سابق خانه اندیشمندان در بوستان ورشو برگزار می‌شود ندارد و می‌گوید گزارشی از برنامه‌های این ساختمان در اختیارش نیست. نقد اقراریان متوجه خود خانه اندیشمندان علوم انسانی نیست. این مجموعه بعد از خروج از ورشو فعالیت خود را در فضای دیگری ادامه داده است. پرسش او درباره ساختمانی است که شهرداری برای بازپس‌گرفتنش دو سال ایستاد و وعده استفاده عمومی‌تر از آن را داد. ناصر امانی نیز برخورد با خانه اندیشمندان را یکی از نقاط ضعف جدی این دوره مدیریت شهری می‌داند و یادآوری می‌کند ۱۳ عضو شورا در تذکری به شهردار تهران با این شیوه برخورد مخالفت کرده بودند. امانی تأکید می‌کند این نحوه برخورد را در شأن شورای ششم و مدیریت شهری نمی‌دانسته و معتقد است حتی اگر قرار بود تغییری در نحوه اداره ساختمان ایجاد شود، راه‌های دیگری برای آن وجود داشت. او حالا از بی‌اطلاعی شورا درباره وضعیت ساختمان می‌گوید: خانه اندیشمندان از آنجا رفته اما ما اطلاع نداریم در آن ساختمان چه اتفاقی می‌افتد، چه استفاده‌ای از آن می‌شود و چه رویداد فرهنگی‌ای در آن برگزار شده است. امیدواریم تبدیل به یک فضای اداری نشود. برای امانی آنچه از دست رفته فقط یک ساختمان نیست. او خانه اندیشمندان را فضایی برای تضارب آرا و افکار می‌داند؛ جایی که حتی دیدگاه‌هایی که مدیران شهری یا اعضای شورا با آنها موافق نبودند امکان طرح و شنیده‌شدن داشتند.

اقراریان نیز معتقد است شهرداری مجبور نبود اداره مستقیم مجموعه را در دست بگیرد. از نگاه او وظیفه شهرداری می‌توانست سیاست‌گذاری باشد نه تصدی‌گری و اگر اشکالی در روند گذشته وجود داشت امکان اصلاح آن از طریق تشکیل هیئت امنا وجود داشت. او نحوه تصمیم‌گیری درباره ورشو را یک رویکرد تک‌گزینه‌ای می‌داند؛ گزینه‌ای که در نهایت به خروج خانه اندیشمندان علوم انسانی از ساختمانی منجر شد که سال‌ها محل فعالیت این مجموعه بود.

بلدیه؛ خانه شهر یا ساختمان تشریفات؟

چند کیلومتر آن‌طرف‌تر‌ در میدان امام خمینی، ساختمان دیگری قرار دارد که برای آن هم فهرست بلندی از مأموریت‌ها تعریف شده بود. خانه بلدیه پس از سال‌ها بازسازی قرار نبود یک ساختمان اداری دیگر به مجموعه شهرداری اضافه کند. مهدی چمران پیش‌تر تأکید کرده بود این ساختمان باید واقعا خانه شهر باشد. برای آن موزه، فضای نمایشگاهی، آمفی‌تئاتر و مکانی برای ارتباط شهروندان با تاریخ و مدیریت شهر پیش‌بینی شده بود. مدیران شهرداری از کارکرد بین‌المللی آن هم سخن گفته بودند؛ از دیدار شهردار تهران با شهرداران دیگر شهرهای جهان تا رونمایی از پروژه‌های مهم شهر و برگزاری رویدادهای رسمی. برای تکمیل و تجهیز ساختمان نیز اعتبار جداگانه پیش‌بینی و حتی ۵۰ میلیارد تومان در متمم بودجه برای ادامه تجهیز آن مطرح شد. اقراریان اما معتقد است پیش از آنکه این کارکردها شکل بگیرد، ساختار مدیریتی مجموعه تعیین شد و خانه بلدیه زیرمجموعه مرکز ارتباطات شهرداری قرار گرفت. او یادآوری می‌کند قرار بود این ساختمان محل برگزاری رویدادهای بین‌المللی و رونمایی از پروژه‌های مهم شهرداری باشد، اما بخش قابل توجهی از برنامه‌های فعلی آن به نشست خبری سخنگوی شهرداری و تعدادی همایش محدود شده است.

البته بلدیه کاملا بی‌برنامه نیست. در این ساختمان علاوه بر نشست‌های مدیریتی شهرداری، چند برنامه فرهنگی، نشست تخصصی و رویداد بین‌المللی هم برگزار شده است. اجلاس تهران ۲۰۲۵ با میهمانانی از شهرها و نهادهای بین‌المللی از جمله برنامه‌هایی بود که بخشی از وعده اولیه این ساختمان را محقق کرد. نشست‌های فرهنگی، برنامه‌های مربوط به تاریخ تهران و تورهای گردشگری نیز در آن برگزار شده است. اما اقراریان معتقد است این فعالیت‌ها هنوز با ظرفیت ساختمان فاصله زیادی دارند و برآوردش این است که حتی از ۱۰ درصد ظرفیت خانه بلدیه استفاده نمی‌شود. او موزه شهرداری تهران را یکی از ظرفیت‌های مغفول این مجموعه می‌داند. شهرداری تهران بیش از یک قرن سابقه دارد و مجموعه بزرگی از اسناد، تصاویر و مدارک تاریخی مدیریت شهری می‌تواند در چنین فضایی عرضه شود. ‌اقراریان پیش از این درباره نحوه مدیریت خانه بلدیه به مرکز ارتباطات شهرداری تذکر داده و با رئیس این مرکز نیز گفت‌وگو کرده است، اما می‌گوید مانند بسیاری از تذکرهای دیگر هنوز پاسخی دریافت نکرده و موضوع نیازمند پیگیری دوباره است. ناصر امانی نیز روایت مشابهی از فلسفه اولیه این پروژه دارد. به گفته او، قرار بود بلدیه خانه مردم باشد و با مدیریت شورای شهر اداره شود؛ یعنی برنامه‌هایی که در آن شکل می‌گیرد، با شورا و مأموریت عمومی ساختمان ارتباط داشته باشد. امانی وضعیت فعلی را متفاوت از آن تعریف اولیه می‌بیند و می‌گوید ساختمان در عمل به مجموعه‌ای در اختیار شهرداری تبدیل شده که جلسات و همایش‌هایی در آن برگزار می‌شود و اعضای شورا نیز اطلاع دقیقی از برنامه‌هایش ندارند. اقراریان حتی نسبت به نوع برنامه‌هایی که در این ساختمان برگزار می‌شود از منظر ترافیکی هم نقد دارد. خانه بلدیه در میدان امام خمینی قرار گرفته و حضور مدیران و مسئولان ارشد شهرداری در نشست‌های مختلف به معنای افزایش تقاضای سفر به یکی از محدوده‌های پرتردد مرکز شهر است. او معتقد است هر بارگذاری جدید باید متناسب با ظرفیت معابر باشد و برگزاری مکرر برنامه‌های مدیریتی در چنین نقطه‌ای می‌تواند به‌جای کمک به محدوده، گره ترافیکی آن را بیشتر کند.

خانه همه روزنامه‌نگاران؛ همه کجا هستند؟

پرونده سوم به خانه روزنامه‌نگاران شهر می‌رسد؛ ساختمانی که هنگام افتتاح یکی از مهم‌ترین وعده‌های شهرداری درباره آن تکرار شد: اینجا قرار است خانه همه روزنامه‌نگاران باشد.

مجموعه، هشتم بهمن ۱۴۰۳ افتتاح شد. سخنگوی شهرداری آن زمان اعلام کرد خانه متعلق به خبرنگاران، روزنامه‌نگاران، مستندسازان و فعالان رسانه‌ای با سلایق و دیدگاه‌های مختلف خواهد بود. برای مجموعه، دوره‌های آموزشی، استفاده از روزنامه‌نگاران باتجربه، نگارخانه عکس و کاریکاتور، نمایش اسناد تاریخی رسانه، کافه رسانه، نشست‌های حرفه‌ای و فضایی برای گفت‌وگوی اهالی رسانه تعریف شده بود. شهردار تهران هنگام افتتاح از اختصاص ۲۵ میلیارد تومان برای پروژه خبر داد و شورای شهر نیز اعتباری جداگانه برای تجهیزات مجموعه در نظر گرفته بود. خانه روزنامه‌نگاران در ماه‌های بعد برنامه‌هایی برگزار کرده است؛ از نشست و رونمایی مستند تا کارگاه آموزشی، برنامه‌های مربوط به تجربه خبرنگاران جنگ و چند نشست تخصصی. نشست‌های خبری سخنگوی شهرداری نیز در مقاطعی در همین مجموعه برگزار شده است. اما اقراریان آنچه را دیده، متناسب با آن تعریف گسترده نمی‌داند. او چند بار به خانه روزنامه‌نگاران رفته و در یکی از برنامه‌های آن نیز همراه مهدی چمران حضور داشته است. از نگاه او، بخش درخور توجهی از آنچه در مجموعه دیده می‌شود، نشست‌های خبری و رویدادهای درون شهرداری است و هنوز روشن نیست خدماتی که قرار بود برای همه طیف‌های روزنامه‌نگاران فراهم شود، تا چه اندازه شکل گرفته است. هنگام تصویب و تخصیص بودجه برای خانه روزنامه‌نگاران، مجموعه‌ای از مأموریت‌های حرفه‌ای و عمومی برای آن تعریف شده بود. حالا می‌توان پرسید چه مقدار از آن مأموریت‌ها اجرا شده، چه تعداد روزنامه‌نگار خارج از ساختار روابط عمومی شهرداری از خدمات آن استفاده کرده‌اند و ترکیب گروه‌ها و رسانه‌های حاضر در برنامه‌های این خانه چگونه بوده است؟ امانی از زاویه بودجه وارد بحث می‌شود. به گفته او، هنگام تعریف این مجموعه حتی وعده حمایت از روزنامه‌نگاران بیکار و ارائه تسهیلات مطرح شده بود. او یادآوری می‌کند صحبت از پرداخت وام به روزنامه‌نگاران بیکار و تبدیل این مجموعه به محل حمایت از همه روزنامه‌نگاران بود، اما آنچه اکنون دیده می‌شود، بیشتر به نشست‌های داخلی شباهت دارد. امانی تأکید دارد این پرونده را از مسیر شورا دنبال می‌کند تا مشخص شود بودجه‌ای که برای مجموعه در نظر گرفته شده، چگونه هزینه شده و چه خروجی‌ای داشته است.

اقراریان: بخشی از جامعه اصلا مخاطب شهرداری نیست

اقراریان بحث را به همین سه ساختمان محدود نمی‌کند. از نگاه او، مسئله اصلی گسترده‌تر از خانه اندیشمندان، بلدیه یا خانه روزنامه‌نگاران است. او معتقد است بخشی از فعالیت‌هایی که امروز در شهرداری تهران انجام می‌شود، اساسا همه بخش‌های جامعه را مخاطب قرار نمی‌دهد. نمونه‌ای که برای این ادعا مطرح می‌کند، رسانه‌ها هستند؛ به‌ویژه رسانه‌های منتقد.

اقراریان می‌پرسد رسانه‌های منتقد امروز در ساختار ارتباطی شهرداری تهران چه جایگاهی دارند و بعد صحن شورای شهر را مثال می‌زند؛ جایی که خبرنگاران به صورت مستمر مدیریت شهری را زیر نظر دارند. از نگاه او شهرداری حتی نسبت به رسانه صحن شورا و خبرنگاران حاضر در جلسات نیز جهت‌گیری یک‌سویه دارد. نتیجه چنین نگاهی از نظر اقراریان این است که رسانه به‌جای محلی برای شنیدن نقد، به ابزاری برای نمایش موفقیت تبدیل می‌شود. او معتقد است وقتی صدای منتقد شنیده نشود، مدیریت شهری نیز از حکمرانی حرفه‌ای فاصله می‌گیرد. اقراریان برای این وضعیت از تعبیر حکمرانی نمایشی استفاده می‌کند و معتقد است تهران امروز به صورت جدی گرفتار چنین الگویی شده است. او البته تأکید دارد حکمرانی نمایشی فقط آفت شهرداری تهران نیست و شهرداری را یکی از بازیگران این نوع حکمرانی می‌داند.

از حکمرانی نمایشی تا کارنامه‌نمایی

اقراریان نشانه دیگری از این وضعیت را در مقاطع نزدیک به انتخابات می‌بیند. به اعتقاد او، هرچه انتخابات نزدیک‌تر می‌شود، حجم بخشی از فعالیت‌های رسانه‌ای و تبلیغاتی بیشتر می‌شود و حتی برخی خدمات داخلی شهرداری با صدای بلندتری بازتاب پیدا می‌کنند، اما با فاصله‌گرفتن از انتخابات این روند دوباره کم‌رنگ می‌شود. او برای این رفتار از تعبیر کارنامه‌نمایی استفاده می‌کند؛ ارائه کارنامه‌ای که از نگاهش با واقعیت فاصله دارد. اقراریان این مسئله را یکی از نقدهای اصولی خود به عملکرد مدیریت شهری در این دوره عنوان می‌کند.

شهرداری؛ پله‌ای برای ریاست‌جمهوری؟

نقد او در نهایت از دوره فعلی نیز فراتر می‌رود و به روندی نزدیک به دو دهه‌ در شهرداری تهران می‌رسد. اقراریان معتقد است فضای سیاسی به‌تدریج در مدل رفتاری و تصمیم‌گیری شهرداری تهران گسترده شده و همین مسئله مدیریت شهری را از مأموریت اصلی خود دور کرده است. او معتقد است از زمانی که شهرداری تهران یک‌ بار به سکویی برای رسیدن به ریاست‌جمهوری تبدیل شد، این نگاه در سیاست ایران ماندگار شد و از سال ۱۳۸۴ به بعد شهرداری تهران همواره به ‌عنوان ظرفیتی برای برندسازی یک نامزد بالقوه ریاست‌جمهوری دیده شده است. اقراریان این روند را انحرافی در حکمرانی شهری می‌داند و معتقد است باید جایی به این رویه پایان داده شود.

ورشو، بلدیه و خانه روزنامه‌نگاران حالا سه نمونه عینی برای همین بحث شده‌اند. در ورشو، شهرداری ساختمانی را با اصرار پس گرفت و از استفاده عمومی‌تر آن گفت، اما اعضای شورا هنوز از برنامه‌هایش اطلاع روشنی ندارند. بلدیه با مأموریتی بزرگ‌تر از یک سالن جلسات بازسازی شد، اما اقراریان می‌گوید کمتر از ۱۰ درصد ظرفیت آن مورد استفاده قرار گرفته است. خانه روزنامه‌نگاران نیز با عنوان خانه همه اهالی رسانه و با بودجه عمومی راه افتاد، اما اعضای شورا درباره میزان تحقق همان مأموریت‌ها سؤال دارند. مسئله هر سه خانه را می‌توان با یک معیار سنجید: وعده‌ای که برای گرفتن بودجه، بازسازی ساختمان یا تغییر مدیریت داده شد و آنچه امروز شهروندان در عمل از آن می‌بینند.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.