|

نامی نو، جایی نو

بارها این صحنه را دیده‌ایم؛ نام مکان روی تابلو یک چیز است و نامی که مردم به زبان می‌آورند چیز دیگر. در نگاه اول‌ شاید این فقط یک عادت زبانی یا نوستالژی شهری به نظر برسد، اما وقتی همین اتفاق را در شهرهای مختلف بررسی می‌کنیم، یافته‌ها شکل دیگری پیدا می‌کند. این یعنی ماجرا فقط درباره چند نام قدیمی نیست، بلکه درباره فاصله‌ای است که گاهی میان نام رسمی و نام اجتماعی یک مکان شکل می‌گیرد.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

حسین قلی‌خانی: بارها این صحنه را دیده‌ایم؛ نام مکان روی تابلو یک چیز است و نامی که مردم به زبان می‌آورند چیز دیگر. در نگاه اول‌ شاید این فقط یک عادت زبانی یا نوستالژی شهری به نظر برسد، اما وقتی همین اتفاق را در شهرهای مختلف بررسی می‌کنیم، یافته‌ها شکل دیگری پیدا می‌کند. این یعنی ماجرا فقط درباره چند نام قدیمی نیست، بلکه درباره فاصله‌ای است که گاهی میان نام رسمی و نام اجتماعی یک مکان شکل می‌گیرد. شهروندان گاهی با دو نقشه و دو عنوان متفاوت در یک مورد در یک نقطه شهر مواجه می‌شوند؛ یکی روی تابلوهای شهری و نقشه‌های رسمی، و دیگری در ذهن و زبان مردم. شاید درباره میزان اهمیت این موضوع ‌نتوان سنجه‌ای مشخص کرد، اما در واقعیت ممکن است نام رسمی خیابانی را بگویید و راننده تاکسی آن را نشناسد، اما کافی است نام اصیل و ابتدایی آن را بر زبان بیاورید تا مقصد برای همه روشن شود. البته نام یک خیابان فقط برای پیداکردن یک آدرس نیست. مردم با همان نام قرارهای روزانه‌شان را می‌گذارند، مغازه‌ای را به قوم و خویشی معرفی می‌کنند، مسیر کودکی‌شان را برای نوه‌هایشان تعریف می‌کنند و نشانی خانه‌ای قدیمی را می‌دهند یا درباره حادثه‌ای تاریخی درمورد یک مکان خاص گفت‌وگو و به آن استناد می‌کنند. نام، بخشی از فرهنگ، هویت و تاریخ یک شهر است و به همین دلیل حذف آن از یک تابلو، لزوما به معنای حذف آن از حافظه و فرهنگ شهر نیست.

اصل نام‌گذاری معابر‌ برای زنده ‌نگه‌داشتن نام و خاطره انسان‌های بزرگ که برای اعتلای وطن در جای‌جای این کشور جان خود را فدا کرده یا خدمات بزرگی را ارائه کرده‌اند‌ نه‌تنها ایرادی ندارد، بلکه به عنوان توسعه فرهنگی شهر یک امر مطلوب و لازم است که همواره در راستای شأنیت‌بخشیدن به انسان‌های بزرگ، باید مورد توجه قرار گیرد؛ چراکه جامعه به نشانه نیاز دارد و برجسته‌سازی این نشانه‌ها به پایداری فرهنگ عمومی کمک می‌کند. اما مسئله درست از جایی آغاز می‌شود که برای ساختن یک حافظه تازه و تکریم یک شخصیت و ماندگارسازی یک موضوعی، حافظه‌ای را که پیش‌تر در شهر شکل گرفته است، حذف می‌کنیم. اینجاست که یک پارادوکس شکل می‌گیرد: سیاست و راهبردی که قرار است نام یک شخصیت را ماندگار کند، ممکن است در عمل به ماندگار‌نشدن همان نام منجر شود.

وقتی نام تازه‌ای جای نامی را می‌گیرد که دهه‌ها در زبان مردم بوده و از پدرها و پدربزرگ‌ها به ما رسیده و در بین مردم شهر ریشه دوانده، ممکن است در اسناد رسمی ثبت شود، روی تابلوها قرار بگیرد و حتی مراسمی برای تغییر آن نام برگزار شود، اما تجربه‌های سابق نشان می‌دهد در بسیاری از موراد در زندگی روزمره شهروندان جا نیفتاده است. نام‌گذاری اگر به یک مصوبه، نصب چند تابلو و برگزاری یک مراسم تقلیل پیدا کند، ممکن است یک تکلیف را رفع کند‌ اما نمی‌تواند به‌تنهایی یک نام را وارد حافظه جمعی کند. مسئله اینجاست که نام یک شخصیت برجسته، شهید، دانشمند، شاعر، هنرمند یا ورزشکار، نباید صرفا نامی روی یک تابلو باشد که حتی مردم در آدرس‌دادن هم از آن استفاده ‌نکنند. اگر قرار است نامی ماندگار شود، باید براساس یک الگوی صحیح و نگاه کارشناسانه و متناسب با فرهنگ ملی-مذهبی و فرهنگ بومی هر شهری جای بگیرد.

شاید به همین دلیل وقت آن رسیده باشد که سیاست نام‌گذاری معابر را از «نام‌زدایی» به «نام‌افزایی» تغییر دهیم. شهرها دائم در حال توسعه، پیشرفت و گسترش است. خیابان‌ها و بلوارهای جدید، پل‌ها، میدان‌ها، بوستان‌ها، مراکز فرهنگی و حتی در مواردی شهرهای کوچکی اضافه می‌شوند. چرا نام‌های تازه را بر فضاهای تازه ننشانیم تا این نام‌ها از ابتدا با یک مکان و یک تجربه جدید پیوند بخورند؟ در این روش، نام جدید مجبور نیست با نامی قدیمی رقابت کند و نام قدیمی هم مجبور نیست برای ورود نام تازه از حافظه شهر حذف شود. هر دو می‌توانند بخشی از یک شهر و یک روایت باشند. این کار حتی شأن نام‌های جدید را بیشتر حفظ می‌کند. نام یک شخصیت بزرگ نباید برای رفع تکلیف، پرکردن یک تابلو یا صرفا اجرای یک مصوبه انتخاب شود. اگر نامی شایسته ماندگارشدن است، باید برای ماندگارشدنش سیاست و مسیری سنجیده‌تر را ترسیم کرد؛ سیاستی که به‌جای حذف یک نام آشنا که با زندگی مردم آمیخته شده است، فرصت خلق یک نشانی تازه را فراهم کند. در بسیاری از نمونه‌ها این نوع نام‌گذاری تجربه موفقی را نشان می‌دهد. کشوری که هر سال ده‌ها بیمارستان، ورزشگاه، دانشگاه، فرودگاه، پایانه، مرکز فرهنگی، شهرک، مجموعه گردشگری، نیروگاه، سد، بندر و زیرساخت بزرگ جدید به جغرافیای خود اضافه می‌کند، برای ماندگارکردن یک نام الزاما نیازی به حذف نامی از حافظه پیشین خود ندارد. شاید پیش از هر تغییر نام، یک سؤال ساده اما مهم باید پرسیده شود: آیا واقعا می‌خواهیم نامی را ماندگار کنیم یا فقط می‌خواهیم نامی را روی یک تابلو عوض کنیم؟ هر دوی این گزاره‌ها در فعلیت یکی هستند اما در مقام واقعیت یکی نیستند و بینشان فاصله بسیار است. اگر قرار است سیاست فرهنگی ما حافظه و نشانی نو بسازد، بهتر است به‌جای جنگیدن با نام‌های ریشه‌دار، برای نام‌های تازه جای تازه‌ای در حافظه شهر باز کنیم. برای زنده نگه‌داشتن یک نام‌ لازم نیست نام دیگری را از شهر بمیرانیم.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.