|

جامعه‌ای که دیگر به توضیح گوش نمی‌دهد

ما سال‌ها به یک قاعده ساده در ارتباطات عادت کرده بودیم؛ اگر مردم چیزی را نمی‌دانند، برایشان توضیح بدهیم و اگر درباره موضوعی ابهام دارند، اطلاعات بیشتری در اختیارشان بگذاریم. تصور این بود که واقعیت، وقتی درست و دقیق روایت شود، در نهایت راه خود را به ذهن مخاطب باز می‌کند. اما مسئله امروز شاید دیگر کمبود اطلاعات یا حتی ضعف توضیح نباشد. مسئله از جایی شروع می‌شود که مخاطب، پیش از شنیدن توضیح، درباره آن تصمیم گرفته است.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

محمدجواد آخوندی-کارشناس علوم ارتباطات اجتماعی و فعال رسانه:  ما سال‌ها به یک قاعده ساده در ارتباطات عادت کرده بودیم؛ اگر مردم چیزی را نمی‌دانند، برایشان توضیح بدهیم و اگر درباره موضوعی ابهام دارند، اطلاعات بیشتری در اختیارشان بگذاریم. تصور این بود که واقعیت، وقتی درست و دقیق روایت شود، در نهایت راه خود را به ذهن مخاطب باز می‌کند. اما مسئله امروز شاید دیگر کمبود اطلاعات یا حتی ضعف توضیح نباشد. مسئله از جایی شروع می‌شود که مخاطب، پیش از شنیدن توضیح، درباره آن تصمیم  گرفته است.

این تغییر، کوچک نیست. در گذشته می‌شد مخاطب را نقطه پایان فرایند ارتباط دانست؛ پیام ارسال می‌شد، مخاطب آن را دریافت می‌کرد و بعد درباره‌اش قضاوت می‌کرد. امروز این ترتیب در بسیاری از موقعیت‌ها به هم خورده است. مخاطب با یک پیش‌زمینه وارد پیام می‌شود؛ تجربه‌های قبلی، تصویری که از فرستنده دارد، روایت‌هایی که پیش‌از‌این شنیده و حتی احساسی که درباره موضوع پیدا کرده است، همگی پیش از خود پیام وارد فرایند ارتباط شده‌اند.

به همین دلیل است که گاهی یک خبر واحد، برای دو گروه از مخاطبان دو معنای کاملا متفاوت پیدا می‌کند. حتی ممکن است هنوز کسی متن خبر را نخوانده باشد، اما در شبکه‌های اجتماعی درباره آن موضع گرفته باشد. نه لزوما به‌این‌دلیل که خبر را فهمیده یا نفهمیده، بلکه چون از قبل تصمیم گرفته است، چه چیزی را از چه کسی باور کند و چه چیزی را نپذیرد.

اینجا با چیزی فراتر از بی‌اعتمادی روبه‌رو هستیم؛ نوعی پیش‌داوری ارتباطی. مخاطب پیش از مواجهه با پیام، درباره اعتبار آن قضاوت می‌کند. در نتیجه، پیام دیگر در یک زمین خالی فرود نمی‌آید. زمین از قبل آماده است و گاهی حتی نتیجه پیش از آغاز ارتباط مشخص شده است.

شبکه‌های اجتماعی این وضعیت را پررنگ‌تر کرده‌اند. مخاطب امروز فقط پیام دریافت نمی‌کند؛ آن را انتخاب، مقایسه، تفسیر و بازنشر می‌کند. او می‌تواند یک روایت رسمی را کنار چند روایت دیگر قرار دهد و در نهایت روایتی را بپذیرد که با تجربه یا برداشت قبلی‌اش سازگارتر است. به‌همین‌دلیل انتشار یک توضیح رسمی دیگر پایان ارتباط نیست؛ تازه آغاز مرحله‌ای است که در آن مخاطبان درباره معنای آن توضیح با یکدیگر گفت‌وگو می‌کنند.

در چنین شرایطی، یک اشتباه رایج این است که هر مخالفتی را به ناآگاهی نسبت دهیم. مخاطبی که توضیحی را نمی‌پذیرد، لزوما اطلاعات کافی ندارد؟ نه همیشه. ممکن است اطلاعات داشته باشد، اما تجربه متفاوتی داشته باشد. ممکن است توضیح را کاملا فهمیده باشد، اما آن را با تصویری که از فرستنده در ذهن دارد، سازگار نبیند. اینجاست که افزودن چند صفحه آمار و چند بار تکرار یک پیام، الزاما مسئله را حل نمی‌کند.

برای رسانه‌ها و نهادهای رسمی، این تغییر یک پیام روشن دارد: پیش از اینکه بپرسیم «چه بگوییم؟»، باید بدانیم «مخاطب با چه پیش‌زمینه‌ای دارد حرف ما را می‌شنود؟».

این سؤال، ما را از منطق ساده انتقال پیام به منطق رابطه می‌برد. اعتماد، سابقه ارتباطی، تجربه‌های زیسته و حتی نحوه برخورد قبلی با مخاطب، بخشی از خود پیام شده‌اند؛ حتی اگر در متن خبر یک کلمه هم درباره آنها نوشته  نشده باشد.

شاید به همین دلیل است که امروز گاهی یک توضیح درست هم شنیده نمی‌شود. نه چون مخاطب الزاما با حقیقت مخالف است، بلکه چون رابطه‌ای که باید امکان شنیدن را فراهم کند، پیش از رسیدن پیام  آسیب دیده است.

در چنین شرایطی، رسانه بیش از آنکه به بلندتر کردن صدا نیاز داشته باشد، به بازسازی امکان شنیده‌شدن نیاز دارد. جامعه امروز الزاما جامعه‌ای نیست که توضیح نمی‌خواهد؛ جامعه‌ای است که دیگر هر توضیحی را فقط به دلیل رسمی‌بودنش نمی‌پذیرد.

و شاید مهم‌ترین مسئله ارتباطات امروز همین باشد: پیش از آنکه بتوانیم مخاطب را قانع کنیم، باید کاری کنیم که حاضر باشد حرف ما را بشنود.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.