نابرابری در ماراتن نفسگیر آزمونهای نهایی
سرانجام آزمونهای نهایی پایههای یازدهم و دوازدهم بعد از ابهامات فراوان و چند بار تغییر، از روز یکشنبه هفته جاری آغاز شد و نزدیک به سه میلیون دانشآموز محصل در این پایهها و نیز داوطلبان آزاد که در پی ترمیم معدل هستند، ماراتن نفسگیری را آغاز کردند که نتیجه آن متأسفانه هنوز متغیری تعیینکننده در آینده دانشآموزان است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
مهدی ملکمحمد-روانشناس: سرانجام آزمونهای نهایی پایههای یازدهم و دوازدهم بعد از ابهامات فراوان و چند بار تغییر، از روز یکشنبه هفته جاری آغاز شد و نزدیک به سه میلیون دانشآموز محصل در این پایهها و نیز داوطلبان آزاد که در پی ترمیم معدل هستند، ماراتن نفسگیری را آغاز کردند که نتیجه آن متأسفانه هنوز متغیری تعیینکننده در آینده دانشآموزان است. اگر اصل را بر این یافته مهم عصبشناسی قرار دهیم که پیشبینیناپذیری و ابهام مهمترین عوامل استرس در انسان هستند، میتوانیم نتیجه بگیریم دانشآموزان پایههای یازدهم و دوازدهم به دلیل وقوع جنگ و تعطیلی مدارس، سال بسیار پُراسترسی را پشت سر گذاشتهاند. اما آنچه سطح استرس در دانشآموزان این پایهها را افزایش داد، انفعال و ابهام در تصمیمگیری وزارت آموزش و پرورش بوده و هست؛ بزرگترین وزارتخانه دولت که بارها نشان داده توان تصمیمگیری در مواقع بحران را ندارد و بهراحتی اختیار آن را به نهادهای دیگر میسپارد و به همین دلیل حتی پس از آتشبس هم تا چند هفته ناتوان از تصمیمگیری درباره زمان امتحانات نهایی بود و منتظر به نتیجه رسیدن مذاکرات ایران و آمریکا. شوربختانه زمان آتشبس بهسرعت گذشت و دانشآموزان دقیقا در زمانی ماراتن نهایی را آغاز کردند که جنوب کشورمان دوباره با تجاوز ارتش ایالات متحده مواجه شده است. هرچند این حملات تاکنون در مقیاسی کوچکتر از جنگ رمضان صورت گرفته اما آیا مغز دانشآموزان نوجوان در عصر دیجیتال میتواند بیتفاوت به اخبار باشد؟ حال بیایید موضوع را دقیقتر ببینیم: نتیجه آزمونهای نهایی پایههای یازدهم و دوازدهم بر اساس قوانین جدید تصویبشده در سالهای اخیر، متغیری بسیار مهم در ورود به دانشگاه است. ورود به دانشگاههای برتر کشور نیز متأسفانه هنوز بر اساس رقابتی سخت بین دانشآموزان صورت میگیرد. این رقابت نیز باید صرفا بر اساس میزان تلاش دانشآموزان و تسلط آنها بر مطالب کتابهای درسی باشد. اما با انفعال نهاد آموزش و پرورش این رقابت اکنون به صورتی نابرابر به پیش میرود: دانشآموز سال دوازدهم دبیرستانی در جنوب کشور که شبهای اخیر با صدای پدافندها و جنگندهها و انفجارها از خواب میپرد را مقایسه کنید با دانشآموزی در همان پایه در پایتخت یا شمال و شرق و غرب کشور. سؤالها نیز برای همه دانشآموزان در سراسر کشور یکسان است. اگر سالهاست که شعار مرکززدایی و توجه به ویژگیهای بومی هر استانی را میدهیم و از همینرو رئیسجمهور اختیارات بسیاری به استانداران تفویض میکند، پس چگونه مدیران عالی وزارت آموزش و پرورش در برابر این نابرابری آشکار که عدالت آموزشی را بیش از پیش نشانه رفته سکوت میکنند و حتی از یک همدلی زبانی ساده هم سر باز میزنند. و پاسخ به این سؤال مهم آشکارکننده بسیاری از مسائلی است که در آموزش و پرورش جریان دارد: آیا اگر این شبها بهجای جنوب کشور، پایتخت، مورد تجاوز دشمن قرار بگیرد بازهم برنامه آزمونهای نهایی تغییر نخواهد کرد؟ بماند که بیعدالتی آموزشی بهویژه در زمینه ورود به دانشگاه سالهاست دغدغه کارشناسان و متخصصان حوزه آموزش است و هر سال وضعیت در این زمینه بحرانیتر میشود. خبر برتری دانشآموزان مدارس ویژه (مدارس استعدادهای درخشان و غیردولتی) در کنکور سالهاست به یک خبر تکراری در پایان تابستان هر سال تبدیل شده است. یکی از علتهای اصلی همه این نابرابریها که امسال برای دانشآموزان جنوبی مضاعف هم شده، ناتوانی نهاد آموزش و پرورش برای تصمیمگیری سریع و علمی در مصاف با بحرانهاست. مگر غیر از این است که توان یک سیستم در برابر بحران مشخص میشود؟ ولی بحرانها، چه در زمانه همهگیری کرونا و چه طی یک سال اخیر، آینهای شده برای نمایش توان بزرگترین نهاد دولتی که سالهاست تمرکزش بر ارائه آمار در زمینههای تربیتی و آموزشی قرار گرفته و همین تمرکز مانعی شده در برابر ارتقای کیفیت و سکوت و انفعال در برابر بحرانهای پایدار و موقتی.
بدیهی است حاکمبودن چنین وضعیتی در نهاد عالی آموزش و پرورش ارمغانی بهجز درماندگی و ناامیدی و بیتفاوتی در رفتار و اضطراب و خشم و شرم در هیجانهای نوجوانان این مرز و بوم نخواهد داشت؛ نوجوانانی که قرار است آینده ایران عزیز را بسازند.