|

جامعه‌ای که گذشته را مصرف می‌کند

حکایتی منسوب به شرلوک هولمز نقل می‌شود که در یکی از پرونده‌هایش‌ پس از مشاهده جسدی، درباره وضعیت اقتصادی مقتول چنین نتیجه‌گیری کرد: «او زمانی فردی ثروتمند بوده است، اما چند سالی است که دیگر رونق گذشته را ندارد؛ لباسش از بهترین خیاطان شهر است، اما سال‌ها از دوخت آن می‌گذرد.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

پیمان حاج محمودعطار-دکترای حقوق کیفری و جرم‌شناسی:  حکایتی منسوب به شرلوک هولمز نقل می‌شود که در یکی از پرونده‌هایش‌ پس از مشاهده جسدی، درباره وضعیت اقتصادی مقتول چنین نتیجه‌گیری کرد: «او زمانی فردی ثروتمند بوده است، اما چند سالی است که دیگر رونق گذشته را ندارد؛ لباسش از بهترین خیاطان شهر است، اما سال‌ها از دوخت آن می‌گذرد. هنوز آن‌قدر فقیر نشده که لباسش را بفروشد، اما دیگر توان خرید لباس نو از همان خیاط را نیز ندارد». فارغ از صحت تاریخی این روایت، این حکایت تصویری دقیق از وضعیتی است که امروزه می‌توان آن را «مصرف گذشته» نامید؛ وضعیتی که در آن، نشانه‌های رفاه هنوز دیده می‌شود، اما توان بازتولید آن رفاه از میان رفته است. گفته می‌شود احمدشاه قاجار نیز در سال‌های تبعید، با اشاره به رولزرویس قدیمی خود، همین حکایت را برای توصیف وضعیتش نقل می‌کرد. او می‌گفت هرکس این خودرو را ببیند، درمی‌یابد زمانی توان خرید رولزرویس داشته‌ام، اما اکنون دیگر استطاعت خرید مدل جدید آن را ندارم و در عین حال هنوز آن‌قدر تهیدست نشده‌ام که همان خودروی قدیمی را بفروشم. امروز این روایت، بیش از آنکه حکایت احمدشاه باشد، به استعاره‌ای از وضعیت بخشی از طبقه متوسط ایران تبدیل شده است؛ طبقه‌ای که هنوز خانه، خودرو یا برخی دارایی‌های گذشته را حفظ کرده، اما دیگر توان جایگزین‌کردن، نوسازی یا حتی گاه نگهداری مناسب آنها را ندارد. جامعه‌ای که بیش از آنکه ثروت جدید تولید کند، در حال مصرف سرمایه‌های دیروز خویش است. «ملت احمدشاهی» بیش از آنکه یک تعبیر تاریخی باشد، استعاره‌ای جامعه‌شناختی برای توصیف وضعیت اقتصادی بخشی از جامعه است؛ جامعه‌ای که هنوز نشانه‌هایی از رفاه گذشته را با خود حمل می‌کند، اما دیگر توان بازتولید آن رفاه را ندارد. در این وضعیت، خانه، خودرو، لوازم منزل، کتابخانه، وسایل کار و حتی بسیاری از دارایی‌های خانوار، یادگار سال‌هایی هستند که درآمد، قدرت خرید و امید به آینده وضعیت بهتری داشت. امروز اما بسیاری از خانواده‌ها نه توان خرید کالای جدید دارند و نه امکان جایگزین‌کردن دارایی‌های فرسوده خود را. آنها صرفا در حال مصرف سرمایه‌های گذشته‌اند. جامعه‌شناسان این پدیده را «فقیرشدگی طبقه متوسط» می‌نامند. فقیرشدگی الزاما به معنای نداشتن دارایی نیست، بلکه به این معناست که افراد، با وجود برخورداری از برخی دارایی‌های قدیمی، توان حفظ، نوسازی یا جایگزینی آنها را از دست می‌دهند. در چنین شرایطی، ظاهر زندگی ممکن است همچنان نشانه‌هایی از رفاه گذشته را حفظ کرده باشد، اما واقعیت اقتصادی چیز دیگری است. کاهش مستمر قدرت خرید، تورم، افت ارزش پول ملی، کاهش فرصت‌های شغلی و افزایش هزینه‌های زندگی، طبقه متوسط را به‌تدریج از طبقه‌ای تولیدکننده و سرمایه‌گذار، به طبقه‌ای مصرف‌کننده دارایی‌های گذشته تبدیل می‌کند. خانواده‌ای که هر چند‌سال یک‌ بار خودروی خود را تعویض می‌کرد، اکنون فقط به تعمیر آن می‌اندیشد. خانه‌ای که زمانی محل انباشت سرمایه بود، امروز فقط پناهگاهی است که صاحب آن نگران از دست دادنش است. حتی کالاهای ساده‌ای مانند پوشاک، کتاب، عطر یا لوازم خانگی نیز از فهرست خریدهای معمول خارج شده و به کالاهایی تبدیل شده‌اند که تا آخرین حد ممکن مورد استفاده قرار می‌گیرند. پیامد این وضعیت صرفا اقتصادی نیست. جامعه‌ای که آینده را از دست می‌دهد، به گذشته پناه می‌برد. امید به پیشرفت، جای خود را به تلاش برای حفظ حداقل‌های موجود می‌دهد. افراد به‌جای برنامه‌ریزی برای توسعه، تمام توان خود را صرف جلوگیری از سقوط بیشتر می‌کنند. در چنین فضایی، احساس امنیت اقتصادی، اعتماد اجتماعی و انگیزه سرمایه‌گذاری نیز به‌تدریج کاهش می‌یابد. «ملت احمدشاهی» اگرچه یک استعاره ادبی است، اما واقعیتی عمیق را بازتاب می‌دهد؛ جامعه‌ای که به‌جای تولید ثروت جدید، ناگزیر از مصرف سرمایه‌های گذشته شده است. خطر اصلی این وضعیت صرفا کاهش رفاه نیست، بلکه از بین رفتن امید به آینده است. جامعه‌ای که شهروندان آن فقط می‌کوشند داشته‌های دیروز خود را حفظ کنند و دیگر توان نوسازی، سرمایه‌گذاری و ارتقای سطح زندگی را ندارند، به‌تدریج دچار رکود اقتصادی، فرسایش سرمایه اجتماعی و گسترش احساس ناامنی نسبت به آینده خواهد شد. توسعه اقتصادی زمانی معنا پیدا می‌کند که هر نسل بتواند بر دستاوردهای نسل پیشین بیفزاید، نه آنکه صرفا از میراث گذشته مصرف کند. اگر جامعه‌ای به مرحله‌ای برسد که دارایی‌های دیروز را برای گذران امروز هزینه کند، زنگ خطر افول اقتصادی به صدا درآمده است.

چرا جامعه‌ای به مرحله «مصرف گذشته» می‌رسد؟ جامعه‌ای که سرمایه‌گذاری در آن کاهش می‌یابد، تولید ثروت از رشد بازمی‌ماند، ارزش پول ملی پیوسته تنزل می‌کند و درآمد واقعی مردم سال‌به‌سال کاهش می‌یابد، ناگزیر به مصرف سرمایه‌های گذشته روی می‌آورد. در چنین جامعه‌ای، افراد نه از محل درآمد امروز، بلکه از محل دارایی‌های دیروز زندگی می‌کنند. خودرو تعمیر می‌شود، اما تعویض نمی‌شود؛ خانه بازسازی نمی‌شود، بلکه فقط از فرسودگی کامل آن جلوگیری می‌شود؛ پس‌اندازها خرج هزینه‌های جاری می‌شوند و حتی ارث نسل گذشته، جای درآمد نسل حاضر را می‌گیرد. این همان نقطه‌ای است که جامعه‌ به‌جای ساختن آینده، گذشته خود را مصرف می‌کند.


 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.