دنیا فقط دود و آوار نیست
حدود ۱۴۰ هزار فلسطینی در مسجدالاقصی نماز عید قربان را در سایه محدودیتها و تدابیر امنیتی شدید رژیم صهیونیستی در شهرک قدیمی قدس و مسیرهای منتهی به این مسجد برگزار کردند. نماز عید قربان همچنین در کرانه باختری و غزه برگزار شد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
حدود ۱۴۰ هزار فلسطینی در مسجدالاقصی نماز عید قربان را در سایه محدودیتها و تدابیر امنیتی شدید رژیم صهیونیستی در شهرک قدیمی قدس و مسیرهای منتهی به این مسجد برگزار کردند. نماز عید قربان همچنین در کرانه باختری و غزه برگزار شد. مردم غزه در کنار ویرانههای مسجد، نماز عید قربان را خواندند. به گزارش رسانهها، مراسم عید سعید قربان امسال در نوار غزه بهسختی برگزار شده است؛ زیرا از یک سو رژیم اسرائیل با تداوم محاصره اجازه ورود احشام به نوار غزه را برای قربانی نداده است و از سوی دیگر، شرایط وخیم اقتصادی و درآمدی باعث کاهش شدید قدرت خرید مردم شده است.
اما مردم غزه با همین شرایط سخت در این چند روز سعی کردند حال و هوای شادی را تجربه کنند. خبرگزاریها گزارش دادهاند خیابانهای محله «رمال» شاهد تکاپوی عجیبی بود؛ جایی که احتمال خطر حملات هوایی اسرائیل بود اما مردم برای خرید به خیابانها آمده بودند. در همان بعدازظهر، حملات موشکی ارتش منجر به شهادت و زخمیشدن ۲۶ نفر شد. اما فقط دقایقی پس از پایان حملات و فروکشکردن گردوغبار، بسیاری از غرفهها و فروشگاهها دوباره بازگشایی شدند و مردم با وجود ترس و اندوه عمیق، به خرید خود ادامه دادند. ناظران این رفتار را «مقاومت در برابر حذف زندگی» توصیف کردهاند. از سوی دیگر، مردم غزه در ساعات اولیه عید دستکم ۱۵ پیکر متعلق به شهدای حملات شبانه در نقاط مختلف غزه را تشییع کرده و به خاک سپردند. خانوادههای غزه در صبح عید با سفرههای ساده، تلاش کردند طعم و معنای این روز را حفظ کنند. عید امسال برای کودکان غزه مانند سالهای قبل از جنگ نبود. در یکی از چادرهای موقت جنوب غزه، زنی جوان، آرام قلاب را میان انگشتانش میچرخاند. کودکش کنار او نشسته و با ذوق به گوسفند سفید کوچکی نگاه میکند که هنوز یک گوشش کامل
نشده است.
به گزارش خبرگزاری مهر در مطلبی که در این باره منتشر کرده، بیرون چادر صدای هواپیماها گاهی نزدیک میشود و بعد دور. اما داخل چادر، مادر سعی میکند صدای دیگری بسازد؛ صدای عادی زندگی، صدای عید. در همین چادرها گاهی چند زن دور هم جمع میشوند. نخهای رنگ و رو رفتهشان را از باقیمانده لباسهای کهنه یا پتوهای پاره درمیآورند. برای هم چای میریزند و در حالی که دستهایشان مشغول بافتن است، از عیدهایی میگویند که دیگر برنمیگردند. یکی تعریف میکند در خانه پدری، صبح عید حتما کلوچه مخصوص میپختند. دیگری یادش میآید بزرگترهای فامیل پیش از نماز عید، گوسفند را با دست خودشان انتخاب میکردند. حالا هیچکدام از آن خاطرهها جز در همین نخهای گرهخورده، جایی برای زیستن ندارند. این گوسفندهای بافتنی، اسباببازی سادهای نیستند. هرکدامشان شبیه تلاشی کوچک برای حفظ خاطرهای قدیمیاند؛ خاطره صبحهای عید، بوی غذا، خندههای خانوادگی و خانههایی که دیگر بسیاری از آنها وجود ندارند. زنهای غزه خوب میدانند کودکانشان بیشتر از نان، به امید احتیاج دارند؛ به چیزی که به آنها یادآوری کند دنیا فقط دود و آوار نیست. در غزه، عید امسال میان انگشتان مادری شکل میگیرد که زیر سقف یک چادر، گوسفند کوچکی میبافد تا کودکش برای چند دقیقه هم که شده جنگ را فراموش کند و با همین دستهای خالی، با همین نخهای کوتاه، میخواهند به بچههایشان بگویند: «ما هنوز ایمان داریم. هنوز به صبح بعد از این شب طولانی اعتقاد داریم. هنوز هم عید را فراموش نکردهایم».
شاید سالها طول بکشد مردم غزه به روزگار پیشین بازگردند، همان روزگاری که نیاز نبود بهسختی به دنبال یک قرص نان باشند. روزگاری که کودکان تمام لباسهایشان را از دست نداده باشند و در روزگاری که نیاز نباشد مدام منتظر فرود موشک باشند.