«شرق» حملات هوایی به صنایع مادر و تأثیر آن بر بورس کشور را بررسی میکند
جنگ علیه سرمایه
جنگ مشترک آمریکا و اسرائیل با ایران به هدف قراردادن صنایع مادر و زیرساختهای اقتصادی کشور رسیده است. حمله به زیرساختها نهتنها میتواند بهعنوان جنایت جنگی تلقی شود، بلکه در میانمدت و بلندمدت میتواند به بیکاری کارگران و ناتوانی مردم یک کشور در برآوردن نیازهای اساسی خود منجر شود. حالا چیزی حدود یکسوم ظرفیت تولید فولاد کشور و حدود 40 درصد ظرفیتهای تولید پتروشیمی آماج حملات هوایی قرار گرفته است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
نوید خیرخواه: جنگ مشترک آمریکا و اسرائیل با ایران به هدف قراردادن صنایع مادر و زیرساختهای اقتصادی کشور رسیده است. حمله به زیرساختها نهتنها میتواند بهعنوان جنایت جنگی تلقی شود، بلکه در میانمدت و بلندمدت میتواند به بیکاری کارگران و ناتوانی مردم یک کشور در برآوردن نیازهای اساسی خود منجر شود. حالا چیزی حدود یکسوم ظرفیت تولید فولاد کشور و حدود 40 درصد ظرفیتهای تولید پتروشیمی آماج حملات هوایی قرار گرفته است. صنایعی که وزن درخورتوجهی در ارزش بورس کشور دارند و این مسئله میلیونها سهامدار ایرانی را نگران کرده است؛ میلیونها سهامداری که سهامدار خرد بودهاند. کارشناسان بازار سرمایه میگویند که این روال، احتمالا در ابتدای بازگشایی بورس باعث ریزش هیجانی شاخص شود اما در ادامه با گزارشهایی واقعبینانه درباره حجم خسارت و زمان بازگشت خط تولید به مدار، رفتارهای هیجانی اصلاح شده و بازار میتواند دوباره به روال عادی برگردد.
بورس در سایه نااطمینانی
بازار سرمایه ایران در آستانه یکی از پرابهامترین مقاطع خود قرار گرفته است؛ مقطعی که در آن نهتنها نااطمینانیهای اقتصادی افزایش یافته، بلکه گزارشهایی از آسیبدیدگی برخی از بزرگترین شرکتهای بورسی نیز منتشر شده است. انتشار گزارشهایی درباره حمله به برخی مجموعههای بزرگ صنعتی از فولاد مبارکه و فولاد خوزستان تا پتروشیمیهای ماهشهری مانند فجر انرژی خلیج فارس، مارون، امیرکبیر و غدیر، بازار سرمایه را در آستانه آزمونی جدید قرار داده است؛ آزمونی که در آن فاصله میان واقعیت و اضطراب میتواند تعیینکننده مسیر هفتهها و شاید ماههای آینده باشد. در چنین فضایی، نگاه فعالان اقتصادی به لحظه بازگشایی بورس دوخته شده؛ لحظهای که میتواند تصویری روشنتر از برآورد سرمایهگذاران درباره آینده اقتصاد ارائه دهد. تجربه بازارهای مالی نشان میدهد بورسها در مواجهه با شوکهای ژئوپلیتیک معمولا ابتدا با واکنش شدید و هیجانی روبهرو میشوند و سپس بهتدریج به سمت تعادل جدید حرکت میکنند اما آنچه وضعیت کنونی بازار سرمایه ایران را متفاوت کرده، گستردگی شرکتهایی است که خبرهایی از آسیبدیدن آنها منتشر شده و همین موضوع میتواند شدت واکنش اولیه بازار را افزایش دهد.
وقتی غولهای صنعتی آسیب میبینند
در روزهای گذشته گزارشهایی از حمله به برخی از مهمترین بنگاههای صنعتی کشور منتشر شد؛ شرکتهایی که نهتنها در اقتصاد واقعی نقش تعیینکننده دارند، بلکه وزن سنگینی نیز در شاخص کل بورس تهران دارند. در میان این شرکتها نامهایی مانند فولاد مبارکه، فولاد خوزستان و مجموعهای از پتروشیمیهای منطقه ماهشهر به چشم میخورد؛ ازجمله فجر انرژی خلیج فارس، پتروشیمی مارون، پتروشیمی امیرکبیر و پتروشیمی غدیر. بسیاری از این شرکتها در زمره بزرگترین صادرکنندگان کشور قرار دارند و ارزش بازار آنها به دهها هزار میلیارد تومان میرسد. طبیعی است که هرگونه خبر درباره آسیبدیدن زیرساختهای تولیدی چنین بنگاههایی، نهفقط سهامداران آنها، بلکه کل بازار سرمایه را تحت تأثیر قرار دهد. اهمیت این شرکتها زمانی روشنتر میشود که به وزن صنایع فلزی و پتروشیمی در بورس تهران نگاه کنیم. بخش درخورتوجهی از ارزش بازار و سودآوری شرکتهای بورسی به همین صنایع وابسته است و بسیاری از نمادهای بزرگ شاخصساز در همین حوزهها قرار دارند، بنابراین اگر حتی بخشی از ظرفیت تولید این شرکتها به طور موقت مختل شود، اثر آن میتواند بهسرعت در برآورد سودآوری کل بازار منعکس شود. بههمیندلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند واکنش اولیه بورس پس از بازگشایی احتمالا شدید خواهد بود.
فشار فروش انباشته در انتظار بازگشایی
در چنین شرایطی مهمترین متغیری که رفتار بازار را شکل میدهد، انتظارات سرمایهگذاران است. وقتی اخبار مربوط به آسیبدیدن برخی زیرساختهای صنعتی منتشر میشود، معاملهگران معمولا در نخستین واکنش تلاش میکنند ریسک سبد سرمایهگذاری خود را کاهش دهند. این رفتار جمعی میتواند به شکلگیری موج گسترده فروش در روزهای نخست بازگشایی منجر شود؛ موجی که با توجه به تعطیلی چندروزه بازار، احتمالا با حجم درخورتوجهی از سفارشهای انباشته همراه خواهد بود. بسیاری از فعالان بازار معتقدند در چنین فضایی حتی اگر بخشی از اخبار اغراقآمیز باشد، اثر روانی آن به اندازهای قوی است که میتواند فشار فروش ایجاد کند.
دامنه نوسان؛ ترمز یا تأخیر در ریزش؟
از سوی دیگر دامنه نوسان سهدرصدی در بورس تهران باعث میشود واکنش بازار به جای یک سقوط ناگهانی، به صورت افتهای پیدرپی و پلکانی ظاهر شود. به بیان دیگر، اگر موج فروش گسترده باشد، بازار ممکن است چندین روز متوالی در کف دامنه نوسان معامله شود. در چنین سناریویی کاهش شاخص کل میتواند طی یک دوره کوتاه به ارقام درخورتوجهی برسد. برخی تحلیلگران حتی احتمال میدهند در صورت تداوم فشار فروش و نبود خبرهای اطمینانبخش درباره وضعیت تولید شرکتهای بزرگ، شاخص کل در مجموع با افتی در حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد مواجه شود؛ رقمی که برای بازاری با وزن بالای صنایع فلزی و پتروشیمی چندان دور از ذهن نیست، بهویژه اگر سرمایهگذاران درباره بازگشت سریع ظرفیت تولید این شرکتها تردید داشته باشند.
وزن سنگین فولاد و پتروشیمی در شاخص کل
درواقع نگرانی اصلی بازار نهفقط خسارتهای فیزیکی، بلکه مدتزمان اختلال در تولید است. اگر یک مجتمع پتروشیمی یا یک کارخانه بزرگ فولاد حتی برای چند هفته از مدار تولید خارج شود، اثر آن میتواند در سودآوری فصلی شرکتها نمایان شود و همین موضوع بر ارزشگذاری سهام آنها اثر بگذارد. سرمایهگذاران معمولا در چنین شرایطی بدبینانهترین سناریوها را در نظر میگیرند و تا زمانی که گزارشهای رسمی و دقیق منتشر نشود، ترجیح میدهند موقعیتهای خود را کاهش دهند. این دقیقا همان رفتاری است که میتواند در روزهای نخست بازگشایی بازار به صفهای فروش تبدیل شود.
بازار پس از شوک؛ مسیر بازیابی چگونه خواهد بود؟
درعینحال باید توجه داشت که واکنش اولیه بازار همیشه بیانگر وضعیت بلندمدت نیست. تجربه بسیاری از بحرانهای اقتصادی نشان داده که بورسها در مرحله نخست بیش از اندازه بدبین میشوند و قیمتها گاه پایینتر از ارزش واقعی داراییها قرار میگیرد. پس از آن، با انتشار اطلاعات دقیقتر درباره میزان خسارتها و برنامه بازگشت شرکتها به تولید، بازار بهتدریج مسیر جدیدی پیدا میکند. با این حال سرعت این بازگشت به عوامل مختلفی بستگی دارد؛ ازجمله میزان آسیب واقعی به زیرساختها، توان شرکتها برای بازسازی سریع، پوشش بیمهای داراییها و البته وضعیت متغیرهای کلان اقتصادی مانند نرخ ارز و تورم.
سرمایهگذاران خرد در برابر موج ترس
درباره بورس ایران یک عامل دیگر نیز اهمیت دارد: سهم بالای سرمایهگذاران خرد در معاملات روزانه. این گروه از معاملهگران معمولا بیش از سرمایهگذاران نهادی به اخبار کوتاهمدت واکنش نشان میدهند و در شرایط نااطمینانی سریعتر دست به فروش میزنند. اگر این رفتار در مقیاس گسترده رخ دهد، فشار فروش میتواند چندین روز یا حتی چند هفته ادامه پیدا کند. در چنین فضایی نقش بازارگردانها و صندوقهای حمایتی اهمیت بیشتری پیدا میکند، هرچند بسیاری از کارشناسان معتقدند حتی این ابزارها نیز در برابر موج سنگین بیاعتمادی قدرت محدودی دارند.
شفافیت اطلاعات؛ کلید بازگشت اعتماد
باید گفت بورس در لحظات بحرانی بیش از هر زمان دیگری به آینهای از نگرانیها و انتظارات جامعه اقتصادی تبدیل میشود. اگرچه احتمال افت درخورتوجه شاخصها در کوتاهمدت دور از ذهن نیست و حتی برخی سناریوها از کاهش ۳۰ تا ۴۰ درصدی شاخص کل سخن میگویند، اما مسیر نهایی بازار بهسرعت انتشار اطلاعات دقیق و میزان اطمینانبخشی به سرمایهگذاران بستگی خواهد داشت. آنچه مسلم است، این است که بازگشایی بورس در چنین شرایطی صرفا آغاز معاملات روزانه نیست، بلکه آغاز مرحلهای جدید از ارزیابی واقعیتهای اقتصادی در فضایی آکنده از نااطمینانی است؛ مرحلهای که در آن هر خبر، هر گزارش تولید و هر نشانهای از بازگشت شرکتها به فعالیت عادی میتواند جهت حرکت بازار را تغییر دهد.
بورس چگونه باید بازگشایی شود؟
امیر ندیری، کارشناس بازار سرمایه، درباره سرنوشت بورس پس از پایان جنگ گفت: بازار سهام در سال ۱۴۰۴ تحت تأثیر شدیدترین ریسکهای ژئوپلیتیکی سالهای اخیر قرار گرفت و همین مسئله فضای کلی معاملات را بهشدت تحت فشار قرار داد. به گفته او، تشدید تنشهای نظامی و تجربه دو جنگ تحمیلی باعث شد نااطمینانی در اقتصاد افزایش یابد و در نهایت شرایط به حدی بحرانی شد که برای جلوگیری از تشدید هیجانات و سقوط آزاد شاخص، معاملات بورس برای مدتی متوقف شد. این کارشناس افزود: حتی پیش از تعطیلی بازار نیز اگرچه شاخص کل از نظر ریالی رشد مثبتی را تجربه کرده بود، اما این رشد به معنای تحقق انتظارات سهامداران نبود. در شرایطی که تورم با سرعت بالا ادامه داشت و بازارهای موازی مانند طلا و ارز بازدهیهای درخورتوجهی ثبت کردند، بازدهی واقعی بورس عملا منفی بود. بههمیندلیل بازار سرمایه نتوانست نقش یک بازار پیشرو را ایفا کند و در دامنهای از نوسانات محدود باقی ماند. این کارشناس بازار سرمایه با اشاره به شکاف بازدهی میان بورس و طلا در سال جاری گفت: فاصله معنادار بازدهی این دو بازار یکی از عوامل مهم کاهش اعتماد عمومی به بورس بود. از نگاه سرمایهگذاران خرد، طلا در دورههای بحران همواره بهعنوان یک دارایی امن شناخته میشود و زمانی که در اوج ریسکهای جنگی بازدهی طلا چند برابر بورس میشود، طبیعی است که بخش زیادی از نقدینگی به سمت این بازار حرکت کند. او ادامه داد: تعطیلی بورس در اوج بحران نیز این برداشت را تقویت کرد که بازار سهام در شرایط پرریسک توانایی حفظ ارزش سرمایه را ندارد.
ندیری در ادامه با اشاره به تفاوت بازدهی ریالی و دلاری بورس توضیح داد: بخش درخورتوجهی از رشد شاخص کل ناشی از تورم و افزایش نقدینگی در اقتصاد بوده است، درحالیکه ارزش دلاری بازار سرمایه در همین دوره کاهش یافته است. به گفته او، یکی از دلایل اصلی این موضوع فاصله میان نرخ ارز نیما و نرخ آزاد بوده که باعث شده شرکتهای صادراتی نتوانند به طور کامل از افزایش نرخ ارز منتفع شوند. علاوهبراین افزایش ریسکهای سیستماتیک و خروج سرمایه از بورس به سمت داراییهای امن نیز در تضعیف بازدهی دلاری بازار نقش داشته است.
ندیری درباره آینده بورس پس از پایان جنگ گفت: پایان جنگ میتواند نقطه عطفی برای بازار سهام باشد، اما جهت حرکت بورس کاملا به نحوه پایان درگیریها بستگی دارد. به گفته این کارشناس، در یک سناریوی خوشبینانه اگر پایان جنگ با کاهش پایدار تحریمها و گشایش در روابط اقتصادی بینالمللی همراه شود، بورس میتواند با یک جهش درخورتوجه مواجه شود. در چنین شرایطی با افزایش دسترسی به منابع ارزی، بهبود فضای کسبوکار، کاهش نرخ بهره و افزایش سودآوری شرکتهای صادراتمحور، احتمال ورود گسترده نقدینگی به بازار سرمایه وجود خواهد داشت.او افزود: در مقابل، اگر جنگ تنها با یک آتشبس یا توقف درگیریها پایان یابد اما ساختار تحریمها و محدودیتهای اقتصادی تغییر نکند، بورس احتمالا با رشد محدودی مواجه خواهد شد. در این سناریو اگرچه ریسک جنگ کاهش مییابد و بازار از شرایط بحرانی خارج میشود، اما چشمانداز اقتصادی همچنان با محدودیتهای ارزی و تحریمی همراه خواهد بود، بنابراین بازار سهام نمیتواند یک رونق پایدار را تجربه کند. این کارشناس در پایان درباره سیاست دامنه نوسان نیز گفت: پس از بازگشایی بازار بهتر است دامنه نوسان به صورت تدریجی افزایش یابد تا از شوکهای قیمتی جلوگیری شود. به گفته او، بازگشت پلکانی دامنه نوسان و همزمانی آن با شفافشدن وضعیت متغیرهای کلان اقتصادی میتواند به کشف منطقی قیمتها و بازگشت آرامش به بازار کمک کند.
او تأکید کرد که در نهایت مسیر بورس و طلا به نتیجه جنگ، وضعیت تحریمها و سیاستهای ارزی کشور وابسته خواهد بود.