تابآوری ایرانی در برابر ناملایمات
پس از جنگ 12روزه، خبرگزاری الجزیره به انتشار ارزیابیهای یک مؤسسه به گمانم نظامی ترکیه از آن جنگ پرداخت که در آن نقاط قوت و ضعف طرفین درگیری طرح شده بود؛ از عملیات سایبری و خرابکاریها و دفاع ضدموشکی اسرائیلیها تا برآورد توان پاسخگویی موشکی. در هر مورد گوشزد شده بود کفه به کدام سو سنگینی میکند؛
به گزارش گروه رسانهای شرق،
پس از جنگ 12روزه، خبرگزاری الجزیره به انتشار ارزیابیهای یک مؤسسه به گمانم نظامی ترکیه از آن جنگ پرداخت که در آن نقاط قوت و ضعف طرفین درگیری طرح شده بود؛ از عملیات سایبری و خرابکاریها و دفاع ضدموشکی اسرائیلیها تا برآورد توان پاسخگویی موشکی. در هر مورد گوشزد شده بود کفه به کدام سو سنگینی میکند؛ تا گزارش رسید به مقوله جامعه و تاب آن در برابر جنگ. در اینجا، گزارش موضع محتاطانه و کارشناسی را با خیال راحت کنار گذاشت و دست بالا را با فاصله زیاد به ایران داد. تا جایی که یادم هست، گزارش به رواج برخی ویژگیهای فرهنگی در میان اسرائیلیها اشاره کرده بود که تحمل شرایط جنگی را برای آنها سخت میکند. ولی در جامعه ایران تابآوری و تحمل بالا را عمدتا به مسائلی مانند عادت به تحریم و فشار اقتصادی منسوب کرده بود که به نظر من فقط شاید بخشی از عوامل مؤثر باشد.
نخست باید یادآوری شود که اهمیت تابآوری در دفاع ایرانیان احتمالا بسیار بیشتر از آنچه باشد که در آن گزارش آمده است. دوم آنکه تابآوری فرهنگ ریشهداری به نظر میرسد که شکلگیری آن حاصل هزارهها تجربه گفته و ناگفته است، نه اتفاقات سیاسی و اقتصادی چند دهه. قول دکتر پیران را باز نقل میکنم از اینکه جامعه ایران حدود هزارو 200 جنگ از سر گذرانده (آنهم گویا فقط در حدود دوهزارو 500 سال گذشته آن). بیربط نیست که دکتر ظریف هم در آغازین ساعات جنگ، جملهای را با تأکید در حساب ایکس خود آورده بود، با این مضمون که جامعه ایرانی بیش از همه مهاجمان تاریخ خود دوام آورده و این بار نیز استثنا نخواهد بود.
موقعیت جغرافیایی ایران خودبهخود آن را میزبان بسیاری از لشکرکشیهای تاریخ کرده و این مواجهه همیشگی با تقویت برخی اعتقادات و باورها و عادات فرهنگی ما همراه بوده است که پیداکردن رد آنها سخت نیست ولی یافتن ریشه فرهنگی آنها شاید مشکلتر باشد. به نظرم یکی از این ریشههای مهم، حکمت ایرانی است که زندگی جهانی را فقط بخشی از سیر وجود میبیند. ملاصدرا با تعریفی روشن محدوده مجاهدتهای فلسفی خود را پیش از خلقت و پس از معاد معرفی میکند (آنهم با تأکید بر معاد جسمانی). از این منظر این «دو روز زندگی» بخشی از سیر و تحول و تشکیک وجود و حتی شاید بخشی از زندگی جسمانی به نظر میرسد. آن وجود هم به نظر بسیاری از حکمای عرفانی و فسلفی-عرفانی ما واحد است.
به نظر میرسد بازتابی از این فرهنگ را میتوان در شیوه دفاع سربازان میهن، بهویژه فرماندهان ارشد و نیز عموم مردم دید. این را که هر دو جنگ اخیر با ترور فرماندهان ارشد ایران آغاز شد، نمیتوان استثنائی در تاریخ دید. آنچه من از تاریخ جنگ ایرانی میدانم، حکایت از عادت فرماندهان و حتی پادشاهان ایران برای حضور مستقیم در صف نبرد دارد. کوروش هخامنشی هم جان خود را در یک نبرد ظاهرا نهچندان مهم از دست داد. همین حالا هم میتوانید ببینید که چه تعداد زیادی از خیابانها و بزرگراههای کشور به اسم فرماندهان ارشد جنگی ماست. چندی پیش یک ستوننویس نیویورکتایمز این ویژگی را نوعی ساختار شبکهای و غیرسلسلهمراتبی معرفی کرده بود که ضربهزدن به آن را سخت میکند. البته این تحلیلگر درباره گروههای متحد ایران در منطقه نوشته و تحلیل و تعبیر جالبی هم برای آنها به کار برده بود: در شبکه، فرد شماره یک وجود ندارد، همه اعضای یک شبکه آدم شماره دو هستند. ولی از منظر حکمت ایرانی، این موضوع شاید بخشی از تصور یکپارچه وجود باشد که تمایزی میان سرباز و فرمانده قائل نیست و شاید بتوان گفت اتفاقا در آن همه شماره یک هستند و مرگ را یک آغاز میدانند (واژه شهادت هم تعبیری است از کسی که تازه چشمش به حقایق باز شده). ازاینرو شاید میزان آسیبپذیری فرماندهان و سایر سربازان ایرانی تفاوت چندانی با هم نداشته باشد. ولی از سوی دیگر هدف قرارگرفتن فرماندهان هم در تابآوری دفاعی و کلان کشور اثر شدیدی نخواهد داشت.
به نظر میرسد از منظر ایرانی همه اینها بخشی از یک وجود واحد هستند که گستره آن فراتر از نیروهای نظامی و دربرگیرنده مردم غیرنظامی هم خواهد بود که معمولا در جنگها نقشی بسیار مهم برعهده دارند و شاید هم فراتر از آن. لازم نیست در این مجال به نمودهای این نقش اشاره کنم. امروز هرکس در جای خود میتواند بخشی از یک واحد کل در حال دفاع دیده شود. پیوند عمیق این مفاهیم با فرهنگ عمومی، به نظر میرسد معنای آن را با خود به میان مردم و زندگی روزمره آنان آورده و مواجهه با چنین وضعیتهایی را با وجود همه آلام و خسارات گاه جبرانناپذیر، تحملپذیرتر کرده است. در برابر این شکل تابآوری، جنگ به امر ناخوشایند و روزمرهای مثل آلودگی هوا تقلیل خواهد یافت. شاید همین روزها و پس از مواجهه با دو جنگ پیاپی میتوانید کوچکترشدن اهمیت آن را نزد مردم حس کنید، در برابر وجودی که ازلی و ابدی دانسته میشود.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.