|

ترامپ و آنچه که شد

در‌حالی‌که فضای رسانه‌ای کشور در یکی، دو روز گذشته عرصه بحث‌های پردامنه و اختلاف‌نظرهایی بر سر پیامدهای جمله‌ای بود که رئیس‌جمهوری در پیام تصویری خود بر زبان رانده و برخی با برجسته‌کردن موضوع در حال نقد و حتی توهین به پزشکیان هستند، صحبت‌های پراکنده و نامتجانس رئیس‌جمهور ایالات متحده در میان تحولات بین‌المللی، رسانه‌های جهان را درمی‌نوردد و افکار عمومی را بازی می‌دهد.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

در‌حالی‌که فضای رسانه‌ای کشور در یکی، دو روز گذشته عرصه بحث‌های پردامنه و اختلاف‌نظرهایی بر سر پیامدهای جمله‌ای بود که رئیس‌جمهوری در پیام تصویری خود بر زبان رانده و برخی با برجسته‌کردن موضوع در حال نقد و حتی توهین به پزشکیان هستند، صحبت‌های پراکنده و نامتجانس رئیس‌جمهور ایالات متحده در میان تحولات بین‌المللی، رسانه‌های جهان را درمی‌نوردد و افکار عمومی را بازی می‌دهد. به‌جرئت می‌توان گفت این انقطاع مطلق از معنا و درونمایه چارچوب‌مند در سخنان حاکمان غربِ مدعی تمدن و تعقل کم‌سابقه است. مدعای ابرقدرت‌های بی‌نیاز از توجیه و توضیح (که متصل به انواع ادوات انتقال داده‌های دست اول و خالص‌اند) همواره اشراف اطلاعاتی و پردازشی از پدیده‌های سراسر عالم بوده و شگفتا که طبل رسوایی این تظاهر به انواع رنگارنگ نیک‌اندیشی و احاطه بر حقیقت، اکنون در سخنان سیاستمدار برکشیده آنان چنین پرطنین نواخته می‌شود. پراکنده‌گویی‌هایی بدون کمترین احساس نیاز به اندیشیدن درباره اینکه چرا باید در سرزمینی مانند ایران «چنان شرارتی در جریان باشد که سر کودکان را جدا کنند و زنان را از میان به دو نیم درآورند»؛ آن‌هم در مقابل دوربین رسانه‌های برخط و در حضور مشاوران و وزیرانی که به نشانه تأیید سر می‌جنبانند. یا اینکه چرا در کشوری دوردست، صاحب تمدن و متصف به سرسختی، کسی با چنین مختصات روانی‌ای می‌تواند یا اجازه می‌یابد در فرایند انتخاب مقامات دخالت مستقیم کند؟ اکتفا به برداشتی چنین کج و معوج و ناقص از هر کجای دنیا برای جنگ‌افروزی و خون‌ریزی را احتمالا باید در عصری جست‌وجو کرد که سالیانی با مدنیت فاصله دارد. این‌گونه خلل در هرگونه اتصال به عقلانیت و مشروعیت در شرایطی رقم می‌خورد که ننگ کودک‌آزاری و انواعی از جرائم تکان‌دهنده از پرونده‌های سراسر جنایتِ قدرتمندان و تصمیم‌گیران غربی سر برآورده و در هزارتوی رژیم‌های دادخواهی و دادگستری خود آنها در صف انتشار است. با اینکه این‌گونه استنتاج‌های توخالی در غیاب استناد به شواهد بَیِن، فراوان در رفتار قدرتمندان تاریخ تجربه شده اما نمایش این بی‌خردی و فراغت از بینش تحقیقی را کمتر می‌توان در حلقه‌های ابتدایی این زنجیره تمامیت‌خواه و متوهم، این‌چنین بی‌پروا و برملا یافت؛ آن‌هم بدون کوچک‌ترین توجهی به جهان برخط کنونی و فقدان کمترین مابازایی در گستره‌ بی‌کرانِ تحت رصد از زمین تا آسمان. چنین جملاتی از والاترین مسند متعلق به مدعیان مسلح به دانش بشری و عصاره‌ای از تجربیات زیسته غرب که قرن‌ها فخر برخورداری از عقلانیت و منطق به باقی عالم فروخته‌ و بر آنها برچسب بربریت و جهل زده‌اند، بازنمایی‌های پرطمطراق شرق‌شناسان غربی را به ذهن‌ها متبادر می‌کند که «انسان اروپایی(غربی) در استدلال دقیق است و هرآنچه او به عنوان واقعیت بیان می‌دارد از هرگونه ابهام بری است. به گونه‌ای طبیعی منطق‌دان است ولو که علم منطق را فرانگرفته باشد. او طبیعتی شکاک دارد و پیش از آنکه واقعیت هر بیانی را بپذیرد، دلیل و برهان ‌طلب می‌کند»(کرومر؛ مصر مدرن، به نقل از شرق‌شناسی). بازتاب این نگرش «شکاک و برهان‌طلب» در رفتار استعمارگرانِ آن روز‌های تاریخ نیز بلاواسطه به کارکردی روشن ‌انجامیده بود؛ چنان‌که برای نمونه «در قرن نوزدهم بریتانیا مدیران و کارگزاران خود را در هندوستان و دیگر مستعمرات خود در ۵۵سالگی بازنشسته می‌کرد تا هیچ شرقی‌ای فرصت نیابد که یک غربی را در حال پیرشدن و زوال رفتن ببیند. به همان سیاق هیچ‌ غربی‌ای در موضعی قرار نمی‌گرفت که خود را در آینه چشم نژاد تحت حاکمیت به هیئتی جز یک حاکم پرتوان، ذی‌منطق، جوان و همواره هوشیار و گوش به زنگ مشاهده کند» (Edgar Quinet به نقل از شرق‌شناسی ادوارد سعید). باید دید این انهدام دقت نظر و بی‌پروایی از قضاوت اهل معنا در پیشانی نگرش حاکم بر این تجربه خودبرتربینِ دیگرآزار، تا کجای تاریخ را با اتکا بر این جنون سخت‌افزاری و براساس آنچه در ذهن خود از دیگری می‌سازد به آن هجوم می‌برد نه با تکیه بر آنچه واقعا در معرض اتکا و پردازش همگان است.

آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.