روایتهای متناقض از آمار تلفات رویارویی نظامی پاکستان و افغانستان
«تورخم»؛ گلوگاه ملتهب جنگ
مرز تورخم دوباره شعلهور شد؛ پاکستان در دومین روز جنگ، با توپخانه و نیروی هوایی به عمق خاک افغانستان حمله کرد و کابل هم پاسخ این حملات را داد. اعداد کشتهها بالا میرود، اما هر طرف روایت خودش را دارد. اسلامآباد میگوید صدها نیروی افغان کشته شدهاند؛ کابل میگوید این ارقام دروغ است و از بمباران اردوگاه پناهندگان در قندهار میگوید.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
شرق: مرز تورخم دوباره شعلهور شد؛ پاکستان در دومین روز جنگ، با توپخانه و نیروی هوایی به عمق خاک افغانستان حمله کرد و کابل هم پاسخ این حملات را داد. اعداد کشتهها بالا میرود، اما هر طرف روایت خودش را دارد. اسلامآباد میگوید صدها نیروی افغان کشته شدهاند؛ کابل میگوید این ارقام دروغ است و از بمباران اردوگاه پناهندگان در قندهار میگوید.
میان این دو روایت، غیرنظامیان رمضان را با صدای انفجار سحر میکنند. درگیریها از پنجشنبهشب شدت گرفت؛ آنهم پس از حمله فرامرزی افغانستان که به گفته کابل پاسخی بود به حملات هوایی یکشنبه گذشته پاکستان در داخل افغانستان. اسلامآباد میگوید هدفش «تحریک طالبان پاکستان» بوده؛ گروهی که آن را با نام اختصاری TTP میشناسند و از نظر ساختاری جدا اما از نظر سیاسی و ایدئولوژیک نزدیک به طالبان حاکم در کابل است. دولت افغانستان میگوید در حملات یکشنبه فقط غیرنظامیان کشته شدند. خواجه محمد آصف، وزیر دفاع پاکستان، اعلام کرد «صبر ما تمام شده» و از «جنگ آشکار» با همسایه شرقی گفت. این عبارت در ادبیات رسمی اسلامآباد کمسابقه نیست، اما استفاده علنی از آن نشان میدهد سطح تنش از مرز درگیریهای مقطعی عبور کرده است.
روایتهای متناقض
عطاءالله تارار، وزیر اطلاعرسانی پاکستان، روز گذشته گفت بیش از ۳۳۱ نیروی افغان کشته و بیش از ۵۰۰ نفر زخمی شدهاند؛ ۱۰۲ پست نظامی افغانستان منهدم و ۲۲ پست دیگر تصرف شده و ۱۶۳ تانک و خودروی زرهی در ۳۷ نقطه از بین رفته است. این ارقام، اگر دقیق باشند، به معنای یک عملیات وسیع و هماهنگ در چندین محور است. در مقابل، حمدالله فطرت، معاون سخنگوی دولت افغانستان، این آمار را «نادرست» خواند و رد کرد. او گفت جمعهشب ۱۹ غیرنظامی کشته شدند و صبح روز گذشته نیز سه نفر دیگر جان باختند و هفت نفر زخمی شدند؛ آنهم در حملهای که به گفته کابل اردوگاه پناهندگان در استان قندهار را هدف گرفت. پیشتر ذبیحالله مجاهد، سخنگوی دولت افغانستان، گفته بود ۱۳ نیروی افغان کشته و ۲۲ نفر زخمی شدهاند و در سوی دیگر ۵۵ سرباز پاکستانی جان باختهاند. پاکستان هم تلفات خود را ۱۲ کشته، ۲۷ زخمی و یک مفقود اعلام کرد. در چنین صحنهای، «جنگ اعداد» خود به میدان نبرد تبدیل میشود؛ هر طرف میکوشد با بزرگنمایی تلفات دشمن و کوچکنمایی تلفات خود، برتری روانی بسازد. تا زمانی که نهادهای بیطرف امکان راستیآزمایی نداشته باشند، این ارقام بیشتر ابزار سیاسیاند تا دادههای قطعی.
تورخم؛ گلوگاه ملتهب
رسانههای دولتی پاکستان گزارش دادند نیروی هوایی این کشور تأسیسات کلیدی نظامی را در شرق افغانستان هدف قرار داده است. در همین حال، مقامهای پاکستانی گفتند صدها نفر از ساکنان اطراف گذرگاه مرزی تورخم در شمال غرب پاکستان گریختهاند. در روزهای اخیر، دهها پناهنده افغان که در تورخم منتظر بازگشت بودند نیز به مناطق امن منتقل شدهاند. ایجاز الحق، یک پناهنده افغان که با خانوادهاش نزدیک تورخم گرفتار شده است، گفته به دلیل درگیریها نمیتواند به افغانستان برگردد و بسیاری در ماه رمضان برای تهیه غذا دچار مشکل شدهاند. وقتی گلولهها میبارند، مرز فقط خط روی نقشه نیست، راه نان و دارو هم هست. از سوی دیگر، وزارت دفاع افغانستان اعلام کرد نیروهای این کشور جمعهشب پایگاههای نظامی پاکستان در میرانشاه و اسپینوام را هدف قرار داده و تأسیسات نظامی را منهدم کردهاند. کابل میگوید این حملات پاسخی به بمبارانهای مداوم پاکستان بوده است. در شرق افغانستان، اداره اطلاعات و فرهنگ پاکستان را به هدفگرفتن مناطق مسکونی و تخریب خانهها و کشتن دستکم ۱۱ نفر متهم کرد. اسلامآباد پاسخ فوری نداد و تأکید کرده که فقط تأسیسات نظامی را میزند. ملا تاجمحمد نقشبندی، کمیسر افغان در سوی تورخم، در بیانیهای گفت «نیروهای شجاع امارت اسلامی» مقرها و برجهای امنیتی پاکستان را منهدم کردهاند. ذبیحالله مجاهد جمعه گفت حملات افغانستان به اهداف نظامی پاکستان «پیامی» است که «دستهای ما به گلوی آنها میرسد» و کابل به هر «اقدام شرورانه» پاسخ خواهد داد. او افزود پاکستان هرگز به دنبال حل مشکلات از مسیر گفتوگو نبوده است. اسلامآباد سالهاست کابل را به پناهدادن به تحریک طالبان پاکستان متهم میکند؛ اتهامی که این گروه و دولت طالبان افغانستان رد میکنند. احمد شریف چودری، سخنگوی ارتش پاکستان، روز گذشته گفت دولت افغانستان فقط یک انتخاب دارد؛ «یا تحریک طالبان پاکستان را انتخاب کند یا پاکستان را». این جمله، معادلهای دوقطبی میسازد که برای دیپلماسی جایی نمیگذارد. تنشها از اکتبر بالا گرفت؛ زمانی که در درگیریهای مرزی، دهها سرباز، غیرنظامی و مظنون به شبهنظامی کشته شدند. آتشبس با میانجیگری قطر آن ماه به درگیریهای شدید پایان داد، اما چند دور گفتوگو در نوامبر در ترکیه نتوانست توافقی پایدار بسازد. از آن زمان، تبادل آتش گاهبهگاه ادامه داشت تا هفته گذشته که پاکستان آنچه را «مخفیگاههای تحریک طالبان پاکستان» میخواند، هدف گرفت و زنجیره واکنشها آغاز شد. اکنون ترکیه، عربستان سعودی، قطر، چین و چند کشور دیگر دوباره تلاش میکنند تنش را مهار کنند. وزارت خارجه قطر اعلام کرد محمد بن عبدالعزیز الخلیفی، وزیر مشاور در امور خارجه این کشور، جمعه با وزیران خارجه افغانستان و پاکستان گفتوگو کرده تا از تشدید تنش جلوگیری شود. دیپلماسی در چنین بزنگاههایی شبیه راهرفتن روی طناب است؛ یک گام اشتباه و سقوط.
پشت ماجرا؛ امنیت، حاکمیت، روایت
در لایه زیرین این بحران، سه مسئله به هم گره خوردهاند: امنیت داخلی پاکستان در برابر تحریک طالبان، حاکمیت و مشروعیت دولت طالبان در افغانستان و رقابت روایتها درباره «چه کسی آغازگر است». پاکستان پس از بازگشت طالبان به قدرت در کابل، انتظار داشت فشار بر تحریک طالبان پاکستان افزایش یابد. کابل اما با تکیه بر حاکمیت خود، اتهام میزبانی را رد کرده و هر حمله در خاکش را نقض تمامیت ارضی میداند. در مرزهای کوهستانی و پرپیچوخم، خطوط نفوذ و نفوذپذیری تاریخیاند. قبایل دو سوی خط دیورند پیوندهای خانوادگی دارند و عبور و مرور سالها بخشی از زندگی روزمره بوده است. هر عملیات نظامی گسترده، این بافت اجتماعی را زخمی میکند و به بیاعتمادی میافزاید.
سناریوهای پیشرو
اگر روند فعلی ادامه یابد، چند سناریو قابل تصور است: تشدید تدریجی با حملات متقابل محدود، اما مداوم؛ گسترش درگیری به محورهای جدید و ورود بازیگران نیابتی؛ یا بازگشت به میز مذاکره با تضمینهای امنیتی مشخص. تجربه اکتبر نشان داد آتشبس ممکن است، اما شکننده است. بدون سازوکار نظارتی و کانالهای ارتباطی پایدار، هر حادثه میتواند دوباره شعله را بالا ببرد. در کوتاهمدت، فشار افکار عمومی داخلی در هر دو کشور بر تصمیمگیران اثر میگذارد. دولتها در برابر تصاویر تلفات و آوارگی، هم به دنبال نمایش اقتدار هستند و هم مهار هزینهها. در بلندمدت، حلوفصل پایدار نیازمند توافقی است که هم نگرانیهای امنیتی پاکستان را پاسخ دهد و هم حاکمیت افغانستان را به رسمیت بشناسد.
مقایسه توان نظامی پاکستان و افغانستان
با اوجگرفتن این تنشها، مقایسه توان نظامی پاکستان و افغانستان به یکی از بحثهای اصلی بدل شده است؛ مقایسهای میان حکومتی که تسلیحات سبک ساخت آمریکا را از حکومت پیشین افغانستان به ارث برده و کشوری که یکی از قدرتهای هستهای به شمار میرود و ناوگانهای هوایی قوی در اختیار دارد. در حوزه نیروی هوایی، پاکستان یک ساختار سازمانیافته با جنگندههای چندمنظوره و ناوگان فعال دارد. ازجمله جنگندههایی از نوع جیاف-۱۷ (JF-17)، اف-۱۶ (F-16) و جی-۱۰سیئی (J-10CE) که برای اجرای عملیات ضربتی، رهگیری و پشتیبانی نزدیک قابل استفادهاند و به اسلامآباد امکان میدهند عملیاتهای هدفمند و تکرارپذیر انجام دهد. در مقابل، طالبان نیروی هوایی مجهزی ندارند و آنچه اکنون در دست این گروه است، اغلب هلیکوپترها و چند هواپیمای سبک ترابریاند که بیشترشان از حکومت پیشین به جا ماندهاند. مشکل اصلی این تجهیزات نبود قطعات یدکی، فقدان نیروی متخصص و دشواری تعمیر و نگهداری و کمبود خلبان برای به پرواز درآوردن آنها است. در چهارسالو نیم گذشته نیز هیچ کشوری در زمینه آموزش نیروهای هوایی یا تأمین قطعات یدکی تجهیزات هوایی، با طالبان همکاری نکرده است.
مقایسه توان هوایی دو کشور هم نشان میدهد پاکستان توان هدفگیری از راه دور و تکرار عملیات را دارد، درحالیکه افغانستان تحت حکومت طالبان به دلیل ضعف زیرساختی، تسلیحاتی و فقدان دورههای منظم تعمیر و نگهداری، ظرفیت اقدامهای مشابه را ندارند. در بخش پدافند هوایی و دفاع در برابر حملات نیز شکاف درخورتوجهی وجود دارد. پاکستان علاوه بر ناوگانی از جنگندهها، پدافندی و راداری/کنترلی دارد و با اتکا به بودجه و ساختار نظامی رسمی میتواند این شبکه را آماده عملیات نگه دارد، هرچند جزئیات دقیق این سامانهها به دلیل محرمانهبودن، منتشر نمیشود. افزون بر این، قدرت موشکی پاکستان هم در سطح منطقه درخورتوجه ارزیابی میشود و انواع موشکهای کروز و بالستیک را در اختیار دارد که قادر به هدف قراردادن افغانستاناند.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.