|

ترامپ، اوباما و برجام؛ انتخاباتی‌ترین پدیده ایرانی خارج از ایران در تاریخ!

آغاز مذاکرات علنی و جدی میان ایران و قدرت‌های جهانی، جامعه آمریکا را به دو قطب کاملا مجزا تقسیم کرد. با اعلام رسمی توافق در ژوئیه ۲۰۱۵، این شکاف حزبی به اوج خود رسید. بر اساس گزارش موسسه پیو در سپتامبر ۲۰۱۵، ۴۹ درصد آمریکایی‌ها رسما با برجام مخالف بودند و تنها ۲۱ درصد از آن حمایت می‌کردند.

ترامپ، اوباما و برجام؛ انتخاباتی‌ترین پدیده ایرانی خارج از ایران در تاریخ!

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

در ادامه آنچه درباره افکار عمومی آمریکایی و تصویرشان از ایران گفتیم، به یکی از انتخاباتی‌ترین پدیده‌های سیاست خارجی در تاریخ انتخابات آمریکا می‌پردازیم که نه داستان گروگان‌گیری در سفارت آمریکا در تهران است و نه داستان ایران کنترا. این پدیده، برجام است!

این توافق به شکل بنیادین، مکانیسم‌های داخلی انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۱۶ ایالات متحده را بازطراحی کرد. آنچه به عنوان یک معاهده چندجانبه و پیچیده کنترل تسلیحات آغاز شد، در عمل به کارآمدترین سلاح سیاسی داخلی بدل گشت و به عنوان کاتالیزور اصلی، مسیر تسخیر پوپولیستی حزب جمهوری‌خواه را هموار ساخت. با بررسی دقیق امواج افکار عمومی، استراتژی تبیینی دولت اوباما، کشمکش‌های ساختاری در کنگره و در نهایت اشتباهات محاسباتی نخبگان محافظه‌کار، روشن می‌شود که توافق هسته‌ای سکوی پرتابی بی‌نظیر برای تثبیت دونالد ترامپ به عنوان رهبر جریان ضدسیستم فراهم کرد.

افکار عمومی آمریکا و هراس از تهدید هسته‌ای (۲۰۱۴-۲۰۱۵)

در سال‌های ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵، نگاه افکار عمومی در ایالات متحده نسبت به ایران تحت تأثیر چندین دهه بی‌اعتمادی متقابل و لفاظی‌های تند سیاسی بود. نظرسنجی‌های رسمی موسسات بزرگی چون گالوپ (Gallup) و پیو (Pew Research Center) در این دوره نشان می‌داد بخش بزرگی از جامعه آمریکا، ایران را یکی از بزرگ‌ترین تهدیدها علیه امنیت ملی خود و متحدان واشینگتن در منطقه، به‌ویژه اسرائیل، قلمداد می‌کردند؛ به طوری که بر اساس دیتای گالوپ در فوریه ۲۰۱۵، حدود ۸۴ درصد آمریکایی‌ها دیدگاهی کاملا منفی نسبت به ایران داشتند و ۷۷ درصد جامعه، دستیابی احتمالی تهران به سلاح هسته‌ای را یک «تهدید حیاتی و بحرانی» برای منافع ملی ایالات متحده می‌دانستند.

آغاز مذاکرات علنی و جدی میان ایران و قدرت‌های جهانی، جامعه آمریکا را به دو قطب کاملا مجزا تقسیم کرد. با اعلام رسمی توافق در ژوئیه ۲۰۱۵، این شکاف حزبی به اوج خود رسید. بر اساس گزارش موسسه پیو در سپتامبر ۲۰۱۵، ۴۹ درصد آمریکایی‌ها رسما با برجام مخالف بودند و تنها ۲۱ درصد از آن حمایت می‌کردند. این رویارویی عددی، بازتاب‌دهنده یک قطب‌بندی مطلق سیاسی بود؛ دیتای گالوپ فاش کرد در حالی که ۵۱ درصد دموکرات‌ها حامی توافق بودند، میزان مخالفت با معامله در میان بدنه رأی‌دهندگان محافظه‌کار و جمهوری‌خواه به رقم بی‌سابقه ۸۲ درصد رسیده بود. افزون بر این، ۴۲ درصد از کل شرکت‌کنندگان در نظرسنجی‌ها اعلام کردند «هیچ‌گونه اعتمادی» به پایبندی ایران به تعهداتش ندارند.

این فضای دوقطبی و بدبینی عمیق توده‌ها، بستر مناسبی را برای به چالش کشیدن میراث سیاست خارجی باراک اوباما فراهم ساخت. پایگاه رأی محافظه‌کار، هر گونه توافق با تهران را نوعی «امتیازدهی و سازش‌کاری» از سوی دولت تلقی می‌کرد و این خشم انباشته، مسئله ایران را به صدر برنامه‌های انتخاباتی سال ۲۰۱۶ راند؛ جایی که بدنه تشنه حزب، به دنبال رهبری می‌گشت که این مخالفت تند آماری را به یک بیانیه سیاسی تهاجمی تبدیل کند.

دکترین اوباما؛ از مصاحبه با نیویورک‌تایمز تا سخنرانی در دانشگاه آمریکایی

باراک اوباما توافق هسته‌ای با ایران را مهم‌ترین دستاورد سیاست خارجی خود و نماد عینی دکترین دیپلماسی فرامرزی‌اش می‌دانست. او برای متقاعد کردن جامعه‌ای بدبین و کنگره‌ای منتقد، یک کارزار رسانه‌ای و تبیینی همه‌جانبه را آغاز کرد. دو ایستگاه کلیدی در این کارزار، مصاحبه تاریخی او با توماس فریدمن در نیویورک‌تایمز (آوریل ۲۰۱۵) و سخنرانی سرنوشت‌سازش در دانشگاه آمریکایی (اوت ۲۰۱۵) بود.

اوباما در مصاحبه با نیویورک‌تایمز با صراحت از منطق رئالیستی خود دفاع کرد. او استدلال کرد که انزوای مطلق یک کشور قدرتمند مانند ایران همیشگی نیست و آمریکا باید فراتر از تحریم‌ها، از توان دیپلماتیک خود برای حل بحران‌ها استفاده کند. او تاکید داشت که این توافق بر پایه اعتماد شکل نگرفته، بلکه بر پایه راستی‌آزمایی‌های بی‌سابقه استوار است.

اما اوج تقابل کلامی اوباما با منتقدان در سخنرانی دانشگاه آمریکایی رخ داد؛ مکانی که جان اف. کندی سال‌ها پیش در آن از صلح جهانی سخن گفته بود. اوباما در این سخنرانی، مخالفت جمهوری‌خواهان با برجام را غیرمنطقی و جنگ‌طلبانه خواند. او با لحنی بی‌سابقه، تندروهای داخل آمریکا را با دلواپسان و شعاردهندگان تندرو در خیابان‌های تهران مقایسه کرد و گفت که هر دو گروه خواهان شکست دیپلماسی هستند. این استراتژی تهاجم کلامی، اگر چه صفوف دموکرات‌ها را منسجم کرد، اما خشم محافظه‌کاران را به اوج رساند و برجام را به ناموسی‌ترین مسئله سیاسی روز تبدیل کرد.

هم‌پیمانی جمهوری‌خواهان با نتانیاهو و جنجال در کنگره

حزب جمهوری‌خواه که در آن زمان کنترل مجلس نمایندگان و سنا را در دست داشت، مخالفتی ایدئولوژیک و عمیق با برجام نشان می‌داد. در این میان، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر وقت اسرائیل، به عنوان متحد استراتژیک مخالفان باراک اوباما وارد عمل شد. در مارس ۲۰۱۵، جان بونر، رئیس وقت مجلس نمایندگان، در اقدامی بی‌سابقه و بدون هماهنگی با کاخ سفید، از نتانیاهو دعوت کرد تا در نشست مشترک کنگره سخنرانی کند.

این اقدام، پروتکل‌های دیپلماتیک واشینگتن را در نوردید. نتانیاهو در سخنرانی پرشور خود، برجام را یک «توافق بسیار بد» خواند که نه تنها مسیر ایران را برای رسیدن به بمب مسدود نمی‌کند، بلکه آن را هموار می‌سازد. این سخنرانی، هماهنگی کامل ساختار حزب جمهوری‌خواه با یک رهبر خارجی برای ضربه زدن به رئیس‌جمهور مستقر آمریکا را آشکار کرد. گرچه این اقدام نتوانست مانع اجرای توافق شود، اما انگیزه و انرژی فوق‌العاده‌ای به پایگاه رأی ضد اوباما تزریق کرد و فضا را برای یک کاندیدای تهاجمی‌تر آماده ساخت.

مکانیسم‌های سنا؛ چگونه مخالفت گالاپاگوسی به نفع برجام تمام شد؟

یکی از پارادوکس‌های بزرگ تاریخ سیاسی آمریکا، نحوه بررسی برجام در سنای ایالات متحده بود. بر اساس قانون نظارت بر توافق هسته‌ای ایران (INARA)، کنگره حق داشت توافق را رد یا تایید کند. جمهوری‌خواهان که اکثریت سنا را در اختیار داشتند، تلاش کردند تا قطعنامه مخالفت با برجام را به تصویب برسانند تا اوباما مجبور به استفاده از حق وتو شود.

اما استراتژی رهبری جمهوری‌خواهان در سنا، به‌ویژه میچ مکانل، در عمل نتیجه معکوس داد. برای قطع دسترسی دموکرات‌ها به ابزار «فیلی‌باستر» (امکان طولانی کردن بحث برای مانع شدن از رأی‌گیری)، جمهوری‌خواهان نیاز به ۶۰ رأی داشتند. دموکرات‌های سنا با انسجام کامل گوش به فرمان کاخ سفید، مانع از شکستن فیلی‌باستر شدند. در نتیجه، قطعنامه مخالفت اساسا نتوانست به مرحله رأی‌گیری نهایی برسد. این مدل از مخالفت ساختاری، مانع از آن شد که اوباما مجبور به وتوی مصوبه کنگره شود. این شکست فنیِ جمهوری‌خواهان در سنا، خشم بدنه جنبش‌های محافظه‌کار بیرون از واشینگتن را دوچندان کرد؛ چرا که آن‌ها تشکیلات سنتی حزب خود را در متوقف کردن اوباما ناتوان و بی‌عرضه می‌دیدند.

رونق مضاعف بازار ترامپ: ورود به میدان مخالفت با توافق هسته‌ای

تا اواسط سال ۲۰۱۵، دونالد ترامپ کاندیدای پیشتاز نظرسنجی‌ها در مرحله مقدماتی حزب جمهوری‌خواه بود، اما تمرکز اصلی او بر موضوعاتی چون مهاجرت، تجارت با چین و ساخت دیوار در مرز مکزیک قرار داشت. ترامپ تا آن زمان موضع‌گیری عمیق، منسجم یا جدی درباره روابط خارجی و به طور خاص مسئله پیچیده‌ای مثل برجام نداشت. او صرفا به گفتن این که «ما مذاکره‌کنندگان بدی داریم» بسنده می‌کرد.

تحول اصلی زمانی رخ داد که تد کروز، سناتور تندروی تگزاس و رقیب اصلی ترامپ در جریان انتخابات مقدماتی، تصمیمی استراتژیک گرفت. کروز که خود را مغز متفکر جریان ضدبرجام در سنا می‌دانست، تجمعی بزرگ را در سپتامبر ۲۰۱۵ در مقابل ساختمان کنگره سازماندهی کرد. هدف این گردهمایی، اعتراض به توافق و فشار بر نمایندگان بود. کروز برای افزایش جذابیت رسانه‌ای این تجمع و جلب توجه رسانه‌ها، شخصا از دونالد ترامپ دعوت کرد تا به عنوان سخنران ویژه در این مراسم حضور یابد.

اشتباه استراتژیک تد کروز و تثبیت رهبری ترامپ

دعوت تد کروز از دونالد ترامپ برای حضور در تجمع ضدبرجام، یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات محاسباتی در تاریخ انتخابات مقدماتی حزب جمهوری‌خواه بود. کروز تصور می‌کرد با آوردن ترامپ به تجمعی که خودش معمار آن است، می‌تواند از اعتبار تجاری و رسانه‌ای ترامپ به نفع جایگاه ایدئولوژیک خود استفاده کند و او را زیر سایه برنامه‌های خود قرار دهد.

اما نتیجه کاملا برعکس شد. ترامپ با حضور روی آن استیج و ایراد سخنرانی تند و عوام‌پسندانه علیه برجام، کل صحنه را مال خود کرد. او توافق هسته‌ای را به عنوان بدترین و بی‌کفایت‌ترین معامله تاریخ معرفی کرد که توسط افراد نالایق نگارش شده است. ترامپ فراتر از یک مخالفت حقوقی یا فنی، برجام را به نمادی از تحقیر عظمت آمریکا بدل ساخت.

تا پیش از این تجمع، منتقدان ترامپ در رسانه‌ها و نخبگان حزب او را صرفا یک سلبریتی جنجالی یا فردی با انگیزه‌های نژادپرستانه علیه اولین رئیس‌جمهور سیاه‌پوست آمریکا می‌دانستند که حرفی در حوزه سیاست کلان ندارد. اما این سخنرانی و موضع‌گیری تهاجمی علیه برجام، جایگاه او را کاملا تغییر داد. ترامپ توانست خود را به عنوان قهرمان اصلی و بی‌باک پایگاه رأی محافظه‌کار تثبیت کند؛ رهبری که نه‌تنها در مسئله مهاجرت، بلکه در ایستادگی تمام‌عیار در برابر کل میراث اوباما و تشکیلات ناکارآمد واشینگتن از همه مصمم‌تر است.

بدین ترتیب، مسئله توافق هسته‌ای ایران و اشتباه تاکتیکی رقبای ترامپ، سکویی را برای او فراهم کرد تا فراتر از یک پدیده رسانه‌ای که در آن زمان جلو بودنش در نظرسنجی‌ها را جدی نمی‌گرفتند، به لیدر جریان ضدسیستم در انتخابات ۲۰۱۶ تبدیل شود و از سیاست‌ورزی بین‌المللی حرف بزند!

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.