پنبهریز و کمپین «نور امید»
وقتی یک نیاز ساده، در شرایط نابرابر ساده نمیماند
بعد از اینکه ثریا همراه خانوادهاش در روزهای بحرانی جنگ مجبور به ترک خانه و کاشانهاش شد و به عنوان یک آواره و مهاجر جنگی به شهری دیگر پناه برد، تصورش این بود که سختترین بخش زندگیاش همان لحظهی ترک خانه است. اما خیلی زود فهمید بخش دشوارتر تازه شروع شده است.
جایی که در این جابهجایی اجباری به آن رسیده بودند، هیچ شباهتی به زندگی پیشین نداشت؛ نه نظم آشنا، نه امنیت روانی، نه دسترسی ساده به نیازهای روزمره. حتی بدیهیترین امور زندگی هم باید در این مقصد جدید از نو تعریف میشد.
در همین دوره، ثریا با تجربهای کاملاً شخصی اما فراگیر مواجه شد؛ تجربه پریود در شرایط بیثبات و نامساعد. موضوعی که در حالت عادی بخشی طبیعی از زندگی روزمره است، اما در شرایط آوارگی، جابهجاییهای ناشی از جنگ و حاشیهنشینی، به مسئلهای پیچیده و گاه فرساینده تبدیل میشود. محدودیت دسترسی به محصولات بهداشتی، نگرانی از مدیریت شرایط در خارج از خانه و فشار روانی ناشی از نبود امکانات کافی، بخشی از واقعیتی است که بسیاری از زنان و دختران نوجوان در موقعیتهای مشابه در مناطق کمبرخوردار با آن روبهرو میشوند.
همین نقطهای است که پنبهریز در کمپین «نور امید» بر آن تمرکز کرده است؛ جایی که یک نیاز کاملاً طبیعی، در بستر نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی، میتواند به عامل محدودکننده در زندگی روزمره تبدیل شود.
فقر پریود؛ یک مسئله بهداشتی با ابعاد اجتماعی
فقر پریود صرفاً به معنای نبود محصولات بهداشتی نیست. این مفهوم به مجموعهای از شرایط اشاره دارد که در آن، دسترسی ناکافی به محصولات بهداشتی، آموزش و زیرساختهای حمایتی، بر کیفیت زندگی زنان و دختران نوجوان اثر مستقیم میگذارد.
در چنین شرایطی، پیامدها تنها جسمی نیستند. تغییر الگوهای رفتاری، محدود شدن حضور اجتماعی، کاهش مشارکت در فعالیتهای آموزشی و شغلی و حتی احساس شرم یا انزوا، بخشی از پیامدهای غیرمستقیم این مسئله هستند.
در واقع، پریود که باید بخشی طبیعی و مدیریتپذیر از زندگی باشد، در غیاب دسترسی و آگاهی کافی، به عاملی برای محدودیت اجتماعی تبدیل میشود.
تشدید نابرابری در شرایط بحران و جابهجایی
در شرایطی مانند جنگ، بحرانهای انسانی یا جابهجاییهای اجباری داخلی، این مسئله ابعاد پررنگتری پیدا میکند. اختلال در زنجیره تأمین، فشارهای اقتصادی و اولویت یافتن نیازهای فوریتر خانواده، باعث میشود نیازهای بهداشتی زنان و دختران نوجوان کمتر دیده شود؛ در حالی که اهمیت آنها تغییری نمیکند.
در چنین موقعیتهایی، نبود دسترسی پایدار به اقلام بهداشتی میتواند بر سلامت جسمی و روانی اثر بگذارد و تجربه زیسته افراد را بهطور جدی تحت تأثیر قرار دهد.

فاز اول «نور امید»؛ از مداخله تا تجربه میدانی
کمپین «نور امید» پنبهریز با هدف پاسخ به بخشی از این نیاز شکل گرفت. در فاز نخست این کمپین، بیش از ۲۶۶ هزار نوار بهداشتی در مناطقی از استانهای سیستان و بلوچستان، البرز و تهران توزیع شد.
آنچه این مرحله را متمایز میکند، صرفاً حجم توزیع نیست، بلکه مدل اجراست. بخشی از فرآیند با همراهی شبکههای محلی و گروههای فعال اجتماعی انجام شد؛ مجموعههایی که شناخت مستقیمتری از نیازهای منطقهای دارند. این رویکرد، امکان توزیع هدفمندتر و نزدیکتر به واقعیتهای میدانی را فراهم کرد.
فاز دوم «نور امید»؛ گسترش مقیاس پاسخ
در فاز دوم این کمپین، هدفگذاری بر تأمین و توزیع یک میلیون نوار بهداشتی برای زنان و دختران نوجوان در مناطق کمبرخوردار و حاشیهای متمرکز شده است.
این مرحله، ادامه منطقی فاز نخست است؛ با این تفاوت که دامنه پوشش گستردهتر شده و هدف، رسیدن به تعداد بیشتری از افراد در مناطق مختلف است که همچنان با محدودیت دسترسی مواجهاند.
مدل مشارکت؛ از مصرف روزمره تا کنش اجتماعی
در فاز دوم، مدل مشارکت بهگونهای طراحی شده که با رفتار روزمره مصرفکننده پیوند بخورد. مخاطبان میتوانند با خرید محصولات پنبهریز و ثبت کد درجشده روی بستهبندی در سایت کمپین، در تأمین این اقلام مشارکت کنند.

این مدل، مشارکت را از سطح یک اقدام نمادین خارج کرده و آن را به یک کنش قابل پیگیری و مرتبط با مصرف روزمره تبدیل میکند. در کنار آن، اطلاعرسانی فردی نیز بهعنوان بخشی از زنجیره اثرگذاری در نظر گرفته شده است؛ عاملی که میتواند دامنه مشارکت را گسترش دهد.
پیامهای همراه؛ بُعد انسانی مداخله
یکی از بخشهای مکمل این کمپین، امکان ثبت پیامهای کوتاه از سوی مشارکتکنندگان است؛ پیامهایی که همراه بستههای بهداشتی به دست دریافتکنندگان میرسد.
این پیامها نه در سطح شعار، بلکه در قالب جملات ساده انسانی طراحی شدهاند؛ نشانهای از توجهی که فراتر از کمک مادی تعریف میشود. برای مثال:
«اگر این بسته به دستت رسید، یعنی جایی در این کشور کسی به تو فکر کرده است.»
آنچه باقی میماند
شاید اگر این موضوع را از دور نگاه کنیم، فقط درباره چند بسته نوار بهداشتی باشد؛ چند عدد، چند مقصد، چند مرحله توزیع. اما در واقع، ماجرا جای دیگری اتفاق میافتد.
جایی در زندگی روزمرهی زنانی و دختران نوجوانی که یک نیاز کاملاً طبیعی، برایشان به یک نگرانی تکرارشونده تبدیل میشود؛ فقط به این دلیل که شرایط زندگی برابر نیست.
کمپین «نور امید» پنبهریز دقیقاً روی همین نقطه مکث میکند؛ روی فاصلهای که دیده نمیشود، اما هر روز تجربه میشود. فاصله بین نیاز و دسترسی، بین طبیعی بودن یک تجربه و دشوار شدن همان تجربه در شرایط بحران یا نابرابری.
در نهایت، این پویش پنبهریز نه ادعای حل یک مسئله بزرگ را دارد و نه قرار است جایگزین یک سیاست عمومی شود؛ اما تلاش میکند یک واقعیت را یادآوری کند: اینکه بعضی نیازها، اگرچه ساده به نظر میرسند، در زندگی همه ساده تجربه نمیشوند و شاید همین یادآوری، نقطه شروع تغییر باشد.