|

بهزیستی و ضرورت بازتعریف عدالت اجتماعی

بیست‌وپنجم تیرماه، روز بهزیستی و تأمین اجتماعی، صرفا یک مناسبت تقویمی برای تجلیل از یک سازمان نیست؛ بلکه فرصتی برای بازاندیشی در یکی از مهم‌ترین ارکان حکمرانی نوین، یعنی «توسعه انسانی» است.

انوشیروان محسنی‌بندپی -  معاون گردشگری (رئیس سابق سازمان بهزیستی کشور)

 

 

بیست‌وپنجم تیرماه، روز بهزیستی و تأمین اجتماعی، صرفا یک مناسبت تقویمی برای تجلیل از یک سازمان نیست؛ بلکه فرصتی برای بازاندیشی در یکی از مهم‌ترین ارکان حکمرانی نوین، یعنی «توسعه انسانی» است.

اگر در گذشته، موفقیت نظام‌های رفاهی عمدتا با میزان حمایت‌های مالی یا گستره خدمات اجتماعی سنجیده می‌شد، امروز شاخص‌های جدیدی همچون کیفیت زندگی، میزان مشارکت اجتماعی، دسترس‌پذیری خدمات، استقلال فردی، سرمایه اجتماعی و احساس کرامت انسانی، معیارهای اصلی ارزیابی کارآمدی این نظام‌ها به شمار می‌روند. در چنین نگاهی، سازمان بهزیستی کشور فقط یک نهاد حمایتی نیست؛ بلکه یکی از مهم‌ترین نهادهای توسعه‌ساز کشور است. مأموریت این سازمان، فراتر از ارائه خدمات تخصصی به افراد دارای معلولیت، سالمندان، کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست، زنان سرپرست خانوار، افراد دارای اختلالات اجتماعی و سایر گروه‌های هدف است. رسالت اصلی بهزیستی، فراهم‌کردن زمینه حضور مؤثر و برابر همه شهروندان در عرصه‌های مختلف زندگی اجتماعی است؛ رویکردی که بر توانمندسازی، استقلال و مشارکت فعال استوار است. طی سال‌های گذشته، سازمان بهزیستی گام‌های ارزشمندی در گذار از رویکرد «حمایت‌محور» به «توانمندسازی» برداشته است. این تغییر پارادایم، یکی از مهم‌ترین تحولات نظام رفاه اجتماعی ایران محسوب می‌شود. تجربه جهانی نیز نشان می‌دهد که حمایت، اگر به ایجاد وابستگی منجر شود، پایدار نخواهد بود؛ اما هنگامی که به آموزش، مهارت‌آموزی، اشتغال، استقلال اقتصادی، دسترس‌پذیری محیط و افزایش مشارکت اجتماعی بینجامد، می‌تواند چرخه فقر، انزوا و آسیب‌های اجتماعی را به شکلی پایدار متحول کند. در دهه‌های اخیر، مفهوم «جامعه فراگیر» به یکی از اصول بنیادین توسعه پایدار تبدیل شده است. جامعه فراگیر، جامعه‌ای است که همه شهروندان، فارغ از شرایط جسمی، ذهنی، اقتصادی یا اجتماعی، امکان حضور برابر در فضاهای عمومی، آموزش، اشتغال، فرهنگ، ورزش، اوقات فراغت و سفر را داشته باشند. تحقق چنین جامعه‌ای، صرفا برعهده سازمان بهزیستی نیست؛ بلکه مستلزم هم‌افزایی میان همه دستگاه‌های اجرائی، مدیریت شهری، بخش خصوصی، دانشگاه‌ها، رسانه‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد است. در این میان، گردشگری ظرفیتی است که تاکنون کمتر از منظر رفاه اجتماعی و توانمندسازی به آن پرداخته شده است. درحالی‌که در بسیاری از کشورهای پیشرو، «گردشگری دسترس‌پذیر» به یکی از شاخص‌های توسعه‌یافتگی تبدیل شده است، هنوز بخش قابل توجهی از زیرساخت‌های گردشگری ما برای استفاده سالمندان، افراد دارای معلولیت و سایر گروه‌های نیازمند مناسب‌سازی نشده است. درحالی‌که حق بهره‌مندی از سفر، تفریح، میراث فرهنگی و طبیعت، حقی همگانی و بخشی از حق برخورداری از کیفیت مطلوب زندگی است. توسعه گردشگری در دسترس، صرفا یک اقدام حمایتی نیست؛ بلکه سرمایه‌گذاری برای توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور است. مناسب‌سازی اماکن اقامتی، جاذبه‌های گردشگری، موزه‌ها، حمل‌ونقل، مسیرهای شهری و خدمات اطلاع‌رسانی، علاوه بر افزایش کیفیت زندگی میلیون‌ها شهروند ایرانی، بازار جدیدی را نیز در صنعت گردشگری ایجاد می‌کند؛ بازاری که در سطح جهانی سهم قابل توجهی از تقاضای سفر را به خود اختصاص داده است. از سوی دیگر، گردشگری سلامت نیز می‌تواند به یکی از عرصه‌های مهم همکاری میان نظام سلامت، سازمان بهزیستی و وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی تبدیل شود. امروز گردشگری سلامت دیگر فقط به درمان‌های تخصصی محدود نیست؛ بلکه حوزه‌هایی همچون توانبخشی، مراقبت‌های سالمندی، خدمات پس از درمان، سلامت روان، آب‌درمانی، اقامت‌های درمان‌محور و برنامه‌های بازتوانی نیز بخش مهمی از این صنعت را تشکیل می‌دهند. ایران با برخورداری از ظرفیت‌های پزشکی، نیروی انسانی متخصص، مراکز درمانی و اقلیم متنوع، می‌تواند جایگاه شایسته‌تری در این بازار روبه‌رشد منطقه‌ای و جهانی به دست آورد؛ مشروط بر آنکه نگاه بین‌بخشی و برنامه‌ریزی یکپارچه بر این حوزه حاکم شود.

‌در این مسیر، تجربه ارزشمند سازمان بهزیستی در حوزه توانبخشی، استانداردهای خدمات حمایتی، شناخت نیازهای گروه‌های هدف و سرمایه انسانی متخصص، می‌تواند پشتوانه‌ای مهم برای توسعه خدمات نوین گردشگری سلامت و گردشگری در دسترس باشد. پیوند این دو حوزه‌ نه‌تنها به ارتقای کیفیت خدمات می‌انجامد، بلکه فرصت‌های جدیدی برای اشتغال، سرمایه‌گذاری، نوآوری و توسعه متوازن منطقه‌ای نیز فراهم خواهد کرد. امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند آن هستیم که مفهوم رفاه را از چارچوب‌های سنتی خارج کرده و آن را در متن سیاست‌های توسعه ملی بازتعریف کنیم. رفاه فقط به معنای حمایت نیست، بلکه به معنای فراهم‌کردن امکان زندگی مستقل، مشارکت اجتماعی، نشاط، امید، دسترسی برابر به فرصت‌ها و برخورداری از کیفیت مطلوب زندگی است. در چنین چارچوبی، بهزیستی نه در حاشیه، بلکه در متن فرایند توسعه کشور قرار می‌گیرد. روز بهزیستی، فرصتی برای قدردانی از تلاش‌های بی‌وقفه خانواده بزرگ این سازمان است؛ اما مهم‌تر از آن، فرصتی برای تأکید بر این حقیقت است که آینده ایران، در گرو توسعه‌ای انسان‌محور، فراگیر و عدالت‌بنیان خواهد بود؛ توسعه‌ای که در آن، توانمندسازی جایگزین وابستگی، مشارکت جایگزین انزوا و کرامت انسانی، مبنای همه سیاست‌ها و برنامه‌های عمومی قرار گیرد.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.