مظلومیت رهبر شهید
یکی از مظلومیتهای رهبر شهید، بیتوجهی به بخشی از دیدگاهها و رهنمودهای ایشان بود؛ رهنمودهایی که اگر به آنها عمل میشد، بسیاری از بحرانها شکل نمیگرفت، بسیاری از اتهامها متوجه نظام جمهوری اسلامی نمیشد و چهبسا بسیاری از کسانی که در جایگاه مخالفت قرار گرفتند و حتی در اعتراضات حضور یافته و آسیب دیدند، میتوانستند همچنان زیر خیمه رهبری و نظام باقی بمانند. سال ۱۳۸۸، در اوج بحرانهای داخلی ناشی از انتخابات، ایشان یکی از کلیدیترین و مهمترین جملات خود را بیان کردند و راهبرد کلان نظام را «جذب حداکثری و دفع حداقلی» معرفی کردند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
یکی از مظلومیتهای رهبر شهید، بیتوجهی به بخشی از دیدگاهها و رهنمودهای ایشان بود؛ رهنمودهایی که اگر به آنها عمل میشد، بسیاری از بحرانها شکل نمیگرفت، بسیاری از اتهامها متوجه نظام جمهوری اسلامی نمیشد و چهبسا بسیاری از کسانی که در جایگاه مخالفت قرار گرفتند و حتی در اعتراضات حضور یافته و آسیب دیدند، میتوانستند همچنان زیر خیمه رهبری و نظام باقی بمانند. سال ۱۳۸۸، در اوج بحرانهای داخلی ناشی از انتخابات، ایشان یکی از کلیدیترین و مهمترین جملات خود را بیان کردند و راهبرد کلان نظام را «جذب حداکثری و دفع حداقلی» معرفی کردند.
متأسفانه بخشی از جریان های صاحب نفوذ در حوزه های مختلف کشور با این راهبرد همسو نشدند. نگاه امنیتی به همهچیز و همهکس و سیاست دفع حداکثری، به رویه غالب تبدیل شد. حتی درباره کسانی که سابقهای روشن در انقلاب و نظام داشتند نیز با تلاش فراوان و گاه با استفاده از رویه های ناصواب، زمینه حذف آنان از قطار انقلاب فراهم شد.
پس از طرح این راهبرد اساسی، در مراکز مهم تصمیم گیری، پیگیری مؤثری صورت نگرفت که دستگاههای مختلف در عمل برای تحقق «جذب حداکثری» چه کردهاند. بسیار تلاش کردم حتی یک ساختمان، یک دفتر یا یک وزارتخانه را پیدا کنم که مأموریت اصلی خود را جذب حداکثری قرار داده باشد، اما موفق نشدم. این مظلومیت را، بیش از همه، کسانی برای رهبر شهید رقم زدند که خود را دلسوز و علاقهمند به ایشان معرفی میکردند.
فرض کنیم از همان سال ۱۳۸۸ که این رهنمود صادر شد، همه ارکان کشور برای تحقق آن بسیج میشدند. در آن صورت، بسیاری از معادلات سیاسی و اجتماعی تغییر میکرد. شاید ریشه بسیاری از بحرانهایی که در سالهای بعد به خشونت انجامید، در همین بیتوجهی به این راهبرد نهفته باشد.
حتی در عرصه تبلیغات نیز کمتر کسی این شعار کلیدی رهبر مظلوم را تکرار کرد و کمتر تلاشی صورت گرفت تا مفهوم «جذب حداکثری» در ذهن جامعه، بهویژه نسل جوان، نهادینه شود. نتیجه آن شد که رهبر انقلاب نیز در افکار عمومی بخشی از نسل جوان، مظلوم ماند و این مظلومیت، با شهادت زودهنگام ایشان، پررنگتر شد.
اگر راهبرد «جذب حداکثری» از سوی کسانی که به نام امام شهید و انقلاب مسئولیت داشتند، جدی گرفته میشد، بیتردید امروز شاهد انتخاباتهای کمرونق نبودیم. مشارکت گستردهتر میشد و بسیاری از آسیبهایی که بر پایه کاهش مشارکت شکل گرفت، پدید نمیآمد. در سایه دفع حداقلی، مشارکت حداکثری نیز امکان تحقق پیدا میکرد.
من رهبر شهیدمان را بیش از هر چیز، رهبر مظلوم مینامم. امیدوارم در دوران جدید، مدیریت کشور در سطوح مختلف به دست کسانی سپرده شود که رهنمودهای رهبر انقلاب را گزینشی اجرا نکنند، بلکه همه آنها را با یک معیار و به یک اندازه، مبنای عمل قرار دهند.