|

تاب‌آوری کسب‌وکارهای خلاق در اقتصاد بحران‌زده

اقتصاد در دوره‌های بحران، معمولاً با یک تناقض جدی روبه‌رو می‌شود: درست در زمانی که جامعه بیش از همیشه به نوآوری، راه‌حل‌های تازه و خلق بازارهای جدید نیاز دارد، بنگاه‌هایی که موتور نوآوری اقتصاد هستند، خود بیش از دیگران تحت فشار قرار می‌گیرند.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

نفیسه سادات سیف-مدیرعامل شرکت خلاق و فناور درین‌نگار

اقتصاد در دوره‌های بحران، معمولاً با یک تناقض جدی روبه‌رو می‌شود: درست در زمانی که جامعه بیش از همیشه به نوآوری، راه‌حل‌های تازه و خلق بازارهای جدید نیاز دارد، بنگاه‌هایی که موتور نوآوری اقتصاد هستند، خود بیش از دیگران تحت فشار قرار می‌گیرند.

کسب‌وکارهای خلاق و دانش‌بنیان، برخلاف بسیاری از بنگاه‌های سنتی، بخش مهمی از سرمایه خود را در ایده، تحقیق و توسعه، طراحی، نیروی انسانی متخصص و ساختن بازارهای جدید سرمایه‌گذاری می‌کنند. بنابراین بخش قابل توجهی از دارایی آن‌ها در ترازنامه‌های مالی قابل مشاهده نیست؛ بخشی از سرمایه واقعی آن‌ها در دانش، تجربه، تیم انسانی، شبکه ارتباطی و اعتماد بازار قرار دارد.

در شرایط عادی، این سرمایه‌ها می‌توانند مزیت رقابتی ایجاد کنند. اما در دوره‌های بی‌ثباتی اقتصادی، کاهش تقاضا، افزایش هزینه‌ها، دشواری تأمین مالی و نااطمینانی نسبت به آینده، همین ساختار می‌تواند کسب‌وکارهای نوآور را آسیب‌پذیر کند.

مسئله فقط کاهش فروش یک شرکت نیست.

وقتی یک کسب‌وکار خلاق برای مدتی طولانی امکان توسعه محصول، تحقیق و توسعه یا حفظ نیروی متخصص خود را از دست می‌دهد، بخشی از ظرفیت آینده اقتصاد نیز از بین می‌رود. نیروی انسانی متخصص ممکن است از سازمان خارج شود، پروژه‌های تحقیقاتی متوقف شوند و بازارهایی که با هزینه و زمان زیاد ساخته شده‌اند، از دست بروند.

به همین دلیل، در ارزیابی آثار بحران اقتصادی نباید تنها به شاخص‌هایی مانند تولید، فروش و اشتغال موجود نگاه کرد. باید پرسید:

چه میزان از ظرفیت آینده اقتصاد در حال از دست رفتن است؟

این پرسش، ما را به مفهوم مهمی به نام تاب‌آوری نوآورانه می‌رساند.

تاب‌آوری یک کسب‌وکار صرفاً به معنای زنده ماندن آن نیست. یک بنگاه زمانی تاب‌آور است که بتواند در شرایط دشوار، ضمن حفظ هسته اصلی فعالیت خود، توان یادگیری، نوآوری، سازگاری و خلق ارزش آینده را نیز حفظ کند.

از این منظر، سیاست حمایتی مؤثر نیز نباید صرفاً به معنای تزریق منابع مالی باشد. حمایت واقعی از کسب‌وکارهای خلاق، مجموعه‌ای از اقدامات هماهنگ است: ایجاد ثبات در مقررات، تسهیل دسترسی به منابع مالی، کاهش موانع اداری، توسعه بازار، حمایت از صادرات، حفظ نیروی انسانی متخصص و فراهم کردن امکان برنامه‌ریزی برای آینده.

در واقع، یک کسب‌وکار نوآور بیش از آنکه به حمایت برای «امروز» نیاز داشته باشد، به شرایطی نیاز دارد که بتواند برای «فردا» برنامه‌ریزی کند.

ثبات، خود یک ابزار اقتصادی است.

وقتی مدیر یک کسب‌وکار نتواند هزینه‌های آینده، مقررات، دسترسی به منابع یا شرایط بازار را پیش‌بینی کند، تصمیم‌های بلندمدت جای خود را به تصمیم‌های کوتاه‌مدت می‌دهند. در چنین شرایطی، نخستین بخش‌هایی که معمولاً تحت فشار قرار می‌گیرند، تحقیق و توسعه، توسعه بازار و سرمایه‌گذاری روی نیروی انسانی هستند؛ یعنی دقیقاً همان بخش‌هایی که آینده بنگاه را می‌سازند.

از سوی دیگر، نباید تمام مسئولیت تاب‌آوری را متوجه سیاست‌گذار دانست. خود کسب‌وکارها نیز باید برای دوره‌های بحران آماده باشند؛ از تنوع‌بخشی به بازارها و محصولات گرفته تا مدیریت نقدینگی، توسعه کانال‌های فروش، سرمایه‌گذاری بر دانش سازمانی و حفظ ارتباط با مشتریان.

اما یک واقعیت را نباید فراموش کرد:

نوآوری در خلأ اتفاق نمی‌افتد.

نوآوری به محیطی نیاز دارد که در آن، انسان بتواند ایده بدهد، ریسک کند، تجربه کند و برای آینده امیدوار باشد. بنابراین حفظ سرمایه انسانی، فقط یک مسئله منابع انسانی نیست؛ بخشی از سیاست اقتصادی است.

در این میان، نقش شرکت‌های خلاق و دانش‌بنیان نیز باید دوباره تعریف شود. این شرکت‌ها صرفاً تولیدکننده محصول یا ارائه‌دهنده خدمت نیستند. بخشی از آن‌ها در حال ساختن بازارهایی هستند که پیش از آن وجود نداشته‌اند؛ محصولاتی را ایجاد می‌کنند که الگوی مصرف را تغییر می‌دهند و راه‌هایی تازه برای خلق ارزش اقتصادی پیدا می‌کنند.

بنابراین، از بین رفتن یک کسب‌وکار نوآور را نمی‌توان صرفاً با میزان فروش یا تعداد کارکنان آن سنجید. گاهی آنچه از بین می‌رود، دانشی است که سال‌ها برای ایجاد آن هزینه شده، تیمی است که به سختی شکل گرفته، یا بازاری است که با تلاش فراوان ساخته شده است.

به همین دلیل، حمایت از زیست‌بوم نوآوری را نباید صرفاً یک سیاست حمایتی کوتاه‌مدت تلقی کرد. این حمایت، نوعی سرمایه‌گذاری برای حفظ ظرفیت آینده اقتصاد است.

اقتصاد پس از بحران، دقیقاً به همان چیزهایی نیاز خواهد داشت که ممکن است در دوران بحران از دست بروند: نیروی انسانی متخصص، ایده‌های تازه، کسب‌وکارهای پویا، اعتماد، سرمایه اجتماعی و توانایی خلق بازارهای جدید.

 شاید به همین دلیل، مهم‌ترین سؤال در سیاست‌گذاری اقتصادی این نباشد که:

«چگونه کسب‌وکارها را در دوران بحران زنده نگه داریم؟»

بلکه سؤال مهم‌تر این باشد:

«چگونه ظرفیت خلق آینده را در دوران بحران حفظ کنیم؟»

پاسخ به این سؤال، می‌تواند مسیر سیاست‌گذاری درباره شرکت‌های خلاق و دانش‌بنیان را از حمایت‌های مقطعی به سمت ایجاد یک زیست‌بوم تاب‌آور، پایدار و آینده‌نگر تغییر دهد.

در نهایت، اقتصاد را فقط ساختمان‌ها، سرمایه‌ها و اعداد نمی‌سازند. اقتصاد را انسان‌هایی می‌سازند که ایده دارند، خلق می‌کنند، ریسک می‌کنند و برای آینده تلاش می‌کنند.

اگر نوآوری را تنها بگذاریم، شاید امروز فقط یک کسب‌وکار کوچک‌تر شود؛ اما ممکن است فردا، بخشی از آینده اقتصاد را از دست داده باشیم.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.