|

رهایی از جهان واقعی با هنر

با نگاهی به نقاشی­های سپیده شاهقلی

در قرن اخیر با نقاشی­هایی مواجه هستیم که فاقد عمق بصری هستند و ساختار مسطح دارند .سطح یک ویژگی قابل رویت برای نقاشی است و تسطیح \ /flatting یک ساختار است که توسط نقاش ابداع و اعمال می­شود . آیا هر نقاشی مسطح محصول ابداع ساختار تسطیح توسط نقاش است یا اینکه نقاش با دیدن هزاران نقاشی مسطح در اینترنت و صفحه­های اینترنتی به شکل تقلیدی عمل تسطیح را مصرف کرده است؟ نقاشی­های سپیده شاهقلی هم مسطح است.

رهایی از جهان واقعی با هنر

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

فاروق مظلومی: در قرن اخیر با نقاشی­هایی مواجه هستیم که فاقد عمق بصری هستند و ساختار مسطح دارند .

سطح یک ویژگی قابل رویت برای نقاشی است و تسطیح \ /flatting    یک ساختار است که توسط نقاش ابداع و اعمال می­شود . آیا هر نقاشی مسطح محصول ابداع ساختار تسطیح توسط نقاش است یا اینکه نقاش با دیدن هزاران نقاشی مسطح در اینترنت و صفحه­های اینترنتی به شکل تقلیدی عمل تسطیح را مصرف کرده است؟ نقاشی­های سپیده شاهقلی هم مسطح است.

او دارای مدرک کارشناسی ارشد رشته ارتباطات بصری (Visual Communication) از دانشگاه سالفورد منچستر است و سال‌هاست با تمرکز بر نقاشی و پاپیه‌ماشه و در کنار آن، عکاسی در حوزه هنرهای ترکیبی (Mixed Media) فعالیت می‌کند.

فعالیت هنری او بیشتر بر بررسی موضوعاتی همچون هویت، حافظه و خاطرات، میراث فرهنگی و نقش هنر در فرهنگ و جوامع مختلف متمرکز است. او با الهام از هنر، سنت‌ها و جشن‌های باستانی ایرانی، بخشی از آثار نقاشی خود را شکل می‌دهد و تلاش می‌کند عناصر و مفاهیم مرتبط با فرهنگ ایرانی را در قالبی معاصر در آثار خود بازتاب دهد.

اول نگاهی کوتاه به عمق­نمایی و تسطیح بیندازیم  بعد به نقاشی­های هنرمند برگردیم.

می­توان با استناد به کتاب Working Space از فرانک استلا دو نقاش را از دو دوره تاریخی متفاوت مثال زد که ساختار تسطیح را ابداع کرده و در تکامل تدریجی قرار داده اند.کاراواجیو از اواخر قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم و جکسون پولاک از قرن بیستم.فضاسازی این نقاشان برجسته که ذکر کردیم مبتنی بر اعتماد به بدن و تجربه حسی بدنمند بوده است بدنی که اگر مستقل از ذهن هم نباشد در برابر ذهن منفعل نیست. هر دو نفر نظام ذهنی تثبیت­شده فضایی قبل از خودشان را که اغلب متکی به توهم و ذهنیت عمق بود تغییر دادند.. در نقاشی­های کاراواجیو سوژه­ها به بیننده نزدیک هستند و عمق میدان و پرسپکتیو کلاسیک رنسانسی وجود ندارد یا بسیار کم­رنگ است.

می­شود بررسی کرد که آیا سیر تاریخی نگاه کردن از کاراواجیو به سزان و از سزان به پولاک یک مسیر بدنمند و بدوی بوده است یعنی هر سه نفر با یک چشم مستقل از ذهن و بدوی نقاشی می­کرده­اند چشمی که مثل چشم نوزاد است و در پی کشف ماهیت و چیستی نیست.

وقتی  کلمنت گرینبرگ به موضوع تسطیح در نقاشی­های مدرن به سطح بوم به عنوان یک فضای دوبعدی تاکید می­کند همچنان با یک امر ذهنی غلط درگیر است که با بدنمندی آثار اصیل منافات دارد . ماهیت تسطیح با ماهیت دوبعدی بودن متفاوت است. هنرمند با تسطیح، فارغ از دوبعدی بودن و صرفا به واسطه جانمایه تسطیح درگیر می­شود .­جانمایه­ای که خروج از بازنمایی عمق است عمقی که متصل به واقعیت است.انسانهای اولیه  یا حداقل انسانهای قبل از کتاب اصول اقلیدس درکی از نظام ذهنی ابعاد  x y z  نداشتند اما ادراکی بدنمند از سطح و عمق داشتند یک چاه را عمیق درک می­کردند اما چقدر عمیق را نمی­دانستند شاید بگویید با یک ریسمان عمق را اندازه می­گرفتند. مقایسه عمق چاه با یک ریسمان اندازه­گیری نیست بلکه استفاده از درک چشمی عمق چاه با استفاده از درک درازای ریسمان است که به مبدا مختصات هیچ نظام ذهنی و ابعادی متصل نیست.

توجه کنیم این سیر تاریخی از عمق به سطح در سده­های اخیر زمانی اتفاق می­افتد که نقاشان مثل امروز به آثار همدیگر دسترسی نداشته­اند که ساختار تسطیح را تقلید و مصرف کنند.

اما آیا ما می­توانیم در مورد ساختار ابداعی یا تقلیدی تسطیح در آثار سپیده شاهقلی دلایلی بیاوریم که قابل رویت و بیان باشد؟ احتمالا با من موافقید که می­شود دلیل آورد اما شایداین دلایل معتبر نباشند و زمانی معتبر می­شوند که ما بدنمندی و ناخودآگاه بودن را در نقاشی حس کنیم. با توجه به بحثی که کردیم تسطیح بخشی از ساختار بدنمند نقاشی است و  با اینکه می­توان دلایل قابل بیان برای بدنمندی تسطیح  آورد اما  بدنمندی نقاشی امری محسوس و پیشازبانی است ولی اینجا با اعتماد به حس هنرمند از کار خودش به بخشی از بیانیه هنرمند در مورد آثارش دقت می­کنیم :

" برای ﻣﻦ، ﺑﻮم ﻫﺮﮔﺰ ﺳﻄﺤﯽ ﺧﺎﻟﯽ و ﺑﯽ ﺟﺎن ﻧﯿﺴﺖ. ﺑﻮم ﻓﻀﺎﯾﯽ اﺳﺖ که در خاطرات ، اﺣﺴﺎﺳﺎت و ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻫﺎی زﯾﺴﺘﻪ در زﯾﺮ ﻻﯾﻪ ای از ﺳﻔﯿﺪی در آن ﺟﺎی گرفته اند. اﯾﻦ ﻓﺮم ﻫﺎ ﺑﺎزﻧﻤﺎﯾﯽ ﯾﺎ ﺗﺼﻮﯾﺮﺳﺎزیِ ﺻﺮف نیستند. ﺑﻠﮑﻪ ردﭘﺎﻫﺎی ﻋﺎﻃﻔﯽ ای ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﺮا دوﺑﺎره ﺑﻪ ﺑﺨﺶ ﻫﺎﯾﯽ از وﺟﻮدم پیوندمی دﻫﻨﺪ به جای آنکه ﻫﻤﻮاره ﻻﯾﻪ ﻫﺎی ﺑﯿﺸﺘﺮی از رﻧﮓ ﺑﻪ اﺛﺮ اﺿﺎﻓﻪ ﮐﻨﻢ، اﻏﻠﺐ ﺑﻪ ﺣﺬف کردن ﻻﯾﻪ ﻫﺎی رﻧﮓ ﻣﯽ ﭘﺮدازم. اﯾﻦ ﻓﺮآﯾﻨﺪ ﺑﺮای ﻣﻦ ﺷﺒﯿﻪ ﯾﮏ ﮐﺎوش ﯾﺎ ﺣﻔﺎری اﺳﺖ؛ ﺗﻼﺷﯽ ﺑﺮای آﺷﮑﺎر ﮐﺮدن ﺧﺎﻃﺮاﺗﯽ ﮐﻪ در زﯾﺮ ﮔﺬر زﻣﺎن و ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻫﺎی اﻧﺒﺎﺷﺘﻪ ﺷﺪه ﻣﺪﻓﻮن ﺷﺪه اﻧﺪ. رﻧﮓ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﻫﻢ زﻣﺎن ﺣﺲ آﺷﻮب و آراﻣﺶ را در ﺧﻮد داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، اﻣﺎ ﻋﺒﻮر از ﻣﯿﺎن آن ﻫﺎﺳﺖ ﮐﻪ اﻣﮑﺎن ﻇﻬﻮر ﺳﻔﯿﺪی ِ ﭘﻨﻬﺎن را ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ. ﺑﺮای ﻣﻦ، اﯾﻦ ﻓﻀﺎی ﺳﻔﯿﺪ ﻧﺸﺎﻧﻪ ی ﺧﻸ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺑﻠﮑﻪ ﻣﮑﺎﻧﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ در آن ﺧﺎﻃﺮات آﺷﮑﺎر و ﭘﻨﻬﺎن در ﮐﻨﺎر ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺣﻀﻮر دارﻧﺪ روﻧﺪ ﻫﻨﺮی ﻣﻦ ﺳﻔﺮی ﻣﺪاوم ﺑﻪ ﺳﻮی ﺣﺎﻓﻈﻪ و آﮔﺎﻫﯽ اﺳﺖ. ﻫﺮ ﻻﯾﻪ ای ﮐﻪ ﮐﻨﺎر میزنم، اﺣﺴﺎﺳﺎت ﻓﺮاﻣﻮش ﺷﺪه را دوﺑﺎره ﺑﻪ ﺳﻄﺢ ﻣﯽ آورد؛ اﺟﺎزه ﻣﯽ دﻫﺪ دﯾﺪه شوند دﮔﺮﮔﻮن ﺷﻮﻧﺪ و ﺷﺎﯾﺪ در ﻧﻬﺎﯾﺖ، رﻫﺎﯾﯽ ﭘﯿﺪا ﮐﻨﻨد "

در این بیانیه به این موارد اشاره شده است . جاندار بودن اثر . عدم بازنمایی و عدم تصویرسازی صرف .و کاستن به جای افزودن .و اعتماد به ساختاری که در فرآیند کار ایجاد می­شود.

می­گوید آثارش جان دارند پس فقط یک جسم قابل رویت نیستند در بخش نامریی جان دارند بدنمند هستند و می­دانیم تسطیح فرآیندی بدنمند است که با دو بعدی­سازی ذهنی و عامدانه و آگاهانه فرق دارد . اما در بخشی که به عدم بازنمایی و عدم تصویرسازی صرف اشاره می­کند به رویکرد دور شدن از واقعیت تاکید می­کند و تسطیح با واقعیت عمق در جهان در تقابل است. بعد در این بیانیه به حذف و کاستن به جای افزودن توجه می­کند که این هم رویکردی در جهت تسطیح است چون تسطیح همان کاستن از عمق است .و زمانی که می­گوید :

"ﻫﺮ ﻻﯾﻪ ای ﮐﻪ ﮐﻨﺎر میزنم، اﺣﺴﺎﺳﺎت ﻓﺮاﻣﻮش ﺷﺪه را دوﺑﺎره ﺑﻪ ﺳﻄﺢ ﻣﯽ آورد؛ اﺟﺎزه ﻣﯽ دﻫﺪ دﯾﺪه شوند دﮔﺮﮔﻮن ﺷﻮﻧﺪ " به ساختاری که در فرآیند کار ایجاد می­شود توجه می­کنیم

و تسطیح هم یک محصول در زمان اجرا است نه یک نقشه از پیش تعیین شده چون  اگر  تسطیح برای هنرمند یک ساختار آگاهانه و عمدی باشد صرفا تقلید و مصرف است.

و زمانی که از حافظه و آگاهی حرف می­زند حافظه بدن است که توسط بدن نقاشی جان می­گیرد

سپیده شاهقلی آثارش را نقاشی­هایی در خدمت روایت نمی­داند. و واقعا چنین است علیرغم تعدد اشکال آشنا که در کنار یکدیگر قرار گرفته­اند هیچ روایتی از آنها دریافت نمی­شود و این خروج نقاشی از جهان واقعی و روایتهای آن است تا لحظه­ای رها شویم و دمی بیاساییم 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.