اصغر دادبه، زبان فارسی و هویت ملی ما؛
انسان اخلاقی و خردمند
اصغر دادبه، استاد فلسفه و ادبیات، حافظپژوهِ مطرح درگذشت. دادبه متولد ۱۸ اسفند ۱۳۲۵ در یزد، در سال ۱۳۸۱ بهعنوان چهره ماندگار در حوزه ادبیات عرفانی و فلسفۀ اسلامی معرفی شد. دادبه دانشآموختۀ رشته الهیات گرای حکمت و فلسفه، و از شاگردان امیرحسن یزدگردی، مهدی حمیدی شیرازی و احمد مهدوی دامغانی بود.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
اصغر دادبه، استاد فلسفه و ادبیات، حافظپژوهِ مطرح درگذشت. دادبه متولد ۱۸ اسفند ۱۳۲۵ در یزد، در سال ۱۳۸۱ بهعنوان چهره ماندگار در حوزه ادبیات عرفانی و فلسفۀ اسلامی معرفی شد. دادبه دانشآموختۀ رشته الهیات گرای حکمت و فلسفه، و از شاگردان امیرحسن یزدگردی، مهدی حمیدی شیرازی و احمد مهدوی دامغانی بود.
دکتر دادبه اهمیت بسیاری برای زبانِ فارسی قائل بود و تمام عمر در راه اعتلای زبان فارسی اهتمام داشت. دادبه معتقد بود زبان تنها عامل ارتباط نیست؛ بلکه از عامل ارتباط بودن فراتر میرود و دو مسئله مهم یعنی فرهنگ و هویت ملی را به دوش میکشد. دادبه درباره نسبتِ زبان فارسی با «هویتِ» ما میگفت: «هویت ملی مثل ماده است، رنگپریده و مبهم، وقتی صورت بر آن عارض میشود، هویت شکل میگیرد و آن صورت، همان زبان فارسی است». او نسبت به اشکال گوناگون ستیز با هویت ملی مردم ایران از طریق حمله به زبان ملی ایران، یعنی زبان فارسی هشدار داده و به نمونههای تاریخی این ستیز اشاره کرده بود: «همواره وقتی به هویت ملی حمله کردهاند، به زبان نیز حمله کردهاند؛ اولین شکل حمله، دینی بود که گفتند زبان اهل بهشت عربی است و زبان اهل دوزخ فارسی. در دوره صفوی، استعمارگران در هند و آسیای میانه علیه زبان فارسی برخاستند و فارسیدانان را به سیبری تبعید کردند؛ صورت سوم، دردناکتر است و وقتی روشنفکران ما گاه علیه زبان فارسی سخن میگویند بدون مطالعه حرف ابوریحان را تکرار میکنند که ناسزا به عربی بهتر است از ستایش به فارسی، بیآنکه توجه کنند او در چه شرایطی این سخن را گفته است یا نتیجه میگیرند که زبان فارسی پویا نیست چون در جهان خود فیلسوف و حکیم نداشته است. اینها سخنانی است که دشمنان برای تضعیف فرهنگ و زبان ما به زبان میآورند».
از اینرو بود که دادبه همواره از ضرورت توجه به زبان فارسی میگفت؛ اینکه «اگر زبان فارسی نباشد، هیچ چیز نخواهیم داشت... زبان فارسی زبان فرهنگ و هویت است و هر گاه میخواهند ایران را تضعیف کنند، نخستین حمله آنها به سوی زبان فارسی است». از نظر دادبه ستیز با زبان فارسی، تاکنون دو هدف را دنبال کرده است: «نخست با هدف نهادن زبانی غیر فارسی به جای فارسی. کاری که انگلیسیها در شبهقاره انجام دادند و روسها هم کوشیدند در آسیای میانه انجام دهند و آن حکایت گویا و دردناکی است از اهمیت و عظمت فرهنگ ایران و زبانی که حامل این فرهنگ است، یعنی زبان فارسی و مقاومتهای این فرهنگ و این زبان در برابر ستیزها و دشمنیهای بیگانگانی که ستیز و دشمنی با فرهنگ ایران و زبان فارسی وظیفه آنان بود و غمی نبود که دشمن بودند و دریغا که در این ستیز و دشمنی خودیهای فریبخورده و خودفروخته نیز نقشآفرین بودند و اندوه برآمده از کردار نابخردانۀ آنان کشنده است؛ خاصه وقتی ایرانستیزان هدف دومشان را دنبال میکنند و آن کوشش برای بیگانه ساختن نوجوانان وطن با معانی بلند نهفته در متون ادب است: در شاهنامه، در خمسه، در مثنوی معنوی و در آثار سعدی و حافظ».
از اصغر دادبه آثاری همچون «کلیات فلسفه»، «فخر رازی»، «فرهنگ اصطلاحات کلامی»، «الحکمة العرشیة ملاصدرا»، «حافظ» (زندگی و اندیشه) منتشر شده است. دادبه همچنین در زمینه تصحیحات نیز آثاری مانند دیوان نجیب کاشانی، «تاریخ کشیکخانه» نجیب کاشانی، «رساله منطق هنر شهر» و «شناختشناسی در فلسفه اسلامی» و «حواصل و بوتیمار» امیرحسن یزدگردی را در کارنامۀ ادبی خود دارد. درباره این ادیب و استاد فلسفه، کتابی با عنوان «زندگینامه و خدمات علمی و فرهنگی دکتر اصغر دادبه» از سوی انجمن آثار و مفاخر فرهنگی منتشر شده که شاملِ ۳۷ مقاله درباره آثار و شخصیت و جایگاه علمی و فرهنگیِ اصغر دادبه است.
مهدی محقق، در مقالهای دکتر دادبه را «استاد جامع ادبیات» خوانده؛ زندهیاد محمدعلی اسلامی ندوشن، او را «انسان اخلاقی و خردمند» نامیده، و دیگر اساتید ادبیات و چهرههای فرهنگی نیز دادبه را «سخنسرایی ادیب و ایراندوست» و «متجدد سنتمدار» خطاب کردهاند. از دکتر دادبه که سخنوری ممتاز بود و عمیقترین و پیچیدهترین مفاهیم عرفانی و ادبی را شیوا و رسا بیان میکرد، اخیرا کتاب «رندی آموز...» (مجموعه مقالههای حافظپژوهی) در نشر فرهنگ معاصر منتشر شده است.
اصغر دادبه (متولد ۱۳۲۵ در یزد) استاد فلسفه اسلامی و ادبیات عرفانی و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی بوده است. او در سال ۱۳۸۱ بهعنوان «چهره ماندگار» در حوزه ادبیات عرفانی و حافظپژوهی معرفی شد. دادبه که از چهرههای برجسته حوزه پژوهش ادبیات عرفانی و شعر فارسی به شمار میآمد و جایگاه ویژهای در حافظپژوهی داشت، در آثار خود به تحلیل فلسفی، کلامی و عرفانی شعر حافظ پرداخته است. کتاب «مفهوم رندی در شعر حافظ» از مهمترین پژوهشهای اوست که مفهوم رندی را در چارچوب مبانی فکری و عرفانی بررسی میکند. دادبه در این کتاب نوشته است که آشناییاش با شعر حافظ به حدود چهار- پنج سالگی او برمیگردد: «نخست، در پرتو زمزمههای گاهگاهی پدرم و زمزمههای بیش از گاهگاهی پدربزرگم. هر دو غالبا اشعاری را زمزمه میکردند که بعدها دانستم اشعار حافظ است». دادبه در این کتاب به تأویل و تفسیرهای مختلف از حافظ، جهانبینی و مکتب رندی و جهانِ آرمانی حافظ پرداخته و نحوه ارتباط انسان معاصر با شعر حافظ را نیز بررسی کرده است.