بایرام فضلی، مدیر فیلمبرداری، در گفتوگو با «شرق»:
اسفندیار شهیدی از آن دسته استادانی بود که دانشجو و دانشآموخته برایش معنی ویژهای داشت
بایرام فضلی، از مدیران فیلمبرداری سینمای ایران، درباره اسفندیار شهیدی گفت: اسفندیار شهیدی از آن دسته استادانی بود که به معنای واقعی کلمه، دانشجو و دانشآموخته برایش معنی ویژهای داشت. در تمام دوران دانشجویی شاهد بودیم که آنقدر به ما اهمیت میداد که از توجه، دقت و رفتارش شرمنده میشدیم.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
اسفندیار شهیدی، فیلمبردار پیشکسوت سینما، جمعه ۲۴ بهمن ۱۴۰۴ در بیمارستان درگذشت. درست چند روز پیش در حاشیه برگزاری چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر، بزرگداشتی برای اسفندیار شهیدی به همراه آزیتا لاچینی و محسن روشن برگزار شد که آن زمان، او به دلیل بیماری امکان حضور در مراسم را نداشت و دخترش لوح تقدیر او را دریافت کرد. اسفندیار شهیدی در یک پیام صوتی گفت: «من اینجا در گوشه بیمارستان افتادهام و میبینم که یادی از من میکنید، بسیار خوشحال و شادمانم. واقعا دلم میخواست در این لحظه کنار شما باشم و به بحثهای شیرین و پرمحتوای شما گوش بدهم و لذت ببرم، اما نشد. انشاءالله سال آینده در خدمت همه شما خواهم بود. همه شما را میبوسم و برایتان آرزوی موفقیت دارم...».
شهیدی در مدت حضورش در سینما، مدیر فیلمبرداری فیلمهایی همچون تشکیلات، خانهای در تاریکی، رسم عاشقی، لبه تاریکی، حرفهای، گریز و به دنیا بگویید بایستد را بر عهده داشت.
بایرام فضلی، از مدیران فیلمبرداری سینمای ایران، درباره اسفندیار شهیدی به «شرق» گفت: «اسفندیار شهیدی از آن دسته استادانی بود که به معنای واقعی کلمه، دانشجو و دانشآموخته برایش معنی ویژهای داشت. در تمام دوران دانشجویی شاهد بودیم که آنقدر به ما اهمیت میداد که از توجه، دقت و رفتارش شرمنده میشدیم. آن زمان در میان استادانی که در دانشکده بودند، به دنبال استادی بودیم که بتوان بیشترین بهره آموزشی را از او برد. زمانی که به دانشکده وارد شدم، پر از اطلاعات تئوریک بودم. تمام کتابهای سینمایی و هنری را خوانده بودم، کلی فیلم و اجرای نمایش دیده بودم و بیشتر به دنبال کار عملی بودم. وقتی با شیوه تدریس استاد شهیدی آشنا شدم، فهمیدم گمشده خود را یافتهام. شیوه تدریس منحصربهفرد او باعث شد نهتنها فیلمبرداری بلکه کارگردانی را هم یاد بگیرم. روشی که یاد میداد بهشدت عملگرا و مبتنی بر کار عملی بود؛ بهطوری که تمام درسهایی که تدریس میکرد، همراه با تجربه عملی بود. کلاسهای عملی او آنقدر جذاب و خوشایند بود که هیچکدام از دانشجوها آنها را از دست نمیدادند. گاهی وقتها که به خاطر کار سر صحنه فیلمها نمیتوانستیم در کلاس حاضر شویم، ضبط صوتی را به کلاس میفرستادیم تا درسهای استاد را از دست نداده باشیم. جالب اینکه استاد به خاطر اینکه ضبطصوتها بتوانند صدایش را خوب ضبط کنند، مجبور میشد در تمام زمان تدریس طوری بایستد تا صدایش خوب ضبط شود».
او ادامه داد: «او به کار عملی دانشجوها خیلی اهمیت میداد و اجازه داده بود اگر کار فیلمبرداری برای دانشجو پیش آمد، سر صحنه برود و غیبت هم نمیزد؛ چون اعتقاد داشت سر صحنه آنقدر مسائل پیشبینینشده وجود دارد که دانشجو را برای رفع آن مسائل آمادهتر میکند. میزان اطلاعات دانشجوها را در همان روزهای اول کلاسهایش میسنجید و بر اساس آن میدانست کدام دانشجو در چه سطحی است. اگر دانشجویی خیلی ضعیف بود، با آموزشهای اولیه شروع میکرد، ولی اگر دانشجویی سر کار حرفهای بوده، از آنجا به بعد را آموزش میداد تا دانشجو پیشرفتش را از آنجا شروع کند».
مدیر فیلمبرداری فیلم «خواب تلخ» گفت: «خاطرم هست برخی از ما دانشجویان مثل بیژن میرباقری و ایرج حقیقیپور و چند نفر دیگر به دلیل اینکه در بیرون از دانشکده خیلی کار کرده بودیم و اطلاعات تا ترم هفت را میدانستیم، به ما پیشنهاد داد تا واحدهای ترم بهاره را برنداریم؛ چون ترم بهاره را به علت تعطیلیهای زیاد ناقص میدانست. به ما پیشنهاد داد تا آن واحدهای مربوط به فیلمبرداری را در ترم پاییز برداریم. ما هم موافقت کردیم و با اینکه سال آخر دانشگاه بودیم تا ترم بعد صبر کردیم. مدیریت آن زمان در ارائه آن درس بیانصافی کرد، با این حال آموزش خارج از درس او، ما را از نظر آموزشی خیلی جلو انداخت.
شیوه تدریس استاد بسیار کاربردی و در کار بسیار عملی بود. با روشی که آموزش داده بود، تقریبا هیچکجا دست و پایمان را گم نمیکردیم و همیشه یک راه عملی بسیار مؤثر پیدا میکردیم؛ مثلا به ما یاد داد سر صحنه اگر وقت کمی داشتیم، سریع یک نور از روبهرو نگذاریم که تمام صحنه را روشن کند؛ چون این ابتداییترین و معمولیترین روش برای نورپردازی است. در این مواقع دراماتیکترین و هنریترین روش این است که نور سایدلایت یا اگر فارسی آن را بگویم نورپردازی از کنار سوژه را انتخاب کنیم که در هر شرایطی زمینه را برای به دست آوردن سایهروشنهای سینمایی ایجاد میکند».
او افزود: «زمانی که درباره اندازه کادر در سینما صحبت میکرد، آموزش او فقط محدود به فیلمبرداری نبود، بلکه شما کارگردانی را هم یاد میگرفتید. فقط با اندازه نما پی میبردید که ریتم پلان چه اندازه میشود یا نمای درشت چه حسی نسبت به نمای دور ایجاد میکند و در چه موقعیتی چه کادری و چه اندازه نمایی کاربرد درست را خواهد داشت. نکته دیگری که از او یاد گرفتیم، این بود که میگفت زمانی ممکن است در موقعیتی قرار بگیرید که تصویرتان کمی واضح نیست یا نوری که دادهاید چندان مناسب درنیامده ولی حس یا ویژگی صحنه آنقدر درست و بهجا درآمده که به خاطر آن المانهای درست است، حتما به نفع آن اتفاق کنار بروید؛ چون فیلمبردار نباید سبک داشته باشد و حتما باید در خدمت نوشتهای باشد که قرار است در نهایت به یک اثر ماندگار تبدیل شود. در آخرهای دوره آموزشی یک روز اتفاق شگفتانگیزی افتاد که همه ما را عاشق استاد کرد. یادم است یک روز با دوستان گرایش تدوین و فیلمبرداری در آخر دوره در آخرین کلاس استاد حاضر شدیم. دوستان تدوین هم یک دوره آشنایی با استاد را گذرانده بودند که در آخر دوره در یک کلاس بودیم. استاد بعد از تکمیل کردن صحبتهای آخر مربوط به تدریس، رو کرد به دانشجوها و از آنها یک سوال پرسید؛ آیا درسهای من را یاد گرفتید؟
همه تایید کردیم، زیرا واقعا یاد گرفته بودیم. استاد تنها یک جمله گفت: «پس به من مدیون هستید اگر به دیگران یاد ندهید». به این خاطر از هرکدام از دانشجویان استاد سوالی بپرسید، مطمئن باشید با جان و دل به شما یاد خواهند داد؛ چون استاد مدیونشان کرده است.»
آخرین اخبار فرهنگ و هنر را از طریق این لینک پیگیری کنید.