غریب و بیجان، زیر آفتاب منا
جواد طوسی
در عصر پرتنش کنونی که از هر نقطه جهان خبر تلخ و ناگواری به گوش میرسد و خشونتطلبی و زیادهخواهی و نادیدهگرفتن حقوق انسانی و اصول دموکراتیک، خطمشی شمار قابل توجهی از دولتمردان و زمامداران حکومتی شده، مراسم و مناسک حج نیز بهطور اجتنابناپذیر در کانون بحران و آسیبپذیری سیاسی قرار گرفته است. زمانی دستاورد این سفر معنوی و عارفانه، «خسی در میقات» جلال آلاحمد و «حج» دکترعلی شریعتی بود، ولی حالا یک زائر با هر نگاه و جهانبینی و دغدغه و حسوحال درونی، در برخورد با این محیط و مشاهده فاجعهای در ابعاد و گستردگی «منا»، چه رهآوردی خواهد داشت؟ آیا او اصلا فرصت و خلوتی پیدا میکند تا با اتکا به این بیت حافظ (در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم / سرزنشها گر کند خار مقیلان غم مخور)، در موقعیتی آمیخته با سیروسلوک قرار گیرد؟ در چنین دنیای ناآرام، پرالتهاب و متشنجی، نقش رسانه در انعکاس و ثبت واقعیت بیشازپیش اهمیت پیدا میکند. زمانی مستندگرایی در این لوکیشن از سوی افراد باذوقی مانند نعمت حقیقی، احمد شیرازی، محمود ایثاری، عباس دستمالچی و جلال مقدم، فیلم خانه خدا (1345) شده که ریتم و ضرباهنگ و حالوهوایش نشان از این
واقعیت داشت که قوم به حجرفته در شرایط روحی خوب و مساعد و بیاسترسی بهسر میبرند. اما اگر قرار بود حج تمتع امسال و واقعه خونین منا از نگاه یک مستندساز ثبت و ضبط شود، چه نشانهها و مشخصههایی داشت؟ میبینیم ناخودآگاه از آن آرامش درونی و حس روحانی فیلم «خانه خدا» به فضایی دفرمه، پرهیاهو، خشونتزده و خارج از نظم و قاعده رسیدهایم که وصف حال این دوران و سیاستگذاران و مجریانش است. به این نکته و تفاوت بارز نیز توجه داشته باشیم که آیا در قبال آن حضور فارغالبال دوربین سازندگان فیلم «خانه خدا»، در شرایط کنونی میتوان بدون محدودیت و عوامل بازدارنده و حضور مداخلهگرانه مأموران سعودی (حتی با یک موبایل) به ثبت کامل و جزءبهجزء تلفات انسانی و بیکفایتی و سهلانگاری متولیان امور در مناسکی مذهبی پرداخت؟ با این مقایسه تاریخی دو دوران، میتوان عمق فاجعه را بیشتر دریافت. به قول شکسپیر، در یکی از نمایشنامههایش «ما روزگار خویش خود را سپری کردهایم».
سیاست گریزناپذیر
انتخاب فیلم محمدرسولالله(ص) مجید مجیدی در این اوضاعواحوال نامتوازن و خالی از مهر و دوستی در جامعه جهانی برای معرفی به فرهنگستان علوم و سیاسی و به عنوان نماینده ایران در اسکار، از زوایای گوناگون جای بحث دارد. جدا از لزوم ساخت و تولید سنجیده و هوشمندانه آثاری از ایندست برای سنگ محکخوردن سینمای ایران در وجه «هنر - صنعت» و قواعد حرفهای این رسانه و جذب بازارهای جهانی، آیا این گزینش مبتنیبر نگاهی دقیق و کارشناسانه با درنظرگرفتن سلایق و علقههای مضمونی و ساختاری و سیاستهای تاکتیکی اعضای آکادمی اسکار بوده یا هدف، بیشتر یک مانور و حضور حسابشده سیاسی، فرهنگی و مذهبی بهشمار میآید؟ اینگونه بهنظر میرسد ما در اینجا هم ترجیح دادهایم از فرصت بهدستآمده استفاده کنیم و فرهنگ و هنر را با سیاست پیوند دهیم و اعلام موجودیت کنیم و زیاد برایمان رعایت قواعد بازی و بالابردن ضریب شانس پذیرفتهشدنمان، اهمیت و محلی از اعراب نداشته است.
در عصر پرتنش کنونی که از هر نقطه جهان خبر تلخ و ناگواری به گوش میرسد و خشونتطلبی و زیادهخواهی و نادیدهگرفتن حقوق انسانی و اصول دموکراتیک، خطمشی شمار قابل توجهی از دولتمردان و زمامداران حکومتی شده، مراسم و مناسک حج نیز بهطور اجتنابناپذیر در کانون بحران و آسیبپذیری سیاسی قرار گرفته است. زمانی دستاورد این سفر معنوی و عارفانه، «خسی در میقات» جلال آلاحمد و «حج» دکترعلی شریعتی بود، ولی حالا یک زائر با هر نگاه و جهانبینی و دغدغه و حسوحال درونی، در برخورد با این محیط و مشاهده فاجعهای در ابعاد و گستردگی «منا»، چه رهآوردی خواهد داشت؟ آیا او اصلا فرصت و خلوتی پیدا میکند تا با اتکا به این بیت حافظ (در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم / سرزنشها گر کند خار مقیلان غم مخور)، در موقعیتی آمیخته با سیروسلوک قرار گیرد؟ در چنین دنیای ناآرام، پرالتهاب و متشنجی، نقش رسانه در انعکاس و ثبت واقعیت بیشازپیش اهمیت پیدا میکند. زمانی مستندگرایی در این لوکیشن از سوی افراد باذوقی مانند نعمت حقیقی، احمد شیرازی، محمود ایثاری، عباس دستمالچی و جلال مقدم، فیلم خانه خدا (1345) شده که ریتم و ضرباهنگ و حالوهوایش نشان از این
واقعیت داشت که قوم به حجرفته در شرایط روحی خوب و مساعد و بیاسترسی بهسر میبرند. اما اگر قرار بود حج تمتع امسال و واقعه خونین منا از نگاه یک مستندساز ثبت و ضبط شود، چه نشانهها و مشخصههایی داشت؟ میبینیم ناخودآگاه از آن آرامش درونی و حس روحانی فیلم «خانه خدا» به فضایی دفرمه، پرهیاهو، خشونتزده و خارج از نظم و قاعده رسیدهایم که وصف حال این دوران و سیاستگذاران و مجریانش است. به این نکته و تفاوت بارز نیز توجه داشته باشیم که آیا در قبال آن حضور فارغالبال دوربین سازندگان فیلم «خانه خدا»، در شرایط کنونی میتوان بدون محدودیت و عوامل بازدارنده و حضور مداخلهگرانه مأموران سعودی (حتی با یک موبایل) به ثبت کامل و جزءبهجزء تلفات انسانی و بیکفایتی و سهلانگاری متولیان امور در مناسکی مذهبی پرداخت؟ با این مقایسه تاریخی دو دوران، میتوان عمق فاجعه را بیشتر دریافت. به قول شکسپیر، در یکی از نمایشنامههایش «ما روزگار خویش خود را سپری کردهایم».
سیاست گریزناپذیر
انتخاب فیلم محمدرسولالله(ص) مجید مجیدی در این اوضاعواحوال نامتوازن و خالی از مهر و دوستی در جامعه جهانی برای معرفی به فرهنگستان علوم و سیاسی و به عنوان نماینده ایران در اسکار، از زوایای گوناگون جای بحث دارد. جدا از لزوم ساخت و تولید سنجیده و هوشمندانه آثاری از ایندست برای سنگ محکخوردن سینمای ایران در وجه «هنر - صنعت» و قواعد حرفهای این رسانه و جذب بازارهای جهانی، آیا این گزینش مبتنیبر نگاهی دقیق و کارشناسانه با درنظرگرفتن سلایق و علقههای مضمونی و ساختاری و سیاستهای تاکتیکی اعضای آکادمی اسکار بوده یا هدف، بیشتر یک مانور و حضور حسابشده سیاسی، فرهنگی و مذهبی بهشمار میآید؟ اینگونه بهنظر میرسد ما در اینجا هم ترجیح دادهایم از فرصت بهدستآمده استفاده کنیم و فرهنگ و هنر را با سیاست پیوند دهیم و اعلام موجودیت کنیم و زیاد برایمان رعایت قواعد بازی و بالابردن ضریب شانس پذیرفتهشدنمان، اهمیت و محلی از اعراب نداشته است.