|

بازگشت خانواده به آیت‌الله مطهری؟

توجه اخیر داماد و پسر به آن بخش از آرا و اندیشه‌های پدرزن و پدر که در همه این سال‌ها جزء یکی از مغفول‌ترین و شاید در حاشیه‌ترین آثار مرتضی مطهری بوده است، بی‌دلیل نیست. نوشته‌ای به‌جا‌مانده از ایدئولوگ انقلاب که در قالب مقاله‌ای به نام «مشکل اساسی در سازمان روحانیت» سال 1341 در کتاب «بحثی درباره مرجعیت و روحانیت» چاپ و منتشر شده، توجه علی لاریجانی را این روزها به خود جلب کرده است. «نه» شنیدن از قدرت، ابتدا چهره‌های سیاسی را وارد وادی حیرت می‌کند، اما مزیت بعدی‌اش این است که به فراخور، ظرفیتی از یک نگاه انتقادی به گذشته و عملکردها را به رویشان باز می‌کند. علی لاریجانی هم که کم‌کم دارد از شوک بعد از وقوع حادثه خارج می‌شود، حالا به دنبال یافتن پاسخ یا پاسخ‌هایی برای همه چراهایش است. مشخص است که در ذهن او غوغایی از سؤال برپاست. سؤال بنیادین یا پرسش اساسی و اولیه‌ای که نه‌تنها علی لاریجانی بلکه همه اسلافش بعد از بی‌مهری در همه این سال‌ها با آن روبه‌رو شده‌اند، قطعا این است: «چرا این‌طور شد؟ چرا به اینجا رسیدیم؟». سیاسیون کنار رفته یا کنار گذاشته‌شده، در پاسخ به این سؤال‌ها مسیرهای متفاوتی را رفته و به جواب‌های متفاوتی هم رسیده‌اند. به نظر می‌رسد که علی لاریجانی در نخستین قدمِ این کندوکاو در گذشته، چاره را در بازگشت به بنیان‌گذاران دیده است. احتمالا یکی از روزهایی که غرق تفکر بوده، به یاد ‌جزوه‌ای کوچک از مرتضی مطهری افتاده است. آن را از گوشه کتابخانه برداشته و این بار از زاویه نگاهی دیگر خوانده است. احتمال دارد از این هم تعجب کرده باشد که چرا این نظرات مرتضی مطهری تاکنون چندان جدی گرفته نشده است؟ یا حتی چرا برای خودش چندان جدی نبوده است؟ اینها البته همه حدس‌ها و گمانه‌زنی‌های ماست از این رو که داماد آیت‌الله مطهری همین چند روز اخیر گفته است: «راز بسیاری از نابسامانی‌های فکری دهه‌های اخیر در همین وابستگی سازمان روحانیت به دولت‌ها نهفته است. در عالم تشیع روحانیت از اساس یک نهاد مستقل از قدرت‌های حاکم و اقتصادی بود». آن مقاله معروف آیت‌الله مطهری یک پاراگراف مشهور دارد که می‌گوید: «اگر اتکای روحانی به مردم باشد، قدرت به دست می‌آورد اما حریت را از دست می‌دهد و اگر متکی به دولت‌ها باشد، قدرت را از کف می‌دهد اما حریتش محفوظ است».

نظر پسر البته زودتر از داماد خانواده به این بخش از نظرات پدر جلب شده بود. علی مطهری هم مشابه سخنان لاریجانی را قبلا گفته بود؛ مثل اینکه: «شهید مطهری می‌گویند روحانیون پست‌های دولتی را اشغال نکنند مگر در اضطرار و این اضطرار ادامه پیدا کرده است و 40 سال به طول انجامیده است و سرانجام خوبی نیز ندارد... اینکه مردم احساس کنند روحانیت مسئول تأمین گوشت و مرغ و برنج و سیب‌زمینی آنها هستند، خوب نیست و رفته‌رفته از نفوذ کلام روحانیت کم می‌کند و ما باید به این حالت پایان بدهیم». علی مطهری مدت‌هاست از سنگر حفظ وضع موجود به وادی انتقاد و اصلاح کوچیده است حالا به نظر می‌رسد داماد هم هم‌سنگر او شده است.

توجه اخیر داماد و پسر به آن بخش از آرا و اندیشه‌های پدرزن و پدر که در همه این سال‌ها جزء یکی از مغفول‌ترین و شاید در حاشیه‌ترین آثار مرتضی مطهری بوده است، بی‌دلیل نیست. نوشته‌ای به‌جا‌مانده از ایدئولوگ انقلاب که در قالب مقاله‌ای به نام «مشکل اساسی در سازمان روحانیت» سال 1341 در کتاب «بحثی درباره مرجعیت و روحانیت» چاپ و منتشر شده، توجه علی لاریجانی را این روزها به خود جلب کرده است. «نه» شنیدن از قدرت، ابتدا چهره‌های سیاسی را وارد وادی حیرت می‌کند، اما مزیت بعدی‌اش این است که به فراخور، ظرفیتی از یک نگاه انتقادی به گذشته و عملکردها را به رویشان باز می‌کند. علی لاریجانی هم که کم‌کم دارد از شوک بعد از وقوع حادثه خارج می‌شود، حالا به دنبال یافتن پاسخ یا پاسخ‌هایی برای همه چراهایش است. مشخص است که در ذهن او غوغایی از سؤال برپاست. سؤال بنیادین یا پرسش اساسی و اولیه‌ای که نه‌تنها علی لاریجانی بلکه همه اسلافش بعد از بی‌مهری در همه این سال‌ها با آن روبه‌رو شده‌اند، قطعا این است: «چرا این‌طور شد؟ چرا به اینجا رسیدیم؟». سیاسیون کنار رفته یا کنار گذاشته‌شده، در پاسخ به این سؤال‌ها مسیرهای متفاوتی را رفته و به جواب‌های متفاوتی هم رسیده‌اند. به نظر می‌رسد که علی لاریجانی در نخستین قدمِ این کندوکاو در گذشته، چاره را در بازگشت به بنیان‌گذاران دیده است. احتمالا یکی از روزهایی که غرق تفکر بوده، به یاد ‌جزوه‌ای کوچک از مرتضی مطهری افتاده است. آن را از گوشه کتابخانه برداشته و این بار از زاویه نگاهی دیگر خوانده است. احتمال دارد از این هم تعجب کرده باشد که چرا این نظرات مرتضی مطهری تاکنون چندان جدی گرفته نشده است؟ یا حتی چرا برای خودش چندان جدی نبوده است؟ اینها البته همه حدس‌ها و گمانه‌زنی‌های ماست از این رو که داماد آیت‌الله مطهری همین چند روز اخیر گفته است: «راز بسیاری از نابسامانی‌های فکری دهه‌های اخیر در همین وابستگی سازمان روحانیت به دولت‌ها نهفته است. در عالم تشیع روحانیت از اساس یک نهاد مستقل از قدرت‌های حاکم و اقتصادی بود». آن مقاله معروف آیت‌الله مطهری یک پاراگراف مشهور دارد که می‌گوید: «اگر اتکای روحانی به مردم باشد، قدرت به دست می‌آورد اما حریت را از دست می‌دهد و اگر متکی به دولت‌ها باشد، قدرت را از کف می‌دهد اما حریتش محفوظ است».

نظر پسر البته زودتر از داماد خانواده به این بخش از نظرات پدر جلب شده بود. علی مطهری هم مشابه سخنان لاریجانی را قبلا گفته بود؛ مثل اینکه: «شهید مطهری می‌گویند روحانیون پست‌های دولتی را اشغال نکنند مگر در اضطرار و این اضطرار ادامه پیدا کرده است و 40 سال به طول انجامیده است و سرانجام خوبی نیز ندارد... اینکه مردم احساس کنند روحانیت مسئول تأمین گوشت و مرغ و برنج و سیب‌زمینی آنها هستند، خوب نیست و رفته‌رفته از نفوذ کلام روحانیت کم می‌کند و ما باید به این حالت پایان بدهیم». علی مطهری مدت‌هاست از سنگر حفظ وضع موجود به وادی انتقاد و اصلاح کوچیده است حالا به نظر می‌رسد داماد هم هم‌سنگر او شده است.