|

‌وزارت آموزش و پرورش یا وزارت آموزش

اشرف‌سادات جلال‌زاده: سؤالی که بارها از خود پرسیده‌ام این است که وزارت آموزش و پرورش در جامعه ایران تاکنون چه اقداماتی در حوزه پرورشی انجام داده است؟
همان‌گونه که در مقالات قبلی به آن اشاره کردم، یکی از مهم‌ترین آیتم‌های توسعه‌یافتگی، فرهنگ است و این آیتم محقق نمی‌شود، مگر با ارتقای سطح فرهنگی از سوی خانواده‌ها و متولیان امر آموزش در مدارس.
همان‌گونه که همگی می‌دانیم، آموزش و پرورش مهم‌ترین رکن توسعه در کشور بوده و به نظر می‌رسد که وزارتخانه مهم‌‌تر از آموزش و پرورش در ایران نداشته باشیم؛ زیرا کارخانه آدم‌سازی و پرورش نیروی انسانی است و بهترین و طلایی‌ترین سال‌های زندگی‌مان در آن طی می‌شود و با تحقیقات و سؤالات از متولیان این امر‌ دریافتیم که بودجه آموزش و پرورش پاسخ‌گوی نیازهای این حوزه نیست. حال سؤال اول اینجاست که چرا ارگان مهمی مثل آموزش و پرورش از کمترین بودجه برخوردار است؛ ارگانی که اتاق فکر‌ یک جامعه است؟
اقداماتی که آموزش و پرورش در این سال‌ها توانسته انجام دهد، بررسی و اجرای سیستم‌های آموزشی نظام قدیم و نظام جدید و اکنون طرح‌های ۶،۳،۳ و خانه‌تکانی و پاس‌کاری‌های آموزشی و آزمایشگاهی‌کردن نسلی از دانش‌آموزان برای دریافتن عملکردی بهتر در سیستم آموزشی بود که ما نتیجتا ندانستیم اجرای این طرح‌ها چه نتایجی در پی داشت!
اما در مباحث آموزشی، فرزندان‌مان در ابتدای ورود به مدارس در رقابتی تنگاتنگ با همسالان خود خواندن، نوشتن، ریاضی، علوم، قرآن و سایر دروس را می‌آموزند و یاد می‌گیرند چگونه بخوانند و بنویسند و خانواده‌ها شادمان از اینکه فرزندان‌مان توانایی خواندن و نوشتن را فراگرفته‌اند.
اما مشکلات آن زمانی پدیدار می‌شود که فرزند من با انبوهی از حفظیات فارغ‌التحصیل می‌شود و با مدرک دیپلم، لیسانس و... سر‌در‌گم می‌ماند که حال چه کند.
۱۲ سال در آموزش و پرورش ایران درس می‌خوانیم. در روزی که دیپلم دبیرستان در دست ما قرار می‌گیرد، هیچ مهارتی نداریم. می‌دانید چرا؟ چون امروز با معضل حفظیات روبه‌رو هستیم. ما انبوهی از اطلاعاتی را داریم که به هیچ دردی نمی‌خورد و اینجاست که موارد پرورشی در کلاس‌های کارگاهی نمود پیدا می‌کند. ضعف سیستم آموزشی از ابتدا به صورتی بوده که باید شنونده باشی و فقط به سخنان معلم گوش دهی تا بیاموزی. اینکه فرزندمان در کلاس مشارکت نکند، اظهارنظر نکند و... .
امروز باید بدانیم تنها راه برون‌رفت از ‌مشکلات آموزشی اقداماتی است که باید در حوزه پرورشی صورت بگیرد تا تکمیل‌کننده مباحث آموزشی باشد، از‌جمله:
۱- کشف استعدادیابی (باید مشخص شود توانایی و مهارت‌آموزی من در کدام رشته و زمینه‌ای است)
۲- چگونگی ایجاد اعتماد‌به‌نفس
۳- آموزش سخنوری (چگونه سخن بگویم و در محیط کار از حقوق خود دفاع کنم)
۴- چگونه به حقوق دیگران احترام بگذارم و از حقوق خود دفاع کنم
۵- چگونگی رعایت قوانین و فراگیری علوم و حقوق به صورت عملی
6- برگزاری کلاس‌های سخنوری و نقالی و شاهنامه‌خوانی برای یادگیری قصه دلاوری و جوانمردی
7- آموزش برنامه‌های رفتاری
8- گفتارهای روابط دو‌طرفه
۹- مهارت‌های زندگی
اخلاق و... .
بسیار جای تأسف است؛ زیرا امروز کشورهای توسعه‌یافته توانسته‌اند مسائل پرورشی را از ملزومات مهم آموزشی بدانند و یکی از علل‌های اصلی پیشرفت جوامع نسلی است که درست آموخته، پرورش یافته و و وارد اجتماع شده است و می‌داند چه کسی است و چه می‌خواهد، حال آنکه دانش‌آموختگان رشته‌های تحصیلی در مقاطع لیسانس، فوق‌لیسانس و بالاتر پس از فارغ‌التحصیلی خانه‌نشین می‌شوند و با نگاه به مدرک تحصیلی خود می‌پرسند چرا این همه درس خوانده‌ام وقتی کاری برای من وجود ندارد؟
نبود کار یک بحث و ندانستن و نیاموختن اینکه برای چه و با چه هدفی تاکنون این همه درس خوانده‌ام، از موارد دیگری است که باید قبلا به آن پرداخته می‌شد.
با‌این‌حال، با نگاه و دریافتن این موضوع که کلمه پرورش نباید به‌عنوان یک کلمه در کنار آموزش تکمیل‌کننده تابلو‌های ادارات باشد، امیدواریم فرهیختگان، صاحب‌نظران و متولیان در امر آموزش و پرورش با نگاه به این امر تلاش کنند مفهوم آموزش و پرورش را به‌درستی و در جایگاه حقیقی خود عملیاتی کنند.

اشرف‌سادات جلال‌زاده: سؤالی که بارها از خود پرسیده‌ام این است که وزارت آموزش و پرورش در جامعه ایران تاکنون چه اقداماتی در حوزه پرورشی انجام داده است؟
همان‌گونه که در مقالات قبلی به آن اشاره کردم، یکی از مهم‌ترین آیتم‌های توسعه‌یافتگی، فرهنگ است و این آیتم محقق نمی‌شود، مگر با ارتقای سطح فرهنگی از سوی خانواده‌ها و متولیان امر آموزش در مدارس.
همان‌گونه که همگی می‌دانیم، آموزش و پرورش مهم‌ترین رکن توسعه در کشور بوده و به نظر می‌رسد که وزارتخانه مهم‌‌تر از آموزش و پرورش در ایران نداشته باشیم؛ زیرا کارخانه آدم‌سازی و پرورش نیروی انسانی است و بهترین و طلایی‌ترین سال‌های زندگی‌مان در آن طی می‌شود و با تحقیقات و سؤالات از متولیان این امر‌ دریافتیم که بودجه آموزش و پرورش پاسخ‌گوی نیازهای این حوزه نیست. حال سؤال اول اینجاست که چرا ارگان مهمی مثل آموزش و پرورش از کمترین بودجه برخوردار است؛ ارگانی که اتاق فکر‌ یک جامعه است؟
اقداماتی که آموزش و پرورش در این سال‌ها توانسته انجام دهد، بررسی و اجرای سیستم‌های آموزشی نظام قدیم و نظام جدید و اکنون طرح‌های ۶،۳،۳ و خانه‌تکانی و پاس‌کاری‌های آموزشی و آزمایشگاهی‌کردن نسلی از دانش‌آموزان برای دریافتن عملکردی بهتر در سیستم آموزشی بود که ما نتیجتا ندانستیم اجرای این طرح‌ها چه نتایجی در پی داشت!
اما در مباحث آموزشی، فرزندان‌مان در ابتدای ورود به مدارس در رقابتی تنگاتنگ با همسالان خود خواندن، نوشتن، ریاضی، علوم، قرآن و سایر دروس را می‌آموزند و یاد می‌گیرند چگونه بخوانند و بنویسند و خانواده‌ها شادمان از اینکه فرزندان‌مان توانایی خواندن و نوشتن را فراگرفته‌اند.
اما مشکلات آن زمانی پدیدار می‌شود که فرزند من با انبوهی از حفظیات فارغ‌التحصیل می‌شود و با مدرک دیپلم، لیسانس و... سر‌در‌گم می‌ماند که حال چه کند.
۱۲ سال در آموزش و پرورش ایران درس می‌خوانیم. در روزی که دیپلم دبیرستان در دست ما قرار می‌گیرد، هیچ مهارتی نداریم. می‌دانید چرا؟ چون امروز با معضل حفظیات روبه‌رو هستیم. ما انبوهی از اطلاعاتی را داریم که به هیچ دردی نمی‌خورد و اینجاست که موارد پرورشی در کلاس‌های کارگاهی نمود پیدا می‌کند. ضعف سیستم آموزشی از ابتدا به صورتی بوده که باید شنونده باشی و فقط به سخنان معلم گوش دهی تا بیاموزی. اینکه فرزندمان در کلاس مشارکت نکند، اظهارنظر نکند و... .
امروز باید بدانیم تنها راه برون‌رفت از ‌مشکلات آموزشی اقداماتی است که باید در حوزه پرورشی صورت بگیرد تا تکمیل‌کننده مباحث آموزشی باشد، از‌جمله:
۱- کشف استعدادیابی (باید مشخص شود توانایی و مهارت‌آموزی من در کدام رشته و زمینه‌ای است)
۲- چگونگی ایجاد اعتماد‌به‌نفس
۳- آموزش سخنوری (چگونه سخن بگویم و در محیط کار از حقوق خود دفاع کنم)
۴- چگونه به حقوق دیگران احترام بگذارم و از حقوق خود دفاع کنم
۵- چگونگی رعایت قوانین و فراگیری علوم و حقوق به صورت عملی
6- برگزاری کلاس‌های سخنوری و نقالی و شاهنامه‌خوانی برای یادگیری قصه دلاوری و جوانمردی
7- آموزش برنامه‌های رفتاری
8- گفتارهای روابط دو‌طرفه
۹- مهارت‌های زندگی
اخلاق و... .
بسیار جای تأسف است؛ زیرا امروز کشورهای توسعه‌یافته توانسته‌اند مسائل پرورشی را از ملزومات مهم آموزشی بدانند و یکی از علل‌های اصلی پیشرفت جوامع نسلی است که درست آموخته، پرورش یافته و و وارد اجتماع شده است و می‌داند چه کسی است و چه می‌خواهد، حال آنکه دانش‌آموختگان رشته‌های تحصیلی در مقاطع لیسانس، فوق‌لیسانس و بالاتر پس از فارغ‌التحصیلی خانه‌نشین می‌شوند و با نگاه به مدرک تحصیلی خود می‌پرسند چرا این همه درس خوانده‌ام وقتی کاری برای من وجود ندارد؟
نبود کار یک بحث و ندانستن و نیاموختن اینکه برای چه و با چه هدفی تاکنون این همه درس خوانده‌ام، از موارد دیگری است که باید قبلا به آن پرداخته می‌شد.
با‌این‌حال، با نگاه و دریافتن این موضوع که کلمه پرورش نباید به‌عنوان یک کلمه در کنار آموزش تکمیل‌کننده تابلو‌های ادارات باشد، امیدواریم فرهیختگان، صاحب‌نظران و متولیان در امر آموزش و پرورش با نگاه به این امر تلاش کنند مفهوم آموزش و پرورش را به‌درستی و در جایگاه حقیقی خود عملیاتی کنند.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.