نظریه مازلو و جامعه ما
مهدی قدیمی*
گفته میشود «جهان اجتماعی» بسیار پیچیدهتر از جهان طبیعی است. در جهان طبیعی دانشمندان با پدیدههای دست اول سروکار دارند و تبیین آنها کار نسبتا سادهای است، درحالیکه دانشمندان علوم اجتماعی با پدیدههای دستچندم مواجه هستند و یک پدیده اجتماعی در لایههای مختلف پیچیده شده و تبیین آنها کار نسبتا پیچیدهای است. «آگوست کنت» میگوید علومی مانند ریاضی، فیزیک و... علوم سادهای هستند که در آنها برهان غلط جای نمیگیرد، اما علم جامعهشناسی بهدلیل اینکه ممکن است در آن برهان غلط جای بگیرد پیچیدهتر از علوم طبیعی است و آخرین علمی است که از فلسفه جدا شده و به یافتههای یقینی دست یافته است و بدینترتیب استقلال خود را از فلسفه اعلام کرده است. بهدلیل پیچیدگی پدیدههای اجتماعی، دانشمندان علوم اجتماعی برای تبیین آنها از تئوریها استفاده میکنند. بدون کمکگرفتن از تئوریها، تبیین پدیدههای اجتماعی ممکن نخواهد شد. درواقع تئوریهای علوم اجتماعی تنها برای یادگیری نیستند، بلکه تئوریها ابزار کار یک دانشمند علوم اجتماعی برای تبیین پدیدههای اجتماعی هستند. یکی از این تئوریها که کاربرد فراوانی در رشتههای مختلف علوم اجتماعی دارد،
نظریه یا هرم «آبراهام مازلو» است. طبق این تئوری، نیازهای انسانی به ترتیب ارضا میشوند. یعنی ابتدا باید نیازهای فیزیولوژیکی ارضا شوند تا نیازهای غیرفیزیولوژیک محقق شوند. طبق هرم مازلو نیازهای انسانی به شرح ذیل به ترتیب محقق میشوند (بعضیها آن را به پنج مرحله تقسیم میکنند، ولی ما در اینجا آن را به هشت مرحله تقسیم کردهایم تا دقت آن بیشتر شود):
1- نیازهای اولیه فیزیولوژیکی (مانند نیاز به غذا، آب، هوا و... که همه جنبه فیزیولوژیکی دارند)
2- نیاز به امنیت (مانند نیاز به امنیت بدنی، شغلی، مالی، سلامتی و...)
3- نیاز به عشق و محبت و تعلق خاطر (مانند نیاز به رابطه با دوستان، ارتباط با خانواده، احساس صمیمیت و...)
4- نیاز به امنیت درونی (مانند نیاز به اعتمادبهنفس، دریافت احترام از طرف دیگران، احساس عزتنفس و...)
5- نیازهای شناختی (مانند پذیرفتن واقعیت، عدم پیشداوری، شناخت عاطفی، شناخت عقلانی و...)
6- نیازهای زیباییشناسی (مانند خودانگیزشی، رضایت از خود، توجه به زیباییهای هنری و...)
7- نیاز به خود شکوفایی (مانند بروز خلاقیت، رشد اجتماعی و...)
8- نیاز به تعالی (مانند اخلاقمداری، صداقت، اعتماد و...)
هرم «آبراهام مازلو»، نظریهپرداز کلاسیک مدیریت، در مورد نیازهای اساسی انسان است که بهترتیب ارضا میشوند. این نظریه در میان بینشهای حاصل از جنبش روابط انسانی در مدیریت؛ مقارن با دوران رکود اقتصادی بزرگ غرب مطرح شد و از اهمیت ویژهای برخوردار است و نظریهای بنیادین محسوب میشود. این نظریه از نظریههای محتوایی در مورد انگیزش رفتار به شمار میآید. نظریههای محتوایی چیستی و چرایی رفتارهای برانگیخته را شرح میدهد. هرچند نظریههای تکمیلی زیادی بر آن نوشته شده ولی در هیچکدام از این نظریهها تئوری مازلو به لحاظ علمی رد نشده است. مهمترین نکته در این نظریه همانطور که گفته شد این است که نیازهای انسانی به ترتیب ارضا میشوند و تا نیازهای پایهای و زیستی ارضا نشوند، نیازهای بعدی در انسان شکل نمیگیرند در نتیجه محقق نیز نخواهند شد. این تئوری کمک زیادی به تبیین و تشریح رفتارهای انسانها در جوامع انسانی میکند. در همین ارتباط، یک فیلسوف بزرگ گفته است که انسانها بیش از آنکه به اخلاق، فرهنگ، هنر و... نیاز داشته باشند؛ به غذا، آب، پوشاک، مسکن و... نیاز دارند. بر اساس این دو نظریه بنیادین، حکومتها در جوامع انسانی برای
ارتقای فرهنگ، اخلاق، هنر، معنویات و نیازهای دیگر غیرمادی، باید نیازهای مادی و زیستی انسانها را برطرف کنند. بر اساس این تئوری، دولت ایران برای تداوم حاکمیت خویش باید ابتدا درصدد برطرفکردن نیازهای فیزیولوژیکی انسانها مانند غذا، آب، پوشاک، مسکن و... باشد. باید توجه داشت که ادارهکردن جامعه با کنترل ظاهری آن فرق دارد. به عقیده بسیاری از صاحبنظران علوم اجتماعی، نظام اجتماعی ایران یک نظام در حال گذر از یک حالت سنتی به حالتی مدرن است. در این مرحله گذر با بحرانهای مختلف مواجه است که باید این بحرانها حل شوند. با تغییر دولت در ایران، دولت جدید باید با این مسائل به صورت علمی و آگاهانه برخورد کند و درصدد حل آن باشد و نه فقط صورتمسئله را پاک کرده و یا آن را وارونه جلوه دهد. با حلنشدن، مسئله از بین نمیرود و فقط میماند و بزرگتر و عمیقتر میشود. درحالحاضر جامعه ما از وفاق اجتماعی کافی برخوردار نیست.
جامعه کارگران، معلمان، دانشجویان، کارمندان، بازنشستگان، بیکاران، زنان و... از وضعیت موجود رضایت کافی ندارند و لازم است به مطالبات این اقشار مختلف توجه و رسیدگی شود. علاوه بر این، جامعه ما انسجام اجتماعی لازم را هم ندارد و شکافهای اقتصادی و طبقاتی، شکافهای سیاسی (اصولگرا-اصلاحطلب)، شکافهای نسلی، شکافهای فرهنگی-اجتماعی و... باعث شده است که ناهمگونی بزرگی در جامعه ایجاد شود. بدینترتیب ما امروزه با یک جامعه ناهمگون با فقدان وفاق اجتماعی و بزرگ مواجه هستیم که حدود 85 میلیون جمعیت و 450 شهر بزرگ دارد. حدود 80 درصد جمعیت آن شهرنشیناند که همگی نیازمند تحقق نیازهای فیزیولوژیکی و پایهای هستند که دولت موظف است برای تداوم حیات خویش به این نیازها توجه کند. دولت جدید باید یک دگردیسی اساسی در اداره جامعه ایجاد کند. با روشهای دولتهای قبلی قادر به اداره جامعه جدید نخواهد بود. ما امروزه با یک جامعه نسبتا مدرنشده و بزرگ مواجه هستیم که با روشهای سنتی این جامعه قابل ادارهکردن نیست. یک استحاله و دگردیسی اساسی جدید لازم است که بداند این 450 شهر بزرگ و هزاران روستا، طبق نظریه مازلو بیش از هر چیز دیگری به غذا، آب،
برق، گاز، پوشاک، مسکن، آموزش، بهداشت و... نیاز دارند و تا این نیازها حل نشوند، نیازهای دیگر امکان بروز پیدا نمیکنند. به نظر میرسد که ما از ابتدای انقلاب با یک نگرش و بینش مخالف نظریه مازلو به اداره جامعه پرداختهایم و شعارهایی دادهایم که شاید چندان با واقعیت تطابق نداشته است. ولی امروزه با بزرگشدن جامعه، مسائل جامعه نیز بزرگتر شده است. امروزه با شعارها و تاکتیکهای اولیه انقلاب نمیتوان به اداره آن پرداخت. مضاف بر اینکه جامعه ایران و مسائل آن به قدری بزرگ و اساسی شده است که دیگر پول نفت نیز نیازها و مطالبات آن را پوشش نمیدهد. این امر در حالی است که ایران تا حدودی بازار فروش نفت خود را در بازار جهانی نفت نیز از دست داده است و نه توان تولید و نه توان صادرکردن آن را دارد. همه این مسائل باعث میشود که ما نگران آینده جامعه ایران باشیم. نمونه این مشکلات را میتوان در بحران کمآبی مشاهده کرد. تقریبا دوسوم شهرهای ایران و روستاهای اطراف آنها با بحران کمآبی برای نوشیدن، کشاورزی و دامداری مواجه هستند که حل این معضل خود نیازمند توجه جدی و آنی است. نمونه دیگر از این مشکلات، واکسیناسیون مردم در برابر بیماری
کروناست. درحالیکه بعضی از کشورهای منطقه مانند امارات متحده عربی بالای 60 درصد از مردم خود را واکسینه کردهاند، این میزان در ایران حدود دو درصد است و این امر شایسته جامعه تاریخی ایران نیست. مشکل نگرانکننده بعدی، قطع مکرر برق در ایران است که باعث لطمات اساسی اقتصادی و... میشود و نارضایتیهای زیادی ایجاد میکند. مشکل دیگر در ایران امروز مسائل محیطزیستی و آلودگی هوای شهرها، ازبینرفتن جنگلها و... است که نیازمند توجه جدی است. مسئله مهم دیگر در ایران فعلی مهاجرت نخبگان است که ایران را در رتبه نخست مهاجرت نخبگان در جهان قرار داده است. در این زمینه باید به عوامل دافعه توجه اساسی شود. مشکل دیگر که ایران امروز با آن مواجه است، مسئله تورم، گرانی، کسری بودجه و افزایش بیرویه نقدینگی است که نیازمند توجه اساسی و آنی است. براساس نظریه مازلو، اگر جامعه ما آنچنانکه باید اخلاقی عمل نمیکند و با ناهنجاریهای متعددی مانند دزدی، اعتیاد، خودکشی، طلاق و... مواجه است، ناشی از این امر است که یک اکثریت بزرگ از اقشار مختلف مردم در مرحله برطرفکردن نیازهای پایهای و زیستی خود مانند غذا، آب، پوشاک، مسکن و... درماندهاند و
نمیتوانند به مراحل بالاتری از نیازها صعود کنند. براساس نظریه «مرتون» این اکثریت ناتوان سعی میکنند از راههای غیرمشروع برای ارضای نیازهای مشروع خود استفاده کنند و این امر باعث ناهنجاریهای متعدد میشود. درنتیجه، براساس نظریه مازلو، اگر بخواهیم جامعهای اخلاقی، انسانی، شاد، خلاق و خود شکوفا داشته باشیم، باید بتوانیم نیازهای پایهای اکثریت مردم را برطرف کنیم تا آنها بتوانند به مراحل بالاتر صعود کنند.
* عضو هیئتعلمی بازنشسته دانشگاه
گفته میشود «جهان اجتماعی» بسیار پیچیدهتر از جهان طبیعی است. در جهان طبیعی دانشمندان با پدیدههای دست اول سروکار دارند و تبیین آنها کار نسبتا سادهای است، درحالیکه دانشمندان علوم اجتماعی با پدیدههای دستچندم مواجه هستند و یک پدیده اجتماعی در لایههای مختلف پیچیده شده و تبیین آنها کار نسبتا پیچیدهای است. «آگوست کنت» میگوید علومی مانند ریاضی، فیزیک و... علوم سادهای هستند که در آنها برهان غلط جای نمیگیرد، اما علم جامعهشناسی بهدلیل اینکه ممکن است در آن برهان غلط جای بگیرد پیچیدهتر از علوم طبیعی است و آخرین علمی است که از فلسفه جدا شده و به یافتههای یقینی دست یافته است و بدینترتیب استقلال خود را از فلسفه اعلام کرده است. بهدلیل پیچیدگی پدیدههای اجتماعی، دانشمندان علوم اجتماعی برای تبیین آنها از تئوریها استفاده میکنند. بدون کمکگرفتن از تئوریها، تبیین پدیدههای اجتماعی ممکن نخواهد شد. درواقع تئوریهای علوم اجتماعی تنها برای یادگیری نیستند، بلکه تئوریها ابزار کار یک دانشمند علوم اجتماعی برای تبیین پدیدههای اجتماعی هستند. یکی از این تئوریها که کاربرد فراوانی در رشتههای مختلف علوم اجتماعی دارد،
نظریه یا هرم «آبراهام مازلو» است. طبق این تئوری، نیازهای انسانی به ترتیب ارضا میشوند. یعنی ابتدا باید نیازهای فیزیولوژیکی ارضا شوند تا نیازهای غیرفیزیولوژیک محقق شوند. طبق هرم مازلو نیازهای انسانی به شرح ذیل به ترتیب محقق میشوند (بعضیها آن را به پنج مرحله تقسیم میکنند، ولی ما در اینجا آن را به هشت مرحله تقسیم کردهایم تا دقت آن بیشتر شود):
1- نیازهای اولیه فیزیولوژیکی (مانند نیاز به غذا، آب، هوا و... که همه جنبه فیزیولوژیکی دارند)
2- نیاز به امنیت (مانند نیاز به امنیت بدنی، شغلی، مالی، سلامتی و...)
3- نیاز به عشق و محبت و تعلق خاطر (مانند نیاز به رابطه با دوستان، ارتباط با خانواده، احساس صمیمیت و...)
4- نیاز به امنیت درونی (مانند نیاز به اعتمادبهنفس، دریافت احترام از طرف دیگران، احساس عزتنفس و...)
5- نیازهای شناختی (مانند پذیرفتن واقعیت، عدم پیشداوری، شناخت عاطفی، شناخت عقلانی و...)
6- نیازهای زیباییشناسی (مانند خودانگیزشی، رضایت از خود، توجه به زیباییهای هنری و...)
7- نیاز به خود شکوفایی (مانند بروز خلاقیت، رشد اجتماعی و...)
8- نیاز به تعالی (مانند اخلاقمداری، صداقت، اعتماد و...)
هرم «آبراهام مازلو»، نظریهپرداز کلاسیک مدیریت، در مورد نیازهای اساسی انسان است که بهترتیب ارضا میشوند. این نظریه در میان بینشهای حاصل از جنبش روابط انسانی در مدیریت؛ مقارن با دوران رکود اقتصادی بزرگ غرب مطرح شد و از اهمیت ویژهای برخوردار است و نظریهای بنیادین محسوب میشود. این نظریه از نظریههای محتوایی در مورد انگیزش رفتار به شمار میآید. نظریههای محتوایی چیستی و چرایی رفتارهای برانگیخته را شرح میدهد. هرچند نظریههای تکمیلی زیادی بر آن نوشته شده ولی در هیچکدام از این نظریهها تئوری مازلو به لحاظ علمی رد نشده است. مهمترین نکته در این نظریه همانطور که گفته شد این است که نیازهای انسانی به ترتیب ارضا میشوند و تا نیازهای پایهای و زیستی ارضا نشوند، نیازهای بعدی در انسان شکل نمیگیرند در نتیجه محقق نیز نخواهند شد. این تئوری کمک زیادی به تبیین و تشریح رفتارهای انسانها در جوامع انسانی میکند. در همین ارتباط، یک فیلسوف بزرگ گفته است که انسانها بیش از آنکه به اخلاق، فرهنگ، هنر و... نیاز داشته باشند؛ به غذا، آب، پوشاک، مسکن و... نیاز دارند. بر اساس این دو نظریه بنیادین، حکومتها در جوامع انسانی برای
ارتقای فرهنگ، اخلاق، هنر، معنویات و نیازهای دیگر غیرمادی، باید نیازهای مادی و زیستی انسانها را برطرف کنند. بر اساس این تئوری، دولت ایران برای تداوم حاکمیت خویش باید ابتدا درصدد برطرفکردن نیازهای فیزیولوژیکی انسانها مانند غذا، آب، پوشاک، مسکن و... باشد. باید توجه داشت که ادارهکردن جامعه با کنترل ظاهری آن فرق دارد. به عقیده بسیاری از صاحبنظران علوم اجتماعی، نظام اجتماعی ایران یک نظام در حال گذر از یک حالت سنتی به حالتی مدرن است. در این مرحله گذر با بحرانهای مختلف مواجه است که باید این بحرانها حل شوند. با تغییر دولت در ایران، دولت جدید باید با این مسائل به صورت علمی و آگاهانه برخورد کند و درصدد حل آن باشد و نه فقط صورتمسئله را پاک کرده و یا آن را وارونه جلوه دهد. با حلنشدن، مسئله از بین نمیرود و فقط میماند و بزرگتر و عمیقتر میشود. درحالحاضر جامعه ما از وفاق اجتماعی کافی برخوردار نیست.
جامعه کارگران، معلمان، دانشجویان، کارمندان، بازنشستگان، بیکاران، زنان و... از وضعیت موجود رضایت کافی ندارند و لازم است به مطالبات این اقشار مختلف توجه و رسیدگی شود. علاوه بر این، جامعه ما انسجام اجتماعی لازم را هم ندارد و شکافهای اقتصادی و طبقاتی، شکافهای سیاسی (اصولگرا-اصلاحطلب)، شکافهای نسلی، شکافهای فرهنگی-اجتماعی و... باعث شده است که ناهمگونی بزرگی در جامعه ایجاد شود. بدینترتیب ما امروزه با یک جامعه ناهمگون با فقدان وفاق اجتماعی و بزرگ مواجه هستیم که حدود 85 میلیون جمعیت و 450 شهر بزرگ دارد. حدود 80 درصد جمعیت آن شهرنشیناند که همگی نیازمند تحقق نیازهای فیزیولوژیکی و پایهای هستند که دولت موظف است برای تداوم حیات خویش به این نیازها توجه کند. دولت جدید باید یک دگردیسی اساسی در اداره جامعه ایجاد کند. با روشهای دولتهای قبلی قادر به اداره جامعه جدید نخواهد بود. ما امروزه با یک جامعه نسبتا مدرنشده و بزرگ مواجه هستیم که با روشهای سنتی این جامعه قابل ادارهکردن نیست. یک استحاله و دگردیسی اساسی جدید لازم است که بداند این 450 شهر بزرگ و هزاران روستا، طبق نظریه مازلو بیش از هر چیز دیگری به غذا، آب،
برق، گاز، پوشاک، مسکن، آموزش، بهداشت و... نیاز دارند و تا این نیازها حل نشوند، نیازهای دیگر امکان بروز پیدا نمیکنند. به نظر میرسد که ما از ابتدای انقلاب با یک نگرش و بینش مخالف نظریه مازلو به اداره جامعه پرداختهایم و شعارهایی دادهایم که شاید چندان با واقعیت تطابق نداشته است. ولی امروزه با بزرگشدن جامعه، مسائل جامعه نیز بزرگتر شده است. امروزه با شعارها و تاکتیکهای اولیه انقلاب نمیتوان به اداره آن پرداخت. مضاف بر اینکه جامعه ایران و مسائل آن به قدری بزرگ و اساسی شده است که دیگر پول نفت نیز نیازها و مطالبات آن را پوشش نمیدهد. این امر در حالی است که ایران تا حدودی بازار فروش نفت خود را در بازار جهانی نفت نیز از دست داده است و نه توان تولید و نه توان صادرکردن آن را دارد. همه این مسائل باعث میشود که ما نگران آینده جامعه ایران باشیم. نمونه این مشکلات را میتوان در بحران کمآبی مشاهده کرد. تقریبا دوسوم شهرهای ایران و روستاهای اطراف آنها با بحران کمآبی برای نوشیدن، کشاورزی و دامداری مواجه هستند که حل این معضل خود نیازمند توجه جدی و آنی است. نمونه دیگر از این مشکلات، واکسیناسیون مردم در برابر بیماری
کروناست. درحالیکه بعضی از کشورهای منطقه مانند امارات متحده عربی بالای 60 درصد از مردم خود را واکسینه کردهاند، این میزان در ایران حدود دو درصد است و این امر شایسته جامعه تاریخی ایران نیست. مشکل نگرانکننده بعدی، قطع مکرر برق در ایران است که باعث لطمات اساسی اقتصادی و... میشود و نارضایتیهای زیادی ایجاد میکند. مشکل دیگر در ایران امروز مسائل محیطزیستی و آلودگی هوای شهرها، ازبینرفتن جنگلها و... است که نیازمند توجه جدی است. مسئله مهم دیگر در ایران فعلی مهاجرت نخبگان است که ایران را در رتبه نخست مهاجرت نخبگان در جهان قرار داده است. در این زمینه باید به عوامل دافعه توجه اساسی شود. مشکل دیگر که ایران امروز با آن مواجه است، مسئله تورم، گرانی، کسری بودجه و افزایش بیرویه نقدینگی است که نیازمند توجه اساسی و آنی است. براساس نظریه مازلو، اگر جامعه ما آنچنانکه باید اخلاقی عمل نمیکند و با ناهنجاریهای متعددی مانند دزدی، اعتیاد، خودکشی، طلاق و... مواجه است، ناشی از این امر است که یک اکثریت بزرگ از اقشار مختلف مردم در مرحله برطرفکردن نیازهای پایهای و زیستی خود مانند غذا، آب، پوشاک، مسکن و... درماندهاند و
نمیتوانند به مراحل بالاتری از نیازها صعود کنند. براساس نظریه «مرتون» این اکثریت ناتوان سعی میکنند از راههای غیرمشروع برای ارضای نیازهای مشروع خود استفاده کنند و این امر باعث ناهنجاریهای متعدد میشود. درنتیجه، براساس نظریه مازلو، اگر بخواهیم جامعهای اخلاقی، انسانی، شاد، خلاق و خود شکوفا داشته باشیم، باید بتوانیم نیازهای پایهای اکثریت مردم را برطرف کنیم تا آنها بتوانند به مراحل بالاتر صعود کنند.
* عضو هیئتعلمی بازنشسته دانشگاه