|

نگاهی به موسیقی-۲۸

حمید فرید: غالب اصوات موسیقایی در مشرق‌زمین همواره ماهیتی آیینی داشته و به بیان اندیشه والا در قالب اصوات می‌پرداخته، از‌این‌رو برای دعا و نیایش و نزدیک‌شدن به خداوند به کار می‌رفته است. در ایران‌زمین که حقیقت موسیقی همواره در خدمت دین و مذهب بوده، در نهایت کمال خود به وجهی از عرفان می‌رسد و فارغ از نگرش مدعیان آن است و اما عرفان به معنی راه و روشی است که شناخت خدا و انس با او را بهتر از هر راه دیگر توصیف می‌کند و از دیرباز مورد توجه ایرانیان حقیقت‌جو بوده و این امتزاج موسیقی و عرفان در اشعار عرفانی و قطعات ماندگار همواره هویداست، هرچند این امر در حوزه موسیقی به دلیل انتزاعی‌بودن و قابل دیدن نبودنش نسبت به سایر هنرها، بسیار دشوارتر است. موسیقی عرفانی، حاصل آمیختگی ادبیات عرفانی با عالم موسیقی است و تداعی احساسات عرفانی نیز هست. در این کاربرد موسیقی در مبحث عرفانی، «سماع» نمودی تمام‌عیار می‌یابد. قدیمی‌ترین نمونه ثبت‌شده رابطه معنویت با موسیقی در تاریخ باستان، مربوط به پیروان فیثاغورث بوده که دارای گرایش‌های دینی و تمایلات مرتاضی بودند و در کنار تمرین سکوت و مطالعه ریاضی، به تأثیر موسیقی در جهت مراقبت از نفس نیز اهمیت شایانی می‌دادند. در ایران به درستی آشکار نیست که تشکیل مجالس سماع از چه زمانی آغاز شد، با این حال می‌دانیم که سماع سابقه مذهبی غیراسلامی داشته و در زمان‌های دور در پرستشگاه‌های مذهبی به کار می‌رفته‌ است. در برخی منابع آمده است که اولین نمونه رسمی موسیقی عرفانی در قالب سماع در عالم اسلام در قالب حلقه مجالس عرفانی مربوط به قرن سوم هجری و مربوط به زمانی است که ذوالنون مصری (از بزرگان صوفیه مصر) از زندان متوکل آزاد شد. و اما «سماع» نوعی از رقص صوفیه شامل چرخش بدن همراه با حالت خلسه برای اهداف معنوی است. سماع پیشینه کهن تاریخی داشته و پس از اسلام موافقان و مخالفانی نیز در دین پیدا کرد. سماع را به حرکت درآمدن گروه شیفتگان تحت تأثیر آواز دف و نی و شعرهای آهنگین نیز گویند. سماع در لغت به معنی شنیدن، شنوایی و آوای گوش‌نواز است. سماع در اصطلاح صوفیه گوش دل فرا‌دادن به اشعار و الحان و نغمه‌ها و آهنگ‌های موزون در حال جذبه و بی‌خودی است. سماع را دعوت حق خوانند و حقیقتش را بیداری دل و توجهش را به سوی حق انگارند. از سویی «سماء» واژه‌ای است اوستایی به معنای آسمان و گویند که صوفیان چون هنگام وجد روی به آسمان کنند و گنج معنی از آن گیرند و در کتاب سماع صوفیان آورده شده است اولین کسی که سماء کرد خسرو کیانی بود که از خداوند معنی رازی را می‌جست چنین پنج هفته خروشان به پای همی بود. عشق؛ ذرات جهان را در سماع آورده/ چون سپند، افسردگان را کارفرما آتش است (صائب تبریزی). ابوسعید ابوالخیر نیز می‌فرماید صوفی به سماع دست از آن افشاند/ تا آتش دل به حیلتی بنشاند. مولانا جلال‌الدین بلخی را باید یکی از افرادی دانست که توجه روزافزونش به سماع در جاودانه‌شدن این آیین در میان درویشان به‌ویژه مولویه بی‌تأثیر نبوده است. شیفتگی مولانا به سماع آن‌چنان بود که پس از کشته‌شدن شمس نیز مراسم سماع را به جای آورد. مولانا برای سماع اهمیت ترتیبی قابل ملاحظه‌ای قائل بود و آن را در طریقت از اسباب دستیابی به کمال می‌دانست و در ابیات بسیاری، این حالت رقص را به‌عنوان امری که حاصل وجد صوفی است اجتناب‌ناپذیر می‌شمرد و تأثیر وجد در ایجاد این حال را مثل هوای بهار در پرورش گیاه می‌دانست. در تحلیل سماع باید گفت که هر حرکتی اشارتی و نکته‌ای دارد؛ چرخ‌زدن، اشاره به «توحید» که مقام عارفان است، جهیدن و پاکوفتن، اشارت به اینکه سالک نفس خود را مسخره کرده و دست‌افشاندن اشارت به شادی حصول شرف وصال و پیروزی بر سپاه نفس اماره است. در سماع مولانا؛ دستی که به سوی آسمان است نماد دریافت فیض مبدأ هستی و دستی که به سوی زمین است نماد بخشش به کل موجودات است و انسان در این میانه به‌عنوان واسطه مطرح است. در موسیقی ایران نی، تنبور و دف را ساز سماع می‌دانند و سماع درویشان را با ساز نی معرفی می‌کنند. چون نی را ننوازند نوایی ندارد و نی نیز با هر لبی دمساز نیست (با لب دمساز خود گر جفتمی/همچو نی من گفتنی‌ها گفتمی)، اصولا سماع و حالات مخصوص به آن را نمی‌توان در ساز و گوشه‌ای در موسیقی محدود کرد که چه بسیار قطعاتی که در موسیقی ایرانی ساخته شده است و با شرایط توضیحی سماع برابری می‌کند و هر کدام در گوشه‌ای و دستگاهی متفاوت است. از طرفی از آنجایی که مولانا با موسیقی زمانه‌اش آشنا بوده؛ می‌توان در بسیاری از اشعارش استفاده از این گوشه‌ها را دید؛ «در پرده حجاز (گوشه‌ای در ابوعطا از متعلقات دستگاه شور) بگو خوش ترانه‌ای» و «از پرده عراق (نام مقامی در موسیقی قدیم ایران و نام گوشه‌ای در دستگاه ماهور) به عشاق (نام مقام و گوشه‌ای در دستگاه‌های نوا، همایون) تحفه بر/ چون راست (از پرده‌های دوازده‌گانه موسیقی ایران و نام گوشه‌ای) و بوسلیک (نام گوشه‌ای در دستگاه شور) خوش‌الحانم آرزوست». در برخی از قطعات موسیقی کلاسیک نیز با حالات سماع قطعات جاودانه‌ای ساخته شده است که می‌توان به قطعه «رقص سماع» در آلبوم «نینوا» در دستگاه «نوا» اثر حسین علیزاده و قطعه «سماع آوا» در دستگاه «شور» برگرفته از شعر مولانا «یک دست جام باده و یک دست زلف یار» در آلبوم «مژده بهار» اثر زنده‌یاد پرویز مشکاتیان اشاره کرد.

حمید فرید: غالب اصوات موسیقایی در مشرق‌زمین همواره ماهیتی آیینی داشته و به بیان اندیشه والا در قالب اصوات می‌پرداخته، از‌این‌رو برای دعا و نیایش و نزدیک‌شدن به خداوند به کار می‌رفته است. در ایران‌زمین که حقیقت موسیقی همواره در خدمت دین و مذهب بوده، در نهایت کمال خود به وجهی از عرفان می‌رسد و فارغ از نگرش مدعیان آن است و اما عرفان به معنی راه و روشی است که شناخت خدا و انس با او را بهتر از هر راه دیگر توصیف می‌کند و از دیرباز مورد توجه ایرانیان حقیقت‌جو بوده و این امتزاج موسیقی و عرفان در اشعار عرفانی و قطعات ماندگار همواره هویداست، هرچند این امر در حوزه موسیقی به دلیل انتزاعی‌بودن و قابل دیدن نبودنش نسبت به سایر هنرها، بسیار دشوارتر است. موسیقی عرفانی، حاصل آمیختگی ادبیات عرفانی با عالم موسیقی است و تداعی احساسات عرفانی نیز هست. در این کاربرد موسیقی در مبحث عرفانی، «سماع» نمودی تمام‌عیار می‌یابد. قدیمی‌ترین نمونه ثبت‌شده رابطه معنویت با موسیقی در تاریخ باستان، مربوط به پیروان فیثاغورث بوده که دارای گرایش‌های دینی و تمایلات مرتاضی بودند و در کنار تمرین سکوت و مطالعه ریاضی، به تأثیر موسیقی در جهت مراقبت از نفس نیز اهمیت شایانی می‌دادند. در ایران به درستی آشکار نیست که تشکیل مجالس سماع از چه زمانی آغاز شد، با این حال می‌دانیم که سماع سابقه مذهبی غیراسلامی داشته و در زمان‌های دور در پرستشگاه‌های مذهبی به کار می‌رفته‌ است. در برخی منابع آمده است که اولین نمونه رسمی موسیقی عرفانی در قالب سماع در عالم اسلام در قالب حلقه مجالس عرفانی مربوط به قرن سوم هجری و مربوط به زمانی است که ذوالنون مصری (از بزرگان صوفیه مصر) از زندان متوکل آزاد شد. و اما «سماع» نوعی از رقص صوفیه شامل چرخش بدن همراه با حالت خلسه برای اهداف معنوی است. سماع پیشینه کهن تاریخی داشته و پس از اسلام موافقان و مخالفانی نیز در دین پیدا کرد. سماع را به حرکت درآمدن گروه شیفتگان تحت تأثیر آواز دف و نی و شعرهای آهنگین نیز گویند. سماع در لغت به معنی شنیدن، شنوایی و آوای گوش‌نواز است. سماع در اصطلاح صوفیه گوش دل فرا‌دادن به اشعار و الحان و نغمه‌ها و آهنگ‌های موزون در حال جذبه و بی‌خودی است. سماع را دعوت حق خوانند و حقیقتش را بیداری دل و توجهش را به سوی حق انگارند. از سویی «سماء» واژه‌ای است اوستایی به معنای آسمان و گویند که صوفیان چون هنگام وجد روی به آسمان کنند و گنج معنی از آن گیرند و در کتاب سماع صوفیان آورده شده است اولین کسی که سماء کرد خسرو کیانی بود که از خداوند معنی رازی را می‌جست چنین پنج هفته خروشان به پای همی بود. عشق؛ ذرات جهان را در سماع آورده/ چون سپند، افسردگان را کارفرما آتش است (صائب تبریزی). ابوسعید ابوالخیر نیز می‌فرماید صوفی به سماع دست از آن افشاند/ تا آتش دل به حیلتی بنشاند. مولانا جلال‌الدین بلخی را باید یکی از افرادی دانست که توجه روزافزونش به سماع در جاودانه‌شدن این آیین در میان درویشان به‌ویژه مولویه بی‌تأثیر نبوده است. شیفتگی مولانا به سماع آن‌چنان بود که پس از کشته‌شدن شمس نیز مراسم سماع را به جای آورد. مولانا برای سماع اهمیت ترتیبی قابل ملاحظه‌ای قائل بود و آن را در طریقت از اسباب دستیابی به کمال می‌دانست و در ابیات بسیاری، این حالت رقص را به‌عنوان امری که حاصل وجد صوفی است اجتناب‌ناپذیر می‌شمرد و تأثیر وجد در ایجاد این حال را مثل هوای بهار در پرورش گیاه می‌دانست. در تحلیل سماع باید گفت که هر حرکتی اشارتی و نکته‌ای دارد؛ چرخ‌زدن، اشاره به «توحید» که مقام عارفان است، جهیدن و پاکوفتن، اشارت به اینکه سالک نفس خود را مسخره کرده و دست‌افشاندن اشارت به شادی حصول شرف وصال و پیروزی بر سپاه نفس اماره است. در سماع مولانا؛ دستی که به سوی آسمان است نماد دریافت فیض مبدأ هستی و دستی که به سوی زمین است نماد بخشش به کل موجودات است و انسان در این میانه به‌عنوان واسطه مطرح است. در موسیقی ایران نی، تنبور و دف را ساز سماع می‌دانند و سماع درویشان را با ساز نی معرفی می‌کنند. چون نی را ننوازند نوایی ندارد و نی نیز با هر لبی دمساز نیست (با لب دمساز خود گر جفتمی/همچو نی من گفتنی‌ها گفتمی)، اصولا سماع و حالات مخصوص به آن را نمی‌توان در ساز و گوشه‌ای در موسیقی محدود کرد که چه بسیار قطعاتی که در موسیقی ایرانی ساخته شده است و با شرایط توضیحی سماع برابری می‌کند و هر کدام در گوشه‌ای و دستگاهی متفاوت است. از طرفی از آنجایی که مولانا با موسیقی زمانه‌اش آشنا بوده؛ می‌توان در بسیاری از اشعارش استفاده از این گوشه‌ها را دید؛ «در پرده حجاز (گوشه‌ای در ابوعطا از متعلقات دستگاه شور) بگو خوش ترانه‌ای» و «از پرده عراق (نام مقامی در موسیقی قدیم ایران و نام گوشه‌ای در دستگاه ماهور) به عشاق (نام مقام و گوشه‌ای در دستگاه‌های نوا، همایون) تحفه بر/ چون راست (از پرده‌های دوازده‌گانه موسیقی ایران و نام گوشه‌ای) و بوسلیک (نام گوشه‌ای در دستگاه شور) خوش‌الحانم آرزوست». در برخی از قطعات موسیقی کلاسیک نیز با حالات سماع قطعات جاودانه‌ای ساخته شده است که می‌توان به قطعه «رقص سماع» در آلبوم «نینوا» در دستگاه «نوا» اثر حسین علیزاده و قطعه «سماع آوا» در دستگاه «شور» برگرفته از شعر مولانا «یک دست جام باده و یک دست زلف یار» در آلبوم «مژده بهار» اثر زنده‌یاد پرویز مشکاتیان اشاره کرد.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.