به مناسبت انتشار مجموعهای از اشعار عاشقانه نزار قبانی*
تصویر زنان در شعر
ماهان سیارمنش: زنان در ادبیات کلاسیک مانند اشیا نشان داده شدهاند و برای جنگ و مرگ مردان مورد سرزنش واقع شدهاند و حقوق زیادی ندارند. زنان دوران باستان میان امر ایدهآل و میل فیزیکی دوپاره شده بودند. با خواندن آثار آن دوران میتوانید جوانههای ادبیات فمینیستی را در صفحات بیابید. در عصر الیزابت، زنان برای پروسه تولیدمثل ضروری در نظر گرفته میشدند، اما در آن دوران هنوز برابری جنسیتی مطرح نشده بود. زنان در عصر ویکتوریا شخصیتی قویتر داشتند، اما هنوز تحت سلطه بودند و نمیتوانستند پا را از محدودیات اجتماعی فراتر بگذارند. در قرن بیستم زنان قوی و مستقل شدند و حقشان را طلب کردند و هویتشان را جدا از ملاحظات اجتماعی و جنسیتی بنا نهادند.
ادبیات هم منعکسکننده نگرشها و مفاهیم جوامع است و زندگی انسانی را در کلمات به تصویر میکشد تا پیامی را برساند و دورانهای خاصی را ثبت و ضبط کند. از آنجا که بیشتر نویسندگانی که آثارشان منتشر شده بود، مرد بودند، تصویر زنان در ادبیات بیشک جانبدارانه بود. ادبیات شاهد نقش تکاملی زنان در تمام اعصار بوده است و از زمان نخستین کاوشگران تا به امروز، نقش و تصویر زنان در ادبیات بازتابدهنده تغییراتی است که در تاریخ برایشان اتفاق افتاده است. بیاهمیتی و سرکوب زنان پیش از میانه قرن نوزدهم مرتبط با نقش کوچک زنان در ادبیات است.
زنان برای شاعران منبع الهام هستند و فاکتوری مؤثر برای خلق کاراکتری مؤنث. به دلیل نگرش اجتماعی، زنان تحت تأثیر نابرابری اجتماعی قرار میگیرند و مردان هم توجهی به آنها نمیکنند و تنها بهعنوان ابزار لذت نگریسته میشوند.
تصویر متغیر زنان در شعر از گذشته تا اکنون، توسعه نقش و نگرش اجتماعی را نسبت به آنها نشان میدهد. حقوق زنان محدود است. در صدوپنجاه سال گذشته، رماننویسان، چه مرد و چه زن، روانشناسی و نقش اجتماعی زنان را با عمق زیادی بررسی کردهاند: توماس هاردی، دی اچ لارنس، ام فارستر و ویرجینیا وولف در ادبیات کمک بسیاری به مفهوم زن کردهاند.
از آنجا که عشق موضوعی است که همه دوست دارند دربارهاش حرف بزنند، در اشکال و ژانرهای مختلفی نشان داده شده است: مردم عشق را در دورههای متفاوت تجربه میکنند، اما این احساسات معمولا توسط دیدگاههای متفاوت فرهنگی شکل میگیرند. برای قرنها، نویسندگان، فیلسوفان، هنرمندان و موسیقیدانان عشق رمانتیک را بررسی کردهاند و وجوه مختلفش را مورد مداقه قرار دادهاند و احساسات متعدد مربوط به این نوع از عشق را آشکار کردهاند. سنتها و ارزشهای فرهنگی بر عشق رمانتیک غالب شدهاند و اینها رفتار انسانی را شکل دادهاند و از این منظر بر بیان و تجربه عشق تأثیر گذاشتهاند و عشق را از جذابیت زمینی به عشق رمانتیکی تغییر دادهاند.
نزار قبانی، یکی معروفترین شاعران عرب قرن بیستم است. در سال 1923 متولد شد و در تمام عمر، از طریق نوشتههایش برای آزادی زنان مبارزه کرد. تم اشعارش از بندهای احساسی و انقلابی درباره عشق و فمینیسم تا نقد مداوم رهبران غرب و سنتهای جامعه پاتریارک عرب را در بر میگیرد. در عرض نیم قرن، نزار قبانی سیوچهار کتاب منتشر کرد. او در اشعارش به فرهنگ خودش نظر دارد و زنان را در جامعه خود به تصویر میکشد. عشق زمینی و رمانتیک گاهی در اشعار او غیرقابل تمییزند و نمیتوان رجحان یکی را بر دیگری نشان داد. او از عشق زمینی میگوید و آسمانی، عشق مادری و عشق رمانتیک. همه نشانههایی ممکن از عشقی هستند که شاعر در وجوه گوناگون تجربهاش کرده است. نکته مهم این است که شاعر عشق را به معشوق تحمیل نمیکند و اگر احساسی شکل گرفته، دوطرفه بوده است. البته نباید از انتقادهایی که به او میشد غافل ماند و قلم تند او گاهی منتقدان را برمیانگیخت. او در یکی از اشعارش که به سال 1989 منتشر شده، نوشته است:
«از وقتی که بهعنوان مردی جوان قدرت کسب کردم، هیچگاه به من نه نگفتهاند/ نه کارداران من و نه مباشرانم/ ببخشید که همهتان را کشتهام/ میکشم تا مرا نکشید و در زندان جمعی دفنتان میکنم تا دفنم نکنید».
بیشک چنین نوشتههایی خشم دیگران را برمیانگیخت و باعث میشد او را مسبب بسیاری از مصائب بدانند. چنان که میگفتند او آنقدر مردم را سرگرم میکرده که موجب شد عربها از اسرائیل شکست بخورند.
«... هر بار از زنی جدا شدهام/ به سادگی میگویم: تو زن آخر خواهی بود/ و این بار آخر است... / و بعد از او... هزار بار در عشق افتادهام/ و هزار بار مردهام/ و هنوز میگویم:/ این آخرین بار است...».
«ناخنهای سرخت را بر گردنم بگذار/ با من که هستی نه قوچ باش... و نه گوسفند/ و در برابرم مقاومت کن/ با هر حیلهای/ اگر چون آتشفشانی شعلهور سوی تو آمدم/ زیباترین لب آن لبیست که عصیان کند.../ و بدترین لب/ لبیست که پیوسته بگوید: آری».
«عشق من/ به هنگام سفر در چشمانت/ گویی بر فرش جادویی نشستهام/ و ابری گلگون مرا بالا میبرد/ سپس... با رنگ بنفش باز میآید/ در چشمانت میچرخم عشق من/ مثل کره زمین».
* «کتاب عشق» مجموعهشعری از نزار قبانی، دیپلمات، شاعر مطرح سوری و یک از مشهورترین شاعران عرب است که اخیرا در انتشارات دوات معاصر منتشر شده است. چنانکه در مقدمه این کتاب آمده است، قبانی را در تاریخ ادبیات عرب «شاعر زن» لقب دادهاند که «علیرغم تبلیغات منفی و بدبینیهای نقادان، شاید تنها شاعری بوده که مردم زیادی در مراسم شعرخوانیهای او حضور مییافتند و مدتها سرپا میایستادند تا شعرهای او را بشنوند». نزار قبانی معتقد است «عشق در جهان عرب مانند یک اسیر و برده است و من میخواهم آن را آزاد کنم. من میخواهم روح و جسم عرب را با شعرهایم آزاد کنم».
ماهان سیارمنش: زنان در ادبیات کلاسیک مانند اشیا نشان داده شدهاند و برای جنگ و مرگ مردان مورد سرزنش واقع شدهاند و حقوق زیادی ندارند. زنان دوران باستان میان امر ایدهآل و میل فیزیکی دوپاره شده بودند. با خواندن آثار آن دوران میتوانید جوانههای ادبیات فمینیستی را در صفحات بیابید. در عصر الیزابت، زنان برای پروسه تولیدمثل ضروری در نظر گرفته میشدند، اما در آن دوران هنوز برابری جنسیتی مطرح نشده بود. زنان در عصر ویکتوریا شخصیتی قویتر داشتند، اما هنوز تحت سلطه بودند و نمیتوانستند پا را از محدودیات اجتماعی فراتر بگذارند. در قرن بیستم زنان قوی و مستقل شدند و حقشان را طلب کردند و هویتشان را جدا از ملاحظات اجتماعی و جنسیتی بنا نهادند.
ادبیات هم منعکسکننده نگرشها و مفاهیم جوامع است و زندگی انسانی را در کلمات به تصویر میکشد تا پیامی را برساند و دورانهای خاصی را ثبت و ضبط کند. از آنجا که بیشتر نویسندگانی که آثارشان منتشر شده بود، مرد بودند، تصویر زنان در ادبیات بیشک جانبدارانه بود. ادبیات شاهد نقش تکاملی زنان در تمام اعصار بوده است و از زمان نخستین کاوشگران تا به امروز، نقش و تصویر زنان در ادبیات بازتابدهنده تغییراتی است که در تاریخ برایشان اتفاق افتاده است. بیاهمیتی و سرکوب زنان پیش از میانه قرن نوزدهم مرتبط با نقش کوچک زنان در ادبیات است.
زنان برای شاعران منبع الهام هستند و فاکتوری مؤثر برای خلق کاراکتری مؤنث. به دلیل نگرش اجتماعی، زنان تحت تأثیر نابرابری اجتماعی قرار میگیرند و مردان هم توجهی به آنها نمیکنند و تنها بهعنوان ابزار لذت نگریسته میشوند.
تصویر متغیر زنان در شعر از گذشته تا اکنون، توسعه نقش و نگرش اجتماعی را نسبت به آنها نشان میدهد. حقوق زنان محدود است. در صدوپنجاه سال گذشته، رماننویسان، چه مرد و چه زن، روانشناسی و نقش اجتماعی زنان را با عمق زیادی بررسی کردهاند: توماس هاردی، دی اچ لارنس، ام فارستر و ویرجینیا وولف در ادبیات کمک بسیاری به مفهوم زن کردهاند.
از آنجا که عشق موضوعی است که همه دوست دارند دربارهاش حرف بزنند، در اشکال و ژانرهای مختلفی نشان داده شده است: مردم عشق را در دورههای متفاوت تجربه میکنند، اما این احساسات معمولا توسط دیدگاههای متفاوت فرهنگی شکل میگیرند. برای قرنها، نویسندگان، فیلسوفان، هنرمندان و موسیقیدانان عشق رمانتیک را بررسی کردهاند و وجوه مختلفش را مورد مداقه قرار دادهاند و احساسات متعدد مربوط به این نوع از عشق را آشکار کردهاند. سنتها و ارزشهای فرهنگی بر عشق رمانتیک غالب شدهاند و اینها رفتار انسانی را شکل دادهاند و از این منظر بر بیان و تجربه عشق تأثیر گذاشتهاند و عشق را از جذابیت زمینی به عشق رمانتیکی تغییر دادهاند.
نزار قبانی، یکی معروفترین شاعران عرب قرن بیستم است. در سال 1923 متولد شد و در تمام عمر، از طریق نوشتههایش برای آزادی زنان مبارزه کرد. تم اشعارش از بندهای احساسی و انقلابی درباره عشق و فمینیسم تا نقد مداوم رهبران غرب و سنتهای جامعه پاتریارک عرب را در بر میگیرد. در عرض نیم قرن، نزار قبانی سیوچهار کتاب منتشر کرد. او در اشعارش به فرهنگ خودش نظر دارد و زنان را در جامعه خود به تصویر میکشد. عشق زمینی و رمانتیک گاهی در اشعار او غیرقابل تمییزند و نمیتوان رجحان یکی را بر دیگری نشان داد. او از عشق زمینی میگوید و آسمانی، عشق مادری و عشق رمانتیک. همه نشانههایی ممکن از عشقی هستند که شاعر در وجوه گوناگون تجربهاش کرده است. نکته مهم این است که شاعر عشق را به معشوق تحمیل نمیکند و اگر احساسی شکل گرفته، دوطرفه بوده است. البته نباید از انتقادهایی که به او میشد غافل ماند و قلم تند او گاهی منتقدان را برمیانگیخت. او در یکی از اشعارش که به سال 1989 منتشر شده، نوشته است:
«از وقتی که بهعنوان مردی جوان قدرت کسب کردم، هیچگاه به من نه نگفتهاند/ نه کارداران من و نه مباشرانم/ ببخشید که همهتان را کشتهام/ میکشم تا مرا نکشید و در زندان جمعی دفنتان میکنم تا دفنم نکنید».
بیشک چنین نوشتههایی خشم دیگران را برمیانگیخت و باعث میشد او را مسبب بسیاری از مصائب بدانند. چنان که میگفتند او آنقدر مردم را سرگرم میکرده که موجب شد عربها از اسرائیل شکست بخورند.
«... هر بار از زنی جدا شدهام/ به سادگی میگویم: تو زن آخر خواهی بود/ و این بار آخر است... / و بعد از او... هزار بار در عشق افتادهام/ و هزار بار مردهام/ و هنوز میگویم:/ این آخرین بار است...».
«ناخنهای سرخت را بر گردنم بگذار/ با من که هستی نه قوچ باش... و نه گوسفند/ و در برابرم مقاومت کن/ با هر حیلهای/ اگر چون آتشفشانی شعلهور سوی تو آمدم/ زیباترین لب آن لبیست که عصیان کند.../ و بدترین لب/ لبیست که پیوسته بگوید: آری».
«عشق من/ به هنگام سفر در چشمانت/ گویی بر فرش جادویی نشستهام/ و ابری گلگون مرا بالا میبرد/ سپس... با رنگ بنفش باز میآید/ در چشمانت میچرخم عشق من/ مثل کره زمین».
* «کتاب عشق» مجموعهشعری از نزار قبانی، دیپلمات، شاعر مطرح سوری و یک از مشهورترین شاعران عرب است که اخیرا در انتشارات دوات معاصر منتشر شده است. چنانکه در مقدمه این کتاب آمده است، قبانی را در تاریخ ادبیات عرب «شاعر زن» لقب دادهاند که «علیرغم تبلیغات منفی و بدبینیهای نقادان، شاید تنها شاعری بوده که مردم زیادی در مراسم شعرخوانیهای او حضور مییافتند و مدتها سرپا میایستادند تا شعرهای او را بشنوند». نزار قبانی معتقد است «عشق در جهان عرب مانند یک اسیر و برده است و من میخواهم آن را آزاد کنم. من میخواهم روح و جسم عرب را با شعرهایم آزاد کنم».