مکاتبات اتابک اعظم
میرزا علیاصغرخان ملقب به امینالسلطان یا اتابک اعظم از رجال متنفذ و مقتدر دوره قاجاریه بود که در دوره سلطنت سه پادشاه، یعنی ناصرالدین شاه، مظفرالدین شاه و محمدعلی شاه از رجل سیاسی بود و به صدراعظمی رسید. او یکی از شخصیتهای سیاسی پیچیده و کمترشناختهشده و درعینحال پرآوازه دوره قاجار است که قضاوتهای گوناگونی درباره او وجود دارد. برخی او را شخصی نوکرمآب، فرومایه و متملق و عدهای او را عامل روسیه در ایران میدانند. کتاب «مکاتبات و نامههای میرزا علیاصغرخان اتابک امینالسلطان به مظفرالدین شاه» كه بهتازگی از سوی انتشارات تاریخ ایران منتشر شده، از جمله آثاری است که بهویژه با توجه به نقش عمده اتابک در روزگار مشروطه بهعنوان صدراعظمی که در برابر مشروطه مقاومت میکرد، در حوزه تاریخ مشروطه اهمیتی وافر دارد. نامههای بازمانده از رجال سیاسی، از جمله منابع مهم و دستاول برای بررسی وضعیت تاریخی و اجتماعی ادوار گذشته است.
امینالسلطان در سال ۱۲۸۰ قمری در تهران متولد شد. پدرش میرزا ابراهیمخان امینالسلطان بن اسکندرخان بود. اسکندرخان از مهاجران گرجی بود که در اوایل دوره قاجار به ایران آمد. پس از مرگ میرزا ابراهیمخان، براساس گزارشهای اعتمادالسلطنه، مقام و لقب او از طرف ناصرالدین شاه به پسرش میرزا علیاصغرخان واگذار شد. او در زمان حیات پدر نیز مَناصبی چون صاحبجمعی و همچنین به نیابت از او سرتیپی افواج خواجهوند، سوادکوهی و هداوند را بر عهده داشت. او با هوش و ذکاوتی که داشت، به شاه تقرب جست و بهزودی مناصب زیادی را یکی پس از دیگری به چنگ آورد. در سال ۱۳۰۰ به وزارت دربار و پس از آن به وزارت دفتر، وزارت عظمی و وزارت داخله منصوب شد تا اینکه در اواخر حکومت ناصرالدین شاه به صدارت عظمی رسید. پس از قتل ناصرالدین شاه، میرزا علیاصغرخان اولین کسی بود که پیام وفات شاه ماضی و تبریک جلوس پادشاهی را برای مظفرالدین شاه فرستاد و به این وسیله مقام خود را تضمین کرد؛ چنانکه بعد از تاجگذاری مظفرالدین شاه، میرزا علیاصغرخان همچنان بر مسند صدارت ابقا شد و تا سال ۱۳۱۵ در این مقام بود و در این سال مقام صدارت بین او و میرزا علیخان امینالدوله،
از رجال خوشنام و نوگرای اواخر دوره قاجار، دستبهدست شد و پس از چندی امینالدوله از این منصب برکنار و دوباره میرزا علیاصغرخان به این مقام رسید و در نهایت در سال ۱۳۲۱ با تقاضای علما از صدارت معزول و عبدالمجید میرزای عینالدوله جانشین او شد. میرزا علیاصغرخان بعد از برکناری از صدارت به سیر آفاق و انفس پرداخت و از چند کشور دیدن کرد و در سال ۱۳۲۵ به ایران بازگشت. در این سال دوباره از طرف محمدعلی شاه برای تصدی منصب صدارت فراخوانده شد ولی کمتر از یک سال بر این مقام تکیه داشت. تا اینکه در ۲۱ رجب ۱۳۲۵ هنگام خروج از مجلس شورای ملی در بهارستان، توسط شخصی به نام عباس آقای صراف تبریزی ترور شد.
چنانکه مؤلفان در مقدمه کتاب ذکر میکنند تاکنون درباره کارنامه اعمال امینالسلطان پژوهش مستقلی به رشته نگارش درنیامده است و بر این پایه میتوان گفت گردآوری و انتشار این کتاب که شامل نامهها و مکاتبات امینالسلطان با مظفرالدین شاه است میتواند تسهیلگر انجام چنان پژوهشی باشد که برای احصای نقش امینالسلطان در تاریخ قاجار و به طور ویژه تاریخ مشروطه از اهمیتی بالا بهره میبرد. مکاتبات گردآوریشده در این کتاب، نامههایی است که اتابک به مظفرالدین شاه نوشته و ازاینرو، مضمون بیشتر نامهها درباره حوادث و کارهای جاری مملکت و مکاتبات و مشروح مذاکرات اتابک با سفارت روس، انگلیس و فرانسه و به دنبال آن با شاه است. از نکات جالب این نامهها، وضعیت درماندگی دولت مرکزی و میزان نفوذ دولت روس و انگلیس در ایران است. از مشخصات این نامهها، تملق و چاپلوسی صدراعظم نسبت به شاه است که در آن دوره رواج تام داشته است و بخشی از سنت نامهنگاری درباری در دوره انتهایی قاجار محسوب میشود؛ مثلا یكی از نامهها اینچنین آغاز میشود: «قربان خاک پای جواهرآسای اقدس مبارکت شوم. از زیارت دستخط جهانمطاع اقدس همایون قبله عالم ارواحنا فداه چشم
غلام روشن گردیده و از بذل آن همه مراحم بلانهایت خسروانی نمیداند به کدام زبان تشکر نماید، جز اینکه از خداوند مسئلت نماید که جان ناقابل این غلام را تصدق خاک پای مبارک گرداند». این نامهها فاقد تاریخ است و کتابت نامهها به خط شکستهنستعلیق صورت گرفته است. آلبوم این نامهها، به شماره ۱۵۰ از جمله آلبومهای وجوهات سلطنتی سازمان اسناد و کتابخانه ملی است. این آلبوم شامل صد برگ و متشکل از ۱۹۲ نامه است و در سال ۱۳۲۱ قمری گردآوری شده است. مصححان کتاب بر پایه این آلبوم دست به تصحیح و گردآوری این اثر زدهاند.
میرزا علیاصغرخان ملقب به امینالسلطان یا اتابک اعظم از رجال متنفذ و مقتدر دوره قاجاریه بود که در دوره سلطنت سه پادشاه، یعنی ناصرالدین شاه، مظفرالدین شاه و محمدعلی شاه از رجل سیاسی بود و به صدراعظمی رسید. او یکی از شخصیتهای سیاسی پیچیده و کمترشناختهشده و درعینحال پرآوازه دوره قاجار است که قضاوتهای گوناگونی درباره او وجود دارد. برخی او را شخصی نوکرمآب، فرومایه و متملق و عدهای او را عامل روسیه در ایران میدانند. کتاب «مکاتبات و نامههای میرزا علیاصغرخان اتابک امینالسلطان به مظفرالدین شاه» كه بهتازگی از سوی انتشارات تاریخ ایران منتشر شده، از جمله آثاری است که بهویژه با توجه به نقش عمده اتابک در روزگار مشروطه بهعنوان صدراعظمی که در برابر مشروطه مقاومت میکرد، در حوزه تاریخ مشروطه اهمیتی وافر دارد. نامههای بازمانده از رجال سیاسی، از جمله منابع مهم و دستاول برای بررسی وضعیت تاریخی و اجتماعی ادوار گذشته است.
امینالسلطان در سال ۱۲۸۰ قمری در تهران متولد شد. پدرش میرزا ابراهیمخان امینالسلطان بن اسکندرخان بود. اسکندرخان از مهاجران گرجی بود که در اوایل دوره قاجار به ایران آمد. پس از مرگ میرزا ابراهیمخان، براساس گزارشهای اعتمادالسلطنه، مقام و لقب او از طرف ناصرالدین شاه به پسرش میرزا علیاصغرخان واگذار شد. او در زمان حیات پدر نیز مَناصبی چون صاحبجمعی و همچنین به نیابت از او سرتیپی افواج خواجهوند، سوادکوهی و هداوند را بر عهده داشت. او با هوش و ذکاوتی که داشت، به شاه تقرب جست و بهزودی مناصب زیادی را یکی پس از دیگری به چنگ آورد. در سال ۱۳۰۰ به وزارت دربار و پس از آن به وزارت دفتر، وزارت عظمی و وزارت داخله منصوب شد تا اینکه در اواخر حکومت ناصرالدین شاه به صدارت عظمی رسید. پس از قتل ناصرالدین شاه، میرزا علیاصغرخان اولین کسی بود که پیام وفات شاه ماضی و تبریک جلوس پادشاهی را برای مظفرالدین شاه فرستاد و به این وسیله مقام خود را تضمین کرد؛ چنانکه بعد از تاجگذاری مظفرالدین شاه، میرزا علیاصغرخان همچنان بر مسند صدارت ابقا شد و تا سال ۱۳۱۵ در این مقام بود و در این سال مقام صدارت بین او و میرزا علیخان امینالدوله،
از رجال خوشنام و نوگرای اواخر دوره قاجار، دستبهدست شد و پس از چندی امینالدوله از این منصب برکنار و دوباره میرزا علیاصغرخان به این مقام رسید و در نهایت در سال ۱۳۲۱ با تقاضای علما از صدارت معزول و عبدالمجید میرزای عینالدوله جانشین او شد. میرزا علیاصغرخان بعد از برکناری از صدارت به سیر آفاق و انفس پرداخت و از چند کشور دیدن کرد و در سال ۱۳۲۵ به ایران بازگشت. در این سال دوباره از طرف محمدعلی شاه برای تصدی منصب صدارت فراخوانده شد ولی کمتر از یک سال بر این مقام تکیه داشت. تا اینکه در ۲۱ رجب ۱۳۲۵ هنگام خروج از مجلس شورای ملی در بهارستان، توسط شخصی به نام عباس آقای صراف تبریزی ترور شد.
چنانکه مؤلفان در مقدمه کتاب ذکر میکنند تاکنون درباره کارنامه اعمال امینالسلطان پژوهش مستقلی به رشته نگارش درنیامده است و بر این پایه میتوان گفت گردآوری و انتشار این کتاب که شامل نامهها و مکاتبات امینالسلطان با مظفرالدین شاه است میتواند تسهیلگر انجام چنان پژوهشی باشد که برای احصای نقش امینالسلطان در تاریخ قاجار و به طور ویژه تاریخ مشروطه از اهمیتی بالا بهره میبرد. مکاتبات گردآوریشده در این کتاب، نامههایی است که اتابک به مظفرالدین شاه نوشته و ازاینرو، مضمون بیشتر نامهها درباره حوادث و کارهای جاری مملکت و مکاتبات و مشروح مذاکرات اتابک با سفارت روس، انگلیس و فرانسه و به دنبال آن با شاه است. از نکات جالب این نامهها، وضعیت درماندگی دولت مرکزی و میزان نفوذ دولت روس و انگلیس در ایران است. از مشخصات این نامهها، تملق و چاپلوسی صدراعظم نسبت به شاه است که در آن دوره رواج تام داشته است و بخشی از سنت نامهنگاری درباری در دوره انتهایی قاجار محسوب میشود؛ مثلا یكی از نامهها اینچنین آغاز میشود: «قربان خاک پای جواهرآسای اقدس مبارکت شوم. از زیارت دستخط جهانمطاع اقدس همایون قبله عالم ارواحنا فداه چشم
غلام روشن گردیده و از بذل آن همه مراحم بلانهایت خسروانی نمیداند به کدام زبان تشکر نماید، جز اینکه از خداوند مسئلت نماید که جان ناقابل این غلام را تصدق خاک پای مبارک گرداند». این نامهها فاقد تاریخ است و کتابت نامهها به خط شکستهنستعلیق صورت گرفته است. آلبوم این نامهها، به شماره ۱۵۰ از جمله آلبومهای وجوهات سلطنتی سازمان اسناد و کتابخانه ملی است. این آلبوم شامل صد برگ و متشکل از ۱۹۲ نامه است و در سال ۱۳۲۱ قمری گردآوری شده است. مصححان کتاب بر پایه این آلبوم دست به تصحیح و گردآوری این اثر زدهاند.