یادداشتهای علم تاریخ شفاهی پهلوی دوم
نه فقط پس از انقلاب، بلکه پیش از آن نیز تصویری که از اسدالله علم در افکار عمومی وجود داشت، تصویر به غایت سیاهی بود. علم به عنوان فردی شناخته میشد که انواع رذیلتهای اخلاقی را در خود دارد؛ او فردی فاسد، دروغگو و حیلهگر است. علم مظهر تمام بدیها بود و برای رسیدن به هر آنچه که میخواست دست به هر کاری میزد و در مقام نوکر اعلیحضرت وظیفهای جز خدمت به ارباب خود نداشت. این تصویر از اسدالله علم تا پیش از انتشار مجموعه یادداشتهای او، تصویر غالب در افکار عمومی بود اما با انتشار دستنوشتههای علم به تدریج تصویر دیگری از او ساخته شد، فردی با درایت و تیزبین که گویی از هر آنچه که در ایران میگذرد به خوبی اطلاع دارد. او فردی با تجربه است که برای آنچه که به زبان میآورد دلیل لازم را دارد. در گفتوگوهای روزمره خود با شاه، علم در هر موضوعی تلاش میکند نه فقط به منافع محمدرضا پهلوی، بلکه نیمنگاهی نیز به مصلحت عمومی داشته باشد و با در نظر گرفتن آن، پیشنهادهای خود را به محمدرضا پهلوی ارائه دهد.
در یادداشتهای علم، علم به عنوان نزدیکترین فرد به محمدرضا پهلوی، اگرچه دست به تمجید از او نیز میزند، اما با ادبیات خاص خود مدام نسبت به برخی تصمیمهای محمدرضا پهلوی قاطعانه موضع انتقادی میگیرد و با زبان بیزبانی به او هشدار میدهد که این عمل چه نتایج منفیای میتواند با خود به همراه داشته باشد. شاه علم را به خوبی میشناسد و علم نیز به کرات وفاداری خود را به او ثابت کرده است. این موضوع موجب شد شاه در برخی تصمیمهای خود تجدید نظر کند و به خواست و نظر علم گوش فرا دهد. بارها در یادداشتهای علم این موضوع به روشنی دیده میشود که علم چگونه نظر شاه را نسبت به یک موضوع تغییر میدهد، آن هم به درستی. علم شاید بهتر از هرکس دیگری محمدرضا پهلوی را میشناخت، از ناتوانی و ضعفهای او به خوبی آگاه بود، میدانست شاه چه هنگامی مصمم نیست و نمیتواند با جسارت و قاطعانه تصمیم بگیرد. در یادداشتهای علم به خوبی میتوان دید که برای علم کاملا ثابت شده است که شاه، شاه روزهای آسان و آرام است نه شاه روزهای سخت. شاه در روزهای سخت، شاه نیست، محمدرضا پهلوی است با همه مشکلات و اختلالهای شخصیتی که یک فرد میتواند در زندگی داشته باشد،
همانطور که در ۲۸ مرداد ۳۲ و یا ۱۵ خرداد ۴۲ و بعدتر در انقلاب بازنده واقعی محمدرضا پهلوی بود که در روزهای سخت، جرات تصمیمگیری نداشت. وقتی در ۵۷، نه حمایت آمریکا را با خود داشت و نه محبوبیتی میان مردم و نه حتی افراد نزدیک به خود همچون اسدالله علم، پیش از ۲۲ بهمن وقتی انقلاب به سر منزل مقصود خود رسید، شکست را پیشاپیش پذیرفت.
یادداشتهای علم برخلاف دیگر یادداشتهای روزانه و یا خاطرات شخصی، صرفا صحبت از رویدادهای روزمرهای که برای نویسنده رخ داده است، نیست، بلکه یادداشتهای علم به نوعی تاریخ شفاهی پهلوی دوم را بازگو میکند، آن هم از سوی فردی که نه تنها در درون ساختار قدرت سیاسی در ایران است بلکه به عنوان نزدیکترین فرد به شخص اول کشور، هر روز با او درباره امور مختلف کشور گفتوگو میکند. از خلال یادداشتهای روزانه علم، میتوان با چگونگی سیاست خارجی ایران نه فقط در خاورمیانه بلکه در سطح بینالمللی آشنا شد. اینکه ایران چه سیاستی در قبال برخی از کشورها از جمله آمریکا، شوروی، انگلیس و چین دارد و یا در موضوع نفت، که تقریبا در دهه ۵۰ هر روز میان شاه و علم گفتوگویی درباره آن صورت میگیرد، ایران چه برنامه و اهدافی را دنبال میکند مخصوصا در رقابت با عربستان سعودی در منطقه، ارتش، سیاستهای اقتصادی، وضعیت آموزش و پرورش، فعالیت وزارتخانههای مختلف، چگونگی برخود با مخالفان و... موضوعاتی است که با مطالعه یادداشتهای علم میتوان اطلاعات خوبی درباره آنها کسب کرد. از سوی دیگر در یادداشتهای علم تقریبا درباره بسیاری از شخصیتهای مهم سیاسی از
جمله مصدق، قوام، رزمآرا، ابتهاج، هویدا، امینی و... میان شاه و علم گفتوگو صورت میگیرد و شاه به صراحت درباره آنها اظهارنظر میکند. در مجموع یادداشتهای علم که به همت علینقی عالیخانی در ۷ مجلد تنظیم و ویراستاری شده است، تصویر به نسبت جامعی از رویدادهایی که بر پهلوی دوم گذشته است، ارائه میدهد.
نه فقط پس از انقلاب، بلکه پیش از آن نیز تصویری که از اسدالله علم در افکار عمومی وجود داشت، تصویر به غایت سیاهی بود. علم به عنوان فردی شناخته میشد که انواع رذیلتهای اخلاقی را در خود دارد؛ او فردی فاسد، دروغگو و حیلهگر است. علم مظهر تمام بدیها بود و برای رسیدن به هر آنچه که میخواست دست به هر کاری میزد و در مقام نوکر اعلیحضرت وظیفهای جز خدمت به ارباب خود نداشت. این تصویر از اسدالله علم تا پیش از انتشار مجموعه یادداشتهای او، تصویر غالب در افکار عمومی بود اما با انتشار دستنوشتههای علم به تدریج تصویر دیگری از او ساخته شد، فردی با درایت و تیزبین که گویی از هر آنچه که در ایران میگذرد به خوبی اطلاع دارد. او فردی با تجربه است که برای آنچه که به زبان میآورد دلیل لازم را دارد. در گفتوگوهای روزمره خود با شاه، علم در هر موضوعی تلاش میکند نه فقط به منافع محمدرضا پهلوی، بلکه نیمنگاهی نیز به مصلحت عمومی داشته باشد و با در نظر گرفتن آن، پیشنهادهای خود را به محمدرضا پهلوی ارائه دهد.
در یادداشتهای علم، علم به عنوان نزدیکترین فرد به محمدرضا پهلوی، اگرچه دست به تمجید از او نیز میزند، اما با ادبیات خاص خود مدام نسبت به برخی تصمیمهای محمدرضا پهلوی قاطعانه موضع انتقادی میگیرد و با زبان بیزبانی به او هشدار میدهد که این عمل چه نتایج منفیای میتواند با خود به همراه داشته باشد. شاه علم را به خوبی میشناسد و علم نیز به کرات وفاداری خود را به او ثابت کرده است. این موضوع موجب شد شاه در برخی تصمیمهای خود تجدید نظر کند و به خواست و نظر علم گوش فرا دهد. بارها در یادداشتهای علم این موضوع به روشنی دیده میشود که علم چگونه نظر شاه را نسبت به یک موضوع تغییر میدهد، آن هم به درستی. علم شاید بهتر از هرکس دیگری محمدرضا پهلوی را میشناخت، از ناتوانی و ضعفهای او به خوبی آگاه بود، میدانست شاه چه هنگامی مصمم نیست و نمیتواند با جسارت و قاطعانه تصمیم بگیرد. در یادداشتهای علم به خوبی میتوان دید که برای علم کاملا ثابت شده است که شاه، شاه روزهای آسان و آرام است نه شاه روزهای سخت. شاه در روزهای سخت، شاه نیست، محمدرضا پهلوی است با همه مشکلات و اختلالهای شخصیتی که یک فرد میتواند در زندگی داشته باشد،
همانطور که در ۲۸ مرداد ۳۲ و یا ۱۵ خرداد ۴۲ و بعدتر در انقلاب بازنده واقعی محمدرضا پهلوی بود که در روزهای سخت، جرات تصمیمگیری نداشت. وقتی در ۵۷، نه حمایت آمریکا را با خود داشت و نه محبوبیتی میان مردم و نه حتی افراد نزدیک به خود همچون اسدالله علم، پیش از ۲۲ بهمن وقتی انقلاب به سر منزل مقصود خود رسید، شکست را پیشاپیش پذیرفت.
یادداشتهای علم برخلاف دیگر یادداشتهای روزانه و یا خاطرات شخصی، صرفا صحبت از رویدادهای روزمرهای که برای نویسنده رخ داده است، نیست، بلکه یادداشتهای علم به نوعی تاریخ شفاهی پهلوی دوم را بازگو میکند، آن هم از سوی فردی که نه تنها در درون ساختار قدرت سیاسی در ایران است بلکه به عنوان نزدیکترین فرد به شخص اول کشور، هر روز با او درباره امور مختلف کشور گفتوگو میکند. از خلال یادداشتهای روزانه علم، میتوان با چگونگی سیاست خارجی ایران نه فقط در خاورمیانه بلکه در سطح بینالمللی آشنا شد. اینکه ایران چه سیاستی در قبال برخی از کشورها از جمله آمریکا، شوروی، انگلیس و چین دارد و یا در موضوع نفت، که تقریبا در دهه ۵۰ هر روز میان شاه و علم گفتوگویی درباره آن صورت میگیرد، ایران چه برنامه و اهدافی را دنبال میکند مخصوصا در رقابت با عربستان سعودی در منطقه، ارتش، سیاستهای اقتصادی، وضعیت آموزش و پرورش، فعالیت وزارتخانههای مختلف، چگونگی برخود با مخالفان و... موضوعاتی است که با مطالعه یادداشتهای علم میتوان اطلاعات خوبی درباره آنها کسب کرد. از سوی دیگر در یادداشتهای علم تقریبا درباره بسیاری از شخصیتهای مهم سیاسی از
جمله مصدق، قوام، رزمآرا، ابتهاج، هویدا، امینی و... میان شاه و علم گفتوگو صورت میگیرد و شاه به صراحت درباره آنها اظهارنظر میکند. در مجموع یادداشتهای علم که به همت علینقی عالیخانی در ۷ مجلد تنظیم و ویراستاری شده است، تصویر به نسبت جامعی از رویدادهایی که بر پهلوی دوم گذشته است، ارائه میدهد.