نيچه به زبان ساده
نیچه در طول شانزده سال از انتشار نخستین کتابش تا هنگامی که دچار فروپاشي رواني شد کتابهای متعددي نوشت. اكثر آثار نيچه به فارسي ترجمه شده و همچنين آثار زيادي درباره فلسفه او و شناخت آثارش تاليف و ترجمه شده است. اخيرا كتاب كمحجمي با عنوان «گام نخست در فهم نيچه» در نشر ثالث منتشر شده كه تلاش ميكند رئوس كلي فلسفه و آثار نيچه را براي مبتديان شرح دهد. در فصل ابتدايي كتاب، زندگينامه كوتاهی از نيچه میآید و در فصل دوم درباره رئوس كلي فلسفه نيچه و متفكراني كه بر فعاليت فكري او تاثير گذاشتند بحث ميشود. «زايش تراژدي» (1872) نخستين كتاب نيچه بود. اين اثر مقالهوار به آغاز تراژدي، غلبه خردگرايي (در ارتباط با آپولون، خداي يوناني نظم و خرد) از خلال تجربه زيباشناختی (با تاثير ديونيزوس) و نقد فرهنگ مدرن ميپردازد. نتیجه حاصل از تقابلات آپولونی و دیونیزوسی در دل کشمکشها و تعاملات تراژدی آشکار میشود: قهرمان تراژیک در تلاش است تا سرنوشت پرآشوب و نامتعادل (وجه دیونیزوسی هستی) خویش را تعادل (وجه آپولونی هستی) ببخشد هرچند در نهایت ناکام از دنیا میرود. فصل سوم كتاب درباره اين اثر نيچه است.
«تاملات نابهنگام» (1875) مجموعه مقالاتي است كه از زندگي داويد اشتراوس، ريچارد واگنر و شوپنهاور نوشته شده است. «انساني، زياده انساني» (1878) زماني نوشته شد كه نيچه به رابطهاش با واگنر پایان داد و شروع کرد به جداكردن تفكراتش از ديدگاههاي شوپنهاور و زبان خود را در آثارش به دست آورد. سپس دو مجموعه به چاپ رساند: «ايدهها و پندها» (1879) و «آواره و سايهاش» (1880)، كه هر دو مجموعهاي از سخنان حكمتآميز بودند. كتاب اصلي و ادامهاش با هم در سال 1886 با عنوان «انساني، زيادي انساني، كتابي براي روحهاي آزاد» چاپ شدند. «سپيدهدمان» (1881) همچنان به سبك سخنان حكمتآميز بود و حول اهميت احساس قدرت. در اين كتاب نخستين مفاهيم نيچه از اراده يا قدرت مطرح ميشود. «حكمت شادان» (1882) مجموعهاي ديگر از سخنان حكمتآميز بود. اين كتاب نخستين جايي است كه نیچه به مفهوم «بازگشت ابدي» و بسياري از نظريههاي معروف خود ميپردازد. نويسنده در فصل چهارم به اين كتاب نيچه ميپردازد.
«چنين گفت زرتشت» (1886 -1883) تغييري در سبك نگارشي نيچه به وجود آورد. اين اثر معروفترين و محبوبترين اثر نيچه است. كتاب كه از چهار بخش تشكيل شده در چندسال به چاپ رسيد. فصل پنجم كتاب درباره اين اثر نيچه است. «فراسوي خیر و شر» (1886) به ارزشگذاري دوباره مفاهيمي چون «خیر» يا «شر» ميپردازد. نيچه نگرشي به «فراسوي خیر و شر» ميافكند كه از خلال زندگي است و آن را «يك تاريخ طبيعي اخلاقيات» ميداند. نويسنده در فصل ششم درباره مضامين اين كتاب توضيح ميدهد. «تبارشناسي اخلاق» (1887) از سه مقاله تشكيل شده و سه هدف عمده دارد؛ به ادامه توضيح تاريخ اخلاقيات ميپردازد، به ريشه نفس بد و گناه ميپردازد و اين اخلاقيات را به نقد ميكشد. نيچه در اين اثر نظرات خود را در مورد اخلاقيات برده و ارباب بازگو ميكند. «صندوق واگنر» (1888) استعداد نيچه را هنگامي كه به كمارزشكردن دوست و مربي پيشين خود ريچارد واگنر ميپردازد بهعنوان منتقد موسيقي نشان ميدهد. «غروب بتها» (1889- 1888) با عنوان فرعي فلسفيدن با پتك شامل انتقادهاي نيچه بر بتهاي بسياري از جمله فيلسوفاني چون سقراط، افلاطون و كانت و نيز اشخاص برجسته و معروفي از بريتانيا،
ايتاليا و فرانسه است، شخصيتهايي مثل سزار، گوته و داستايوفسكي. اين اثر بعد از مرگ نيچه انتشار يافت. «نيچه در برابر واگنر» (1889- 1888) به بيان تقابل ديدگاههاي او با واگنر ميپردازد و تاكيد ميكند كه چگونه ميتوان فاسد شد، مخصوصا در مسيحيت.
«دجال» (1894- 1888) اولين بخش از چهار بخش ارزشگذاري درباره همه ارزشهاي ناتمام است. در اين اثر كوتاه نيچه به صراحت به فرهنگ مسيحيت و تاثير آن بر ارزشها ميتازد. نيچه عيسي را در جايگاه مثبت به تصوير ميكشد. اي انسان (1908- 1888) اثري خودشرححالگونه با سرفصلهايي جالب توجه همچون «چرا من چنين دانايم» و «چرا من چنين زيركم» است. نيچه در اين بازبيني طعنهآميز از زندگي و كتابها، نقدهایی بر برخی آثار اوليه خود نيز وارد ميكند. اين اثر در فصل هفتم بررسي ميشود. «اراده معطوف به قدرت» (1901- 1888) را خواهر نيچه به چاپ رساند و مجموعهاي است از يادداشتهاي نيچه كه از برخي استفاده شده بود ولي برخي ديگر را مشخصا خواهرش ويرايش كرده است.
نیچه در طول شانزده سال از انتشار نخستین کتابش تا هنگامی که دچار فروپاشي رواني شد کتابهای متعددي نوشت. اكثر آثار نيچه به فارسي ترجمه شده و همچنين آثار زيادي درباره فلسفه او و شناخت آثارش تاليف و ترجمه شده است. اخيرا كتاب كمحجمي با عنوان «گام نخست در فهم نيچه» در نشر ثالث منتشر شده كه تلاش ميكند رئوس كلي فلسفه و آثار نيچه را براي مبتديان شرح دهد. در فصل ابتدايي كتاب، زندگينامه كوتاهی از نيچه میآید و در فصل دوم درباره رئوس كلي فلسفه نيچه و متفكراني كه بر فعاليت فكري او تاثير گذاشتند بحث ميشود. «زايش تراژدي» (1872) نخستين كتاب نيچه بود. اين اثر مقالهوار به آغاز تراژدي، غلبه خردگرايي (در ارتباط با آپولون، خداي يوناني نظم و خرد) از خلال تجربه زيباشناختی (با تاثير ديونيزوس) و نقد فرهنگ مدرن ميپردازد. نتیجه حاصل از تقابلات آپولونی و دیونیزوسی در دل کشمکشها و تعاملات تراژدی آشکار میشود: قهرمان تراژیک در تلاش است تا سرنوشت پرآشوب و نامتعادل (وجه دیونیزوسی هستی) خویش را تعادل (وجه آپولونی هستی) ببخشد هرچند در نهایت ناکام از دنیا میرود. فصل سوم كتاب درباره اين اثر نيچه است.
«تاملات نابهنگام» (1875) مجموعه مقالاتي است كه از زندگي داويد اشتراوس، ريچارد واگنر و شوپنهاور نوشته شده است. «انساني، زياده انساني» (1878) زماني نوشته شد كه نيچه به رابطهاش با واگنر پایان داد و شروع کرد به جداكردن تفكراتش از ديدگاههاي شوپنهاور و زبان خود را در آثارش به دست آورد. سپس دو مجموعه به چاپ رساند: «ايدهها و پندها» (1879) و «آواره و سايهاش» (1880)، كه هر دو مجموعهاي از سخنان حكمتآميز بودند. كتاب اصلي و ادامهاش با هم در سال 1886 با عنوان «انساني، زيادي انساني، كتابي براي روحهاي آزاد» چاپ شدند. «سپيدهدمان» (1881) همچنان به سبك سخنان حكمتآميز بود و حول اهميت احساس قدرت. در اين كتاب نخستين مفاهيم نيچه از اراده يا قدرت مطرح ميشود. «حكمت شادان» (1882) مجموعهاي ديگر از سخنان حكمتآميز بود. اين كتاب نخستين جايي است كه نیچه به مفهوم «بازگشت ابدي» و بسياري از نظريههاي معروف خود ميپردازد. نويسنده در فصل چهارم به اين كتاب نيچه ميپردازد.
«چنين گفت زرتشت» (1886 -1883) تغييري در سبك نگارشي نيچه به وجود آورد. اين اثر معروفترين و محبوبترين اثر نيچه است. كتاب كه از چهار بخش تشكيل شده در چندسال به چاپ رسيد. فصل پنجم كتاب درباره اين اثر نيچه است. «فراسوي خیر و شر» (1886) به ارزشگذاري دوباره مفاهيمي چون «خیر» يا «شر» ميپردازد. نيچه نگرشي به «فراسوي خیر و شر» ميافكند كه از خلال زندگي است و آن را «يك تاريخ طبيعي اخلاقيات» ميداند. نويسنده در فصل ششم درباره مضامين اين كتاب توضيح ميدهد. «تبارشناسي اخلاق» (1887) از سه مقاله تشكيل شده و سه هدف عمده دارد؛ به ادامه توضيح تاريخ اخلاقيات ميپردازد، به ريشه نفس بد و گناه ميپردازد و اين اخلاقيات را به نقد ميكشد. نيچه در اين اثر نظرات خود را در مورد اخلاقيات برده و ارباب بازگو ميكند. «صندوق واگنر» (1888) استعداد نيچه را هنگامي كه به كمارزشكردن دوست و مربي پيشين خود ريچارد واگنر ميپردازد بهعنوان منتقد موسيقي نشان ميدهد. «غروب بتها» (1889- 1888) با عنوان فرعي فلسفيدن با پتك شامل انتقادهاي نيچه بر بتهاي بسياري از جمله فيلسوفاني چون سقراط، افلاطون و كانت و نيز اشخاص برجسته و معروفي از بريتانيا،
ايتاليا و فرانسه است، شخصيتهايي مثل سزار، گوته و داستايوفسكي. اين اثر بعد از مرگ نيچه انتشار يافت. «نيچه در برابر واگنر» (1889- 1888) به بيان تقابل ديدگاههاي او با واگنر ميپردازد و تاكيد ميكند كه چگونه ميتوان فاسد شد، مخصوصا در مسيحيت.
«دجال» (1894- 1888) اولين بخش از چهار بخش ارزشگذاري درباره همه ارزشهاي ناتمام است. در اين اثر كوتاه نيچه به صراحت به فرهنگ مسيحيت و تاثير آن بر ارزشها ميتازد. نيچه عيسي را در جايگاه مثبت به تصوير ميكشد. اي انسان (1908- 1888) اثري خودشرححالگونه با سرفصلهايي جالب توجه همچون «چرا من چنين دانايم» و «چرا من چنين زيركم» است. نيچه در اين بازبيني طعنهآميز از زندگي و كتابها، نقدهایی بر برخی آثار اوليه خود نيز وارد ميكند. اين اثر در فصل هفتم بررسي ميشود. «اراده معطوف به قدرت» (1901- 1888) را خواهر نيچه به چاپ رساند و مجموعهاي است از يادداشتهاي نيچه كه از برخي استفاده شده بود ولي برخي ديگر را مشخصا خواهرش ويرايش كرده است.