|

زبان باز، جامعه باز

پانيذ تهرانی: «زبانِ باز» اثرِ داريوش آشوري كه پژوهشي است درباره زبان و مدرنيت، از همان اواخر دهه 80 كه منتشر شد نقدها و جدل‌هاي بسيار برانگيخت اما جز چند نقد به مسئله اساسي كتاب كه از سر خوش‌بيني بود باقي نقدها در همان ايراداتِ ابتدايي مانده است از اين قرار كه عنوان كتاب كه «زبان باز» باشد نارسا است و عنوان «زبان پويا» بهتر است. حال آن‌كه آشوري در همان اوايل كتابش به‌كارگيريِ اين تعبير را چنين شرح مي‌دهد: «نام اين رساله را زبانِ باز گذاشته‌ام، به‌قياسِ جامعه باز. زيرا ميان زبان باز و جامعه باز نسبتي ضروري هست. به عبارت ديگر، ميان زبان باز و جامعه مدرن، يا مدرنيت در كل، رابطه‌اي جدايي‌ناپذير هست. ميان دست‌آوردهاي عظيم و شگفت‌انگيزِ انسان مدرن در اين همه زمينه‌هاي برون - از- شمارِ علم و فن‌شناسي و فن‌آوري و ساختارهاي مدرنِ زيست نسبت و رابطه‌اي سرراست و ناگزير هست، ازجمله ميان ساخت - و- سازهاي بسيار پيچيده زندگانيِ شهري با نمادهاي زندگي مدني و سياسي مدرن، و نيز تمامي دست‌آوردهاي فرهنگ و هنر و انديشه در اين‌همه زمينه‌هاي پهناور و رو به گسترش و زباني كه مي‌بايد بُردار آن‌ها باشد و به نيازهاي بي‌پايانِ واژگاني آن‌ها پاسخ دهد.» داريوش آشوري خود تفاوت زبان به‌عنوان مسئله‌اي همبسته با فرهنگ و سياست را مي‌داند و ادعاهايي از اين دست كه او زبان را با واژگان يِكي گرفته است، نه‌تنها به‌ميانجيِ اين كتاب بلكه به‌خاطر تلاش ساليان او در واژه‌سازيِ فلسفي و اجتماعي مردود است و نيز، به‌گواهِ تاليف «فرهنگ علوم انساني» كه به‌قولِ خود آشوري واژه‌هاي ساخته و پرداخته آن در فهرستِ واژه‌هاي تصويب‌شده فرهنگستان آمده است بي‌آن‌كه نامي از اين مرجع بياورد!
منتقدانِ «زبان بازِ» آشوري كه اغلب از زبان‌شناسان سرشناس معاصرند، با نفيِ اوضاع وخيم زبان كه آشوري آن را بحران زبان فارسي خوانده است، اين اخطارِ آشوري را بي‌مبنا مي‌دانند كه «جهان فرهنگي‌اي كه اين منطق را درنيابد (يعني مانندِ جهان مدرن با زبان رفتاري انقلابي نكند) و خود را با آن سازگار نكند، هرگز از چاهِ واپس‌ماندگيِ فرهنگي و تاريخي بيرون نخواهد آمد.» اما به‌تعبيرِ مولف «زبان باز» مسئله محوري كتاب که در صفحات میانی آن آمده و پرورانده شده، این است که تمدنِ مدرن نسبت به زبانِ خود نگره‌ای و رفتاری دیگر، جز نگره و رفتارِ «ما»، دارد. زیراکه برای کاربردِ ابزاری زبانِ خود روش‌ها و تکنیک‌هایی را در کار آورده تا با کاربردِ سازمایه‌های زبانی ویژه‌ای به نیازهای فوری و پیوسته گسترنده‌ علوم و تکنولوژی و همه‌ قلمروهای بی‌شمارِ شکلِ مدرنِ زندگانی انسان پاسخ دهد.
«زبان باز» دو بخش دارد با عناوينِ «پژوهشي درباره زبان و مدرنيت» و نيز زبان فارسي روياروي مُدرنيت و زبانِ آن». يكي از فصل‌هاي خواندنيِ كتاب كه «زبان و فرهنگ» نام دارد، با اين پرسش آغاز مي‌شود: «چرا هر چيزي را به هر زباني نمي‌شود گفت؟» آشوري در اين فصل با پرداختن به مفهومِ «گفتمانِ» فوكويي و نسبت آن با «فرهنگ» نشان مي‌دهد كاربردِ زبان‌ها در يك فضاي گفتماني و عالم معنايي ويژه از نظر پرورش واژگان، شيوه بيان و بارهاي معنايي فراورده گفتمان‌ها هستند. در فضاي گفت‌وشنوديِ هر فرهنگ گفتمان‌هاي چيره بر فضاي روابط انساني در يك جامعه شكل مي‌گيرند. از اين‌رو هر زباني از آنِ يك عالم فرهنگي يا يك زيست‌جهان است و عالم معنايي آن را در خود بازتاب مي‌دهد. «معنا از آنِ عالم فرهنگ است و زبان بُرداري‌ست براي معنا و نقشي جز آن ندارد كه معنا از آن مي‌طلبد. زبان بيرون از عالمِ فرهنگي به خوديِ خود معنادار نيست... اما واژه‌ها به‌تنهايي بُردار معنا نيستند، بلكه واژه در جمله و جمله در متن معنا مي‌يابد. معنايِ متن نيز وابسته به عالم معناييِ يك فرهنگ است كه روح زبان را پديد مي‌آورد. و در اين بسترِ معناييِ برآمده از تاريخ فرهنگ و روابط ديرينه است كه واژه‌ها و عبارت‌ها و جمله‌ها مي‌توانند بارهاي معنايي و اشارتيِ چندلايه پيچيده‌اي داشته باشند.» كتابِ «زبان باز» در پی روشنگری این نکته‌ است که هیچ زبانِ طبیعی، از جمله زبانِ فارسی، به دلیلِ تنگناهای ساختاری و فرهنگی همه‌ زبان‌های طبیعی، با مایه‌ زبانِ گفتاری و ادبی خود نمی‌تواند از پسِ پاسخگویی به چنین نیازِ عظیمِ واژگانی برای زندگانی مدرن برآید، مگر این‌که با درکِ این نکته‌ اساسی بتواند قلمروهای زبانی مدرنِ خود را آگاهانه سازمان دهد. تمدنِ مدرن نسبت به زبانِ خود نگره‌ای و رفتاری دیگر، جز نگره و رفتارِ «ما»، دارد. داريوش آشوري در اين كتاب با به‌كارگيري فلسفه و مفاهيم زبان‌شناختي و سياستِ فرهنگ مي‌كوشد تا نشان دهد دست‌آوردهاي زبانيِ جهان مدرن از چه مايه‌اند، و ما با كوشش‌هاي خودآگاهانه و ناخودآگاهانه خود در برخورد با آن تاكنون چه كرده‌ايم و از كجا به كجا رسيده‌ايم. ويراستِ تازه «زبان باز» اخيرا در نشر مركز منتشر شده است.

پانيذ تهرانی: «زبانِ باز» اثرِ داريوش آشوري كه پژوهشي است درباره زبان و مدرنيت، از همان اواخر دهه 80 كه منتشر شد نقدها و جدل‌هاي بسيار برانگيخت اما جز چند نقد به مسئله اساسي كتاب كه از سر خوش‌بيني بود باقي نقدها در همان ايراداتِ ابتدايي مانده است از اين قرار كه عنوان كتاب كه «زبان باز» باشد نارسا است و عنوان «زبان پويا» بهتر است. حال آن‌كه آشوري در همان اوايل كتابش به‌كارگيريِ اين تعبير را چنين شرح مي‌دهد: «نام اين رساله را زبانِ باز گذاشته‌ام، به‌قياسِ جامعه باز. زيرا ميان زبان باز و جامعه باز نسبتي ضروري هست. به عبارت ديگر، ميان زبان باز و جامعه مدرن، يا مدرنيت در كل، رابطه‌اي جدايي‌ناپذير هست. ميان دست‌آوردهاي عظيم و شگفت‌انگيزِ انسان مدرن در اين همه زمينه‌هاي برون - از- شمارِ علم و فن‌شناسي و فن‌آوري و ساختارهاي مدرنِ زيست نسبت و رابطه‌اي سرراست و ناگزير هست، ازجمله ميان ساخت - و- سازهاي بسيار پيچيده زندگانيِ شهري با نمادهاي زندگي مدني و سياسي مدرن، و نيز تمامي دست‌آوردهاي فرهنگ و هنر و انديشه در اين‌همه زمينه‌هاي پهناور و رو به گسترش و زباني كه مي‌بايد بُردار آن‌ها باشد و به نيازهاي بي‌پايانِ واژگاني آن‌ها پاسخ دهد.» داريوش آشوري خود تفاوت زبان به‌عنوان مسئله‌اي همبسته با فرهنگ و سياست را مي‌داند و ادعاهايي از اين دست كه او زبان را با واژگان يِكي گرفته است، نه‌تنها به‌ميانجيِ اين كتاب بلكه به‌خاطر تلاش ساليان او در واژه‌سازيِ فلسفي و اجتماعي مردود است و نيز، به‌گواهِ تاليف «فرهنگ علوم انساني» كه به‌قولِ خود آشوري واژه‌هاي ساخته و پرداخته آن در فهرستِ واژه‌هاي تصويب‌شده فرهنگستان آمده است بي‌آن‌كه نامي از اين مرجع بياورد!
منتقدانِ «زبان بازِ» آشوري كه اغلب از زبان‌شناسان سرشناس معاصرند، با نفيِ اوضاع وخيم زبان كه آشوري آن را بحران زبان فارسي خوانده است، اين اخطارِ آشوري را بي‌مبنا مي‌دانند كه «جهان فرهنگي‌اي كه اين منطق را درنيابد (يعني مانندِ جهان مدرن با زبان رفتاري انقلابي نكند) و خود را با آن سازگار نكند، هرگز از چاهِ واپس‌ماندگيِ فرهنگي و تاريخي بيرون نخواهد آمد.» اما به‌تعبيرِ مولف «زبان باز» مسئله محوري كتاب که در صفحات میانی آن آمده و پرورانده شده، این است که تمدنِ مدرن نسبت به زبانِ خود نگره‌ای و رفتاری دیگر، جز نگره و رفتارِ «ما»، دارد. زیراکه برای کاربردِ ابزاری زبانِ خود روش‌ها و تکنیک‌هایی را در کار آورده تا با کاربردِ سازمایه‌های زبانی ویژه‌ای به نیازهای فوری و پیوسته گسترنده‌ علوم و تکنولوژی و همه‌ قلمروهای بی‌شمارِ شکلِ مدرنِ زندگانی انسان پاسخ دهد.
«زبان باز» دو بخش دارد با عناوينِ «پژوهشي درباره زبان و مدرنيت» و نيز زبان فارسي روياروي مُدرنيت و زبانِ آن». يكي از فصل‌هاي خواندنيِ كتاب كه «زبان و فرهنگ» نام دارد، با اين پرسش آغاز مي‌شود: «چرا هر چيزي را به هر زباني نمي‌شود گفت؟» آشوري در اين فصل با پرداختن به مفهومِ «گفتمانِ» فوكويي و نسبت آن با «فرهنگ» نشان مي‌دهد كاربردِ زبان‌ها در يك فضاي گفتماني و عالم معنايي ويژه از نظر پرورش واژگان، شيوه بيان و بارهاي معنايي فراورده گفتمان‌ها هستند. در فضاي گفت‌وشنوديِ هر فرهنگ گفتمان‌هاي چيره بر فضاي روابط انساني در يك جامعه شكل مي‌گيرند. از اين‌رو هر زباني از آنِ يك عالم فرهنگي يا يك زيست‌جهان است و عالم معنايي آن را در خود بازتاب مي‌دهد. «معنا از آنِ عالم فرهنگ است و زبان بُرداري‌ست براي معنا و نقشي جز آن ندارد كه معنا از آن مي‌طلبد. زبان بيرون از عالمِ فرهنگي به خوديِ خود معنادار نيست... اما واژه‌ها به‌تنهايي بُردار معنا نيستند، بلكه واژه در جمله و جمله در متن معنا مي‌يابد. معنايِ متن نيز وابسته به عالم معناييِ يك فرهنگ است كه روح زبان را پديد مي‌آورد. و در اين بسترِ معناييِ برآمده از تاريخ فرهنگ و روابط ديرينه است كه واژه‌ها و عبارت‌ها و جمله‌ها مي‌توانند بارهاي معنايي و اشارتيِ چندلايه پيچيده‌اي داشته باشند.» كتابِ «زبان باز» در پی روشنگری این نکته‌ است که هیچ زبانِ طبیعی، از جمله زبانِ فارسی، به دلیلِ تنگناهای ساختاری و فرهنگی همه‌ زبان‌های طبیعی، با مایه‌ زبانِ گفتاری و ادبی خود نمی‌تواند از پسِ پاسخگویی به چنین نیازِ عظیمِ واژگانی برای زندگانی مدرن برآید، مگر این‌که با درکِ این نکته‌ اساسی بتواند قلمروهای زبانی مدرنِ خود را آگاهانه سازمان دهد. تمدنِ مدرن نسبت به زبانِ خود نگره‌ای و رفتاری دیگر، جز نگره و رفتارِ «ما»، دارد. داريوش آشوري در اين كتاب با به‌كارگيري فلسفه و مفاهيم زبان‌شناختي و سياستِ فرهنگ مي‌كوشد تا نشان دهد دست‌آوردهاي زبانيِ جهان مدرن از چه مايه‌اند، و ما با كوشش‌هاي خودآگاهانه و ناخودآگاهانه خود در برخورد با آن تاكنون چه كرده‌ايم و از كجا به كجا رسيده‌ايم. ويراستِ تازه «زبان باز» اخيرا در نشر مركز منتشر شده است.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.