|

بوطیقای ارسطو در شعر

شرق: «شاعری» ارسطو، بوطیقای این فیلسوف در بابِ شعر و شاعری است که اخیرا با ترجمه رضا شیرمرز منتشر شده است. نخستین پرسشِ ارسطو در برخورد با مقوله شعر این است که «شعر چیست» و بعد می‌رسد به گونه‌های شعری: شعر حماسی، شعر تراژدی و کمدی و دیگر گونه‌ها. چنان‌چه مترجم کتاب در مقدمه نوشته است به‌رغم اینکه دو قرن از مرگ ارسطو می‌گذرد، آثار ارسطو در عرصه‌هایی هم‌چون هستی و حقیقت و اخلاق موردِ بازخوانی قرار گرفتند. ارسطو در موضوعات مختلفی نوشته و اندیشیده است، ازجمله درباره منطق و سخنوری و اخلاق و سیاست و شعر. با اینکه ارسطو دست‌کم بیست سال از زندگی خود را با باور به مکتب افلاطون گذراند و به اعتقاد برخی از شارحانش تا آخر عمر هم افلاطون را مدنظر داشت، تلقی او از هنر شاعری با افلاطون متفاوت است. در نظر افلاطون شعر و نقاشی تقلیدی از واقعیت‌اند، اما ارسطو هنرها را بر اساس مصالحی که به‌ کار می‌گیرند، از هم جدا می‌کند و تقلید صرف هنر از واقعیت را نمی‌پذیرد. «در نظر ارسطو، هنرمند نه‌فقط مقلد، بلکه خالق و سازنده است. او بر این نکته اشاره می‌کند که هنرهای دیگر نیز از ابزارهای شعر برای خلق اثر هنری یاری می‌جویند، ولی به‌دلیل ابزارهایی که استفاده می‌کنند نمی‌توان آنها را شعر به حساب آورد»‌. ارسطو نسبت به اشیاری مورد تقلید هم موضعی انتقادی برابر افلاطون دارد: «او معتقد است که شعر از انسانِ کنشگر تقلید می‌کند. او این ایده را مستقیما از سخنان افلاطون درباره تراژدی در کتاب دهم جمهوریت وام می‌گیرد و با تأویلی جدید به آن می‌نگرد». هر هنرمند و هر گونه هنری از دیدگاه ارسطو به‌گونه‌ای از انسان یا کنش‌های مرتبط با او می‌پردازد. حماسه و تراژدی انسان‌ها را والاتر از واقعیت‌شان تصویر می‌کند، ولی کمدی آنها را در مرتبه‌ای پست‌تر از واقعیت فردی و اجتماعی نشان می‌دهد. تفاوتِ دیگری که ارسطو میان هنرها قائل است مربوط به شیوه تقلید آنهاست و چنان‌که در بخشِ سوم این بوطیقا آمده است تفاوت در تقلید هنری بر اساس سه مقوله است: ابزاری که برای تقلید به‌ کار می‌گیرد، ‌موضوعی که از آن تقلید می‌شود و دست‌آخر شیوه تقلید. محورِ تمام بحث‌های ارسطو درباره شعر و شاعری، مقوله «تقلید» است. او در بوطیقای شاعری خوانشی جالب از تقلید در کمدی به ‌دست می‌دهد. «کمدی یعنی تقلید از انسان‌های فرودست و رفتارهای روزمره‌شان و این به‌معنای تقلید از صرفا بدی‌ها و شرارت‌ها نیست، بلکه به‌نوعی زشتی و نقصانی را یادآور می‌شود که مخرب و رنج‌آور نیست. نمونه بارز این طرز تلقی را می‌توان در صورتک کمدین‌ها یافت، آن‌جا که زندگی و بی‌قوارگی سبب‌سازِ خنده است و نه درد». و بعد به حماسه می‌پردازد:‌ «ولی حماسه که تقلیدی بر پایه کلامِ منظوم است و در پیروی از تراژدی سخن از مسائل جدی و والا می‌گوید، از این جهت با تراژدی متفاوت است که صرفا ساختاری منظوم را به ‌کار می‌گیرد و دست‌آخر روایتی ساده است». کتابِ «شاعری» ارسطو چنان‌که در مقدمه آمده است نخستین ترجمه از مجموعه آثار ارسطو است که مترجم بنا دارد آنها را از زبان یونانی به فارسی برگرداند که «سخنوری»، «اُرگانن»، «طبیعیات انسانی»، «طبیعیات کیهانی»، «طبیعیات حیوانی»، «فراطبیعیات»، «اخلاقیات»، «سیاست» و نوشته‌های پراکنده، از آن‌ جمله‌اند. «شاعری» ارسطو شاملِ گاهشماری از زندگی ارسطوست، و نیز مقدمه مفصل مترجم در شرح و تفسیر این بوطیقا و متنِ بوطیقا و منابع مترجم و صفحات مفصلی نیز به فرهنگ اساطیر و اسامی یونانی اختصاص داده شده است.

شرق: «شاعری» ارسطو، بوطیقای این فیلسوف در بابِ شعر و شاعری است که اخیرا با ترجمه رضا شیرمرز منتشر شده است. نخستین پرسشِ ارسطو در برخورد با مقوله شعر این است که «شعر چیست» و بعد می‌رسد به گونه‌های شعری: شعر حماسی، شعر تراژدی و کمدی و دیگر گونه‌ها. چنان‌چه مترجم کتاب در مقدمه نوشته است به‌رغم اینکه دو قرن از مرگ ارسطو می‌گذرد، آثار ارسطو در عرصه‌هایی هم‌چون هستی و حقیقت و اخلاق موردِ بازخوانی قرار گرفتند. ارسطو در موضوعات مختلفی نوشته و اندیشیده است، ازجمله درباره منطق و سخنوری و اخلاق و سیاست و شعر. با اینکه ارسطو دست‌کم بیست سال از زندگی خود را با باور به مکتب افلاطون گذراند و به اعتقاد برخی از شارحانش تا آخر عمر هم افلاطون را مدنظر داشت، تلقی او از هنر شاعری با افلاطون متفاوت است. در نظر افلاطون شعر و نقاشی تقلیدی از واقعیت‌اند، اما ارسطو هنرها را بر اساس مصالحی که به‌ کار می‌گیرند، از هم جدا می‌کند و تقلید صرف هنر از واقعیت را نمی‌پذیرد. «در نظر ارسطو، هنرمند نه‌فقط مقلد، بلکه خالق و سازنده است. او بر این نکته اشاره می‌کند که هنرهای دیگر نیز از ابزارهای شعر برای خلق اثر هنری یاری می‌جویند، ولی به‌دلیل ابزارهایی که استفاده می‌کنند نمی‌توان آنها را شعر به حساب آورد»‌. ارسطو نسبت به اشیاری مورد تقلید هم موضعی انتقادی برابر افلاطون دارد: «او معتقد است که شعر از انسانِ کنشگر تقلید می‌کند. او این ایده را مستقیما از سخنان افلاطون درباره تراژدی در کتاب دهم جمهوریت وام می‌گیرد و با تأویلی جدید به آن می‌نگرد». هر هنرمند و هر گونه هنری از دیدگاه ارسطو به‌گونه‌ای از انسان یا کنش‌های مرتبط با او می‌پردازد. حماسه و تراژدی انسان‌ها را والاتر از واقعیت‌شان تصویر می‌کند، ولی کمدی آنها را در مرتبه‌ای پست‌تر از واقعیت فردی و اجتماعی نشان می‌دهد. تفاوتِ دیگری که ارسطو میان هنرها قائل است مربوط به شیوه تقلید آنهاست و چنان‌که در بخشِ سوم این بوطیقا آمده است تفاوت در تقلید هنری بر اساس سه مقوله است: ابزاری که برای تقلید به‌ کار می‌گیرد، ‌موضوعی که از آن تقلید می‌شود و دست‌آخر شیوه تقلید. محورِ تمام بحث‌های ارسطو درباره شعر و شاعری، مقوله «تقلید» است. او در بوطیقای شاعری خوانشی جالب از تقلید در کمدی به ‌دست می‌دهد. «کمدی یعنی تقلید از انسان‌های فرودست و رفتارهای روزمره‌شان و این به‌معنای تقلید از صرفا بدی‌ها و شرارت‌ها نیست، بلکه به‌نوعی زشتی و نقصانی را یادآور می‌شود که مخرب و رنج‌آور نیست. نمونه بارز این طرز تلقی را می‌توان در صورتک کمدین‌ها یافت، آن‌جا که زندگی و بی‌قوارگی سبب‌سازِ خنده است و نه درد». و بعد به حماسه می‌پردازد:‌ «ولی حماسه که تقلیدی بر پایه کلامِ منظوم است و در پیروی از تراژدی سخن از مسائل جدی و والا می‌گوید، از این جهت با تراژدی متفاوت است که صرفا ساختاری منظوم را به ‌کار می‌گیرد و دست‌آخر روایتی ساده است». کتابِ «شاعری» ارسطو چنان‌که در مقدمه آمده است نخستین ترجمه از مجموعه آثار ارسطو است که مترجم بنا دارد آنها را از زبان یونانی به فارسی برگرداند که «سخنوری»، «اُرگانن»، «طبیعیات انسانی»، «طبیعیات کیهانی»، «طبیعیات حیوانی»، «فراطبیعیات»، «اخلاقیات»، «سیاست» و نوشته‌های پراکنده، از آن‌ جمله‌اند. «شاعری» ارسطو شاملِ گاهشماری از زندگی ارسطوست، و نیز مقدمه مفصل مترجم در شرح و تفسیر این بوطیقا و متنِ بوطیقا و منابع مترجم و صفحات مفصلی نیز به فرهنگ اساطیر و اسامی یونانی اختصاص داده شده است.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.