درباره مفهوم شر
«تاریخ شر» مجموعهای 6 جلدی است که توسط انتشارات راتلج منتشر شده است. این مجموعه مفهوم «شر» یا «شرور» را در ادوار و سنتهای فلسفی و دینی مختلف مورد بررسی قرار داده است و تاکنون 5 مجلد از آن منتشر شده است. برای نمونه در جلد نخست این مجموعه تاریخ شر در سنتهای یونانی-رومی، خاور نزدیک، هندی و مشرقزمین و ادیانی چون اوپانیشادها، کنفوسیوس و تائوئیسم مورد بررسی قرار گرفته است. جلد پنجم این اثر تحت عنوان «The History of Evil in the Early Twentieth
Century: 1900-1950»
به تازگی در 356 صفحه از سوی انتشارات راتلج منتشر شده است و تاریخ شر را بین سالهای 1900 میلادی تا 1950 میلادی و در طول 50 سال اول قرن بیستم مورد بررسي قرار داده است. اهمیت این دوره در این است که سنتهای روشنفکری در آن به بلوغ رسیده و سنتهایی چون پراگماتیسم و پدیدارشناسی به تکامل رسیدند. بنابراین در این دوره رویکردهای جدیدی به موضوع «خیر» و «شر» پدید آمد که حائز اهمیت است. از سوی دیگر در این دوره بسیاری از اقدامات از جمله پروپاگاندا (تبلیغات)، جنگ، سرکوب، آموزش، قدرت و نسلکشی از موضوع «شر» متأثر است. خبرگزاري ایبنا با پروفسور چارلز تالیافرو، ویراستار این مجموعه 6جلدی درخصوص جلد پنجم این اثر، گفتوگوی کوتاهی انجام داده است. او استاد دانشگاههای آکسفورد، کلمبیا، پرینستون و نوتردام آمریکا بوده و در حال حاضر استاد فلسفه کالج سنتاولاف در مینهسوتای آمریکاست. چارلز تالیافرو از فیلسوفان برجسته دین در عصر حاضر به شمار میآید و در این حوزه صاحب آثار ارزشمندی است. وی دانشآموخته دانشگاه براون و هاروارد بوده و عضو انجمن فیلسوفان آمریکا به شمار میآید. تاكنون از پروفسور چارلز تالیافرو کتابهای «زمینههای بحث فلسفی
در ادیان جهان» به همت انتشارات حوزه علمیه قم، «صفات خدا: مقالاتی از راهنمای فلسفه دین» با ترجمه رضا بخشایش توسط پژوهشکده حوزه و دانشگاه و کتاب «فلسفه دین در قرن بیستم» با ترجمه انشاءالله رحمتی و جعفر صدری توسط انتشارات سهروردی در ایران منتشر شده است. او پژوهشگری شناختهشده در حوزه جهانیشدن، پستمدرنیسم، پساساختارگرایی، پسامارکسیسم، فلسفه قارهای، نظریه فرهنگی و نظریه انتقادی به شمار میآید و مؤلف و ویراستار بیش از ۳۰ کتاب است. تالیافرو مسئله اصلی کتاب خود را اینگونه توضیح میدهد: «من و همکارم «چاد میستر» علاقهمندیم به مطالعه جامع و جهانی در مورد آنچه «شر» پنداشته میشود یا درک بسیار گستردهتر گناه یا ضرر یا فعالیتی علیه «دائو» (Dao) یا «کارما» (Karma) یا آسیبرساندن. ما با بیش از 130 محقق در سراسر جهان متعهد شدیم تا مفاهیم مربوط به استثمار، اقدام اشتباه یا نادانی و جهل مضر را در تمامی اشکال نوشتاری، از گذشته تا امروز مورد بررسی قرار دهیم». این متفکر درباره فرضیه راهنمای اثر خود معتقد است: «فرضیه صریح و روشنی که بتوان آن را اثبات یا رد کرد نداشتیم. اما در اصل طرح ما به طور کلی از یک نظریه تاریخی مهم در
مورد شر و اینکه «خیر» نسبت به شر پیشینی و بنیادی است، حمایت میکند. با توجه به اینکه همه همکاران ما، محققان حوزههای گوناگون مطالعاتی از فلسفه و الهیات، تا تاریخاند، ما خود را به درک ماهیت شر متعهد و از ابزارهای رشته خود استفاده میکنیم جهت وضوح و روشنی آموزش خود و بررسی آنچه ما را به آسیبرساندن به دیگران، انجام رفتارهای غیرمنصفانه و ... وا میدارد. به عبارت دیگر، ماهیت خیلی از تحقیقات ما باید شامل تعهدات نسبت به یکپارچگی فکری، بیطرفی، رعایت انصاف در مقابل افراد و موضوعاتی باشد که ما تحلیل میکنیم. حسادت، بیانصافی، تعصب و کینه و خشم تحقیقات ما را به نتیجه نمیرساند.» او در پایان ضرورت نوشتن این آثار را اینگونه بیان میکند: «با توجه به پیشرفت تکنولوژی و افزایش توانایی بشر در نابودی بیشتر انسانها و جهان که در حال حاضر جنبهای غیرقابل تصور پیدا کرده، فکر میکنم اکنون بیش از هر زمان دیگری برای اختصاصدادن زمان به یادگیری از گذشته در مورد ماهیت، جذابیت و قدرت ما برای مقابله و مقاومت در قبال شر لازم و ضروری است.»
«تاریخ شر» مجموعهای 6 جلدی است که توسط انتشارات راتلج منتشر شده است. این مجموعه مفهوم «شر» یا «شرور» را در ادوار و سنتهای فلسفی و دینی مختلف مورد بررسی قرار داده است و تاکنون 5 مجلد از آن منتشر شده است. برای نمونه در جلد نخست این مجموعه تاریخ شر در سنتهای یونانی-رومی، خاور نزدیک، هندی و مشرقزمین و ادیانی چون اوپانیشادها، کنفوسیوس و تائوئیسم مورد بررسی قرار گرفته است. جلد پنجم این اثر تحت عنوان «The History of Evil in the Early Twentieth
Century: 1900-1950»
به تازگی در 356 صفحه از سوی انتشارات راتلج منتشر شده است و تاریخ شر را بین سالهای 1900 میلادی تا 1950 میلادی و در طول 50 سال اول قرن بیستم مورد بررسي قرار داده است. اهمیت این دوره در این است که سنتهای روشنفکری در آن به بلوغ رسیده و سنتهایی چون پراگماتیسم و پدیدارشناسی به تکامل رسیدند. بنابراین در این دوره رویکردهای جدیدی به موضوع «خیر» و «شر» پدید آمد که حائز اهمیت است. از سوی دیگر در این دوره بسیاری از اقدامات از جمله پروپاگاندا (تبلیغات)، جنگ، سرکوب، آموزش، قدرت و نسلکشی از موضوع «شر» متأثر است. خبرگزاري ایبنا با پروفسور چارلز تالیافرو، ویراستار این مجموعه 6جلدی درخصوص جلد پنجم این اثر، گفتوگوی کوتاهی انجام داده است. او استاد دانشگاههای آکسفورد، کلمبیا، پرینستون و نوتردام آمریکا بوده و در حال حاضر استاد فلسفه کالج سنتاولاف در مینهسوتای آمریکاست. چارلز تالیافرو از فیلسوفان برجسته دین در عصر حاضر به شمار میآید و در این حوزه صاحب آثار ارزشمندی است. وی دانشآموخته دانشگاه براون و هاروارد بوده و عضو انجمن فیلسوفان آمریکا به شمار میآید. تاكنون از پروفسور چارلز تالیافرو کتابهای «زمینههای بحث فلسفی
در ادیان جهان» به همت انتشارات حوزه علمیه قم، «صفات خدا: مقالاتی از راهنمای فلسفه دین» با ترجمه رضا بخشایش توسط پژوهشکده حوزه و دانشگاه و کتاب «فلسفه دین در قرن بیستم» با ترجمه انشاءالله رحمتی و جعفر صدری توسط انتشارات سهروردی در ایران منتشر شده است. او پژوهشگری شناختهشده در حوزه جهانیشدن، پستمدرنیسم، پساساختارگرایی، پسامارکسیسم، فلسفه قارهای، نظریه فرهنگی و نظریه انتقادی به شمار میآید و مؤلف و ویراستار بیش از ۳۰ کتاب است. تالیافرو مسئله اصلی کتاب خود را اینگونه توضیح میدهد: «من و همکارم «چاد میستر» علاقهمندیم به مطالعه جامع و جهانی در مورد آنچه «شر» پنداشته میشود یا درک بسیار گستردهتر گناه یا ضرر یا فعالیتی علیه «دائو» (Dao) یا «کارما» (Karma) یا آسیبرساندن. ما با بیش از 130 محقق در سراسر جهان متعهد شدیم تا مفاهیم مربوط به استثمار، اقدام اشتباه یا نادانی و جهل مضر را در تمامی اشکال نوشتاری، از گذشته تا امروز مورد بررسی قرار دهیم». این متفکر درباره فرضیه راهنمای اثر خود معتقد است: «فرضیه صریح و روشنی که بتوان آن را اثبات یا رد کرد نداشتیم. اما در اصل طرح ما به طور کلی از یک نظریه تاریخی مهم در
مورد شر و اینکه «خیر» نسبت به شر پیشینی و بنیادی است، حمایت میکند. با توجه به اینکه همه همکاران ما، محققان حوزههای گوناگون مطالعاتی از فلسفه و الهیات، تا تاریخاند، ما خود را به درک ماهیت شر متعهد و از ابزارهای رشته خود استفاده میکنیم جهت وضوح و روشنی آموزش خود و بررسی آنچه ما را به آسیبرساندن به دیگران، انجام رفتارهای غیرمنصفانه و ... وا میدارد. به عبارت دیگر، ماهیت خیلی از تحقیقات ما باید شامل تعهدات نسبت به یکپارچگی فکری، بیطرفی، رعایت انصاف در مقابل افراد و موضوعاتی باشد که ما تحلیل میکنیم. حسادت، بیانصافی، تعصب و کینه و خشم تحقیقات ما را به نتیجه نمیرساند.» او در پایان ضرورت نوشتن این آثار را اینگونه بیان میکند: «با توجه به پیشرفت تکنولوژی و افزایش توانایی بشر در نابودی بیشتر انسانها و جهان که در حال حاضر جنبهای غیرقابل تصور پیدا کرده، فکر میکنم اکنون بیش از هر زمان دیگری برای اختصاصدادن زمان به یادگیری از گذشته در مورد ماهیت، جذابیت و قدرت ما برای مقابله و مقاومت در قبال شر لازم و ضروری است.»