|

گفت‌وگویی درباره میراث، گردشگری و آینده یک روستای زنده

افین؛ از زرشک تا توسعه درون‌زا

«افین» را بیشتر با زرشک می‌شناسند؛ روستایی در شهرستان زیرکوه خراسان جنوبی که باغ‌های زرشک آن بخش مهمی از اقتصاد محلی را می‌سازند. اما مسئله افین فقط تولید زرشک نیست. پرسش اصلی این است که چه مقدار از ارزش این محصول در خود روستا می‌ماند و مردم افین چه سهمی از ثروتی دارند که در زنجیره تولید، فراوری و فروش زرشک شکل می‌گیرد؟

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

فاطمه خدادادی آق‌قلعه:  «افین» را بیشتر با زرشک می‌شناسند؛ روستایی در شهرستان زیرکوه خراسان جنوبی که باغ‌های زرشک آن بخش مهمی از اقتصاد محلی را می‌سازند. اما مسئله افین فقط تولید زرشک نیست. پرسش اصلی این است که چه مقدار از ارزش این محصول در خود روستا می‌ماند و مردم افین چه سهمی از ثروتی دارند که در زنجیره تولید، فراوری و فروش زرشک شکل می‌گیرد؟ گفت‌وگویی که پس از انتشار گزارشی درباره افین در گروه «ترانه تهران» شکل گرفت، از گردشگری شروع شد اما خیلی زود به مسائل گسترده‌تری رسید؛ از زنجیره ارزش زرشک و مهاجرت جوانان تا خدمات روستایی، خشک‌سالی و آینده بافت تاریخی.

ترانه یلدا با اشاره به تجربه‌هایی از هند و پاکستان، آموزش را زمانی مؤثر می‌داند که به کار واقعی و مستمر وصل شود. او از تجربه سازمان SEWA در هند یاد می‌کند؛ جایی که زنان تولیدکننده در کنار طراحان، مربیان و افراد آشنا با تجارت و بازار قرار می‌گرفتند. محصول محلی فقط تولید نمی‌شد، بلکه طراحی، معرفی و فروخته می‌شد و همین پیوند میان تولید و بازار به شکل‌گیری برند کمک می‌کرد.

از نگاه یلدا، افین نیز به چنین پیوندی نیاز دارد. افزایش تولید به‌تنهایی درآمد مردم را بیشتر نمی‌کند. بخشی از ارزش محصول در فراوری، بسته‌بندی، طراحی، بازاریابی و فروش ساخته می‌شود و اگر این حلقه‌ها بیرون از روستا باشند، سهم اصلی سود نیز بیرون از افین می‌ماند.

امیرحسین دهباشی نیز مسئله را همین‌جا می‌بیند. او معتقد است افین را نباید روستایی فاقد ظرفیت اقتصادی تصور کرد. روستا در فصل برداشت حتی نیروی کار جذب می‌کند و زرشک همچنان پایه مهم اقتصاد محلی است. مشکل اصلی، جایگاه تولیدکنندگان در زنجیره ارزش است.

زرشک در افین تولید می‌شود اما سود اصلی همیشه به تولیدکننده نمی‌رسد. بخش دیگری از درآمد در فراوری، بسته‌بندی، برند و فروش شکل می‌گیرد. بنابراین مسئله اصلی این است که چگونه می‌توان سهم مردم روستا را از همین حلقه‌ها بیشتر کرد.

دهباشی برای این کار از مدل «تولید بدون کارخانه» سخن می‌گوید. در این مدل لازم نیست از ابتدا کارخانه‌ای بزرگ در روستا ساخته شود؛ می‌توان یک مجموعه یا تعاونی محلی ایجاد کرد، محصولات را با نام و هویت افین به بازار فرستاد و برای فراوری از خطوط تولید موجود استفاده کرد.

زرشک نیز می‌تواند از فروش خام فاصله بگیرد. مربا، لواشک، آب‌زرشک، نوشیدنی و محصولات دیگر می‌توانند با نام افین عرضه شوند. در این میان، روایت محصول اهمیت دارد؛ خریدار فقط یک بسته زرشک نمی‌خرد، بلکه باید بداند این محصول از کجا آمده و چه نسبتی با زندگی مردم روستا دارد.

محمدکریم آسایش این بحث را به «خوشه‌های صنعتی روستایی» پیوند می‌زند. در چنین الگویی، به‌جای یک کارخانه بزرگ، شبکه‌ای از کسب‌وکارهای کوچک شکل می‌گیرد. بخشی از روستا تولید می‌کند، بخشی فراوری و بسته‌بندی را بر عهده می‌گیرد و گروهی در فروش، گردشگری یا صنایع دستی فعال می‌شوند.

با این حال آسایش تأکید می‌کند اقتصاد افین نباید فقط به زرشک وابسته بماند. خشک‌سالی یکی از مسائل جدی منطقه است و حتی محصولی مانند زرشک نیز نمی‌تواند فقط پایه اقتصاد آینده روستا باشد. گردشگری، صنایع دستی و دیگر کسب‌وکارهای محلی می‌توانند در کنار کشاورزی قرار گیرند.

از نظر او، مسئله ماندن یا رفتن جوانان نیز فقط به شغل مربوط نیست؛ دسترسی به آموزش، درمان، خدمات رفاهی و امکانات زندگی در این تصمیم نقش دارد. اگر روستا درآمد داشته باشد اما کیفیت زندگی پایین بماند، مهاجرت ادامه پیدا می‌کند.

آسایش همچنین معتقد است توسعه را نباید فقط در محدوده یک روستا دید. بخشی از خدمات و فعالیت‌های اقتصادی زمانی توجیه پیدا می‌کنند که چند روستا در کنار هم دیده شوند. بنابراین برنامه‌ریزی در مقیاس منظومه روستایی می‌تواند بخشی از کمبودهای خدماتی و اقتصادی را جبران کند.

لیلا کفاش‌زاده نیز بر بررسی نمونه‌های موفق تأکید دارد. از نگاه او، تجربه افین می‌تواند برای روستاهای دیگر نیز قابل استفاده باشد، به شرط آنکه به‌جای نسخه‌برداری، شیوه کار و مسیر تصمیم‌گیری ثبت و بررسی شود. هر روستا ظرفیت خاص خود را دارد؛ در جایی زرشک، در جایی زعفران، پسته، خرما یا صنایع دستی.

دهباشی اما پیش از هر الگوسازی بر شناخت خود افین تأکید می‌کند. به گفته او، روستا هنوز زنده است و نسل‌های میانسال و سالمند تعلق زیادی به آن دارند. در مقابل، بخشی از جوانان در سال‌های اخیر به دلیل خشک‌سالی و مشکلات اقتصادی مهاجرت کرده‌اند و پیوند نسل جدید با روستا ضعیف‌تر شده است.

تغییرات فضایی نیز بر افین اثر گذاشته است. ایجاد شهرکی در چند کیلومتری روستا و انتقال بخشی از جمعیت به آن، بر بافت قدیمی و شیوه زندگی در روستا اثر گذاشته است. بنابراین هر برنامه‌ای برای افین باید با ساختار اجتماعی و فرهنگی آن هماهنگ باشد.

دهباشی برای نشان‌دادن مقیاس اقتصاد زرشک در افین به یک مقایسه اشاره می‌کند: فاصله میدان انقلاب تا میدان آزادی تهران کمتر از پنج کیلومتر است، در حالی که باغ‌های زرشک افین حدود ۱۵ کیلومتر امتداد دارند؛ این مقایسه نشان می‌دهد‌ با ظرفیتی کوچک و نمادین روبه‌رو نیستیم.

در کنار همه اینها، آب همچنان یکی از عوامل تعیین‌کننده آینده افین است. خشک‌سالی هم بر کشاورزی اثر گذاشته و هم در مهاجرت بخشی از جمعیت نقش داشته است. همین محدودیت نشان می‌دهد‌ آینده روستا را نمی‌توان فقط بر توسعه کشاورزی بنا کرد.

ترانه یلدا نیز معتقد است تجربه افین می‌تواند در دیگر نقاط خراسان جنوبی و شرق کشور مورد توجه قرار گیرد. نه به این معنا که الگوی واحدی برای همه روستاها ساخته شود، بلکه از این رو که هر منطقه بتواند سهم بیشتری از ارزش محصولات خود را حفظ کند.

افین در نهایت فقط یک روستای تولیدکننده زرشک یا یک مقصد گردشگری نیست؛ مسئله اصلی این است که چگونه می‌توان تولید محلی را به درآمد پایدار برای مردم محلی تبدیل کرد.

راه‌حل نیز در یک پروژه خلاصه نمی‌شود. کارخانه، گردشگری، برند یا فروش آنلاین هر‌کدام فقط بخشی از ماجرا هستند. آنچه اهمیت دارد، پیوند میان این بخش‌هاست؛ به شکلی که مردم افین فقط تولیدکننده مواد خام نباشند و سهم بیشتری از ارزش محصول، گردشگری و دیگر فعالیت‌های اقتصادی در خود روستا باقی بماند.

اگر چنین اتفاقی بیفتد، توسعه افین از برنامه‌ای بیرونی فاصله می‌گیرد و بیشتر بر ظرفیت‌ها و تصمیم‌های خود جامعه محلی تکیه خواهد کرد.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.