|

گزارش «شرق» از ورود یک بازیگر پلتفرمی به بازار پراکنده تورهای داخلی و اثری که می‌تواند بر اقتصاد مقصد بگذارد

سفر در ویترین تازه

سفر در ویترین تازه

بازار تور در ایران قدیمی است، اما هنوز ویترین مشخصی ندارد. برای پیدا‌کردن یک سفر گروهی به کویر، جنگل، روستایی دورافتاده یا منطقه‌ای که کمتر در نقشه معمول سفرها دیده می‌شود، مسافر احتمالا باید میان سایت آژانس‌ها، صفحه‌های شبکه‌های اجتماعی، کانال‌های مختلف و پیشنهاد راهنمایان گردشگری بگردد؛ قیمت‌ها را کنار هم بگذارد، برنامه‌ها را مقایسه کند و در نهایت درباره برگزارکننده‌ای تصمیم بگیرد که گاهی اطلاعات چندانی از او در دسترس نیست. در سوی دیگر این بازار نیز راهنمایان و مجریان تور قرار دارند؛ فعالانی که بخشی از فروش‌شان همچنان به شبکه ارتباطی و مخاطبان محدودی وابسته است که طی سال‌ها ساخته‌اند.

 

حالا یک بازیگر بزرگ بازار آنلاین اقامت می‌خواهد وارد همین فاصله شود. جاباما از سرویس تازه‌ای با نام «جاباما تور» رونمایی کرده؛ بازارگاهی که قرار است مجریان مختلف تورهای گروهی، طبیعت‌گردی و ایران‌گردی را در یک بستر کنار هم قرار دهد. اتفاقی که در ساده‌ترین شکل، اضافه‌شدن یک خدمت تازه به کسب‌وکار جاباماست، اما اگر این مدل بتواند در بازار رزرو تور جا باز کند، ماجرا احتمالا فقط به فروش اینترنتی چند سفر ختم نمی‌شود.

پشت این تغییر یک سؤال قدیمی صنعت گردشگری قرار دارد: چه چیزی یک مقصد را به مقصد سفر تبدیل می‌کند؟

بازار تکه‌تکه تور

بازار تور برخلاف بازار بلیت یا حتی اقامت، هنوز تا اندازه زیادی بازار جست‌وجو و اعتماد است. یک مسافر پیش از خرید فقط با قیمت روبه‌رو نیست؛ باید بداند چه کسی سفر را برگزار می‌کند، برنامه دقیق چیست، چه خدماتی دریافت می‌کند، سطح دشواری مسیر چقدر است، بیمه دارد یا نه و تجربه کسانی که پیش‌تر با همان مجری سفر کرده‌اند چه بوده است.

در بازاری که این اطلاعات به شکل پراکنده عرضه می‌شود، مقایسه دشوارتر است و همین پراکندگی بخشی از قدرت انتخاب مسافر را می‌گیرد. از طرف دیگر، برگزارکننده کوچک یا راهنمای محلی هم ممکن است تور مناسبی داشته باشد، اما اساسا به چشم گروه بزرگی از مسافران نیاید.

مدلی که جاباما برای ورود به این بازار انتخاب کرده، «مارکت‌پلیس» است؛ یعنی به‌جای آنکه تمام تورها را خود برگزار کند، مجریان و آژانس‌های گردشگری در یک بازار مشترک قرار می‌گیرند و مسافر میان گزینه‌های مختلف انتخاب می‌کند. بنا بر توضیحات جاباما، همکاری این پلتفرم با مجریان و آژانس‌های دارای مجوز انجام می‌شود و استفاده از راهنمایان گردشگری و بیمه مسافرتی نیز بخشی از چارچوب تورهای عرضه‌شده است.

اگر این مدل گسترش پیدا کند، نخستین تغییری که می‌تواند ایجاد کند نه در خود سفر، بلکه در «بازار اطلاعات سفر» است؛ جایی که قیمت، برنامه، خدمات و هویت مجری از کانال‌های جداگانه به یک ویترین مشترک منتقل می‌شود.

البته یک ویترین مشترک لزوما به معنای یک بازار شفاف نیست. کیفیت اطلاعات، نحوه رتبه‌بندی تورها، معیار ورود مجریان، سازوکار رسیدگی به شکایات و سهمی که پلتفرم از معامله می‌گیرد، در نهایت تعیین می‌کند این واسطه تازه چقدر می‌تواند مسئله بازار را حل کند. «جاباما تور» در ابتدای مسیر است و ارزیابی این بخش از عملکرد آن به داده‌ای نیاز دارد که هنوز وجود ندارد.

مقصدی که پیش از تور وجود نداشت

اما مهم‌ترین ظرفیت بازار تور شاید جای دیگری باشد.

در بازار اقامت معمولا مقصد پیشاپیش انتخاب شده است. کسی که به دنبال اقامتگاهی در قشم، شیراز یا ماسال می‌گردد، تصمیم سفر را تا حد زیادی گرفته و حالا در جست‌وجوی جایی برای ماندن است. تور می‌تواند این ترتیب را برهم بزند.

گاهی مسافر نه برای مقصد، که برای یک تجربه راه می‌افتد؛ تماشای یک پدیده طبیعی، پیمایش یک مسیر، حضور در یک آیین محلی یا دیدن منطقه‌ای که تا پیش از آن حتی نامش را نشنیده است. اینجاست که برگزارکننده تور فقط فروشنده یک خدمت نیست بلکه می‌تواند در ساختن یک مقصد نقش داشته باشد.

بخش قابل توجهی از ظرفیت گردشگری ایران نیز بیرون از چند نام تکراری بازار سفر قرار گرفته است؛ روستاها، بوم‌ها و مناطق طبیعی که یا کمتر شناخته شده‌اند یا سفر مستقل از آنها آسان نیست. بعضی مسیرها بدون راهنما دشوارند، برخی به شناخت محلی نیاز دارند و در برخی نقاط هم نبود زیرساخت یا دسترسی، سفر انفرادی را پرهزینه و پرریسک می‌کند.

تورهای گروهی در چنین نقاطی می‌توانند اولین موج تقاضا را ایجاد کنند و همین اولین موج برای اقتصاد محلی مهم است.

مسافر که برسد، فقط پول تور نمی‌دهد. جایی می‌خوابد، غذا می‌خورد، وسیله نقلیه می‌خواهد، ممکن است محصول محلی بخرد و به خدمات یک راهنما یا نیروی بومی نیاز داشته باشد. اگر سفر ادامه پیدا کند، تقاضایی که در ابتدا محدود و مقطعی بوده می‌تواند به شکل‌گیری کسب‌وکارهای دیگری منجر شود.

به همین دلیل، بحث درباره جاباما تور را نمی‌توان فقط به سهم جاباما از بازار تور محدود کرد. مسئله مهم‌تر این است که آیا یک پلتفرم بزرگ می‌تواند «تقاضای سفر» را هم جابه‌جا کند؟

سهم روستا از سفر چقدر است؟

جاباما تجربه جنوب را نمونه‌ای از این فرایند می‌داند. این مجموعه می‌گوید در نتیجه افزایش تقاضای سفر و گسترش عرضه اقامتگاه، اکنون بیش از دو هزار واحد اقامتی در جنوب کشور، در شبکه آن فعال هستند و امیدوار است بخشی از همان الگو در بازار تور نیز تکرار شود.

این عدد البته به‌تنهایی نشان نمی‌دهد چه میزان از رشد بازار جنوب محصول عملکرد یک پلتفرم بوده و چه میزان به عوامل دیگر گردشگری مربوط است، اما یک نکته را می‌توان از آن دریافت کرد: پلتفرم زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که علاوه بر تحریک تقاضا بتواند مقصد یا عرضه تازه‌ای وارد بازار کند.

برای مناطق کمترشناخته‌شده این اتفاق می‌تواند معنای اقتصادی مهمی داشته باشد؛ به‌خصوص در آن دسته از موقعیت‌های جغرافیایی که فرصت اشتغال محدود است و گردشگری یکی از معدود فعالیت‌هایی است که امکان پیوند مستقیم درآمد با ویژگی‌های همان منطقه را دارد.

اما اینجا یک خط باریک وجود دارد.

ورود گردشگر به یک روستا با ثروتمندشدن آن روستا یکی نیست. ممکن است مسافر بیشتر شود، اما بخش بزرگی از درآمد سفر در شرکت‌های بیرون از منطقه، حمل‌ونقل غیربومی یا واسطه‌ها باقی بماند. ممکن است چند اقامتگاه رشد کنند اما فشار بر آب، زمین و محیط طبیعی منطقه هم بیشتر شود. حتی ممکن است یک فرهنگ یا آیین محلی که دلیل جذابیت مقصد بوده، زیر فشار تجاری‌شدن آرام‌آرام تغییر کند.

بنابراین اگر توسعه مقصد یکی از نتایج مورد انتظار پلتفرم‌های گردشگری است، پرسش بعدی ناگزیر این است که چه میزان از ارزش ایجادشده در خود مقصد باقی می‌ماند؟

معیار موفقیت فقط تعداد مسافر نیست؛ سهم راهنمای محلی، اقامتگاه بومی، فروشنده غذای محلی، راننده، تولیدکننده صنایع‌دستی و در نهایت جامعه میزبان از پولی که گردشگر وارد منطقه می‌کند نیز اهمیت دارد.

سفر گران شده است

تمام این بحث‌ها در شرایطی مطرح می‌شود که سفر برای بخش بزرگی از خانوارها کالای آسانی نیست. فشار هزینه‌های زندگی، امکان سفر را محدود کرده و در چنین وضعیتی توسعه بازار تور فقط با اضافه‌شدن مقصدهای تازه اتفاق نمی‌افتد؛ قیمت هم تعیین‌کننده است.

جاباما امکان خرید اقساطی تور را، مشابه آنچه در بخش رزرو ویلا و اقامتگاه ارائه می‌کند، به سرویس جدید آورده است. منطق این ابزار روشن است: بخشی از تقاضایی که به دلیل نداشتن نقدینگی کافی از بازار حذف شده، دوباره امکان خرید پیدا کند.

جاباما بر همین اساس معتقد است ورود بازیگران بزرگ به بازار تور لزوما به معنای گرفتن سهم مجریان فعلی نیست و می‌تواند اندازه بازار را بزرگ‌تر کند؛ یعنی کسانی را به سفر گروهی بکشاند که پیش‌تر مشتری چنین خدماتی نبوده‌اند.

این ادعا هنوز نیاز به آزمون دارد.

 بازاری بزرگ‌تر می‌شود که مشتری تازه پیدا کند، نه اینکه همان تعداد مسافر پیشین فقط محل خرید خود را تغییر دهند. در ماه‌ها و سال‌های آینده، تعداد کاربران تازه‌وارد به بازار تور، میزان تکرار خرید و توزیع جغرافیایی سفرها می‌تواند تصویر دقیق‌تری از این موضوع بدهد.

روی دیگر کشف مقصد

پلتفرم‌ها یک توانایی مهم دارند: دیده‌شدن را به مقیاس تبدیل می‌کنند.

همین توانایی که می‌تواند یک روستای ناشناخته را به بازار گردشگری وصل کند، می‌تواند مسئله دیگری هم بسازد. کافی است مقصدی کوچک ناگهان در شبکه‌های اجتماعی یا یک پلتفرم بزرگ دیده شود تا تعداد مسافران آن در زمانی کوتاه افزایش پیدا کند؛ درحالی‌که ظرفیت محیطی منطقه لزوما هم‌زمان با تعداد مسافران رشد نمی‌کند.

پسماند، مصرف آب، تردد خودرو، آسیب به پوشش گیاهی و حتی تغییر الگوی زندگی جامعه محلی، روی دیگر افزایش تقاضای گردشگری است.

جاباما در توضیح سرویس تازه خود از «توسعه تدریجی» و سفر مسئولانه سخن می‌گوید و تأکید دارد که ظرفیت مقصد، ملاحظات محیط‌زیستی و منافع مردم محلی باید هم‌زمان دیده شود. فاصله میان این گزاره و آنچه در عمل اتفاق می‌افتد، احتمالا یکی از مهم‌ترین معیارهای ارزیابی جاباما تور خواهد بود.

اگر پلتفرم قرار است مقصد تازه کشف کند، شاید ناچار باشد چیزی بیش از محل فروش تور باشد؛ مثلا درباره ظرفیت مقصد حساسیت داشته باشد، مجریان را به استانداردهای محیط‌زیستی ملزم کند یا دست‌کم اطلاعات مربوط به رفتار مسئولانه در سفر را به همان اندازه اطلاعات قیمت و برنامه سفر جدی بگیرد.

پلتفرم، فقط یک واسطه نیست

ورود جاباما به بازار تور از یک جهت ادامه طبیعی کسب‌وکاری است که کار خود را در بازار اقامت توسعه داده است؛ مسافری که برای «جا» به یک پلتفرم مراجعه می‌کرد، حالا قرار است «دلیل سفر» را هم در همان زیست‌بوم پیدا کند.

اما از جهت دیگر، این اتفاق بخشی از تغییری بزرگ‌تر در اقتصاد سفر است.

پلتفرم وقتی بزرگ می‌شود فقط میان خریدار و فروشنده نمی‌ایستد؛ به‌تدریج بر چیزی که دیده می‌شود، چیزی که فروخته می‌شود و حتی مقصدی که انتخاب می‌شود اثر می‌گذارد. همین قدرت است که حضور آن را برای عرضه‌کنندگان کوچک جذاب و در عین حال نیازمند مراقبت می‌کند.

بازار تور ایران امروز بازار پراکنده‌ای است و یک بازیگر پلتفرمی می‌تواند بخشی از این پراکندگی را جمع کند. اینکه نتیجه این اتفاق بازار شفاف‌تر، تقاضای بیشتر و فرصت تازه برای فعالان محلی باشد، هنوز یک احتمال است؛ همان‌طور که تمرکز بیشتر بازار در دست چند واسطه بزرگ نیز احتمالی است که نمی‌توان نادیده گرفت.

برای «جاباما تور» مسیر تازه شروع شده است و هنوز نمی‌توان درباره نتیجه آن حکم داد. شاید چند سال بعد مهم‌ترین عدد این کسب‌وکار تعداد تورهای فروخته‌شده نباشد؛ بلکه تعداد مقصدهایی باشد که وارد نقشه سفر شده‌اند و مهم‌تر از آن، میزان درآمدی که از حضور مسافر در همان مقصد باقی مانده است.

در نهایت، مسئله گردشگری فقط این نیست که چند نفر بیشتر سفر کنند. مسئله این است که مسافر به کجا می‌رود، چگونه می‌رود و پولی که با خود می‌برد، در زندگی چه کسانی می‌ماند.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.