|

چشم‌انداز پیچیده برلین و آینده احزاب سنتی با پیروزی «آلترناتیو برای آلمان»

آلمان و معمای ۴۴ درصد

حزب آلترناتیو برای آلمان با کسب ۴۴ درصد آرای زاکسن-آنهالت، بهترین نتیجه تاریخ خود در یک انتخابات ایالتی را ثبت کرده است؛ جهشی که می‌تواند موازنه سیاسی آلمان را تغییر دهد؛ هرچند سد همکاری احزاب دیگر هنوز راه تشکیل نخستین دولت ایالتی این حزب را دشوار نگه داشته است.

آلمان و معمای ۴۴ درصد

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

شرق: حزب آلترناتیو برای آلمان با کسب ۴۴ درصد آرای زاکسن-آنهالت، بهترین نتیجه تاریخ خود در یک انتخابات ایالتی را ثبت کرده است؛ جهشی که می‌تواند موازنه سیاسی آلمان را تغییر دهد؛ هرچند سد همکاری احزاب دیگر هنوز راه تشکیل نخستین دولت ایالتی این حزب را دشوار نگه داشته است. حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD) در انتخابات ایالتی زاکسن-آنهالت ۴۴ درصد آرا را به دست آورد؛ بیش از دو برابر سهم ۲۰.۸درصدی خود در انتخابات سال ۲۰۲۱ و بالاترین رأی این حزب در یک انتخابات ایالتی. اتحادیه دموکرات مسیحی آلمان (CDU) با ۱۷ درصد در جایگاه دوم قرار گرفت و فاصله‌ای سنگین با آلترناتیو برای آلمان پیدا کرد.

این نتیجه از همان ابتدا اهمیت بیشتری از یک پیروزی محلی داشت. در روز انتخابات، آلیس وایدل، رهبر آلترناتیو برای آلمان از احتمال تشکیل نخستین دولت ایالتی حزب و حتی دستیابی به اکثریت مطلق سخن گفته و از هواداران خواسته بود برای رأی‌دادن و نظارت بر شمارش آرا بسیج شوند. او در آخرین پیام‌های انتخاباتی نیز حملات خود را متوجه سیاست مهاجرتی، انرژی و نظام رفاهی آلمان کرده و وعده داده بود در زاکسن-آنهالت و سراسر کشور «سیاستی معقول، محافظه‌کارانه و آزادی‌خواهانه» دنبال کند. اما نتیجه ۴۴درصدی، به‌خودی‌خود اکثریت مطلق پارلمان ایالتی را برای آلترناتیو برای آلمان تضمین نکرده است. ائتلاف زارا واگن‌کنشت (BSW) با عبور بسیار محدود از حد نصاب پنج درصد وارد مجلس شد و مجموع کرسی‌های این حزب و آلترناتیو برای آلمان به ۴۳ می‌رسد؛ فقط یک کرسی بیشتر از اکثریت. در نتیجه سرنوشت دولت نه‌فقط به فاصله بزرگ آلترناتیو برای آلمان با رقبا، بلکه به رفتار همین حزب کوچک‌تر گره خورده است.

آمیرا محمدعلی، رئیس مشترک ائتلاف زارا واگن‌کنشت، اعلام کرده حزبش نه به اولریش زیگموند، نامزد آلترناتیو برای آلمان برای ریاست دولت ایالتی رأی خواهد داد و نه به سون شولتسه، نخست‌وزیر اتحادیه دموکرات مسیحی. پیشنهاد او معرفی یک نخست‌وزیر غیرحزبی با حمایت ائتلاف زارا واگن‌کنشت و آلترناتیو برای آلمان است؛ طرحی که خود زیگموند آن را نپذیرفته است. بنابراین یک تفاوت مهم میان «پیروزی انتخاباتی» و «تشکیل دولت» باقی مانده است. آلترناتیو برای آلمان با فاصله بسیار زیاد حزب اول شده، اما هنوز برای تبدیل آن پیروزی به قدرت اجرایی، به شکستن همان مانعی نیاز دارد که سال‌ها سیاست آلمان را تعریف کرده است: خودداری احزاب دیگر از همکاری با این حزب.

دیواری پا برجا

آلترناتیو برای آلمان پیش‌تر هم بیشترین رأی را در یک انتخابات ایالتی به دست آورده بود. این حزب در سال ۲۰۲۴ در تورینگن اول شد و نخستین پیروزی یک حزب راست افراطی در آلمان پس از جنگ جهانی دوم را ثبت کرد، اما سایر احزاب اجازه ندادند وارد دولت شود. زاکسن-آنهالت از این رو آزمونی جدی‌تر است. این بار فاصله آلترناتیو برای آلمان با حزب دوم بسیار بزرگ‌تر و سهم آن به ۴۴ درصد رسیده است. زیگموند حتی احتمال داده بتواند شماری از نمایندگان دیگر احزاب را برای تغییر موضع یا تغییر حزب متقاعد کند و اکثریت مورد نیاز را به دست آورد.

با این حال، همان سیاست موسوم به «دیوار آتش» همچنان پابرجاست؛ راهبردی که احزاب جریان اصلی بر اساس آن همکاری حکومتی با آلترناتیو برای آلمان را رد می‌کنند. این سیاست در انتخابات فدرال ۲۰۲۵ حتی به موضوع اختلاف فراآتلانتیکی تبدیل شد.

ایلان ماسک در آن انتخابات در شبکه اجتماعی ایکس نوشت «فقط آلترناتیو برای آلمان می‌تواند آلمان را نجات دهد» و به‌صورت ویدئویی در یکی از گردهمایی‌های حزب حاضر شد. جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا نیز پیش از انتخابات با رهبر این حزب دیدار کرد و در کنفرانس امنیتی مونیخ گفت جایی برای «دیوارهای آتش» وجود ندارد؛ اشاره‌ای مستقیم به خودداری احزاب آلمانی از همکاری با آلترناتیو برای آلمان.

رشد این حزب هم‌زمان با حضور پررنگ آن در شبکه‌های اجتماعی بوده است. در روایت هواداران آلترناتیو برای آلمان، همین فضا امکان دورزدن رسانه‌های سنتی و ارتباط مستقیم با رأی‌دهندگان را فراهم کرده است؛ شبکه‌ای از چهره‌ها، بلاگرها و کاربران که بدون وابستگی به رسانه‌های کلاسیک، پیام‌های مرتبط با مهاجرت، هویت ملی، انرژی و مخالفت با ساختار سیاسی موجود را بازنشر می‌کنند.

این حضور دیجیتال به‌تنهایی توضیح‌دهنده رشد حزب نیست، اما به یکی از ابزارهای مهم ارتباط مستقیم آلترناتیو برای آلمان با پایگاه اجتماعی‌اش تبدیل شده است.

از زاکسن-آنهالت تا سراسر آلمان

اهمیت نتیجه یکشنبه فقط در این نیست که آلترناتیو برای آلمان ممکن است برای نخستین بار به دولت یک ایالت نزدیک شود. پرسش بزرگ‌تر این است که رشد حزب چه تأثیری بر امکان تشکیل دولت در سطح فدرال خواهد گذاشت. نظرسنجی‌های مورد اشاره در ارزیابی‌های انتخاباتی، حمایت آلترناتیو برای آلمان را در کل کشور حدود ۲۹ تا ۳۰ درصد نشان می‌دهند. اگر چنین سطحی تثبیت شود، احزاب جریان اصلی برای تشکیل اکثریت بدون این حزب به ائتلاف‌های گسترده‌تر و پیچیده‌تری نیاز خواهند داشت.

این همان نقطه‌ای است که سیاست طرد می‌تواند با محدودیت ریاضی روبه‌رو شود. هرچه سهم آلترناتیو برای آلمان بیشتر شود، تعداد کرسی‌هایی که میان دیگر احزاب برای ساختن اکثریت باقی می‌ماند کمتر خواهد شد. نتیجه زاکسن-آنهالت هنوز این دیوار را فرو نریخته، اما نشان داده هزینه حفظ آن می‌تواند افزایش یابد.

در عین حال، مسیر حزب بدون مانع نیست. اداره اطلاعات داخلی زاکسن-آنهالت شاخه ایالتی آلترناتیو برای آلمان را یک سازمان راست افراطی طبقه‌بندی کرده است و زیگموند نیز بر سر نحوه برخورد با گذشته نازی آلمان مورد انتقاد قرار گرفته است. در برخی تجمع‌های حزب، نام خانوادگی او به شکلی شکسته و شعارگونه فریاد زده شده که رئیس شورای مرکزی یهودیان آلمان آن را یادآور شعارهای دوران نازی دانسته است. خود زیگموند نیز در پاسخ به پرسشی درباره هولوکاست حاضر نشده آن را بدترین جنایت تاریخ بشر بخواند و گفته است نمی‌خواهد میان جنایت‌ها رتبه‌بندی کند. این سابقه نشان می‌دهد رشد انتخاباتی حزب به معنای پایان مناقشه درباره جایگاه سیاسی و ایدئولوژیک آن نیست.

برنامه پیش‌رو

نتیجه زاکسن-آنهالت از یک جهت دیگر نیز اهمیت دارد: آلترناتیو برای آلمان برای نخستین بار در موقعیتی قرار گرفته که برنامه‌هایش برای استفاده از قدرت ایالتی جدی‌تر از قبل بررسی شود. حزب پیشنهاد داده مأموریت سازمان اطلاعات ایالتی -همان نهادی که آلترناتیو برای آلمان را بررسی کرده- بازنویسی شود. همچنین خواهان مجازشدن آموزش در خانه، افزایش کنترل دولت ایالتی بر کتاب‌های درسی، پایان‌دادن به توافق پخش عمومی با ایالت‌های همسایه و ایجاد یک واحد ویژه برای اخراج مهاجران شده است. یکی دیگر از پیشنهادها این است که سازمان‌هایی که از بودجه ایالت استفاده می‌کنند، ملزم به اثبات داشتن «نگرش بنیادی

 میهن‌پرستانه» شوند.

همین برنامه‌ها توضیح می‌دهد چرا بحث درباره آلترناتیو برای آلمان در این کشور فقط حول میزان رأی آن نمی‌چرخد. آلمان پس از فروپاشی جمهوری وایمار و تجربه حکومت نازی، قانون اساسی ۱۹۴۹ را بر مفهوم «دموکراسی مبارز» بنا کرد؛ یعنی نظام دموکراتیک باید بتواند در برابر نیروهایی که قصد ازمیان‌بردن نظم قانون اساسی را دارند از خود دفاع کند. اکنون پرسش این است که این ساختار در برابر حزبی که از مسیر انتخابات رشد کرده و در یک ایالت به ۴۴ درصد رسیده، تا کجا می‌تواند بر سیاست طرد تکیه کند.

یک نقطه عطف

پیروزی آلترناتیو برای آلمان در زاکسن-آنهالت در فضای بزرگ‌تری از رشد و نوسان جریان‌های راست در اروپا رخ داده است. ویکتور اوربان پس از ۱۶ سال در مجارستان قدرت را از دست داده، اما جورجا ملونی در ایتالیا طولانی‌ترین دولت بدون وقفه این کشور در دوران پس از جنگ را هدایت می‌کند و مارین لوپن، رهبر حزب اجتماع ملی فرانسه، در نظرسنجی‌های اولیه انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۷ در موقعیت پیشتاز قرار دارد. زاکسن-آنهالت هنوز پاسخ همه پرسش‌ها را نداده است. آلترناتیو برای آلمان رکورد خود را شکسته، اما تشکیل دولت همچنان به آرایش کرسی‌ها و تصمیم دیگر احزاب وابسته است. ائتلاف زارا واگن‌کنشت ممکن است در این میان به بازیگر تعیین‌کننده تبدیل شود، اما فعلا نه حاضر به حمایت از زیگموند است و نه پیشنهاد خودش مورد قبول آلترناتیو برای آلمان قرار گرفته است. با این حال نتیجه یک نکته را روشن کرده است: فاصله میان آلترناتیو برای آلمان و احزاب جریان اصلی دیگر آن‌قدر بزرگ شده که نمی‌توان آن را صرفا یک پدیده  حاشیه‌ای دانست.

اگر حمایت ملی حزب در محدوده ۳۰ درصد باقی بماند یا بیشتر شود، مشکل اصلی احزاب دیگر فقط شکست‌دادن آلترناتیو برای آلمان نخواهد بود؛ آنها باید نشان دهند چگونه می‌توانند بدون همکاری با حزبی با چنین وزن انتخاباتی‌ای، اکثریت‌های پایدار بسازند. ششم سپتامبر ممکن است در تاریخ سیاسی آلمان به ‌عنوان لحظه‌ای ثبت شود که آلترناتیو برای آلمان از یک نیروی بزرگ اعتراضی به بازیگری نزدیک‌تر به قدرت اجرایی تبدیل شد. اما آن نقطه عطف هنوز کامل نشده است: 

۴۴ درصد برای تغییر موازنه کافی بود، اما فعلا برای شکستن دیوار سیاسی اطراف حزب کافی نبوده است.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.