|

از بازدارندگی تا بازسازی

رقابت قدرت‌ها در عصر اقتصادهای گزینه‌ناپذیر

برای بخش بزرگی از دو دهه گذشته، ادبیات سیاسی و استراتژیک حاکم بر خاورمیانه حول دال‌های مرکزی چون «بازدارندگی، تحریم، جنگ‌های نیابتی، بحران‌های امنیتی و موازنه وحشت» شکل گرفته بود. در این اتمسفر فرساینده، موفقیت یا شکست دولت‌ها صرفاً با خط‌کش‌های نظامی، عمق استراتژیک سخت و توانمندی‌های تسلیحاتی سنجیده می‌شد. در واقع، معماری منطقه بر پایه یک «نظم امنیتی خالص» استوار بود که در آن اقتصاد، متغیری وابسته و در خدمت ماشین جنگی یا تاب‌آوری در برابر تحریم بود. با این حال زلزله‌های ژئوپلیتیک سال‌های اخیر نشان می‌دهد نظم جهانی و به تبع آن، شطرنج استراتژیک خاورمیانه، در حال عبور از عصر «بازدارندگی سخت» به دوران «رقابت ژئواکونومیک» است.

رحمت‌الله دریجانی

 

 

 


برای بخش بزرگی از دو دهه گذشته، ادبیات سیاسی و استراتژیک حاکم بر خاورمیانه حول دال‌های مرکزی چون «بازدارندگی، تحریم، جنگ‌های نیابتی، بحران‌های امنیتی و موازنه وحشت» شکل گرفته بود. در این اتمسفر فرساینده، موفقیت یا شکست دولت‌ها صرفاً با خط‌کش‌های نظامی، عمق استراتژیک سخت و توانمندی‌های تسلیحاتی سنجیده می‌شد. در واقع، معماری منطقه بر پایه یک «نظم امنیتی خالص» استوار بود که در آن اقتصاد، متغیری وابسته و در خدمت ماشین جنگی یا تاب‌آوری در برابر تحریم بود. با این حال زلزله‌های ژئوپلیتیک سال‌های اخیر نشان می‌دهد نظم جهانی و به تبع آن، شطرنج استراتژیک خاورمیانه، در حال عبور از عصر «بازدارندگی سخت» به دوران «رقابت ژئواکونومیک» است. امروز حتی در گسل‌های پیشین که اختلافات ژئوپلیتیکی همچنان پابرجا هستند، شکل و ماهیت نبرد دگرگون شده است. سرمایه، فناوری‌های برهم‌زننده (Disruptive Technologies)، هوش مصنوعی، زنجیره‌های تأمین تاب‌آور و زیرساخت‌های کریدوری، به موازات مؤلفه‌های سنتی قدرت، تعیین‌کننده ترازوی قوا شده‌اند. به بیانی راهبردی: تفاهم‌های سیاسی یا توافق‌های دیپلماتیک، لزوما به معنای پایان رقابت نیستند، بلکه فرمول و زمین بازی قدرت‌ها را تغییر می‌دهند.

 دکترین جدید بازیگران منطقه‌ای: از موازنه نظامی تا موازنه شبکه
همان‌گونه که در سطح کلان بین‌المللی، تنیدگی چندصدمیلیارددلاری اقتصاد چین و آمریکا مانع از تقابل تکنولوژیک و ژئوپلیتیک آنها نشده است، در سطح منطقه‌ای نیز کاهش تنش‌ها به معنای صلح پایدار نیست، بلکه انتقال رقابت از «میدان نبرد» به «اتاق‌های بازرگانی، زنجیره‌های ارزش و آزمایشگاه‌های فناوری» است. اگر دو دهه گذشته، عصر بازدارندگی سلب و مدیریت بقا بود، دهه آینده، عصر رقابت بر سر بازسازی، بلعیدن سرمایه‌های سرگردان، انحصار فناوری و تبدیل‌شدن به «هاب» یا گره اعصاب اقتصاد جهانی است. آرایش جدید بازیگران کلیدی منطقه، این چرخش پارادایم را به‌وضوح عیان می‌‌کند:
- عربستان سعودی (استراتژی تنوع و پلتفرم‌سازی): ریاض از طریق ابرپروژه «چشم‌انداز ۲۰۳۰» و صندوق ثروت ملی خود (PIF)، به دنبال گسست از اقتصاد تک‌محصولی و تبدیل‌شدن به پایتخت هوش مصنوعی، هیدروژن سبز، زنجیره‌های لجستیک پیشرفته و صنایع سرگرمی و گردشگری جهانی است. عربستان می‌داند قدرت فردا در صندوقچه‌های نفت نیست، بلکه در پلتفرم‌های کلان‌داده و جذب غول‌های فناوری نهفته است.
- امارات متحده عربی (استراتژی گره گزینه‌ناپذیر): ابوظبی و دبی با تمرکز بر توسعه بنادر نسل چهارم، مراکز داده (Data Centers)، اقتصاد دیجیتال، خدمات مالی بین‌المللی و جذب نخبگان جهانی، عملا خود را به عنوان یکی از گره‌های حیاتی (Nodes) در شبکه تجارت و سرمایه بین‌المللی تثبیت کرده‌اند؛ به طوری که حذف امارات از این شبکه، هزینه‌ای جهانی خواهد داشت.
- ترکیه (استراتژی کریدور چندوجهی): آنکارا در کنار توسعه و صادرات تجاری صنایع دفاعی نوآورانه خود (مانند پهپادها)، از طریق تعریف کریدورهای ترانزیتی جدید (میانی و نسق) و تعمیق پیوندهای تولیدی-صنعتی با آسیای مرکزی و اروپا، سهم خود را از زنجیره ارزش جهانی مطالبه می‌کند.
حتی در سطح جهانی نیز، جنگ میان قدرت‌های بزرگ دیگر نه بر سر قلمرو، بلکه بر سر زنجیره تأمین نیمه‌هادی‌ها (تراشه‌ها)، مواد معدنی حیاتی (مثل لیتیم و کبالت) و کدهای هوش مصنوعی است. بنابراین، خاورمیانه جدید را دیگر نمی‌توان با ابزارهای تحلیلی قرن بیستمی فهم کرد.

چالش استراتژیک ایران: تله تفاهم و فرسایندگی ساختاری
در این دگرگونی ساختاری، بزرگ‌ترین و مهلک‌ترین خطای محاسباتی برای جمهوری اسلامی ایران، «تقلیل مفهوم موفقیت ملی به توافق سیاسی یا لغو تعلیق‌آمیز تحریم‌ها» است. نگرش ساده‌انگارانه‌ای که تصور می‌کند با یک امضا یا تنش‌زدایی دیپلماتیک، رونق اقتصادی به صورت خودکار بازخواهد گشت، از درک نظم جدید عاجز است. توافق سیاسی، در بهترین حالت، فقط یک «کاتالیزور» یا مجوزی برای ورود به پیش‌ورودی مسابقه است، اما هرگز جایگزینی برای اصلاحات ساختاری، نهادسازی، ثبات داخلی و ارتقای رقابت‌پذیری نخواهد بود. تجربه کشورهای در حال توسعه ثابت کرده است گشایش‌های دیپلماتیک، بدون وجود یک «استراتژی صنعتی و تجاری منسجم»، فقط به واردات مصرفی کوتاه‌مدت و عمیق‌ترشدن بیماری هلندی منجر می‌شود. فرصت‌های سیاسی زمانی به مؤلفه قدرت پایدار تبدیل می‌شوند که ساختار داخلی توانایی جذب سرمایه، سرریز فناوری (Technology Spillover) و جهش بهره‌وری را داشته باشد. در غیر این صورت، گشایش‌های دیپلماتیک به‌سرعت به فهرست «فرصت‌های سوخته» نظام حکمرانی اضافه خواهند شد.

۶ فرمان راهبردی برای بازآفرینی قدرت ملی ایران
برای اینکه ایران از این قطار سریع‌السیر ژئواکونومیک جا نماند و به حاشیه جغرافیا رانده نشود، بازتعریف سیاست‌گذاری ملی حول شش محور الزامی است:
۱. ثبات‌بخشی، پیش‌بینی‌پذیری و حاکمیت قانون در اقتصاد: آسیبی که اقتصاد ایران از «نااطمینانی، تورم مزمن و تغییرات شبه‌شبانه مقررات» می‌بیند، به مراتب مخرب‌تر از کمبود منابع مالی است. فرار سرمایه مادی و انسانی، زاییده عدم قطعیت است. اعتماد، ماده اولیه یک اقتصاد رقابتی است؛ تا زمانی که یک کارآفرین یا سرمایه‌گذار نتواند افق پنج‌ساله کسب‌وکار خود را پیش‌بینی کند، توسعه به سراب تبدیل خواهد شد.
۲. جذب هوشمندانه سرمایه و انتقال تکنولوژی‌های برهم‌زننده: سرمایه، ترسو و هوشمند است؛ بازار بزرگ ۸۰میلیونی ایران زمانی جذاب است که با قوانین شفاف، ثبات ارزی و مکانیسم‌های بین‌المللیِ انتقال سود همراه باشد. در جهان امروز، سرمایه‌گذاری خارجی (FDI) صرفا یک ابزار تأمین مالی نیست، بلکه نخی نامرئی است که امنیت ملی کشور میزبان را به منافع حیاتی شرکت‌های چندملیتی و قدرت‌های بزرگ گره می‌زند.
۳. حکمرانی داده و سهم‌خواهی از انقلاب هوش مصنوعی: اگر در قرن بیستم، تانک‌ها و چاه‌های نفت عیار قدرت بودند، در قرن بیست‌ویکم، قدرت پردازش محاسباتی، الگوریتم‌های هوش مصنوعی، مدل‌های بزرگ زبانی (LLMs) و سرمایه انسانی خلاق، هسته سخت قدرت ملی را تشکیل می‌دهند. عقب‌ماندگی در زیرساخت‌های فناوری اطلاعات و فیلترینگ کور، به معنای خلع سلاح شدن در برابر هژمونی دیجیتال جهان است. ایران باید سهم زیست‌بوم نوآوری خود را از اقتصاد دیجیتال منطقه به‌سرعت افزایش دهد.
۴. گذار مأموریتی به «دیپلماسی اقتصادی فعال»: وزارت امور خارجه در عصر جدید نمی‌تواند صرفا یک نهاد پروتکلی یا لابی‌گر سیاسی برای مدیریت بحران‌ها باشد. سفارتخانه‌های ایران باید به دایره‌های فعال بازاریابی ملی، دیده‌بانی تکنولوژیک، تسهیلگر صادرات غیرنفتی و جاذب سرمایه تبدیل شوند. دیپلماسی اقتصادی، پل پیونددهنده سیاست خارجی به سفره مردم و توسعه درون‌زاست.
۵. ابرپروژه کریدورسازی و تبدیل جغرافیا به مزیت ژئواکونومیک: این پندار که «موقعیت چهارراهی ایران» به خودی خود یک مزیت ابدی است، یک توهم خطرناک است. جغرافیا بدون خطوط راه‌آهن سریع‌السیر، بنادر عمیق مجهز، فرودگاه‌های هاب و شبکه فیبر نوری، پتانسیلی مرده است. در حالی که کریدورهای جایگزین (مانند کریدور هند-خاورمیانه-اروپا یا کریدورهای موازی چین) در حال دورزدن خاک ایران هستند، مدرن‌سازی شبکه لجستیک کشور، یک امر حیاتی و دارای فوریت امنیتی است.
۶. ادغام ساختاری در زنجیره‌های ارزش منطقه‌ای و جهانی: در جهان شبکه‌ای، انزوا مترادف با زوال تدریجی و فرسایش قدرت است. سیاست‌گذاری کلان کشور باید به‌جای خودکفایی‌های هزینه‌بر در همه‌چیز، بر «تخصص‌گرایی هوشمند» در حوزه‌هایی تمرکز کند که ایران در آنها مزیت مطلق دارد (مثل پتروشیمی‌های پیشرفته، لایه‌هایی از صنایع معدنی، ترانزیت و اقتصاد دیجیتال) تا بتواند خود را به تکه‌ای تفکیک‌ناپذیر از پازل نیازهای دیگران تبدیل کند.

نتیجه‌گیری: بازدارندگی ژئواکونومیک؛ دکترین بقا در قرن جدید
در معماری نوین امنیت بین‌الملل، «بازدارندگی اقتصادی» یا ایجاد «اقتصاد گزینه‌ناپذیر»، جایگزین بازدارندگی نظامی نیست، بلکه مکمل، قوام‌بخش و تضمین‌کننده آن است. قدرت پایدار در دنیای امروز از انباشت صرف کلاهک‌ها یا تسلیحات سخت به دست نمی‌آید، بلکه‌ از این فرمول ناشی می‌شود: «چقدر حذف یا تحریم ما برای سیستم بین‌الملل گزاف، بحران‌زا و غیرقابل تحمل است؟». بلندای دیوارهای دفاعی یک کشور، به اندازه عمق ریشه‌های اقتصادی آن در پهنه جهان اهمیت دارد. برندگان فردا کشورهایی خواهند بود که بدانند چگونه تفاهم‌های لرزانِ سیاسی را به ساختارهای مستحکم تجاری و وابستگی‌های متقابل متقارن تبدیل کنند. رقابت اصلی قرن بیست‌ویکم، نبردِ ساختن اقتصادهایی است که جهان تمایلی به فروپاشی آنها نداشته باشد؛ چراکه فروپاشی آنها، به معنای اختلال در رفاه و امنیت خود جهان است. ایران برای ماندن در جغرافیای قدرت، باید از عصر بازدارندگی محض به عصر بازسازی و ناگزیرسازی اقتصادی هجرت کند.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.