|

به بهانه نمایش فیلم‌هایی از بزرگان سینمای ایران در جشنواره «ایل چینما ریترواتو»

‎بازخوانی میراث سینمای ایران

جشنواره «ایل چینما ریترواتو» (سینمای دوباره کشف‌شده) در شهر بولونیای ایتالیا که به نمایش فیلم‌های مرمت‌شده، کشف‌شده و کمتر دیده‌شده تاریخ سینما اختصاص دارد، امسال چهلمین سال برگزاری خود را جشن می‌گیرد و میزبان نمایش ۵۰۰ فیلم در بخش‌های مختلف، از ‌جمله «دایره مینا» ساخته داریوش مهرجویی، چهار فیلم کوتاه از ساخته‌های عباس کیارستمی شامل «نان و کوچه»، «زنگ تفریح»، «دو راه‌حل برای یک مسئله» و «همسرایان» و همچنین فیلم سینمایی «اسرار گنج دره جنی» از ابراهیم گلستان خواهد بود. این جشنواره معتبر ایتالیایی امسال بزرگداشتی را نیز برای عباس کیارستمی، کارگردان فقید سینمای ایران برگزار خواهد کرد.

‎بازخوانی میراث سینمای ایران

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

جشنواره «ایل چینما ریترواتو» (سینمای دوباره کشف‌شده) در شهر بولونیای ایتالیا که به نمایش فیلم‌های مرمت‌شده، کشف‌شده و کمتر دیده‌شده تاریخ سینما اختصاص دارد، امسال چهلمین سال برگزاری خود را جشن می‌گیرد و میزبان نمایش ۵۰۰ فیلم در بخش‌های مختلف، از ‌جمله «دایره مینا» ساخته داریوش مهرجویی، چهار فیلم کوتاه از ساخته‌های عباس کیارستمی شامل «نان و کوچه»، «زنگ تفریح»، «دو راه‌حل برای یک مسئله» و «همسرایان» و همچنین فیلم سینمایی «اسرار گنج دره جنی» از ابراهیم گلستان خواهد بود. این جشنواره معتبر ایتالیایی امسال بزرگداشتی را نیز برای عباس کیارستمی، کارگردان فقید سینمای ایران برگزار خواهد کرد. این رویداد که از یک گردهمایی تخصصی برای دوستداران سینمای کلاسیک آغاز شد، اکنون به یکی از مهم‌ترین جشنواره‌های بین‌المللی سینما تبدیل شده و نسل جدیدی از مخاطبان، به‌ویژه جوانان را به تماشای میراث سینمای جهان جذب کرده است. دوره سال گذشته جشنواره که با نمایش نسخه مرمت‌شده فیلم «جویندگان طلا» از چارلی چاپلین همراه بود، رکوردی تازه برجای گذاشت؛ حدود ۱۴۰ هزار نفر برای تماشای آثار کلاسیک سینما در میدان تاریخی ماجیوره و دیگر نقاط مرکز تاریخی شهر بولونیا گرد‌هم آمدند. جیان لوکا فارینلی، از بنیان‌گذاران جشنواره و یکی از چهار مدیر کنونی آن، در گفت‌وگو با گاردین تجربه حضور در این جشنواره را به «قدم‌زدن در میان ویرانه‌های گذشته» تشبیه می‌کند.

فارینلی در ۱۹‌سالگی همراه با دو دوستش میشل کانوسل و نیکولا مازنتی، ایده برگزاری این جشنواره را مطرح کرد. آنها پس از آشنایی با مرکز «سینه‌تکا دی بولونیا» (آرشیو فیلم بولونیا) که در سال ۱۹۶۳ تأسیس شده بود و امروزه یکی از معتبرترین مراکز مرمت فیلم و مستند در جهان را در اختیار دارد، تصمیم گرفتند آثار کمتر شناخته‌شده موجود در آرشیو را به مخاطبان معرفی کنند. او می‌گوید: «وقتی در آرشیوهای سینتکا جست‌وجو می‌کردیم، چیزهای بسیاری پیدا کردیم که حتی خودمان هم از وجودشان خبر نداشتیم. می‌خواستیم مخاطبانی پیدا کنیم تا این جواهرها را به آنها نشان دهیم». این مخاطبان سرانجام در آستانه کریسمس سال ۱۹۸۶ پیدا شدند؛ زمانی که نخستین دوره جشنواره با رویدادی دیگر در سینمای لومییر متعلق به سینه‌تکا ادغام شد. در آن دوره، ان پاتالاس، مورخ سینما و از پیشگامان مرمت فیلم، نسخه‌هایی از فیلم‌های کلاسیک «ام» و «متروپوپلیس» ساخته فیرتس لانگ را به جشنواره آورد.

فارینلی می‌گوید: «از همان ابتدا مشخص بود که با حوزه‌ای فوق‌العاده روبه‌رو هستیم. همچنین خیلی زود متوجه شدیم‌ در ایتالیا خلأ بزرگی وجود دارد؛ هیچ‌کس به‌طور تخصصی روی فیلم‌های مرمت‌شده کار نمی‌کرد و همین مسئله باعث شد آزمایشگاه مرمت سینه‌تکا را ایجاد کنیم». اگرچه جشنواره هر سال رشد می‌کرد، تا مدت‌ها عمدتا به علاقه‌مندان سینمای کلاسیک محدود بود. نقطه عطف در سال ۱۹۹۵ رخ داد؛ زمانی که برگزاری جشنواره به فصل تابستان منتقل شد. فارینلی می‌گوید: «این تغییر باعث شد فعالیت‌های ما بسیار بیشتر دیده شود».

حضور مستمر فیلم‌سازان برجسته بین‌المللی همچون وس اندرسون، فرانسیس فورد کلاپولا، مارتین اسکورسیزی و آلیچه رورواکر نیز به افزایش اعتبار و شهرت جشنواره کمک کرده است. در سال‌های اخیر، شمار مخاطبان رشد چشمگیری داشته است. فارینلی می‌گوید: «یکی از شگفت‌انگیزترین اتفاقات، افزایش حضور جوانان است. برای نسل جوان، سینمای گذشته یک کشف بزرگ محسوب می‌شود. آنها پلتفرم‌های آنلاین و سریال‌های روز را می‌شناسند، اما در بولونیا متوجه می‌شوند سینما تاریخی طولانی دارد. همچنین لذت تماشای فیلم در کنار دیگران و در فضای یک میدان عمومی را تجربه می‌کنند‌». امسال بیش از ۵۰۰ فیلم از نقاط مختلف جهان در جشنواره به نمایش درمی‌آید؛ از آثار صامت گرفته تا شاهکارهای هالیوودی دهه ۱۹۸۰ و فیلم‌هایی که سال‌ها در آرشیوها مدفون بوده‌اند. فارینلی می‌گوید: «امسال آثاری را نمایش می‌دهیم که تقریبا هیچ‌کس درباره آنها صحبت نکرده است. تماشای این فیلم‌ها مانند دیدن اثری کاملا تازه است».

این فیلم‌ها بخشی از گنجینه ملی و تاریخی ما هستند

آنتونیا شرکا، از سینمایی‌نویسان مطرح ایران، معتقد است فارغ از هر سیاستی که یک جشنواره یا سینما‌تک قصد دارد فیلم‌هایی را مطرح یا انتخاب کند، یا‌ جایزه بدهد یا جایزه ندهد‌، اینکه فیلم‌هایی از سینمای ایران در هر دورانی تاریخی، در یک رویداد فرهنگی خارجی به‌‌ویژه اروپایی‌ مطرح می‌شود و بهانه‌ای می‌شود که سینمای ایران دیده شود، یک اتفاق مبارک است.

او در بخش دیگری از صحبت‌هایش گفت: «من این را همیشه به فال نیک می‌گیرم که جشنواره‌ای تمرکزش را روی فیلم‌های مرمت‌شده و ترمیم‌شده تاریخ سینمای ایران می‌گذارد و در عین حال فیلم‌های کوتاه و بلند ایرانی را پوشش می‌دهد. متأسفانه ما در دوره‌ای از تاریخ فرهنگی و سینمایی کشومان زندگی می‌کنیم که با یک سینمای متشتت روبه‌رو هستیم. مشتت از این نظر که در تولیدات داخلی که قابل اکران و نمایش هستند، دیگر چیزی باقی نمانده است. فیلم‌ها یا به نیت پخش یا تماشا در داخل کشور ساخته نمی‌شوند و قرارشان دیده‌شدن در جشنواره خارجی است، یا اینکه اگر برای داخل ساخته می‌شوند، با غلبه‌ای که فیلم‌های کمدی، سخیف یا فیلم‌های نه‌چندان ارزشمند به لحاظ سینمایی روی پرده دارند، جایی برای دیده‌شدن و مورد نقد و بررسی قرارگرفتن پیدا نمی‌کنند و این هم باز آسیب بزرگی است».

او ادامه داد: «مثلا در دورانی که در زنجیره هنر و تجربه‌ فیلم‌ها امکان عرضه و بازخورد را پیدا می‌کردند، امروز دیگر چنین چیزی وجود ندارد. فیلم‌ها خیلی محدود و پراکنده نشان داده می‌شوند و در نهایت در پلتفرم‌ها قرار می‌گیرند که در آن بستر هم احتمالا فرصت زیادی از اینکه درباره آنها گفته شود‌ یا جریانی را ایجاد کنند، پیدا نمی‌کنند».

شرکا در بخش دیگری از صحبت‌هایش به تولید فیلم در خارج از ایران اشاره کرد و گفت: «در این میان، فیلم‌هایی داریم که اصلا خارج از ایران توسط فیلم‌سازان ایرانی ساخته می‌شوند و در این فیلم‌ها کمتر ردی از ایران واقعی امروز را می‌بینیم. ‌یا حتی در داخل ایران فیلم‌هایی به صورت زیرزمینی ساخته می‌شوند و ناگهان می‌بینیم فیلمی در جشنواره‌ای دیده شده یا جایزه گرفته و همه عوامل ایرانی هستند و در ایران هم ساخته شده است و به نظر نمی‌رسد فرصت این را پیدا کند که در بستری که از آن بلند شده، در همان بستر بنشیند و دیده شود و در چنین فضایی با سینمای چندگانه سروکار داریم و یک سینمای ایران واحد به معنای واقعی کلمه نداریم». او افزود: «برمی‌گردم به رویدادی که قرار است فیلم‌هایی از بزرگان سینمای ایران در آن نمایش داده شود. این رویداد فرهنگی، فرصتی برای مرور فیلم‌های تاریخ سینمای ما ایجاد می‌کند. فیلم‌هایی که در دورانی ساخته شدند که سینمای ایران یکی بود. فیلم‌ها در ایران ساخته و به نیت پخش در ایران عرضه و در ایران دیده، نقد و بررسی می‌شد؛ حتی فیلم‌هایی که مثل «دایره مینا» در دورانی ساخته شدند که آن‌طور که باید فرصت نکردند دیده شوند. در نهایت فیلم‌های ایرانی با تمام مشخصات و ویژگی‌هایی که برای ایران و فضای ایرانی و دغدغه‌های آن دوران هست، تلقی می‌شوند و این فیلم‌ها معرف زمان و مکان خودشان هستند. دارای هویت تاریخی و جغرافیایی خودشان هستند و از این نظر می‌توانیم بگوییم فیلم‌هایی ایرانی به معنای واقعی کلمه هستند و این به نظرم اتفاق بزرگی است. این فیلم‌ها بخشی از گنجینه ملی و تاریخی ما هستند؛ بخشی از هویت تمدنی ما و با توجه به موضوعی که این جشنواره دارد و اصلا تمرکزش بر روی این معرفی تاریخ سینما‌ست. بنابراین این فیلم‌ها هم در جای درست خودشان نشسته‌اند و به‌درستی انتخاب شده‌اند و باید از چنین موضوعی استقبال کنیم؛ به‌‌ویژه اینکه در هر دورانی، نسل‌های جدیدی سینما می‌آیند و این نوع سینماتک‌ها‌ مخاطب خاص دارند و این فرصت پیدا می‌شود برای معرفی سینمای ایران از آنچه‌ بودیم و به نظر من اتفاق خوبی است».

دعوت به دوستی و همزیستی به ساده‌ترین زبان ممکن

مازیار معاونی، منتقد صاحب‌نام سینمای ایران، ضمن تأکید بر اهمیت نمایش فیلم‌هایی از کارگردان‌های مطرح سینمای ایران در این جشنواره، در تحلیل این آثار سینمایی به «شرق» گفت: «نان و کوچه (1349)، سرآغاز ساخت فیلم‌های کوتاه موسوم به کارهای کارگاهی در سینمای کیارستمی است. فیلمی تجربی مبتنی بر تنهایی و ترس و در نهایت همزیستی مسالمت‌آمیز یک پسربچه با سگی ولگرد که او را رها نمی‌کند. همزیستی احتیاط‌آمیزی که البته در نهایت به مواجهه پسر دوم با سگ ولگرد و شروع ماجراهایی ختم می‌شود که دیگر نمی‌بینیم. بدنه داستانی فیلم به قاعده سینمای فیلم کوتاه نحیف و متکی بر یک ایده موجز است و کیارستمی فیلم را با سکانس‌های بلند بدون تقطیع یا با تقطیع کم کارگردانی کرده است». او ادامه داد: «زنگ تفریح (‌1351)، مجددا متکی بر یک پسربچه به ‌عنوان قهرمان محوری فیلم بوده و باز هم برداشت‌های بلند با حداقل تقطیع ممکن و مبتنی بر یک ایده ساده که پرداخت دراماتیکی در فرایند نگارش آن لحاظ نشده و فیلم بیشتر مدیون اجراست تا فیلم‌نامه. ایده‌ای مبتنی بر عشق یک نوجوان به فوتبال که او را درگیر مناسبات خشن مدرسه و اجتماع و حتی دور‌شدن از محل زندگی‌اش می‌کند. فیلم را می‌توان مقدمه‌ای بر ساخت فیلم گزارش (‌1353) تلقی کرد. در «دو راه‌حل برای یک مسئله» نیز ایده ساده که مدیون اجراست تا فرازوفرود دراماتیک، باز هم قهرمانان محوری فیلم دو پسربچه، دعوت به دوستی و همزیستی با صلح و مسالمت به ساده‌ترین زبان ممکن و با روایت متنی (‌نریشن) که ادبیات خاص کتب درسی دهه‌های دور را به یاد می‌آورد».

معاونی ادامه داد: «همسریان (1361) بر‌مبنای ایده ساده استفاده یا عدم استفاده از سمعک توسط پیرمرد است و باز هم یک قهرمان تنها که البته این بار از پسربچه به یک مرد مسن (پدربزرگ) تغییر سن داده است. در این فیلم هم همچون «نان و کوچه» و «زنگ تفریح»، محله‌گردی توسط قهرمان و نمایش مناسبات حاکم بر محله و اجتماع، البته در فضایی شلوغ‌تر و اجتماعی‌تر، نمایش داده می‌شود».

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.