هزینه هزار میلیاردی یک سوءبرداشت
بیش از ۴۰ روز است که اینترنت بهعنوان یکی از حیاتیترین زیرساختهای جهان امروز در ایران با محدودیتهای جدی و در مقاطعی با قطع کامل مواجه شده است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
فرید آیت: بیش از ۴۰ روز است که اینترنت بهعنوان یکی از حیاتیترین زیرساختهای جهان امروز در ایران با محدودیتهای جدی و در مقاطعی با قطع کامل مواجه شده است.
و این اتفاق، بیش از آنکه یک تصمیم موقتی باشد، نشانه یک مسئله عمیقتر است:
ما هنوز اینترنت را درست نفهمیدهایم.
تا وقتی اینترنت، در سطح یک «ابزار» یا نهایتا یک «زیرساخت فیزیکی» دیده شود، طبیعی است که درباره آن هم تصمیمهایی گرفته شود که هزینه واقعیشان دیده نمیشود.
تصمیمهایی که شاید در لحظه ساده به نظر برسند، اما در عمل، زنجیرهای از اختلال در اقتصاد، اشتغال و نوآوری ایجاد میکنند.
اینترنت امروز، صرفا یک ابزار ارتباطی نیست. بخشی از ستون فقرات اقتصاد است، در همان سطحی که برق، انرژی یا نظام بانکی اهمیت دارند.
با این تفاوت که قطع آن، فقط یک خدمت را مختل نمیکند، بلکه همزمان جریان تولید، توزیع، یادگیری و خلق ارزش را متوقف میکند.
اما خطای مهمتر، درک ناقص از ماهیت این زیرساخت است.
اینترنت فقط کابل و سرور نیست. بخش مهمتری از آن، «زیرساخت نرم» آن است، جایی که پلتفرمها و ابزارهای جهانی، امکان رشد، ارتباط و رقابت را فراهم میکنند. بدون این لایه، اینترنت عملا به یک شبکه محدود و کماثر تبدیل میشود.
در همین نقطه، سؤال جدیتری مطرح میشود:
آیا راهکارهایی مانند «اینترنت طبقاتی» یا «دسترسی محدود»، اساسا میتوانند مسئله را حل کنند، یا خودشان نشانهای از همین سوءبرداشتاند؟
باید توجه داشت که علاوه بر زیرساخت فیزیکی اینترنت که امروز در ایران تا حد زیادی به صورت ملی درآمده بعضی نرمافزارها نیز در حکم زیرساختهای نرم جهان امروز هستند و بدون آنها، اینترنت عملا معنا ندارد. گوگل، اینستاگرام، لینکدین و تلگرام از جمله اینها هستند؛ ابزارهایی که هیچ جایگزین داخلی، نه در کوتاهمدت و نه احتمالا در بلندمدت، نمیتواند به زیرساختی همتراز با آنها تبدیل شود.
اینکه یک کسبوکار صرفا در بستر اینترنت ملی در دسترس باشد، کافی نیست. باید تمام زیرساختهایی که به توسعه آن کمک میکنند و آن را دسترسپذیر و توسعهپذیر میکنند نیز فراهم باشند و شکلگیری چنین اکوسیستمی در کشوری ۹۰ میلیون نفری، به سالها زمان نیاز دارد.
از طرف دیگر، شهروند قرن ارتباطات بودن، مستلزم حضور در همین فضاست. همانطورکه نمیتوان در تهران نشست و حالوهوای یک شهر ساحلی را درک کرد، نمیتوان از جریان پرسرعت تبادل اطلاعات جدا بود و در عین حال در آن نوآوری کرد.
شاید دادن اینترنت به کسبوکارها، برای مدتی چندماهه به آنها فرصت نفسکشیدن بدهد؛ اما داشتن جامعهای پویا و نوآور، متناسب با زمانه ما، بدون اینترنت ممکن نیست و در نهایت، عقبافتادگی آن نسبت به جهان بیرون بهتدریج نمایان خواهد شد.
اما این عدم درک اینترنت در جهان امروز، برای ما و اقتصاد ما هزینه بسیار زیادی داشته است. برآوردها نشان میدهد که تنها در ۴۰ روز جنگ، زیان ناشی از قطع و اختلال اینترنت به حدود ۲۵۰ هزار میلیارد تومان رسیده است.
برای درک این عدد، کافی است آن را با خسارتهای فیزیکی مقایسه کنیم: خسارت واردشده به حدود ۱۰۰ هزار واحد مسکونی، نزدیک به ۴۰ هزار میلیارد تومان بوده است، یعنی تصمیمی در حوزه اینترنت، چندین برابر یک بحران فیزیکی به اقتصاد کشور خسارت وارد کرده است.
جز این، آمارهای دیگری هم وجود دارد که نشان میدهد قطعی اینترنت چه تأثیراتی داشته است. ما در جنگ 12روزه هم با قطعی اینترنت مواجه بودیم. همان زمان اتاق بازرگانی تهران گزارشی منتشر کرد که نشان میداد اختلال اینترنت، یکی از دو عامل اصلی کاهش درآمد و توقف فعالیت شرکتها بوده است. در همان دوره کوتاه، ۹۰ درصد کسبوکارها با افت یا توقف فعالیت مواجه شدند، این یعنی ما با یک «اختلال موقت» مواجه نیستیم؛ بلکه با نتیجه مستقیم یک خطای تحلیلی روبهرو هستیم:
نادیدهگرفتن نقش واقعی اینترنت در اقتصاد.
در اقتصادی که میلیونها نفر معیشت خود را بر بستر اینترنت بنا کردهاند، چنین تصمیمهایی فقط یک محدودیت نیست؛ بلکه مداخلهای مستقیم در سازوکار تولید، اشتغال و نوآوری است.
و این همان جایی است که هزینه واقعی شکل میگیرد، هزینهای که فقط در عدد ۲۵۰ هزار میلیارد تومان خلاصه نمیشود، بلکه در فاصلهای که هر روز با جهان بیشتر میشود، خود را نشان خواهد داد.