|

​هشدار نسبت به روایت وارونه یک واقعیت در صنعت خودروی کشور

​هشدار نسبت به روایت وارونه یک واقعیت در صنعت خودروی کشور

این روزها دعوا بر سر صنعت خودرو به جبهه جدیدی کشیده شده است؛ جبهه‌ای که در آن به جای عدد و رقم، اتهام و توهین ردوبدل می‌شود. ماجرا از یک یادداشت آغاز شد؛ یادداشتی با عنوان «چرا خودروسازان و قطعه‌سازان مشکلات را بزرگنمایی می‌کنند؟». یادداشتی که در آن عباراتی مثل «گداصفتی»، «مظلوم‌نمایی»، «چوپان دروغگو» و «تله فریب» نه به عنوان احساس یک شهروند عادی، بلکه در مقام تحلیل منتشر شده است.

 

اما این بار، قطعه‌سازان سکوت نکرده‌اند. امیرحسین جلالی، نایب‌رئیس انجمن قطعه‌سازان تهران، در واکنشی که بوی خشم و تأسف می‌دهد، به خبرنگار ما گفت: «استفاده از این ادبیات، جای هرگونه تحلیل کارشناسی را می‌گیرد. ما منتظر آمار و مستندات بودیم، اما با توهین مواجه شدیم.»

جلالی توضیح می‌دهد که این یادداشت، بیش از آنکه نقد باشد، یک بی‌احترامی سازمان‌یافته به صدها هزار انسانی است که در خط مقدم تولید ایستاده‌اند. او تأکید می‌کند: «به کار بردن واژه‌هایی مثل "گداصفتی" برای صنعتی که در سخت‌ترین روزهای تحریم و کمبود نقدینگی، چرخ‌های حمل‌ونقل کشور را نگه داشته، نه تنها غیرمنصفانه، بلکه خطرناک است.»

 

نیم‌میلیون سرباز گمنام تولید

به گفته نایب‌رئیس انجمن قطعه‌سازان، پشت هر قطعۀ خودرو، یک کارگر ایرانی نفس می‌کشد. حدود ۵۰۰ هزار نفر نیروی انسانی به طور مستقیم در زنجیره خودروسازی و قطعه‌سازی مشغول به کارند. مردانی که اگر ترمز خودروی ایرانی می‌گیرد، اگر موتوری روشن می‌ماند، حاصل زحمات شبانه‌روزی آنهاست.

جلالی با اشاره به شرایط سخت اقتصادی می‌گوید: «این نیروها در شرایطی کار می‌کنند که تحریم‌ها مواد اولیه را گران و کمیاب کرده، محدودیت‌های مالی نقدینگی را بسته و قیمت‌گذاری دستوری، حاشیه سود تولید را به صفر رسانده است. اما تولید را متوقف نکرده‌اند. حالا به اینها می‌گویند گدا و چوپان دروغگو؟»

 

۳ میلیارد دلار ارز؛ یک واقعیت غیرقابل انکار

بخش مهمی از دفاعیات جلالی به اعداد و ارقام گره خورده است. او می‌گوید: «صنعت خودرو و زنجیره تأمین آن سالانه حدود ۳ میلیارد دلار ارز مصرف می‌کند. این عدد کوچکی نیست. در مقابل، همین صنعت، بخش عظیمی از نیاز حمل‌ونقل عمومی و خصوصی کشور را تأمین می‌کند. از تاکسی‌های خط‌های درون‌شهری گرفته تا آمبولانس‌ها و خودروهای گشت.»

اما نایب‌رئیس انجمن قطعه‌سازان یک پرسش چالشی هم مطرح می‌کند: «چرا کسی از ارزبری واردات خودروهای خارجی حرف نمی‌زند؟ ده‌ها هزار خودروی خارجی با منابع ارزی قابل توجه وارد می‌شوند، آن هم خودروهایی که عمدتاً به دست اقشار خاص و ثروتمند می‌رسد. این خودروها چه سهمی در رفع نیاز روزمرۀ خانواده ایرانی دارند؟»

 

پشت پرده رانت؛ از فولاد تا پتروشیمی

اما شاید تندترین بخش اظهارات جلالی به صنایع بالادستی برمی‌گردد. او با صراحت می‌گوید: «اگر پای رانت، انحصار و سودهای غیرمتعارف در میان است، چرا فقط خودروساز و قطعه‌ساز در تیررس تندترین توهین‌ها قرار می‌گیرند؟»

وی یادآوری می‌کند: «صنایعی مثل فولاد، مس، آلومینیوم و پتروشیمی را ببینید. آنها محصولات خود را با قیمت‌هایی بالاتر از نمونه‌های مشابه جهانی به تولیدکنندگان داخلی می‌فروشند. همین امر، فشار سنگینی روی صنایع پایین‌دستی مثل خودروسازی و قطعه‌سازی ایجاد می‌کند. چرا منتقدان تندرو، یک کلمه هم از این نمی‌گویند؟»

به گفته جلالی، این نگاه یک‌سویه، شبیه به تماشای یک مسابقه بوکس با چشم بسته است؛ فقط ضرباتی را می‌بینید که به قهرمان مورد علاقه‌تان زده می‌شود، نه ضرباتی که او می‌زند.

 

مطالبه‌گری یا گدایی؟ مرز باریکی که نادیده گرفته می‌شود

یکی از نکات کلیدی که نایب‌رئیس انجمن قطعه‌سازان روی آن انگشت می‌گذارد، تمایز قائل شدن بین «طرح مشکل» و «گدایی» است. او معتقد است: «وقتی یک قطعه‌ساز از قیمت‌گذاری دستوری گلایه می‌کند، نمی‌گوید به ما یارانه بدهید. می‌گوید اجازه دهید محصولمان را به قیمت واقعی بفروشیم. وقتی از کمبود نقدینگی می‌گوید، التماس نمی‌کند، هشدار می‌دهد که این بحران به تعطیلی خطوط تولید و بیکاری کارگران منجر می‌شود.»

جلالی تأکید می‌کند: «طرح این مشکلات، مطالبه‌گری برای حفظ اشتغال و جلوگیری از تعمیق بحران در یکی از بزرگ‌ترین صنایع کشور است. اگر به این می‌گویید "مظلوم‌نمایی"، پس دیگر هیچ تولیدکننده‌ای حق ندارد صدای خود را به گوش مسئولان برساند.»

 

توهین به جای تحلیل؛ چه کسی سود می‌کند؟

سؤال مهمی که جلالی در پایان مطرح می‌کند، این است: «آیا تخریب یک صنعت ملی با ادبیات خیابانی و احساسی، به نفع تولید کشور است؟ آیا سیاست‌گذار را در تصمیم‌گیری درست کمک می‌کند؟»

پاسخ او روشن است: «نه. ای یک سبک از مواجهه فقط به دشمنان اقتصادی کشور خدمت می‌کند. کارخانه‌ای که تخریب شود، کارگری که بیکار شود، خط تولیدی که تعطیل شود، حاصلش چیزی جز وابستگی بیشتر و ضعف صنعت ملی نیست.»

جلالی خطاب به منتقدان می‌گوید: «ما از نقد منصفانه و مبتنی بر آمار استقبال می‌کنیم. هر کسی حرف حساب دارد، بیاید با منطق، عدد و گزارش کارشناسی. اما اگر کسی فقط بلد است بگوید "چوپان دروغگو"، لطفاً خودش را در قامت یک تحلیلگر جا نزند.»

و این شاید مهم‌ترین پیامی باشد که از این نشست خبری به بیرون درز کرد: صنعت خودرو و قطعه‌سازی ایران هر چه هست، اما برای ۵۰۰ هزار خانوادهای که نانشان از همین صنعت می‌گذرد، نه یک «گداصفتی» است و نه یک «تله فریب». آنها فقط می‌خواهند زنده بمانند، با همین تحریم‌ها، همین گرانی‌ها و همین نگاه‌های یک‌سویه.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.